ارباب نقره ای

    این نوشته محتوی بی دی اس ام همجنسگرایانه است!


    خسته کلید رو میندازم و میرم داخل. از در که وارد میشم میبینمش که تکیه داده به دیوار، یه دستش تو جیبش و داره سیگار میکشه. با یه اخم غلیظ خیره شده بهم:
    _ دیر کردی!
    و قبل اینکه جواب بدم دستور میده" دوش بگیر و بیا اتاق بازی!"


    _فردا کلاس...
    بدون توجه به حرفم از پله ها میره بالا. در اتاق رو باز میکنه و قبل داخل رفتن میگه:
    _نیم‌ساعت.
    لعنت بهت! لعنت به من!
    خودمو گربه شور میکنم. از کمدش پیرهن نقره ای رو بر میدارم و تنم میکنم.


    لعنتی ! فقط دو دقیقه از وقتم مونده.
    سریع خودمو می رسونم به اتاق. در میزنم و میرم تو .دم در وامیستم. تا بهم اجازه نداده نباید جلوتر از این برم.
    نگاش میکنم که رو تخت نشسته.همه ی وسایل هم‌به ترتیب کنار تخت چیده. نگاهمو میندازم پایین. تا وقتی اجازه نداده، نباید به چشاش نگاه کنم.
    _چهار دست و پا رو تخت. صورتت سمت من.
    پوزیشن‌مورد علاقه اش.
    اطاعت میکنم.
    رو زانوهاش می‌ایسته. صورتم‌ درست جلوی کیرشه و میبینم که جاش چقد تنگه!
    شستشو رو لاله گوشم‌ میکشه و آروم رو گونه ام‌حرکتش میده. میاد پایین تا به لبم برسه. لعنتی حتی با لمسش حشریم میکنه.
    دستشو میذاره زیر چونه ام‌و سرمو میاره بالا.
    _نگام‌کن.
    تو چشاش نگاه‌میکنم.
    آستیناشو تا بالای آرنج تا میزنه‌و کمربندشو باز‌میکنه.زیپشو میکشه‌پایین. کیر کاملاً راست شده اشو میاره بیرون‌.
    فکمو فشار میده. دهنمو باز‌میکنم‌و شروع میکنم‌به خوردن کینگ‌سایز مورد علاقه ام. دکمه های‌پیرهنش رو دونه دونه باز میکنه. عضلات فوق العاده اش! نگاه کردن‌به هیکلش و ساک زدن براش باعث میشه خودم سفت تر شم.
    بعد از چند دقیقه موهامو میکشه و سرمو میده عقب. لبامو از کیرش جدا میکنم. میاد پشتم‌و خم میشه روم.پیرهنمو تا روی کمرم‌بالا میزنه. کیر سفت و داغ و خیسش رو کمرمه. دوست دارم‌لای‌کونم‌حسش کنم ولی نباید درخواست کنم. نفساش که به گردنم میخوره بیشتر حشری میشم. لبای داغشو میذاره پشت گردنم و محکم پوست حساسمو میمکه.
    لباش میاد تو گودی گردنم ،گاز میگیره و جای گاز گرفتگی رو محکم میمکه. مطمئنم پوستم تا الان ارغوانی شده.
    مارک هایِ ارغوانیِ خاصِ خودش.
    موهامو میکشه. سرمو میارم‌بالا تا راحت تر گردنمو مارک کنه.
    دکمه های پیرهن تنمو باز میکنه و نوک سینه های سفت‌شده امو محکم‌فشار میده‌.تا خودش نخواسته نباید ناله کنم.
    پیرهنو تا سرشونه ام‌پایین‌میکشه و شونه ام محکم گاز میگیره.
    نیازی نیست از چشای خمار و لبای نیمه باز و نفس زدنام‌بفهمه آماده ام. اون‌همیشه میدونه‌کی وقتشه!
    خودشو میکشه کنار. میدونم‌الان باید چی کار کنم. به‌پشت‌میخوابم. و دستامو میبرم‌جلوش.
    مچامو با دستبند نقره ای میبنده و با زنجیر به بالای تخت میبنده


    برخلاف دفعات قبلی، بدون اینکه از گگ و چشم بند استفاده کنه، شروع میکنه به مارک کردن کل بدنم. سینه هام،شکمم و داخل رونم. و هر از گاهی انگشتشو میکشه رو سوراخم و حشری ترم میکنه. پاهامو از هم باز میکنه. کمی کیرمو میماله و بعد رینگ رو میندازه.
    پاهامو با زنجیر به بالای تخت وصل میکنه.
    کامل در اختیارشم و کنترلم میکنه.
    انگشتاشو میاره جلوی دهنم
    خوب خیسشون کن بیبی
    انگشتاشو آروم میمکم و زبونمو روش میلغزونم. انگشتاش رو از دهنم در میاره و اولین انگشت رو واردم میکنه. لبمو گاز میگیرم تا صدایی ازم خارج نشه. به خاطر بسته بودن پاهام نمیتونم تقلا کنم. فقط انگشتای پامو جمع میکنم. انگشتای بعدیو وارد میکنه و شکمم رو که به خاطر نفس نفس زدنام تند تند بالا پایین میشه گاز میگیره.
    صبورانه آماده ام میکنه. از این صبور بودنش خوشم میاد.
    بدنم به اندازه کافی آماده شده. کاندوم میکشه سر کیرش، کمی ژل میریزه روش ، دستاشو دو طرف پهلوهام فشار میده و آروم واردم میشه.
    نفسم از درد میگیره. دستای گرمش رو پهلوهام آرومم میکنه. لبمو محکم تر از قبل گاز میگیرم. لعنتی حتی دردشم لذت بخشه!
    صبر میکنه تا کمی عادت کنم و شروع میکنه به حرکت دادن خودش.
    با برخورد سر کیرش به نقطه حساسم دیگه نمیتونم جلوی خودمو بگیرم، چشمامو میبندم و آه میکشم.
    _چی میخوای بیبی؟
    اجازه دارم درخواست کنم. پس خواسته امو میگم.
    _ددی...محکم تر.
    محکم تر از قبل ادامه میده و همزمان هر جایی از پوستم که سفید مونده مارک میکنه. گوشمو میخوره و ناله هاش دم گوشم بی قرار ترم میکنه.
    بعد چند دقیقه خالی میشه.
    خودشو میکشه بیرون. رینگو برمیداره. این یعنی حالا اجازه دارم. با فشار رو شکمم خالی میشم.
    دست و پاهامو باز میکنه.
    بدون حرف نگام میکنه. خودم میدونم قانونو شکستم. بر میگردم و به شکم میخوابم.
    بهت اجازه نداده بودم ناله کنی بیبی. و وقتی چشماتو نمیبندم یعنی باید باز نگه اشون داری. بشمر .
    فاک! من عاشق اسپنک شدنم! کلا عاشق دردی ام که این مرد بهم میده.
    تا ده میشمرم و ضربه ها تموم میشه.
    صدای پاشو میشنوم که دور میشه و بعد صدای شیر آب. چند دقیقه بعد بر میگرده و بدن سست و دردناکمو رو دستاش بلند میکنه و سمت حمام میبره.


    نوشته: fairy_tale

  • 12

  • 5




  • نظرات:
    •   9Pooneh_khanomi
    • 2 ماه
      • 2

    • عالی بود.. منم اینجور برده ای میخوام


    •   milad1ma
    • 2 ماه
      • 1

    • خوب بود، به منم بده و بنویس..


    •   samsepg
    • 2 ماه
      • 2

    • این که از کاندوم استفاده شده پیام خوبی داشت!
      سکس از هر نوعش، وقتی مطمئن باشه و توش رفتار پرخطر
      از نظر بهداشت روابط جنسی انجام نشه، لذتش رو پایدار می‌کنه.
      درود بر نویسنده


    •   sami_sh
    • 2 ماه
      • 1

    • خوب بود (rose)


    •   sepideh58
    • 2 ماه
      • 1

    • اس ام را بس دوست دارم
      نگارش هم خوب بود لایک ششم


    •   sasy__78
    • 2 ماه
      • 1

    • نگارش قشنگ بود
      ولی واقعا بی دی اس ام برام قابل درک نیست البته واسه تو خوب بود بعضیا که فحاشی و توهین و تحقیر دارن توش اصلا برام قابل هزم هم نیست


    •   sasy__78
    • 2 ماه
      • 1

    • هضم*


    •   Navidjj
    • 2 ماه
      • 1

    • واقعاچه حالی داره یکی اینجوری باهات حالکنه فکرشم مست کنندس


    •   Danial_dex
    • 2 ماه
      • 2

    • بازم بی دی اس ام...!
      چقد تبش فراگیر شده تازگیا..
      ولی هیچکدومشون دلچسب نیستن..
      فقط مال یه نفر.


    •   sami_sh
    • 2 ماه
      • 2

    • کامنت بالایی:هورنی گرل لابد!ماه پنهان هم زیبا مینویسه.سوفی زیرپوستی ازش میگه!هرکسی لیاقت خوندنشونو نداره دوست عزیز!


    •   SSAa699
    • 2 ماه
      • 0

    • قشنگ بود ممنون عزیزم پاینده باشی لایک تقدیم شما (rose)


    •   master_ahwazi
    • 2 ماه
      • 0

    • اسم نویسنده اشناست ملینا نیست اسمت؟


    •   strong.boyyy
    • 2 ماه
      • 1

    • خوشم نیومد و دیسلایک اما خسته نباشی در کل


    •   سیخ زن
    • 2 ماه
      • 1

    • اسم داستانتو میزاشتی کون دادن طلایی بهتر بود
      کیررر فاعلای این سایت تو کوووونت


    •   Danial_dex
    • 2 ماه
      • 2

    • سامی‌ اس‌اچ: اولأ توجه کنید که گفتم چقدر فراگیر شده "تازگیا"
      حالا تازگیا یعنی چی ؟ یعنی این اواخر که هرکی از جاش پا میشه میاد اینو مینویسه . پس مرجع اون دلچسب نبودن که عرض کردم، بر میگرده به نویسنده های تازه. نه دوستای عزیزی که همیشه بهترین ها رو نوشتن و همینطورم دارن ادامه میدن و منم همیشه تو کامنتایی که گذاشتم از قشنگ نوشتنشون گفتم.این از این.
      دومأ ،هرکسی آزاده که نظرشو طبق سلیقه ش بگه.
      و این درست نیست که بشینیم و میزان لیاقت انسان ها رو ندونسته و نشناخته بسنجیم. وقتی کسی نظر میده ما فقط میتونیم با نظرش مخالفت یا موافقت کنیم، ولی لیاقت؟ ما کی هستیم ک بخوایم درمورد لیاقت طرف مقابل اظهار فضل کنبم؟ اونم فقط بخاطر یک نظر دادن!
      امیدوارم یک مقدار این گارد بی مورد(!) و سریع واکنش نشان دادنو کنار بزارید..


    •   sami_sh
    • 2 ماه
      • 2

    • Danial_dexمن نمیفهمم چرا هروقت درباره خانوما(با توجه به اینکه نویسنده این داستانم خانومه و گی رو تصویر کرده) چیزی میگم متهم به گارد گرفتن میشم؟!
      نه تنها درباره شما بلکه همه دوستان علی الخصوص آقایون فعال زیر کامنتا!
      من حرف نامربوطی به شما زدم که گارد گرفتید؟!
      انقدر بنده رو قضاوت نکنید و بفرمایید(!) این گردن من از مو باریکتر!


    •   Danial_dex
    • 2 ماه
      • 2

    • من متوجه منظورتون نمیشم، نویسنده مگه خانومه؟ من اولین باره اسمشو میبینم نمیدونستم خانومه یا آقا و چیزاییم که گفتم اصلا مربوط به جنسيت نویسنده نبود فقط تعجب کردم که شما تند واکنش نشون دادین ب حرفم، فک ميکنم سوء تفاهم شده من جسارت نکردم شما رو قضاوت کنم . شما حرف از لیاقت زدین و من اینطور فهمیدم ک دارین میگین ک تو مثلا لياقت نداری اونارو بخوني :|
      و جوابی که دادم بر مبنای این استنباطم بود ، وگرنه گاردي نگرفتم و هميشه هم برای شما احترام قائل بودم سامي عزيز.


    •   ehsan_30
    • 2 ماه
      • 0

    • عالی بود...قشنگ نوشتی


    •   bull
    • 2 ماه
      • 0

    • تا ته نخوندم ولی خوب بود


    •   Sag akhlagh
    • 2 ماه
      • 0

    • عالى بود فقط به ارباب نقره اى نميخورد كاندوم بزاره (inlove)


    •   PAYAMBARAN
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • خو الان اینو نوشتی که چی بشه ؟


    •   god of death878
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • در ادامه ی کامنت بالایی بگم: میخواد عروس کی بشه؟ خخخخ


      داستانو هم خوندم. یه خرده کلمه ی بیبی و مارک بنظرم عجیب بود، انگار شخصیتا اصرار داشتن باحال و خارجی جلوه کنن. سرعت روایت هم به نظرم جای کار داشت. اما موضوعش عالیه و اینا. و خب از نظرای راوی هم که میگفت «از صبوریش خوشم میاد» و «مارک های ارغوانی خاص خودش» خوشم اومد. حس آشنایی با شخصیتو القا میکرد. خلاصه بنویس بازم عزیزجان.


    •   Shadi.rhnm
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • از بین بی دی اس ام های این چند وقت از این یکی خوشم اومد


    •   Lost_moon_
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوب بود،حداقل شکنجه های مشمئز کننده نداشت


    •   darya54
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خیلی عالی بود.این نشون میداد نویسنده درک درستی از بی دی اس ام داشت.فقط اگه یه کم طولانی تر و پرداخته تر بود بهتر بود.مرسی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو