ارباب مقتدر لر

    سلام پرهام هستم ۲۲ سالمه و هنر میخونم یه پسر لاغر و ظریفم فیسمم ناز و بیبیه حدود دو ماه پیش تو اینستا تو پیج ارباب و برده گفتم که برده هستم حدود یک ساعت بعدش یه خانم اومد دایرکتم پیجش رو نگاه کردم مشخص بود ورزشکار حرفه ای بود قد بلند پوست سفید و هیکل کشیده تو مایه های لیلا رجبی چهرشم خیلی خشن بود بهم گفت واقعا حس بردگی داری که من گفتم بله سرورم گفت اصل بده کامل خودمو معرفی کردم و گفتم چند سالمه و اهل تهرانم و تجربیات بردگیم رو گفتم خانم گفتن که اسمشون گیسیا هست و سی و هشت سالشونه و مربی بدنسازی هستن چیزی که مشخص بود بهم گفتن برای قرار باید برم گچساران خیلی استرس داشتم تا حالا انقدر راه دور نرفته بودم اما تو تعطیلات قرار شد برم روز چهار شنبه ساعت شش قرار بود راه بیفتم که با اینکه ساکم رو آماده کرده بودم اما ترسیدم و از جام تکون نمیخوردم ساعت هشت بود گیسیا خانم بهم زنگ زدن و گفتن کجایی گفتم تو خونه هستم با تعجب گفتن هنوز راه نیفتادی گفتم نه ببخشید سرورم میترسم که پشت تلفن سرم داد کشیدن کونی پدرسگ مگه من مسخره تو هستم اینکاره نیستی چرا گوه میخوری برده ای اشک هام جاری شد و گفتم باور کنید حس بردگی دارم ولی میترسم راه دور بیام بهم گفتن نترس الاغ نمیخوام بکشمت که گمشو راه بیفت گفتم چشم سرورم بلند شدم کیف پول موبایل و پاوربانکم رو برداشتم و با اسنپ رفتم پایانه آزادی و از اونجا حرکت کردم به سمت گچساران خیلی خیلی استرس داشتم تو اتوبوس عکسمو برای سرورم تلگرام کردم که خیالشون راحت شد بعد چندین ساعت موزیک گوش دادن و خوابیدن رسیدیم گچساران با چنبار توقف پیاده شدم و با سرورم تماس گرفتم بوق کامل خورد و جواب ندادن کلی نگران شدم که شاید سرکاریه تا اینکه بعد پنج دقیقه که مردم و زنده شدم جواب دادن و گفتن که بیرون بودن و ازم پرسیدن که کجام بهشون گفتم و بهم گفتن که وایسا اونجا تا بیام دنبالت حدود نیم ساعتی وایسادم قشنگ ترس همه وجودمو گرفت تا اینکه یه پرشیا سفید اومد جلوم اولش شک کردم تماس گرفتم و بعد دیدم خانم راننده پرشیا که عینک دودی داشتن تلفن رو جواب دادن و منو دیدن و گفتن بیا در ماشین رو باز کردم و نشستم تو ماشین بدنشون واقعا فوق العاده بود دست های سفید مچ قوی انگشتای قوی و صورت سفید با بینی بزرگ اما خوشفرم بهم سلام کردن خیلی عادی و باهام دست دادن قدرت دستای قوی بانو رو میشد حس کرد از چنتا سوال کردن در مورد اینکه راحت اومدم یا نه و بعد حرکت کردیم سمت مکان تو راه چنبار نگه داشتن و باهم خرید کردیم قشنگ ده سانت از من بلند تر بودن و بسیار قوی کتونی های سفید با جوراب سفید پاشون بود و اندام قدرتمندشون حس میشد بعد چند دقیقه رسیدیم به یه آپارتمان چهار طبقه وارد آسانسور شدیم و رفتیم بالا بانو گیسیا بهم حوله دادن و گفتن برو حمام رفتم حمام و حسابی دوش گرفتم و اومدم بیرون بانو یه لباس مشکی اندامی پوشیدن و موهای مشکیشون رو از پشت بستن و با کفش پاشنه بلند وارد شدن منو بردن تو اتاق و چوب بستن پاهامو باز و دست هام به پشت یه شلاق چرمی دراز گذاشتن رو تخمام و آروم تکون میدادن رو تخمام ناگهان محکم زدن به تخمم گفتم آییییی اومدن سمتم یه توپ گوی مانند رو توی دهنم کردن و دهنمو بستن دوباره برگشتن رو به روم صدای پاشنه های کفششون بهم استرس میداد قلبم تند تند میزد با شلاق کوبیدن رو تخمام آیییییی ناله کردم دو سه ضربه پشت هم زدن که ناله هام به زور از دهن بستم میومد و به خودم میپیچیدم اومدن سمتم با دست های قویشون چونه ام رو گرفتن و با چشمای مغرورشون بهم نگاه کردن یه نگاه سرد و بی احساس تیزی ناخنشون قشنگ تو چونه ام فرو رفت ازم کمی فاصله گرفتن و با صدت به سینه و شکمم شلاق میزدن از ضربه ی پنجم همینجور اشک هام جاری بود و به خودم میلرزیدم به سمتم اومد نوک سینه هامو تو دست گرفتن و بهم گفتن چیه چته؟من که هنوز کاری باهات نکردم چرا انقدر میلرزی اشک از چشمام بیشتر اومد استرسم بیشتر شد درحالی که ناخنای بانو تو نوک سینه ام بود میتونستم حدس بزنم چه قدر از استرس من لذت میبرن کمی عقب رفتن با شلاق زدن بغل رونم از درد زوزه کشیدم و همینجور اشک میریختم پوست سفید و نازکم با هر شلاق یه رد قرمز به خودش میگرفت رد قرمزی که گاهی خون کمی ازش جاری میشد ده الی بیست ضربه خوردم بانو کفش هاشون رو درآوردن تا مسلط تر باشن پاهای کشیده قدرتمند سفیدشون بسیار با ابهت بود به سمتم اومدن ناخ شصت پاشون رو روی تخمم فشار میدادن و من ناله میکردم و بانو گلومو فشار میدادن و بهم میگفتن چیه حرومزاده؟درد داری کونی بدبخت میلرزیدمو حرف های نامفهوم میزدم آخه گوی تو دهنم بود مزه ی پلاستیکش هنوز زیر دهنمه آب از لب و لوچم جاری بود همینجور بانو گیسیا بهم خندیدن و گفتن آخی حتی نمیتونی التماسم کنی بدبخت چه قدر تو حقیری و یک لبخند رو صورت زیبا و چشمان قشنگشون نشست دستشون رو روی کیرم بردن و گفتن آخی این دودول کوچولوت فقط به درد له شدن میخوره و با مشت زدن تو تخمام از درد به خودم پیچیدم شلاق کوچولوشون رو برداشتن دودولمو بالا دادن و تند تند با شلاق رو تخمام میزدن انقدر درد داشتم که فقط به خودم میپیچیدم و ناله میکردم بانو گیسیا گوی رو از دهنم در آوردن انگشت دستشون رو بردن تو دهنم بهم نزدیک شدن بوی تنشون رو حس کردم کمی نگام کردن و دست و پامو باز کردن نشستم جلوشون دوتا شوکر به تخمام وصل کردن که کنترلش دستشون بود پاشون رو تا نصفه کردن تو دهنم و گفتن هرچی شد پام از دهنت در بیاد زنده ات نمیذارم یهو دکمه شوکر رو فشار دادن و تخمام میلرزید از شوک با درد و اشک پاشون رو ساک میزدم تو دهنم عقب جلو میکردن و من گریه میکردم و اشک میریختم که بانو بلند بلند میخندیدن شلاقشون رو آوردن پاشونو رو سرم گذاشتن و با تمام وجود منو میزدن شلاق رو تنم میخورد و مثل یک حیوون به خودم میپیچیدم از درد دو ساعت شلاق خوردم تا اینکه بانو یکم آروم شدن اومدن سرمو ناز کردن و گفتن آفرین سگ خوب همینجا وایسا برات سورپراز دارم رفتن بیرون و بعد یه ربع یه ظرف آوردن و گفتن شروع کن به خوردن نگاه کردم دیدم عنشونه ریده بودن تو ظرف بهم گفتن میرن میان تموم نکرده باشم منو میکشن از در که رفتن یکم بو کردم عنارو و بعد خوردم تن تن جویدم تا حس نکنم مزه بدشو دهنم بوی عن میداد بانو داخل شدن و از کارم راضی بودن منو بردن تو توالت و دهنمو شستن...
    نوشته: پرهام

  • 8

  • 28




  • نظرات:
    •   TheBitchKing
    • 1 هفته،2 روز
      • 7

    • اینو میبینی " . " ؟ بهش میگن نقطه. سال اول دبستان، بعد این که "آب بابا" "بابا آب" یادتون دادن، گفتن باید تهش این عنو بزارین.
      کیر تو سوادت


    •   شبحسرگردان
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • خوب بود.خشن دوس
      لایک


    •   shahx-1
    • 1 هفته،2 روز
      • 13

    • عزیز جان به جای دنبال ارباب رفتن تشریف ببرید سربازی ترجیحا نیروی زمینی ارتش همچین بهتون زور میگن که یکبار برای همیشه این هوسا از کله مبارکتون میوفته!! (dash)


    •   خوشگلخانم
    • 1 هفته،2 روز
      • 7

    • این که لرها اربابن که شکی درش نیست نیازنیست توگوه بخوری توله سگ بکیر مادرتوسگ بگاد


    •   کاربر.قدیمی.هستم
    • 1 هفته،2 روز
      • 10

    • کوسکش دروغگو گچساران که باید بری ترمینال جنوب سوار شی


    •   Prometheuss
    • 1 هفته،2 روز
      • 5

    • آدم اگر از غصه بمیرد حق است... (dash)


    •   Mahyar543
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • قشنگ بود ولی حاجی این که همش شکنجه به چشم میخورد حتی وقتی پالیسی میکرد بازم همراهش شکنجه میشد یکم تنوع بده از دفعه بعدی


    •   God@guilt
    • 1 هفته،2 روز
      • 6

    • بر شما سه کیر روا باشد
      اول کیر مگس که سهمیه عنش رو تناول کردی
      دوم کیر اموزگارت که سواد اموخته را کسشعر نموده به داستان تفت دادی
      سوم کیر مردان ایران زمین که ابروی انان بردی


      با عرض معذرت بعضیاتون گرایششون به درد درز کون خودشونو اربابشون میخوره. اخه گوه خوردن چه لذتی داره اونم از یه زن؟ خواستی اسم لر بیاری تا مثلن یه عده احساس غرور کنن کمتر فوشت بدن؟ هر کی اینکارا رو بکنه از حیون کمتره ابروی لرا هم بردی تو کسکش


    •   lovely_grl
    • 1 هفته،2 روز
      • 6

    • بخدا شما روانید مریضا اه حالمو بهم زدی


    •   بچه-ای-خوب
    • 1 هفته،2 روز
      • 5

    • بدبخت های بیچاره و حقیر.
      خاک بر سر این جوان های مملکت که به خاطره کُس حتی توی خیالشون خودشون رو حقیر و بیچاره نشون میدن.
      دست آورد 40 ساله انقلاب.


    •   ali80xx
    • 1 هفته،2 روز
      • 4

    • دلم میخواد بالا بیارم رو صفحه گوشی
      واقعا چیه این احساسات کصشر شما
      پس اختیار و عزت خدادادیتون کجا رفته


    •   کارخودشونه...
    • 1 هفته،2 روز
      • 4

    • لیلا رجبی دختر مهران رجبیه ؟


      چرا من هرجا میرم یه اثری از مهران رجبی اونجاست ؟


      تلوزیون
      سینما
      ویدیو


      تو خیابون
      تو یخچال


      تو شهوانی


    •   Mr.smart
    • 1 هفته،2 روز
      • 5

    • ناموساکسی هست ازتهران بکوبه تاگچساران بره به عشق بگادادن تخم و عن خوری خو داستانت راستم باشه درهرصورت کسخلی :)


    •   sina_slave46
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • برده خانوما و زوج میشم


    •   bigshahin
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • حالم بهم خورد
      یعنی چی اینکارا


    •   شنل_قرمزی
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • ۱.گیسیا دیگه چجور اسمیه؟
      ۲.ارباب برده اینجوری دوس ندارم.
      ۳.فیلم پورن تریف نکنین آدم حس بدی میگیره


    •   شنل_قرمزی
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • ۴.)جاموند) لیلا رجبی دیگه کیه؟
      ۵من خیلی پرتم لیلا رجبی نمیشناسم یا رفیق رفقای دانشگاه نویسنده اس این لیلا رجبی؟
      ۶.فک کنم تموم شد کامنتم (biggrin)


    •   mostoufi
    • 1 هفته،1 روز
      • 3

    • وجدانن این خانم لیلا رو توی گوگل سرچ ایمیج کنید یه گولاخ 1/87 متری پرتاب وزنه که شوهرشو بلند میکنه جای وزنه پرت میکنه تو خونه و خیابون.
      گی من سر بوات نرین من دوگنبدون. گیمه بخر.


    •   Ramin@-
    • 1 هفته،1 روز
      • 2

    • خیلی کسخلی


    •   Barde_koni17.5
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • بیا پی وی پدرام من نزدیک گچسارانم امیر18 بهبهان هماهنگ کنیم منم برده بانو بشم لطفا


    •   kokarostam
    • 1 هفته،1 روز
      • 10

    • آشغال


      کلا باید بر کل خاندانت از زنده و مرده، زن و مرد، کوچک و بزرگ، شرق و غرب، شمال و جنوب، رید. کاشکی میشد از افکار و اهداف ادمین آگاه میشدیم که چرا چنین چیزی را منتشر میکند. من از همین تریبون از همه داستان نویسانی که تخمیترین داستانها را ارسال کردند و بهشون فحش دادم، حلالیت میطلبم. واقعا نمیدونستم افرادی با افکار مالیخولیایی مثل این تپاله وجود داشته باشه.


      ها کـُ‌کا


    •   Caboos1
    • 1 هفته،1 روز
      • 5

    • خداااااااا
      بله سرورم؟گیسیا؟اشک هات جاری شد؟پاشو تا نصفه کرد تو دهنت؟عن؟؟؟
      انسان تا کجا میتونه سقوط کنه و حقیر باشه
      با نگاهی به کامنتا متوجه شدم هستن ازگلایی که اینجورین
      دوست عزیزی که گفتی بخاطر کس
      یارو رید به این بابا بعد داد خورد رنگ کسشم نشونش نداد
      اینا فقط اومدن دنیا رو به لجن بکشن


    •   Cyberlink
    • 1 هفته،1 روز
      • 4

    • کیر بهمن کلوو من قنت!
      قابل توجه بچیل گچ❤ (biggrin)


    •   Nima_21sant
    • 1 هفته،1 روز
      • 4

    • از تهران پاشی بری گچساران که عن بخوری؟؟؟ افرین بهت ???


    •   Keyvan.18cm
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • توله سگ ماده که میخوان تربیت بشن بیان دایرکت
      توله تصویری میخوام میتونی بیا
      ثابت بکنی دائمی و تصویری هستی برات کم نمیذارم


    •   R.B.behruz
    • 1 هفته،1 روز
      • 3

    • خلایق هرچه لایق!!!!


    •   MFM_iran
    • 1 هفته،1 روز
      • 3

    • کثاااافت
      نسلت منقرض بشه انشالله


    •   hamid30gari
    • 1 هفته،1 روز
      • 6

    • خداوکیلی زمان شاه امثال شما کجا بود که رضا شاه به تیر حرومتون کنه؟؟؟
      داشتم فکر میکردم داری کس میگی تا کامنت از تو کسخول ترها رو دیدم که حتی یکی نوشته بود تورو خدا ردیف کن منم برده ی خانم بشم.
      مشکل کامنت گذاشتن پای داستانهای شنا اینه که آدم بهتون نمیتونه فحاشی کنه و شما خوشتون میاد و در هر صورت برنده اید.
      ولی من بلدم چیکار کنم.اینجا رو باش.
      پرهام جان تو یه آدم خوب و قوی و بکن هستی که کسی حتی جرات نداره تو چشمات نگاه کنه.تو عنت رو به خورد مردم میدی.ای مردِ مقتدر،ای توانا،ای زورگو.(اون مقتدر و توانا واسه اون فحش مادر حساب میشه)اینا رو میخوای زجربدی باید ازشون تعریف کنی،خیلی موجودات ناشناخته ای هستن.
      کابوس جان اینطوری فایده نداره آدرس بده بیایم برده ات بشیم داداشی.(داداشی از داستان قبل بود)


    •   mehrankaraj
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • منم اسلیو خانومها میشم، ولی داستانت به دلم ننشست


    •   parto_banoo
    • 1 هفته،1 روز
      • 2

    • اه اه اه نصفه شبی مشمئزمون کردی مرتیکه چندش (dash)


    •   Annahita
    • 1 هفته،1 روز
      • 4

    • تو رفتی گچساران؟ با بانو گیسیا؟
      شرمنده ولی هنو بو گیس ایا (biggrin)


    •   m...h...a...
    • 1 هفته
      • 2

    • حالمون به هم خورد..دیسلایک


    •   seidal_bak
    • 1 هفته
      • 4

    • بی پدر تخم حروم حالمون بهم زدی .کیرهرچه لره تواصل ونسبت .پدرمادرت دلشون خوشه پسربزرگ کردن


    •   asheghedildo
    • 1 هفته
      • 1

    • آخه این چه ارباب و برده ای هست این که همش شکنجه و شلاق و اینا بود که


    •   ششلی@سکسی
    • 1 هفته
      • 1

    • آقا اینکه این ریده بجای زنده بودن ، شکی درش نیست .حتی ارزش نقد هم نداره
      ولی یه سوال ذهن منو درگیر کرده حالا که اسم لیلا رجبی اومد ، این مهران رجبی تو تلوزیون و سینما و نمایش خانگی و تبلیغات و مجری گری و غیره و غیره ... این کص کش کی وقت میکنه این همه سر صحنه بره؟ پس کی زندگی روزمره داره این الاغ ؟؟ انگار کل سینما و تئاتر و تلوزیون قحط الرجال شده


    •   mbs78
    • 1 هفته
      • 1

    • اوبنه ای تو که مادرت با نادرستی و زنا تو رو آورده شکی نیست دیگه چرا اسم لر ها رو میاری کیر هرچی لره تو کون جد و آبادت البته این حرفم واسه تو یه فوش نیست یه تعریفه


    •   mrsmith
    • 1 هفته
      • 0

    • چرا دروغ میگی اخه


    •   Mmd7585
    • 6 روز،23 ساعت
      • 0

    • داداش ی سوال دارم میشه ج بدی


    •   Winston991
    • 6 روز،16 ساعت
      • 0

    • اولا ریدم تو فیست که از خودت تعریف نکنی
      دوما این اسمای تخمی رو از کجاتون در میارید؟؟ گیسیا دیگه چیه؟؟
      سوما ریدم تو دهن اونایی که میگن به همه گرایش ها احترام بذارید و اونا رو درک کنید
      اگه انفدر دوس دارید گوه بخورید خب یکیتون هم بیاد گوه منو بخوره شاید بپسنده


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو