داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

آی قصه قثه قصه (۲)

1398/08/07

سلام به همه شهوانیون

من فاطی کس قلمبه هستم
شاعر شعرو نثرهای ترکیبی سکسی
چند وقت پیش نزدیک یک ماه پیش براتون یه شعر و نثر با نام آی قصه قثه قصه با مضمون شعر حسنی نگو بلا بگو رو منتشر کردم که خیلی خیلی مورد استقبال عزیزان قرار گرفت و خیلی ازم به خاطر سرودن این شعر تشکر و قدردانی کردید وخیلی دوستش داشتید برای همین امشب و همین الان ساعت سه و نیم شب که خسته و کوفته از دادن برگشتم تصمیم گرفتم به احترام شما عزیزان از جا برخیزم و شعر و نثر جدید خودم با نام آی قصه قثه قصه ۲ و با مضمون کدوی قلقه زن رو تقدیمتون کنم.

ضمنا اسامی به کار برده شده همه به جهت وزن شعر است و به شخص خاصی اشاره ندارد

پس شما هم به احترام من بایستید و همه با هم شعر جدید منو با ریتم زمزمه کنید.

من فاطی کس قلمبه
توی حموم تلمبه

از اونجاها میخوردیم ،
یه کیر توش میچپوندیم

پیرزن کس چروکه،
با دخترش تو کوچه
دخترشو شوور داد،
به یک مرتیکه خر، داد

مردک کیر حنایی،
میکرد اونو رو قالی
اتل و متل و بادمجون
کس دخترش فسنجون

مرتیکه اونو بردش
بالای کوه نشوندش
اونجا اونو میکردش
کسسشو جارو کردش

تخمدانهاشو ، هوا کرد
لنگاشو جابجا کرد
دختره اونجا تنها
کس میداد عین زنها

بچشونم یه گوشه
کیرشو میکرد تو کوچه

پیرزنه خبر شد
دنبال دردسر شد

گفت حالا که آقاهه
سارا رو هی میگاهه

منم باید کس بدم
از لای پام سس بدم

سوتینشو به تن کرد
کسسشو اون دهن کرد

رفت و رسید به گرگه
همون گرگه بزرگه

گرگه اونو نگاه کرد
کاندومشو هوا کرد

اومد اونو بگاید
که عن زن بیامد

گرگه حالش به هم خورد
پیرزنه رو دست خورد

رفت و رسید به ببره
همون ببره قشنگه
کسسشو اون هوا کرد
حال ببریو فنا کرد

ببره که شق درد گرفت
پیرزنه خواب گرفت
خودشو به خواب ناز زد
ببره اونو یه گاز زد
حال پیرزن که خوب شد
کسش کس جنوب شد
پاشد و تند راه رفتش
به سمت شیرها رفتش

آقا شیره خبر شد
کیرش چه دردسر شد
اومد اونو بگاید
که کیرش به در آمد
کس پیرزن که خیس شد
کیر آقا شیر تمیز شد

شیره اونو بگایید
سارا صداشو شنید

گفت آقا شیر ، ولش کن
ننمو هندلش کن
هی نزنش تلمبه
ننم میشه قلمبه

بیا ،ننه جون بریم
پیش علی بشینیم

علی خودش میگادت
کیرلای پات نهادت

پیره زنه خوشحال شد
لاپاش مثل بهار شد

رفت خونه دومادش
همون که هی میگادش

لنگاشو زود داد بالا
اون نکن و کی حالا

کون ننه گشاد شد
اون وسطا پماد شد

آب دومادش که ریختش
پیرزنه زود گریختش

سارا خانوم اومدش
آب علی رو خوردش

پیرزنه شد قاطی
قیافش عین فاطی
گفت بیا دنبال من
کمتر تلمبه بزن

اعصاب اون کیری شد
شورتش ولی قیری شد

تلمبه اساسی
یارو زد روی فاطی

آب یارو که سر رفت
اراده از کفش رفت

تلمبه زد تلمبه
روی فاطی قلمبه
آقا کیان بیدار شد
سارا خانوم خیار شد
اتل و متل و آلوچه
پاشو گذاشت تو کوچه

یک کدو براش خرید
کیرشو توش هی مالید
وسط کدو سولاخ شد
پیرزنه گولاخ شد

رفت و نشست توی کدو
همون که بود عین پتو

سارا اونو هلش داد
آقا کیان قلش داد
علی اومد و بردش
گرگه نشست و خوردش

عبدالقلی دروغی
اومد مثل فروغی

کس پیرزن ، خون اومد
اون تو یه حیوون اومد

کس ننه رو خوردش
جاش یه خیار چپوندش

پیرزنه با علی
شد مشغول یللی

اتل و متل بادمجون
کیرحسنی تو میدون

علی و امیر و پدرام
همه میرن ناتنگهام
اونجا چقدر کس داره
کیر تو کونش میذاره

خوب دیگه وقت خوابه
خاله پیرزن رو کاره

دیگه برید بخوابید
کون همدیگه بذارید

اتل و متل و قلیدون
کیرتوکون همتون

نوشته: فاطی


👍 1
👎 20
6508 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

815064
2019-10-29 04:13:01 +0330 +0330

داستان قبلی که لایکات دو رقمی نشد ، دیس لایک هات داشت سه رقمی میشد

زحمت کشیدی ، دستت درد نکنه ، اما فاز ایرج میرزا برندار

3 ❤️

815066
2019-10-29 04:16:43 +0330 +0330

لکه ننگ دیگری بر شعر طنز.

3 ❤️

815072
2019-10-29 04:31:12 +0330 +0330

مزخرف مثل قسمت قبل

1 ❤️

815081
2019-10-29 04:50:52 +0330 +0330

آخه مرتيكه كودن !
اولا كه هرچقدرم خودتو جر بدي بازم تابلوئه كه يه مردك جقول هستي ;-)
ثانيا كم ك*سشعر تفت بده مؤمن . . . :-|

2 ❤️

815090
2019-10-29 05:46:21 +0330 +0330

دیس فقط دیس . (dash) (dash)

5 ❤️

815095
2019-10-29 06:20:50 +0330 +0330

کسشعرتو نخوندم چند بیت اخرو که دیدم فهمیدم ارزش وقت گذاشتن نیست تراوشات ذهنیتو گاییدم ✋

1 ❤️

815103
2019-10-29 07:06:00 +0330 +0330

چه اصراریه با این مزخرفات خودتو سبک میکنی. واسه خودت احترام قائل شو این در حد دبستان هم نبود


815123
2019-10-29 08:46:57 +0330 +0330

پس کسشعر سکسی که میگن همینه؟؟؟

2 ❤️

815145
2019-10-29 09:50:29 +0330 +0330

فاطی جان معلومه خیلی فکر کردی و زحمت کشیدی تا این شعر رو بنویسی.ولی بنظرم آدم نباید کاری که بلد نیست رو انجام بده.و بنظرم شما استعداد شعر نوشتن رو ندارید

8 ❤️

815175
2019-10-29 11:19:50 +0330 +0330

اولش رو که خوندم
تو این حقیقت موندم

که اینهمه استعداد
چطوری از تو میاد

بعد از دو سه پاراگراف
دیدم دادی همش گاف

بجای طنز تو شعرت
ریده بودی به فکرت

جا اینکه از مغز بیاد
شعر از کونت در میاد

سعدی تو گور لرزیدش
شعر تو رو که دیدش

اگر میخوای شاعرا
فحشت ندن رابرا

دیگه ادامه نده
برو کونت رو بده


815185
2019-10-29 11:31:53 +0330 +0330

من تو این سایت هیچی یادم نمونه کسشر قبلیه تو یادمه
کونده پررو تر از تو ندیدم خدایی
اتل متل کیر خر
مغزتو گاییدم بشر

6 ❤️

815198
2019-10-29 12:13:10 +0330 +0330

جمع کن برو همون کص بده که کار هر خر نیست خرمن کوفتن

2 ❤️

815220
2019-10-29 14:03:52 +0330 +0330

سپیده جان من معمولا رای نمیدم
هر جا خواستی بیشتر از یکی دیس بدی به من بگو رایم رو برا تو میزنم
از دستم شاید دلخور باشی ولی خدا نکنه حسرت بخوری

2 ❤️

815225
2019-10-29 14:28:53 +0330 +0330

اینقد کس نگو فاطی قلقله زن ???

1 ❤️

815236
2019-10-29 15:55:51 +0330 +0330

اتل متل کیرم توی این کسشرات

1 ❤️

815246
2019-10-29 17:00:38 +0330 +0330

برخورد که نه موضوع یه عدد بود
یه مرحومه ی مغفوره ای 58 و 85 و قاطی کرده بود منم بهش گیر دادم گفتم شاید تو ناراحت شدی
قرض چیه دختره خوب مال خودته
ما همین نظر دادن کفایت میکنه لایک و دیسلایک برای دوستانه غیر از حمید سیگاری

1 ❤️

815249
2019-10-29 17:06:59 +0330 +0330

من نمیدونم کی و چه کُسخلی از شما تعریف کرد که باعث شد این چرتوپرت ها رو تفت بدی؟!

1 ❤️

815531
2019-10-30 07:37:28 +0330 +0330

متاسف شدم واستون
ارزش دیس لایک رو هم ندارین : (

4 ❤️

815631
2019-10-30 17:57:15 +0330 +0330

فاطی

راستش فکر نمی‌کردم دوباره با شعر برگردی، البته حال کردم که اومدی و سرمون رو گرم کردی. من نمی‌دونستم که دوباره برگشتی، دیدم دوستان برام خصوصی دادن که چه نشستی که فاطی برگشته و من هم مجبور شدم به خاطر روی گل دوستان شهوانی بیام برات جواب بدم. البته ببخشید با عجله نوشتم.

آی قصه قصه قصه
نون و پنیر و پسته
ای بچه‌ها جمع بشین
از غصه‌ها کم بشین
میخوام بدم یک خبر
از سر شب تا سحر
فاطی اومد دوباره
با کون پاره پاره
دفعه‌ی قبل قصه گفت
حرف زیاد، ولی مفت
با کـُس‌ و شعر و آواز
بدون تنبک و ساز
همه بهش توپیدن
از سر و پاشو ریدن
درس نگرفت از اون کار
نشست رو کیر سردار
بهش بگیم نگو شعر
شعرای مثل کـُس‌شعر
ای فاطی کون قلمبه
بازم میخوای تلمبه؟
اینجا کیراش درازه
بیا توی مغازه
کـُست دیگه بو میده
صدای لولو میده
گرگه اونو جر داده
پشماشو هم فـِر داده
وقتشه که کون بدی
تا زیر ما جون بدی
همیشه می‌پاییمت
بد جوری می‌گاییمت
خیال نکن خوشگلی
برای ما پشگلی
یه لیست دارم به نامت
همه بیان به دامت
یکی یکی کون بده
از سوراخت خون بده
جنده شدی چه آسون
کون میدی تو لواسون
قصه نگو فاطمه
برای ما ماتمه
بچه‌های خوب ما
میبرنت تو کـُما
شعرتـُ دوست نداریم
ولی کونت میذاریم
حالا که لالا میری
از زیر ما درمیری
اتل و متل و قلمدون
کونتـُ بده سمندون

ها کـُ‌کا

7 ❤️






Top Bottom