اتوبوس بین شهری

1397/11/05

سلام.
یه روزگاری یه دوست دختر حشری به نام سمیه داشتم که خیلی پایه بود. من آدم خجالتی ای بودم و اون کم کم داشت اذیت میشد از این کم رویی من. اولین بار خودش سکس تل رو شروع کرد و اولین سکسمون رو هم اون شروع کرد. اما خاطره ای که می‌خوام تعریف کنم یه کار باحال و احمقانه است که با هم انجام دادیم. الآنم فکر میکنم خنده ام میگیره که چقدر بی کله بودیم. ما جفتمون تو یه شهر کوچیک دانشجو بودیم و چون مردم اونجا به شدت فضول بودن نمیشد زیاد تو چشم باشیم و رفت و آمد کنیم. مواقع با هم بودنمان محدود میشد به شب هایی که سوار اتوبوس میشدیم بیایم شهر خودمون.
یکی از اون شبها،که وسط هفته بود و از شانسمون اتوبوس خلوت بود و کلاً چهار ردیف مسافر داشت،اکثراً هم خواب بودند .اونشب، در حالی که دستمون تو دست هم بود و خیلی یواش داشتیم هم دیگه رو می‌مالیدیم، و حرفهای سکسی میزدیم، مسافر صندلی پشتی که دو تا خانوم بودن تو یه شهر وسط راه پیاده شدن. من هم که متوجه شدم دیگه کسی نمی بینه مارو جسارتم بیشتر شد و کم کم دستم رفت و پهلو و کمر و باسن سمیه… کیفم رو هم گذاشته بودم روی پام و سمیه هم دستش رو کیر من بود و آروم و حرفه ای می‌مالید برام. بهش گفتم دلم میخواد همه جات رو ببوسم، یهو با یه خنده‌ی ریز و حشری گفت همه جا رو که نمیشه… گفتم میشه من میکنم. گفت دروغ میگی… آقا از من اصرار و از سمیه انکار. از اونجا که نمیشد تو اون شرایط این کار رو بکنم و بهش ثابت کنم ، ازش پرسیدم تو چی ؟ من رو نمی بوسی سر تا پا؟ چشمهاش برقی زد و گفت اگه بخوای چرا که نه و همون موقع کیرم رو یه فشار سفتی داد.همه‌ی حرفش رو زده بود بهم. باورم نمیشد. یه لحظه حشر زد بالا و گفتم الان درش بیارم برام ماچش میکنی؟ بدون نه آوردن گفت نفهمه کسی؟ گفتم نترس. سرش رو گذاشت روی کیفم که روی‌ پام بود که مثلاً سرش رو گذاشته بخوابه. منم کاپشنم رو انداختم روش و قشنگ استتارش کردم و زیپ رو باز کردم و معامله رو درآوردم. اینقدر هیجان زده شده بودم که کیرم سر و بی حس شده بود و از راستی افتاد. سمیه در حالی که نمی‌دیدم چیکار داره می‌کنه یه چند تا بوسش کرد ولی من چیز زیادی حس نمی‌کردم. بهش گفتم سر شده از استرس و هیجان… اولین بار بود یکی این کار رو میکرد برام. تو همین احوال ها بودم که کمک راننده بلند شد و اومد سمتمون. قلبم داشت میومد تو دهنم که بدون اینکه بفهمه از کنارمون رد شد و رفت تو جای خواب پائین پله های اتوبوس خوابید. دیگه مطمئن بودم هیچ خطری نیست. سرم رو بردم کنار گوش سمیه و گفتم یه چیزی ازت بخوام؟ گفت بگو؟ گفتم میشه بخوریش؟ یه مکثی کرد و گفت پر رو نشو… گفتم باور کن منم می‌خوام مال تو رو بخورم اگه بذاری و الان میشد… و رفتم عقب . منتظر شدم که ببینم چیکار می‌کنه که احساس کردم سر کیرم خیس و داغ شد… سمیه جون شروع کرد برام ساک زدن… وای خدا چیکار داشتیم میکردیم… در حد یکی دو دقیقه خورد و آخرش هم یه گاز ریز و کوچیک از کیرم گرفت و اومد بالا گفت دیگه بسه… منم که داشتم منفجر میشدم گفتم باشه و به مالیدنش ادامه دادم. سمیه هم که دید بیخیال نمیشم دستش رو برد توی شلوارم و شروع کردم با کیرم ور رفتن و اینقدر مالید تا آبم فوران کرد بیرون. برام عجیب بود دستش رو بیرون نیاورد و قشنگ ریخت تو دستش و تو چشمهاش می‌دیدم داره لذت می‌بره… با یه حال خوبی دستش رو آورد بیرون و تمیز کرد و سرش رو گذاشت روی شونه ام.
یه حال عجیبی داشتم… بهم گفت دو تا چیز میگم فراموش نکن، اول اینکه حق نداری ازم بخوای برات ساک بزنم و خودم هر وقت دلم بخواد اینکار رو میکنم، دوماً اینکه بعد از اینکه ارضا میشی هم برات اینکار رو نمیکنم. من کم رو و خجالتی هم خوشحال از اینکه یه نفر اونم دوست دخترم برام ساک زده با رضایت گفتم عوضش هر وقت بخوای می تونی ازم بخوای برات بخورم… کافیه که بگی ؛)
خلاصه بعدش منم دستم رو بردم تو شلوارش و براش مالیدم تا لرز گرفت و تو بغلم و در شرایط سخت داخل اتوبوس ارضا شد…
خلاصه که خیلی اون شب بهم حال داد و شانس آوردیم کسی نفهمید خریتمون رو… خوش باشی هر جا هستی سمیه…

نوشته: بی نام


👍 21
👎 2
51062 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

743751
2019-01-26 06:07:57 +0330 +0330

من اتوبوس داشتم از این چیزا زیاده من دیدم حتی شلوار در اوردن دارن میخورن مخصوصا راه دور اونم نصف شب وای چه باحاله

0 ❤️

743821
2019-01-26 14:23:07 +0330 +0330
NA

راننده هم مشنگ تشریف داشت وشماروهم ندید به فکرم نگنجیداین داستانت

0 ❤️

743870
2019-01-26 20:13:02 +0330 +0330

مالش و مالیدن و جق زدن منم داشتم تو اتوبوس خیلی حال میده، مردم اکثراً میگیرن میخوابن ???

1 ❤️

743880
2019-01-26 21:17:18 +0330 +0330

اگه بددهن بودم میگفتم ریدم تو فرهنگت ، ولی حیف بددهن نیستم :(

0 ❤️

743898
2019-01-26 22:03:41 +0330 +0330

میگم اسمت امیر نیست؟
بچه همدان؟

0 ❤️

745940
2019-02-04 23:54:12 +0330 +0330

من با اتوبوس زیاد رفت و امد دارم ولی ندیدم تا حالا همچین حرکتی رو
جالب بود

0 ❤️

774268
2019-06-17 08:48:19 +0430 +0430

خب من و دوست دخترم جا نداشتیم، همه کارمون توی ماشین و تاکسی بود، اون موقع ماشین بابام رو برمیداشتم و میرفتیم یه جای خلوت و کلی برام میخورد و حتی آبمم میخورد، توی تاکسی هم انقدر براش میمالیدم که شلوارش کامل خیس میشد ولی برام جالب بود هیچوقت نمیذاشت کار به ارضا شدنش برسه و میگفت دوست دارم مال هم شیم بعد ارضام کنی و هیچوقت هم نذاشت کسش ررو ببینم، کاش باهاش ازدواج کرده بودم، خیلی دوستش دارم و الانم واقعا پشیمونم که ترکش کردم :((((((

0 ❤️







Top Bottom