داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

ادا تنگ ها کونش میخارید (۱)

1399/05/16

سلام دوستان گل
اول یکم درد دل(البته با چاشنی شوخی)
البته اگر اصل داستان میخواید برید از قسمت *** بخونید
یک عده دوستان منتقد و فیلسوف و داستایوفسکی و فراستی اینجا داریم
سکس با زن و دختر مردم مینویسن میان فحش میدن که ناموس مردم و…
با ناموس خودشون و محارم مینویسن میان باز فحش میدن که آدم با ناموس خودش…
اصلا به ناموس کار ندارن کون همدیگه میزارن میان میگن گی دیس لایک و…
اصلا به سوراخ کار ندارن از دید زدن مینویسن میان میگن اینجا اومدیم داستان سکسی بخونیم!!!
برادر و خواهر گرامی منتقد
زن و شوهری مینویسن میگین آدم خجالت نمیکشه سکس زنش مینویسه؟
از دوس دخترش مینویسه میگین سکس دوس دخترم خوندن داره؟
تیترش نوشته گی میای مینویسه گی نخونده دیس متنفرم؟؟؟مگه واسه تو نوشته؟واسه اونها نوشته که گی دوس دارن!!!وقتی از گی انتقاد میکنن یاد احمدی نژاد تو مصاحبه اش با شبکه آمریکایی میفتم
ولی خیلی تابلو و مشخصه بعضی نظرها واسه جلب توجه دیگرانه، اینها همونهان که تو خیابون بلند حرف میزنن تا حواس ها بیاد سمتشون
بیدار میمونن تا بشن اولین کامنت و بیان پروفایلشون ببینن اما…
لطفا زیر همین داستان من بنویسید دقیقا دنبال چه نوع داستانی هستید و چه داستانی از نظر شما داستان خوبیه لا اقل نویسنده ها بدونن
اما داستان


خیلی خسته بودم و از سر کار داشتم بر میگشتم برم خونه حواسم نبود علی داشت صدام میکرد مهرداد مهرداد باز کیفتو جا گذاشتی…
وای خدا با این افزایش قیمت ها و این حقوق لعنتی با لیسانس مکانیک باید لوله کشی کار میکردم از بیکاری دلم گرفته بود و رفیقم تا پلیس راه امام هادی منو آورد تا برم بجنورد
ایستگاه سواری های بجنورد و هجوم راننده ها…
شیروان میری بیا
قوچان بیا جلو بشین
فاروجیه میشناسمش بخدا…
بجنورد یک نفر بیا بریم باهاش میرم میبینم دو نفر نشستن یک آقا با عصا جلو یک پسر همسن خودم خسته تر از خودم عقب
بهش میگم حرکته؟
میگه گفتم یک نفر
خنده ام میگیره از دروغ همیشگی راننده ها
نشستم وسط
یهو دیدم صدای جر و بحث میاد
سرمو چرخوندم یک دختره داشت میگفت آقا من که گفتم جلو میخوام بشینم
یک نگاه به نفر جلویی کردم دیدم پاش داغونه نمیتونه بیاد عقب با خودم گفتم ای بابا هنوز باید وایسیم و باز باید برم خونه همرو از خواب بیدار کنم
دیگه ۸شب شده بود و تاریک میشد
یهو دختره سفید برفی با کلاس اومد تو ماشین بشینه گفت حیف عجله دارم
موقع نشستن یک اوف گفت و به من اخمی کرد
گفتم برم اون ور تر بزار راحت بشینه خیالش راحت بشه حرکت کنیم
طوری رفتم به پسره سمتی چپی محکم چسبیدم از خواب پرید بعد اخم کرد گفتم الانه فکر میکنه کونی ام دست میکنه تو کونم
یکم خودم جمع کردم اخم کردم گفتم یکم صمیمی بشینیم این خانوم معذبه بزار راحت باشه اون هم دختررو نگاه کرد و دوباره گرفت خوابید
لامذهب تو چند ثانیه خوابش برد خرس قطبی هم اینجوری نمیخوابید
دختره کیفشو گذاشت وسطمون و همینجور غر غر میکرد
منم فاصله اجتماعیو رعایت میکردم کرونا نگیریم
راننده داشت یک بار میگرفت تا حرکت کنه
دیگه منم سرمو گذاشتم بخوابم
تازه داشت چشمهام گرم میشد خوابم ببره که دیدم دختره کیفشو برداشت منم تکون نخوردم دوباره کیفشو بزاره دیدم طول کشید باز داشت خوابم میبرد دیدم ای خدا این چرا کیفشو گذاشت ولی بزرگ تر شد کیفه، به خودم اومدم زیر چشمی دیدم پاشو چسبونده یکم که گذشت دیدم داره کم کم شونه و بازوش به من میماله
ای بابا
تجاوز به پسر مردم تو شب تاریک تو تاکسی
مگه خودت برادر پدر نداری ؟
به سرم زد جیغ و داد کنم بگم آقای راننده نگه دار پیاده میشم یا جای منه یا جای این خانوم که دیدم شونه هاش و بازوش جدا کرد
چشمهام باز کردم دیدم خوابه و کیفش گذاشته کنار پنجره ماشین به عنوان بالشت زیر سرش
تا خواستم بخوابم دیدم یهو یکم خودش کج کرد و کمی از باسنش روی پهلوم و کمی از رانش اومد روی رانم،جفت تخمهام اومد تو دهنم درسته تاریک بود ولی راه پر از چراغ بود سریع سمت چپو دیدم پسره خوابه و راننده بزور چشمهاش باز نگه داشته و داره جلوش میبینه،اگر این پسره بیدار میشد ضایع میشد، سریع کیف لپ تاپم گذاشتم رو پام طوری که انگار دیوار کشیدی خیلی ضایع بود کیر خودمم راست شده بود بالاخره آدم تحریک میشه دست خودت نیست،کیفو به صورت عمود گذاشتم کنارم بین خودم و به پسره دیدم نمیشه بالاخره اومدم بزارم بین دو تا پام یکم که پام باز کردم بزارم بین دو تا پام مجبور شدم پای راستم باز کنم دختره فهمید یکم باسنش داد بالا پام بیشتر رفت زیرش و دیگه دید میخوام کیف بزارم سریع با خیالت راحت بیشتر رانش گذاشت رو پام
دیگه مخم گوزید این که اولش اونجوری میگفت کنار آقا نمیشینم حالا این کارهاش دیگه چیه
به شدت برام جدید بود و تحریک شده بودم
دوباره چپو نگاه کردم پسره خوابه
برگشتم دیدم دختره چشمهاش بسته است
خدایا این دختر به این خوشگلی تیپ و قیافه عالی به قول دوستان داف شاسی بلند و شاه کس مشهد چه به من آخه
درسته تیپ و قیافم بد نیست ولی اینقدر هم خوب نیست من یک کارگر بدبخت با موهای کثیف این داشت بهم پا میداد
شکمش صاف صاف، من که بخاطر کرونا باشگاه ول کرده بودم یکم شکم درآورده بودم اما این دیگه خیلی سکسی بود
نور که میخورد بیشتر دقت میکردم چقدر خوشگل بود
اولش اصلا دقت نکردم چرا
لعنتی شهوت بهم غلبه کرد آروم دستمو از روی کیف برداشتم از کنار دیوار کیف آوردم روی اون یک ذره روی رانم که هنوز خالی بود کم کم پشت دستم به رون پاش چسبوندم هیچ تکونی نخورد آروم کف دستم گذاشتم روی رونش وای قلبم هزار تا میزد اما مغزم هیچ سیگنالی نمیداد
دستمو روی رونش نگه داشتم
شروع کردم با دستم پاش نوازش کنم
خیلی تحریک بودم جای کیرم هم بد بود اگر آبم میومد خیلی ضایع بود
هنوز قوچان نرسیده بودیم
دستم برداشتم یک دستمال کاغذی تو جیبم بود سریع با دست چپ خیلی آروم دکمه شلوارم باز کردم گذاشتم تو شورتم جلو کیرم،دوباره شلوارم مرتب کردم
قاطی کردم با خودم گفتم گور باباش رونش محکم میمالم احتمالا راضیه و خوشش میاد اگر هم اعتراض کرد میگم میخواستم پاتون بردارید مغذب بودم
شروع کردم محکم مالیدن پاش یکم تکون خورد فکر کردم ترسیده دیدم نه این نترسیده تحریک شده
دیگه شجاع تر شده بودم و دستم آوردم بالا و بالاتر تا نزدیک کسش میمالیدم و هیچ اعتراضی نبود آروم دستم بردم و کوسش مالیدم پاهاش قفل کرد، داشتم بیخیال میشدم که پاش شل کرد و دوباره کوسش مالیدم
اه لعنتی رسیدیم قوچان و راننده نگه داشت بره مسجد بشاشه
ولی قبلش شاشیده بود ، نه به خودش به حال من که داشتم حال میکردم
اومد و حرکت کرد به محض اینکه راه افتاد همرو چک کردم خیالم که راحت شد خوابند،دو باره دستم بردم لای کسش مالیدم
گفتم اینکه از خداشه بزار بکنم تو شرتش کسش بمالم تا خواستم دستم ببرم تو شلوارش دستمو گرفت، ریدم به خودم خواستم دستم بکشم خودش دستمو گزاشت رو کسش وای دیگه خیالم راحت شد شلوار پارچه ای نرمش هم بهم حال میداد داشتم میمالیدم گفتم بزار باسنشم بمالم
آروم دستم بردم پشتش و باسنش مالیدم اوووووففففف چه حالی میداد این باسن نرم قشنگ روی سوراخ کونش میخواستم بمالم اما شلوار چون تو بدنش کش اومده بود نمیشد لای باسنش زیاد بمالم دوباره دستم آوردم روی کوسش مالیدم و اون هم یک هو دستشو آورد و ساعد دستم بماله، قشنگ از بالای ساعد میمالید تا مچ
وااااایی صحنه فوق سکسی و جدید و تازه بود برام نتونستم خودم نگه دارم،ارضا شدم دیگه داشتم حال میکردم که دختره هم تند تر دستمو میمالید فهمیدم الانه ارضا بشه
عمودی افقی دورانی همجوره انگشتم رو کسش میکشیدم و میمالیدم یهو دستم فشار داد و بعد دستمو برداشت فهمیدم ارضا شد یکم بعد چشمهای خوشگلش باز کرد و یک لبخند بهم زد اطراف نگاه کرد و دستم آورد بالا و دستم بوسید
بخدا یک لحظه انگار عاشقش شدم
چه لبخند قشنگی داشت
اون راضی من راضی گور بابای قاضی
رسیدیم فاروج و دستهامون تو دست هم و دیگه کامل پاش روی پام بودو دست همو میمالیدیم که با اولین دست انداز کیری پسر کناری داشت بیدار میشد که سریع از هم فاصله گرفتیم
فاروج شهر آجیل نیست لعنتی شهر سرعت گیرهای کیریه
اون و شیروان تخمی ترین شهرهان
از بس سرعت گیر و پلیس تخمی داره که جریمه میکنن عقده ای ها
از اون حال خوش با لبخند آرامش جفتمون رفتیم تو ناراحتی و اخم
یهو کناریم با صدای خسته گفت فاروجه ؟
اعصابم خورد بود میخواستم داد بزنم سرش بگم کیر خر!!!نه نیویورکه این همه آجیل فروشی داره احمق!!! ولی خایه نکردم بگم خیلی ملیح گفتم نه داداش رسیدیم فاروج
دیگه نخوابید تا شیروان
۱۲۰ کیلومتر از مشهد تا قوچان و الانم ۶۰ تا فاروج خواب بود ۱۵ کیلومتر از فاروج تا شیروان طفلی بیدار بود منتظر بودیم بخوابه دوباره که کیر خر خبر بدتر رسید
عنتر خان پیاده شد شیروان
به ناچار تابلو نشه یکم از دختره فاصله گرفتم که یک نگاه ملتمسانه کرد که نه نرو ولی نباید تابلو میکردیم
ماشین که راه افتاد تو دلم به راننده فحش میدادم چرا به راننده های شیروان خیانت کردی مسافرشون گرفتی دیوث ، شده بودم وکیل مدافع حقوق راننده های شیروان
یهو دختره گفت ببخشید شما هم بجنورد میرید؟
وای این چقدر قشنگ بود و صداش قشنگتر
اون غر غرو خانوم چه ناز حرف میزد حالا لعنتی نکن دلم رفت
این شد شروع صحبت ما نکته کلیدیش اونجا بود گفت شما کجا پیاده میشید که جفتمون دور میدون ایستگاه سواری ها پیاده شدیم و هر کس پول خودش حساب کرد، بخدا جیبم خالی بود وگرنه یک جنتل منی ام من، عمرا میزاشتم عشقم حساب کنه
تا پیاده شدیم گفتم دیروقته کسی میاد دنبالتون؟گفت نه میخوام یکم قدم بزنم حالم خوب نیست
دو زاریم افتاد
گفتم اگر افتخار بدید همراهیتون کنم
چه گوه ها، من و لفظ قلم؟! لعنتی دختر با کلاس دیده بودم جوگیر شده بودم یکی نبود بگه دو تا بی فرهنگ تو کف ،تو ماشین همو میمالیدی چه به این با کلاس بازی ها
موقع راه رفتن یکم خجالت داشتیم ولی دل و زدم به دریا گفتم چرا ناراحتی اونم سریع گذاشت کف دستم زد تو راه گوزم ، با دوس پسرم دعوام شده
حالم گرفته شد
بابا خودم دوس ندارم زیدم کسی بدزده وقتی یک دعوا کوچیک میکنیم تو مرام ما این سو استفاده ها نبود
تیز بود گرفت گفت این آخرین فرصت بود بهش دادم واسه همیشه جدا شدیم و وسایلم گرفتم
منم سر تجربه که دخترها از پسر فضول خوششون نمیاد نپرسیدم کیه و چیه چرا
گفتم بهتر انگار همچین بانویی قسمت من بوده
و دستشو آروم گرفتم و فشار دادم و به قدم زدن ادامه دادیم و یا علی گفتیم و عشق آغاز شد.

دوستان تا اینجا داشته باشید تا ادامه اش که خیلی جالب تر میشه میفهمید اون ادا تنگ و این مالیدن هاش به چه دلیل بود، براتون بعدا بگم تو داستان بعدی
شبتون خوش
امیدوارم بالاخره اون نویسنده رویاهاتون با اسب سفید بیاد و داستان مورد علاقتون واستون بنویسه

نوشته: ارباب مهرداد


👍 27
👎 9
19100 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

906146
2020-08-06 01:20:43 +0430 +0430

داستانتو نخوندم ولی از قسمت اولش خیلی خیلی خوشم اومد
لایک

2 ❤️

906148
2020-08-06 01:22:49 +0430 +0430

خب دیگ گفدی بیایم بگیم چه داستانی میخایم واسه همین میگم ک داستان ددی میخام بلد هسدی بنویسی؟

2 ❤️

906154
2020-08-06 01:30:26 +0430 +0430

ارباب؟ نه ارباب؟؟ این کارگر بی پول کسمغزی که تو توصیفش کردی حتی نداشت کرایه ماشین دختره رو بده ارباب بود؟؟ نویسنده رویاها نمیخوایم حضرت آقا همین که امثال تو کستان ننویسن به شعور خلق اله توهین نکنن کافیه .آخه مرتیکه راننده ماشین دفعه اولش نبوده که دختر سوار میکرده صد در صد وقتی میبینه دختر پسر جوون کنار هم نشستن از ایینه هواسش هست تو داخل تاکسی طرفو به ارگاسم رسوندی کسی نفهمید؟؟ اصل ماجرا میخوای؟؟ ای به چشم!!! مهرداد که هم مهر داد هم ابان داد هم ماههای دیگه سوار ماشین میشه میبینه بغل دستیش یه دختر خوشگل است چون طرف خواب بوده سعی میکنه پاشو از گلیمش دراز کنه ولی نمیدونسته راننده بیداره!! خلاصش که اون شب مجبور میشه در حالی که قفل فرمون داخل کونشه تا بجنورد پیاده بره تا دیگه واسه خواننده ها تعیین تکلیف نکنه!!..پایان! 😁


906157
2020-08-06 01:38:48 +0430 +0430

جقی کسشر نباشه کسی چیزی نمیگه
خیلی داستانت کسشر بود ادامشو هم ننویسی بهتره با اون چسناله های اول داستهان
جقی اون کارای که شما دوتا توی ماشین انجام دادید روی تخت دو نفره نمیشه زد چطوری انتظار داری باور کنیم؟

ارباب مهرداد یا کونی مهرداد عاقلان دانند

4 ❤️

906161
2020-08-06 01:48:17 +0430 +0430

از کونایی که دادی بنویس فحشات مال من.

1 ❤️

906162
2020-08-06 01:49:50 +0430 +0430

اول شر و ور گفتی نخوندم
کیر یعقوب و پسراش تو کونت

1 ❤️

906175
2020-08-06 02:08:36 +0430 +0430

داستانو نخوندم ولی‌ واقعن حرفای اولت ب جا بود…متاسفانه کم شعور زیاده دور‌ برمون من خیلی دیدم به گی ها توهین میکنن…خوب با توجه ب ادب خودشونه دا چ میش کرد

1 ❤️

906187
2020-08-06 02:35:57 +0430 +0430

کرمانج باشی میخونم وای بە حالت اگە کسشعر تفت بدی :))
منتظرم ببینم چکار میکنی ولی از فاز طنز و شوخی بکش بیرون چون قلمت در حد طنز و شوخی روان نیست

0 ❤️

906188
2020-08-06 02:37:05 +0430 +0430

ایقد اولش گفتی هرچی مینویسیم یع عده فحش میدن خودت میدونستی که چه داستان دروغی وتخیلی میخوای بگی یه دختر رو یه ساعت کوس وکونشو بخوری حداقل نیم ساعت به چند مدل مختلف تلمبه بزنی شاید به ارکاسم برسه که اکثرا ارکاسم رو تجربه نمیکنن چطور تو توی یه وجب جا طرفو به ارکاسم رسوندی بیا بکنمت یه داستان واقعی بنویس

2 ❤️

906193
2020-08-06 02:49:11 +0430 +0430

اقا اون طرف کشور رو نمیدونم ولی این طرفی که من هستم راننده های جاده ای اگ دختر پسر پشت باشن کل راه ع آینه به عقب نگا میکنن حالا در بینش یه نگاهی هم به جاده میکنن.
در مورد بند اول هم بگم تا حدودی درسته ولی چه باور کنی چه نکنی کسخلایی هستند که با خوندن داستان محارم فک میکنن که همشون واقعیه و در نتیجه به این فکر میکنن که چرا من نکنم؟فلذا ما حداقل کاری که میتونیم بکنیم اینه که بیایم چارتا فش بدیم تا دیگه اون کصکش نیاد کصشر پرورده ذهنشو با مقدمه های مشهور مثل این داستان واقعیه و عناوین مشابه بگه.در مورد گی ها بگم من خودم نسبت به بعضی پسرا در بعضی مواقع حس پیدا میکنم اما اسم خودمو گی نمیذارم.تو اگ داستانای گی رو بخونی بالغ بر نود درصدش خاطرات کون کونک بازیاشونو تو توالت مدرسه و اینا مینویسن و اعتقاد بر گی بودن دارن.ینی اگه از اینا کلماتی از قبیل _ مدرسه درس زنگ تفریح به بهونه درس گیم نت پس۴ و…_ رو بگیری هشتک گی سیر نزولی پشم ریزونی پیدا میکنه
اینا خودشون نمیدونن کصخلن و ما باید متذکر بشیم
اما در بعضی موارد معدود حق با توعه عزیزوم:))))

4 ❤️

906214
2020-08-06 04:25:28 +0430 +0430

عزیز دل برادر بجای اینکه برامون تعیین تکلیف کنی و راجع به نظرات سرورهای اینجا بلغور کنی نمیگذاشتی راننده بشاشه به تخیلاتت تا پیرزنی که دستت تا ساعد تو کسش بود دختر شاه پریون ببینی و بیایی اینجا شرو وربنویسی

خیلی سال پیش، یه دوست خیلی خوشتیپ و خوش قیافه ای داشتم …با یکی از همین سواری های بنز ( یادش بخیر اون موقع ها ماشین خوش رقص جاده شمال بود ) رفته بود شمال …موقع برگشت برام تعریف کرد که سر شبی موقع حرکت یه دختر سانتی مانتال اومد کنار دستم نشست . یه لبخندی زد و یه ببخشید حشرواری هم گفت …نزدیک های تهران بدون اینکه بدنش بهم بچسبه …لحظه خواب نیمکره کونش رو هوا بود ( بنز جا داربود) گفت کف دستم رو صندلی کشیدم زیر کونش اولین انگشت رو که فرستادم بالا …نخورده فقط دیدم برق اسا یه دست از لای پاش اومد بیرون با پشت دست محکم خوابوند تو بنا گوشم که از شدت صداش هم کلاه مخملی زپرتی بغل دستیم و هم راننده به سمت صدا برگشتند…اما تنها چیزی که دیدن خواب بودن من و دختره بود…تا خود تهران جرات نکردم چشمامو باز کنم موقع پیاد ه شدن دیدم یه چیزی رو کاغذ نوشته انداخته لای پام …نوشته بود بیشعور عوضی تو مرد بودی حرمت منو نگه نداشتی …اما من زن بودم حرمتت رو نگه داشتم . کسی که شلوار خیسش قراره ضایعش بکنه من چرا پیش قدم اینکار بشم …خاک برسرت.

3 ❤️

906233
2020-08-06 06:52:26 +0430 +0430

همه چیز قشنگ بود به غیر از اسم آخر نوشتت/
دوست داشتم داستنتو همشهری

0 ❤️

906240
2020-08-06 08:10:20 +0430 +0430

کیرم من با اقای رانند با کناریت همزمان توی کونت با داستانت کونی بچه

1 ❤️

906241
2020-08-06 08:13:38 +0430 +0430

نکته اول داستان کاملا درست بود یه عده فقط میخوان جلی توجه کنن .

2 ❤️

906253
2020-08-06 09:06:46 +0430 +0430

چند روز پیش یه دختر سوار کردم رفت پشت نشست ، بعد دوتا پسر سوار کردم ، صدمتر رفتم یهو دختره به پسره گفت : برو اونورتر دیگه ، منم یه نگاه کردم دیدم پسره اصلا کاری نکرده ، زدم بغل گفتم :دختر خانم بپر پایین // و اینطوری از دست یه دختر چوسان فوسانی راحت شدن

3 ❤️

906257
2020-08-06 09:17:31 +0430 +0430

ببین ما یه داستانی میخوایم که کسشر نباشه . حتی اگه یه داستان گی رو خوب بنویسن مرض نداریم که دیس لایک بدیم ولی داستان خوب نیست کسخل خان . سکس با محارم بازم اگه داستانش پرداخت خوبی داشته باشه شایسته لایک هست ولی این واقعا کسشره که بری خواهر خودتو بگایی و بیای تعریف کنی و لایک بهت بدن تا بیشتر تشویق شی به گاییدن خواهر خودت . داستانت هم بدک نبود . زیاد کسشر نبود فقط بعضی جاهاش غلط املایی و انشایی داشتی که از یه جقی انتظار دیگه ای نمیره

0 ❤️

906265
2020-08-06 10:04:33 +0430 +0430

گه اضافی خوردی اول داستانت! اینجا یه سایت آزاده عزیز به تو چه؟! دیس تو کونت

2 ❤️

906270
2020-08-06 10:22:12 +0430 +0430

کسشر بود دیس تو کونت!

راستی کیری خان همین شما دخترا رو پر رو کردین به تو چه مربوطه کرایشو حساب کنی؟ ملت کافی شاپ هم میرن دنگ خودشونو میدن تازه اونا رل زدن! بعد توی گوزو یه دختر تو ماشین دیدی فاز حاتم طایی گرفتی؟ برو به خودت و داستانتو مقدمه ات شاشیدم…

2 ❤️

906283
2020-08-06 11:19:45 +0430 +0430

تصورات جقیتو میخوای بنویسی چرا تخمای منو‌گاز میگیری 😑

0 ❤️

906303
2020-08-06 13:59:52 +0430 +0430

خدایی کلب خندیدم
بعدی رو هم زودتر بنویس

0 ❤️

906305
2020-08-06 14:20:33 +0430 +0430

فاجعه بود واقعا کسمغز تر از تو پیدا نمیشه تازه ما پدر برادر نداریم والا

0 ❤️

906318
2020-08-06 15:46:11 +0430 +0430

اول داستانت درست بود. منم میخواستم ماجراهای سکس های خودم را بنویسم که همه اش هم واقعی بود، از ماجرای یکی از دانشجوهام شروع کردم اما دوستان شهوانی کوص مغز اینقدر حرف مغت زدن که پشیمون شدم

1 ❤️

906327
2020-08-06 16:38:05 +0430 +0430

نگو ک انقد قراره زندگیتون از تو تاکسی شرو شه

0 ❤️

906328
2020-08-06 16:49:08 +0430 +0430

تو گه خوردی تو مشهد همچین کاری کردی؟
تو تو مشهد به یه دختر دستت بخوره از گیر خود دختره و داداش و باباش و دوس پسرشم خلاص بشی علم الهدی میگادت.
ضمنا ادبیاتت هم مشهدی نبود.

0 ❤️

906335
2020-08-06 17:20:24 +0430 +0430

ناموسا چرا لنقدر فحش میدین به داستان ها و نویسنده ها،رحم کنید

0 ❤️

906337
2020-08-06 17:59:09 +0430 +0430

جالب بود
منم داستانمو نوشتم چن روز دیگه شاید تأیید شه
این فحش دادنا عادیه عزیزم اینا عقده فحش دارن تو راحت حرفتو بزن
داستانتو خوندم و اگه واقعی باشه خوبه ادامه بده

0 ❤️

906342
2020-08-06 18:53:42 +0430 +0430

قسمت مقدمه داستانت خيلي خوب بود

اين شده دقدغه همه نويسنده هاي اين سايت و متاسفانه حل شدني هم نيست

يه قسمتش ، مقصرش ادمين هستش ، يه عده مشخص بطور سيستماتيك زير داستانها فحش مي نويسند ، اينا يا بشدت مورد ازار جنسي قرار گرفتند و مريضند، يا حكومتي هستند و بابت فحش نوشتن پول مي گيرند. ادمين با خوندن زيرنويس چهار تا داستان براحتي مي تونه تشخيصشون بده و اكانتشون رو بلاك كنه ، تا حالا هم كرده ، اما كلا تو اين مورد ضعيفه

يه قسمت ديگش ، متاسفانه جوي كه خود كامنت نويسها ايجاد كردند ، من نمي فهمم كه چرا بايد داستان اروتيك سكسي روشخم زد كه راست يا دروغش رو پيدا كرد. بابا، داستان سكسيه ، همين
فسفر مغز مي سوزوني كه پيدا كني يارو داره خالي مي بنده؟ خب كه چي؟ داستان سكسي فقط و فقط اروتيك بودنش مطرحه

و اما حرف تو ، اين ديكه از حماقت عميق بعضي كامنت نويساست ، بالاش نوشته محارم ، بيغيرتي ، مامان ، فلان
دوست نداري نخون ، زر زر زيادي زير داستان نكني ، هيشكي نميگه لالي به ابرفزل

اگه مي خوايي بدوني چقدر مردم ما مريضند ، برو كامنتهاي سايت مثلا ايكس ان ايكس ايكس رو زير داستانها بخون ، نود و نه درصد كامنتا فقط حالت تشويق داره ، مگه يارو چقدر افتضاح نوشته باشه كه ، مثلا يكي كامنت بد بنويسه

1 ❤️

906355
2020-08-06 19:58:21 +0430 +0430

نصف دوم کیرم تو حلقت بچه ریقو

0 ❤️

906367
2020-08-06 23:46:50 +0430 +0430

ریدی ارباب

0 ❤️

906372
2020-08-07 00:26:14 +0430 +0430

دهنمونو گاییدی بسکه لغاتت را تکرار کردی
کم گوی و گزیده گوی

0 ❤️

906498
2020-08-07 07:19:22 +0430 +0430

اسم داستانت اینت ادا تنگا الفاظت قشنگ نیست.
از بالا نگاه میکنی یا فکر میکنی تو خیلی خوبی تو خفنی مخاطبت زیرته و هرچی خواستی میتونی صداش کنی.
اینا فانتزیاته جقتو بزن ولی بدون تا نتونی بایه دختر مثل ادم حرف بزنی جواتم نمیده میدونی هَوَل بودن جواب نمیده از هر دختری میخوای بپرس احترام نزاری حتی توی صحبت جوابتو نمیده👌😏

0 ❤️

906756
2020-08-08 05:52:51 +0430 +0430

خوب بود بخصوص قسمت فاروج وشیروان بااون سرعت گیرهای مزخرف وپلیس های عقده ایش خودم چند بار اون مسیر جریمه شدم اما فاصله قوچان تا فاروج 60تا نیست هااااا

0 ❤️

906758
2020-08-08 06:00:22 +0430 +0430

دوستان عزیز نویسنده مشهدی نیست بجنوردیه بنده خدا اول داستان هم گفته فقط مشهد کار میکنه

0 ❤️

906799
2020-08-08 11:12:46 +0430 +0430

ی نفر دختر داغ و ترجیحا چادری بیاد سکس چت

0 ❤️

906862
2020-08-08 18:40:40 +0430 +0430

کوسشعر بود اولا داستان تکراری بود و فقط شهرها تغییر کرده بود، دوما چجوری توی ماشین کون دختره چسبیده به پهلوی تو؟!!! سوما ریدی با این باشگاه رفتنت، تا کرونا اومد شکم آوردی؟!!! در نهایت بهتره صابونت رو عوض کنی.

0 ❤️

906877
2020-08-08 23:13:57 +0430 +0430

B=====D اینم جایزت😂😂😂

0 ❤️

909785
2020-08-20 02:05:40 +0430 +0430

✅✅✅✅✅✅✅
داستانت ک خوب بود و ب نظر من هم واقعی میاد هرچند من خودم دستمالی کردن تو ماشین و بازار و … رو دوس ندارم،ینی اخلاقم نیس کلا.
ولی مقدمه داستانت عالی بود کاملا درست میگی⚘

0 ❤️







Top Bottom