داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

آه عبدالله

1399/05/14

-پریسا میشه باهات در مورد یک موضوع حرف بزنم خواهش میکنم روش فکر کن
خب بگو ببینم چی میخوای بگی…
_راستش من یه دایی دارم که الان داخله زندانه به خاطره مهریه …اما وقتی اومد بیرون میخوام که باهاش سکس کنی چون نیاز داره و خیلی وقته که سکس نداشته…میشه؟؟
اولش یکم ناراحت شدم اما به روی خودم نیاوردم اخه حسین تو همه جور شرایطی کنارم بود بااینکه بعضی وقتا دعوامون میشد اما خب خاطرش برام عزیز بود نه اینکه دوستش داشته باشم فقط برای اینکه حس میکردم بهش مدیونم و باید دینمو ادا کنم با کمی دلخوری گفتم:
باشه حالا این داییت که میگی اسمش چیه چند سالشه ؟؟
_اسمش عبدالله است ۵۴سالشه ،وای پری یعنی قبول کردی؟؟
حالا زیادی خوشحال نشو بهش فکر میکنم!!
اونم که دید هر لحظه ممکنه پشیمون بشم ساکت شد ودیگه چیزی نگفت منو تا خونه رسوند موقعی که پیاده شدم دیدم داره یه جور مظلومانه نگاهم میکنه کلافه پوووفی کشیدمو گفتم :خیله خب حالا اونجوری نگام نکن هروقت داییت از زندان اومد بیرون بگو میام پیشش به شرط اینکه کاری کنه بهم خوش بگذره …خندید گفت باشه بهش میگم و خداحافظی کرد و رفت…
وقتی رسیدم خونه نشستم فکر کردم و دیدم یکی از چیزایی که همیشه دوست داشتم سکس با مرد سن بالاست و هرچقدرم که تجربش کرده باشم بیشتر دوست دارم که با یه مرد پخته تر باشم و این هر لحظه منو حشری تر میکرد که دیدم دستم رو شورتمه و دارم کسمو میمالونم کلافه شدم یک ساعت پیش با حسین سکس داشتم اما به قدری کیر حسین کوچیک بود ک تو مدتی که باهاش بودم اگه انگشتای خودم نبود هیچوقت ارضا نمیشدم کلافه تر انگشتمو روی چوچولوم میکشیدم واین حرکتو سریع تر کردم که ممه هام با تکونای دستام تکون میخوردن و دیدن این صحنه بیشتر منو حشری میکرد تا اینکه ارضا شدم و بی حال روی تخت خوابم برد…
بیست روز از خواهشی که حسین ازم کرده بود گذشته بود و من منتظرم بودم که حسین بگه داییش آزاد شده چون دیگ فکر به اون سکس منو دیونه میکرد…بالاخره حسین زنگ زد و گفت:
پری داییم پریروز از زندان ازاد شده گفتم دو روز استراحت کنه و به خودش برسه که تو بیای پیشش امروز میتونی بیای؟؟راستی داییم یکم خجالتیه باید خودت اول دست به کار بشی…
من که خنده ام گرفته بود گفتم:
باشه بابا یه ساعت دیگ بیا دنبالم اونجا میرم حموم اخه تا برسم عرق میکنم نمیخوام بو بدم و در ضمن وقتی من با داییتم نمیخوام که چشمم به تو بیوفته و با یه حالت مسخره ای گفتم اخه از آقامون خجالت میکشم که میخوام به داییش بدم و زدم زیر خنده.
حسینم گفت باشه کس طلای من،من میرم تا تو راحت تر بدی به داییم و اونم خندید و خداحافظی کرد…
+پری باز کجا شال و کلاه کردی داری میری؟؟
مامان دارم میرم خونه النازشون تا ساعت پنج یا شش میام، از مامان خداحافظی کردمو رفتم بیرون به ساعت نگاه کردم ساعت یه ربع به دوازده بود و حسین ساعت دوازده باید میومد دنبالم چون میدونست من از منتظر بودن بیزارم بهم گفته بود برای ناهار چیزی میگیره واسه همین میخواست که بیشتر بمونم و پنج ساعتی رو اختصاص بدم به کیر دایی جونش …بالاخره حسین اومد دنبالم و رسیدیم، قبلا تو این خونه با حسین اومده بودم چون خالی بود… یه خونه صدو پنجاه متری با دو دست مبل و چهارتا فرش و یه اتاق که داخل اتاقش یه حموم بود و یه آشپزخونه بزرگ که توش یه میز ناهار خوری شش نفره کهنه بود، برای خونه مجردی خوب چیزی بود …
وارد خونه شدم و دیدم یه مرد قد بلند چهارشونه هیکلی اما چاق نه!!با یه سیبیل کلفت جلوم وایساده خندم گرفت و چیزی ک باعث شد خندم بگیره این بود که با یه شلوار کردی و یه زیرپوش بود و دور دستش از این پارچه های لنگی بسته بود منو دید هول کرد دو تا انگشت شصتشو گذاشت توی شلوار روی کش شلوار کردی و دو دوری دستاشو به همون حالت دور کمرش چرخوند سلام کرد و گفت:خوش اومدی چی میل داری چاب آیی منظورش چایی یا آب بود، منکه دیگ از خنده منفجر شدم بنده خدا عبدالله هم یک تک خنده ای کرد و سیگارش رو روشن کرد وشروع کرد به سیگار کشیدن…
حسین با غذا ها اومد داخل خلاصه غذامونو خوردیم که دیدم حسین قلیون اورد و شروع کردیم به کشیدن و بعد حسین مشروب ریخت برامون منو عبدالله خوردیم …بعد ده دقیقه حسین خداحافظی کرد و رفت …حالا منه مست مونده بودم با عبد الله مست تر …
بلندشدم تلو تلو خوران رفتم تو حموم شیر آب سرد رو باز کردم و یه دوش گرفتم اومدم بیرون یه شرت و سوتین ست جیگری تنم کردم ممه هام تو سوتین مثله دوتا توپ سفید شده بودن ک چاک وسطش هر مردی رو دیوونه میکرد چه برسه به یک مرد تو کف کس مونده…حوله رو تنم کرد و کمرش رو محکم بستم نمیخواستم باز بشه میخواستم عبدالله رو دیوونه کنم …رفتم تو حال دیدم عبدالله داره تو خونه راه میره موهام دورم ریخته بود با دستم دادم پشتم و همینطور اروم اروم به سمت عبدالله میرفتم که اون منو دید و خشکش زد چسبید به دیوار و من رفتم رو به روش ایستادم خودمو تو همون حالت میمالوندم بهش بیچاره قرمز شده بود حالا وقتش بود که حوله رو در بیارم تو یه حرکت حوله رو دراوردم سینه هام افتاد بیرون دیدم عبدل داره از اون بالا (چون قدش از من بلندتر بود)داره به سینه هام نگاه میکنه و زبونش رو اورده بود بیرون و تکون میداد انگار که تو فکرش داشت سینمو میلیسید (احمق من جلوتم بخور خب)کلافه شدم دستمو دراز کردم و موهاشو چنگ زدم و سرشو اوردم پایین گذاشتم رو ممه هام و سرشو رو ممه هام تکون میدادم و میگفتم:لیس بزن عبدالله سینه هامو بخور اونم با حرفای من پررو شد و سریع سوتینمو باز کرد و افتاد به جون ممه هام یه طوری میخورد که انگار صد ساله ممه نخورده منم ک شل شل شده بودم تو یه حرکت بلندم کرد و برد تو اتاق و انداخت رو تخت و شروع کرد به خوردنم و من از ته دلم آه میکشیدم تارهای سیبلش فرو میرفت تو تنم اما این دردم لذت بخش بود برام ،دیگه کنترل کردن عبدالله سخت شده بود زود شورتمو دراورد و شروع کردن ب خوردن کسم صدا دار میخورد درست مثه یه گرگ گرسنه که داشت بعد یه مدت گوشت میخورد و شنیدن این صدا برای من لذت بخش بود …اونقدر هیجان زده بود ک وقتی بلند میشد نفس بگیره همراه با صدای بلند بود از خوردنم خسته شد بلند شد موهامو گرفت و توی دستش تاب داد سرمو کشید و گفت بخورش وحشی شده بود و این منو دیوونه میکرد کیرشو کردم تو دهنم شروع کردم به خوردن کیرش تلخ شده بود فهمیدم یه من اسپری تاخیری رو کیرش خالی کرده تا یه دل سیر منو بکنه پوزخند زدم، با یه حرکت کیرشو تا ته گلوم فرو کرد و هی موهامو میکشید و عقب جلو میکرد یه پنج دقیقه براش خوردم، موهامو ول کرد گفت بخواب تا بیام بکنمت خوابیدم کاندوم کشید سر کیرش(اینم بگم که بچه حلال زاده اینبار به داییش نرفته بود چون هم کیرش از نظر کلفتی خوب بود هم دراز بود،حسین کیر کوچولو خخ)کیرشو کرد تو کسم که برق از سرم پرید یه سیلی محکم زد تو صورتم گف چیه جنده کوچولو دردت اومد و محکم تلنبه میزد و منم رویه تختو چنگ میزدم یکم تو این حالت منو کرد و گفت بیا لبه تخت و کونتو قنبل کن بالا تا از عقب بکنم تو کست همین کارو کردم اونم ایستاده بود کونمو دادم بالا اول دوتا سیلی زد به لمبرهای کونم و یکی محکم زد به کسم جالبیش اینجابود ک من لذت میبردم کیرشو کرد تو کسم و هی میزد دستشو اورد زیرم و سینه هامو به دستش گرفت و با سینه هام بازی میکرد داشتم ارضا میشدم که با داد گفتم کیرت تو کسمه عبدالله محکم تر بزن اونم محکم میزد هی میزد به کونم ک من با یه آه عبدالله بلند که بعدا سوژه خندمون شده بود ارضا شدم عبدالله همچنان میکوبید ک بعد ده دقیقه اون هیکل گندشو انداخت رو من و پشتم دراز کشید دو دقیقه بعد عبدالله بلند شد دیدم کاندومش پر آبه خندید و تشکر کرد رفت تو حموم دوش گرفت و اومد بیرون…
×پریساجان امروز بمن خیلی حال داد و من برای جبران این چیزی ندارم که بهت بدم به جز این گردنبند که برای عشق اولم گرفته بودم که ترکم کرد و رفت و من اینو میدم بهت چون دختری به با مرامی و معرفت تو ندیدم ببخش که اگه بهت توهین کردم یا زدمت دست خودم نبود…
خندیدم و صورتشو نوازش کردم و گردنبند رو ازش گرفتم و گفتم پس حتما من عشق دومتم که اینو بهم دادی اون روز من با شوخی اون حرف رو زدم…هیچوقت فکر نمیکردم عبدالله واقعا بمن حسی پیدا کرده باشه !!!نشستیم یکم مشروب خوردیم که عبدالله کیرش داشت شق میشد منو خوابوند روی تخت رفت روغن اورد و شروع کرد به ماساژ دادنم اونقدر خوب ماساژ داد ک تمام خستگیم برطرف شد بهم گف میشه از کون بکنمت منم سریع برگشتم و گفتم نه!!!هیچوقتم نزاشتم از کون بکنتم…اومد بکنتم که مامانم زنگ زد گف بیا خونه دیگه منم زود بلند شدم وحاضر شدم عبدالله ناراحت شده بود معلوم بود اما به روی خودش نیاورد و منو رسوند خونه انقدر مست بودم ک همسایمون یه سوال ازم پرسید کلی چرت تحویلش دادم دیدم مامانم داره مشکوک بهم نگاه میکنه فهمیدم اگه بمونم سه میشه رفتم تو اتاق خوابیدم خواب تو حالت مستی خیلی میچسبه…!!!بعد یه مدت حسین دیگ بمن زنگ نزد و من شده بودم زید شخصی عبدالله اونم همه جوره هوامو داشت…تا اینکه کرونا اومد و قرنطینه شدیم واز اخرین سکسمون تا الان هفت ماهی هست ک من اونو ندیدم اوایل عبدالله زنگ میزد وقتی ک دید من دیگ محل نمیدم فقط گاهی یه پیامک میده …منم دیگ با کسی رابطه ندارم و با خوندن داستانای اینجا خود ارضایی میکنم ولی خود ارضایی کجا سکس واقعی کجا!!
تو داستانای قبلیم منو فحش دادین و گفتین ک من پسرم اینم بگم انقدر ما دخترا تازگیا بده شدیم که باید باور کنین ک دخترها هم میدن اما به اونی که قابل اعتماد تره و بیشتر حال میده😉😉

نوشته: Parisaaa


👍 18
👎 8
17200 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

905543
2020-08-04 00:34:44 +0430 +0430

دوستم چرا خانوما با مرد میانسال حال میکنن، مگه مال ما همسن ها خار داره

3 ❤️

905572
2020-08-04 00:58:20 +0430 +0430

تیکه سکسیش باحال بود منکر نمیشم. ولی از نظر داستانی، مخصوصا تیکه هایی که دیالوگ پرونده بودی وسط روایت، بدون مشخص باشه کی به کیه، حس آدمو میگرفت. لایک به سادگیش.


905574
2020-08-04 00:59:37 +0430 +0430

خوبه ولی چطور اسمشوصدا میزنی عبدالله خیلی سخته که 🤣🤣🤣🤣


905589
2020-08-04 01:11:55 +0430 +0430

دوست پسرت تورو برای داییش جور کرد؟؟ دوست دختر ملت به خودشونم نمیدن تو به فامیلای پسره هم سرویس میدادی؟؟ داییش سالها تو زندان کون داده بود بعد با 50 سال سن از تو خجالت میکشید؟؟ ماهها به کسی که جای بابا بزرگت بود سرویس دادی چون دول دوست پسرت کوچیک بود؟ نمیتونستی با یه پسر همسن خودت که دولش گندس دوست بشی؟؟ یا دفعه اول که دیدی یارو باتری قلمی داره باهاش تموم کنی؟؟ شما به طرز فجیعی پسری!! 💀


905600
2020-08-04 01:21:18 +0430 +0430

منم عبدالمطلبم خخخخ

2 ❤️

905610
2020-08-04 01:36:33 +0430 +0430

دوست پسرت تو رو برای داییش جور کرد؟؟؟ نگفتی که جنده بودی
من نمی دونم چرا توی همه داستان ها باید مرده زنه رو بلند کنه ببره توی اتاق پرت کنه روی تخت اگه این حرکت انجام نشه انگار قبول نیست
شما از کجا میدونی اون دوست پسر کس.کشت حلال زاده هست که به داییش نرفته؟ اونم معلوم نیست کی از دایی پول می خواسته دایی کس.کش هم خواهر جندشو برده داده که دوست پسرتو پس انداختن
یه دختر که یه کیر کلفت رو ول کرده با داستان های اینجا جق میزنه 😂 بعد میگی چرا بهت میگن پسری
خب پسری دیگه کسخول جقی وگرنه هیچ دختری که سکس رو به جق ترجیح نمیده ( هر چند پسرش هم ترجیح نمیده این هم دلیلی بر جقی بودنت کونی )

6 ❤️

905613
2020-08-04 01:37:48 +0430 +0430

یاد اون دختره تو فیلم dirty grandpa افتادم که کل فیلم میخواست به دنیرو بده!!
لایک رو دادم بهت -__-

5 ❤️

905620
2020-08-04 01:59:26 +0430 +0430

خیلی خوب بود. میتونست توی جمله بندی ها بهتر هم باشه ولی بازم دمت گرم

0 ❤️

905628
2020-08-04 02:21:19 +0430 +0430

بده کی بودی تو؟

1 ❤️

905668
2020-08-04 06:52:40 +0430 +0430

کیرم دهنت منو یاد عبدالله سگ خور انداختی.

عبدالله رو ببینم کونش می زارم ، کص کش 400 تومن منو خورده ، فقط منتظرم ببینم این خدانشناسو 😒

9 ❤️

905691
2020-08-04 08:35:36 +0430 +0430

اسمشو عوض میکردی لنتی آخه عبدالله ها مگه سکس میکنن ؟؟ عبدالله فقط نماز میخونه و تامام . و اینکه اخرش گفتی دخترا جنده شدن یا من بد فهمیدم ؟ الان این راست میگه دخترا میدین به راحتی ؟

2 ❤️

905754
2020-08-04 13:05:36 +0430 +0430

فقط اون استدلال اول داستانت…😶خاطر خیلی ها برامون عزیزه و به گردنمون حق دارن و بهشون مدیونیم…ولی اگه چپ نگاه کنن یا بی ربط بگن و چشمشون ناپاک باشه…به هفتاد روش سامورایی …😁😁
پسری شکی ندارم…مفعولم هستی…😁😁


905769
2020-08-04 14:25:28 +0430 +0430

جنده بامرام ندیده بودیم
احساس میکردی بهش مدیونی بهش میدادی؟
تو احتمالا ژان والژان نیستی؟؟

2 ❤️

905810
2020-08-04 17:42:50 +0430 +0430

دخترایی که میدن نمیگیرن

0 ❤️

905817
2020-08-04 19:10:32 +0430 +0430

تو یه کونی مجلوقی اره ظاهرت پسره ولی مثل یه زن جنده میمونی

0 ❤️

905923
2020-08-05 02:14:17 +0430 +0430

تازگیا بده شدین؟؟
از اولشم بده کم نبوده
ولی بده با کص گو فرق داره فرقشم مشهوده
توی کونیم پسر نباشی یه دختر حشریه کیر ندیده ی دست به کصی و تو هپروت سِیر میکنی واسه خودت
وقتی یه بار میگن کص میگی ادامه نده و بازم ادامه میدین یعنی کونتون میخاره و فحشم دوسدارین

2 ❤️

906099
2020-08-05 19:42:54 +0430 +0430

بعد هفت ماه کس بدی حال میده اگه دوست داشتی در خدمتم

0 ❤️

906222
2020-08-06 04:11:37 +0430 +0430

خب در داستانهای قبلی حتما حق داشتند که بگن پسری …چون تو این داستان هم سوتی دادی…راستش من بعمرم تا بحال نه از دهن دختری یا از دهن زنی نشنیدم که برگرده بگه ( سه نشه یا سه شد) سوتی دوم …هیچ زنی هم وقتی از حموم میاد بیرون …چه واسه دادن …چه حالت عادی ، هیچ وقت زیر حوله ای که بقول خودت سکسی بسته باشه …شورت و سوتین تنش نمیکنه ! کسمغز یادت باشه این چیزهارو.
بهر حال داستان بدلمان نشست

0 ❤️

906278
2020-08-06 09:44:49 +0430 +0430

پریسا به همه میدی به ما نمیدی؟؟ 😁 😁

0 ❤️

914916
2020-09-08 00:08:26 +0430 +0430

بی برو برگرد
تو پسری

حسو حالتو طوری بیان میکنی که دقیقا یه پسر اگه بخواد بگه میگی .
در هر حال بابت زحمتی که کشیدی و تایپ کردی
خسته نباشی

0 ❤️







Top Bottom