آیدا (۲)

1400/02/26

...قسمت قبل

… اومدم بالا و سریع خودمو رسوندم به اتاقم
باورم نمی شد سی دی پیدا شد ولی میترسیدم از همسایمون نکنه داشت فیلم بازی میکرد ؟ نکنه قراره بیاد به خانوادم بگه ؟ این کابوس نمیدونم چرا تمومی نداشت …
شب سریع تر از همیشه به رختخواب رفتم ولی میدونستم قرار نیست حالا حالا ها بخوابم و استرسم نمیذاره …
سی دی رو زیر فرش اتاقم گذاشته بودم و هر چن لحظه یبار اون قسمت و نگاه میکردم .
با خودم میگفتم یبار اومدم یه کاری بکنیم اینطوری شد ساعت نزدیکای 2 شده بود و تو همین فکر و خیال بودم که نفهمیدم کِی مامان بابام خوابیده بودن و چراغای هال خاموش شده بود . همینطور رو تخت که داشتم سقف اتاق و نگاه میکردم به سرم زد که خب حالا اینهمه دردسر کشیدم بذار حداقل ببینمش حالا که شرایطشم مهیاس و بقیه خوابن .
آروم و بی سر صدا رفتم و لب تاب و آوردم و قبل اینکه روشنش کنم پتو انداختم روش که نکنه موقع روشن شدن صدا بده . خودمم رفتم سراغ اصل کاری و اومدم رو تخت و سی دی و گذاشتم و هندزفری و زدم بهش .
فیلم و پلی کردم و خودمم یکم رفتم عقب تر و تکیه دادم به دیوار .
… شروع شد یه دختر کم سن و سال که داشت درس میخوند و تصویر مدام رو بدنش زوم میشد . یهو در باز میشه و یه مردی میاد تو که هیکلش سه برابره دخترس شروع میکنه باهاش حرف زدن و بازی کردن با موها و پاهای دختره و کم کم شروع میکنه به لخت کردنش و بوسیدن و مالیدن سینه ها و کصش و …
ضربان قلبم داشت بیشتر میشد دست و پام یخ کرده بودن آه و ناله دختره رو که میشنیدم من و بیشتر تحریک میکرد و میفهمیدم که حسابی داره بهش خوش میگذره .
انگشتای یخ زده پام مدام ناخودآگاه جمع میشد و کصم داشت کم کم خیس میشد .
مرده بلند شد و شلوارشو در آورد و کامل لخت شد یه کیر گنده ای داشت که کاملا دور از تصوراتم بود نسبت به کیره مردا و سره دختره رو گرفت و کیرشو کرد تو دهن دختره …
این چیزا رو فقط از دهن بچه های مدرسه شنیده بودم و برای اولین بار داشتم میدیدم .
دستام که حس میکردم بی حال شدن ناخود آگاه رفت روی شلوارم و روی کصم ، با فشار دادنش فهمیدم اینبار حسابی خیس شده بود ( دفعه پیش با دوستام تونستیم یذره لب گرفتن و تلبمه زدن اونم ناواضح ببینیم که خیلی نبود ) اما اینبار نه داشتم از اول و کامل بدون ترس و لرز از ناظم میدیدم .
فشار دادن دستم باعث شد یه شوک بهم وارد شه و یادم اومد همینطور خودارضایی میکنن . فشار دادن و تکون دادن دستام و بیشتر کردم . رو ابرا بودم داشتم حسابی حال میکردم و صدای تلمبه زدن و آه و ناله ی دختره حشرمو چن برابر میکرد .
همینطور که داشتم میمالیدم ، صدای نفس نفس زدن خودم و میشنیدم هر کاری تو اون وضعیت من رو تو خیال میبرد که جای دختره هستم ، دستمو گذاشتم جلو دهنم که صدامو کسی نشنوه که خیال میکردم با خودم همون مرده دهنمو گرفته و اون تلمبه های وحشی رو من انجام میشد .
نفهمیدم چقدر گذشت که یهو حالم به اوج خودش رسید و ضربان قلبم که انگار از مسابقه دو اومده بودم همینطور بالا میرفت و یهو تنم یه لرزه کرد و بدنم بیحال سرجام شل شد . آبم دیگه از روی شلوار مشخص شده بود و جونی نموند برام . برای دفعه اول ارضا شده بودم .
یه حس فوق العاده و جدید ولی در عین حال احساس عذاب وجدان هم داشتم . سریع از فیلم در اومدم و سی دی و بیرون اوردم و بدن بی جونمو از رو تخت بلند کردم و سی دی و لب تاب و برگردوندم سر جاشو و برگشتم سر جام رو تخت.

با خودم میگفتم ولی خودمونیم ها عجب فیلمی و عجب حس عجیب و خوبی داشت .
که یهو یاد حرف همسایه افتادم که گفت فیلم مزخرف و بی کیفیتیه … با خودم گفتم چه چرت و پرتی فیلم فیلمه دیگه خواست حرف بزنه فقط .
ساعت نزدیک 3 و نیم بود و باید صبح به مدرسه میرفتم .
دیگه نفهمیدم کی خوابم برد …
صبح که بیدار شدم شرتمو عوض کردم و شرت قبلیمو و تو کمدم قایم کردم تا یه وقت دیگه بتونم خودم بشورمش چون میترسیدم از بوش مامانم بفهمه .
اونروز بعد پس دادن سی دی به کیمیا چن کلمه بیشتر باهاش حرف نزدم بهتر بگم با هیچکی زیاد حرف نزدم همش تو فکر دیشب بودم و حسی که موقع ارضا شدن بم دست داد هیجان زدم میکرد انگار خوشم اومده بود و آیدایی که خیلی از این چیزا سر درنمیاورد حالا حس ارضا شدن و دوس داشت و میخواست شاید بازم تجربش کنه …

ادامه دارد …

نوشته: Dar


👍 18
👎 2
9301 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

810085
2021-05-17 00:36:47 +0430 +0430

داستانتون عالیه،ولی چرا اینقدر کوتاه،تا اومدم حس بگیرم تامام شداهه😁😉

4 ❤️

810114
2021-05-17 01:51:04 +0430 +0430

خیلی خوب حس یک دختر جوان رو انتقال دادی دوست عزیز 😊👍

4 ❤️

810143
2021-05-17 07:28:48 +0430 +0430

خوبه ولی خیلی کوتاهه
طولانی ترش کن

0 ❤️

810160
2021-05-17 09:28:27 +0430 +0430

جالبه
اما طولانی تر بنویس

0 ❤️

810187
2021-05-17 12:41:52 +0430 +0430

حاجی ناموصا بیشترش کن 😂 خیلی کوتاه بود . همچنان منتظر پارت بعدی 😁

1 ❤️

810197
2021-05-17 14:24:41 +0430 +0430

عالیه داستانت من خودم تجربه ووقعی شو داشتم

0 ❤️

810205
2021-05-17 15:15:33 +0430 +0430

به جمع جغیها خوش آمدی😂😂😂😂

0 ❤️

810208
2021-05-17 15:20:26 +0430 +0430

چرت مزخرف

0 ❤️

810333
2021-05-18 06:09:45 +0430 +0430

این داستان چندین مشابه داشته رو خوندم همشون عالی بودنند اما این واقعا تا اینجا سر تر بوده اما ی مورد بگم بنظر من اگر این همه کوتاه و زود تموم کنی اون لذت و جذابیت داستانت خیلی کمتر میشه، نمیدونم شاید اشتباه گفتم اما این نظر واقعی خودمه
خوب بود ادامه بده

0 ❤️