داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

اردیبهشت (۱)

1399/03/12

سلام رفقا

اسمش رو میذارم بهار. چون دو بار تو اردیبهشت دیدمش.
هفته ی پیش کیرم تو کسش بود و تو کسش ارضا شدم.

بهش پیام دادم که دارم میام شهرتون، هل شد، پرسید تنها میای یا با خانواده!؟ گفتم سفرم کاری و ی صبح تا عصر، اما برای دیدنت شب میمونم.

بهش گفتم ی خونه پیدا کن که اجاره اش کنم و بیای همون جا.

گشت و ی شماره پیدا کرد.

منم زنگ زدم و جا رو رزرو کردم.

بهش آدرس رو دادم و گفتم میبینمت.

گفت اگه نتونم بیام چی!؟

گفتم فدای سرت، ی شب برای تو و در شهر تو میخوابم. خیلی هم خوبه.

استرس داشت، درسته ی بار سال قبل دیده بودمش، کافه و کوه رفتیم و اونجا برای اولین بار طعم لبای شیرینش رو چشیده بودم. اما اینبار قرار سکس داشتیم و این برای زنی که تا حالا فقط با شوهرش سکس داشته، طبیعتا استرس زاست.
بارها شده بود که سکس چت های خوبی کرده بودیم. و بیشمار بدن هم رو دیده بودیم و به هم اعتماد داشتیم. هم رو دوست داشتیم و سنگ صبور هم بودیم.

این دُردونه دو تا مروارید بی نظیر سیاه داره تو چشماش که باهاش هر مردی رو میتونه جادو کنه… منم با همون دو تا سحر کرد و من رو کرد مال خودش.

بعد از رسیدن به شهر بهار، رفتم کارهام رو انجام دادم و راه افتادم سمت خونه.
خونه رو که گرفتم، حالم گرفته شد. چون نه دربست بود و نه آپارتمان صاحب خونه همون جا بود و مسیر رفت و آمد مشترک و نمی شد بهار بیاد پیشم…

ضد حال بود، بهش گفتم. حال اونم گرفته شد، ولی با ماشین اومد دنبالم.

واقعا بودن باهاش برام از سکس مهمتر بود و ارزش تماشا کردن و همراهی و هم صحبتیش روحم رو ارضا میکرد.
پارسال براش گل گرفته بودم و امسال شکلات.
وقتی رسید بهم رفتم سمت راننده و از لای شیشه دست کردم تو و کلید شیشه رو زدم و شیشه کاملا رفت پایین. سرم رو بردم تو و چشمای خمار و لپ های پر از آلو و لب های آلبالوییش رو بوسیدم. سرخ شد عسلم، بیشتر بخاطر وسط خیابون بودن این اتفاق، شاید استرس اینو داشت که آشنایی ببینتش… حقم داشت، ولی من هار بودم بهش و تشنه اش بودم.
رفتیم زیر نم بارون و خلوتی کرونا و هوای مطبوع بهاری و من خیره بودم به چشماش و دستم لای موهاش بود و روی گونه اش و هر چند لحظه یبار بوسش میکردم.

لذت رو تو چشماش میدیدم. مثل پیروزی آهویی بر شیری. اسیرش شده بودم و در عوض بدست آورده بودمش.
خلاصه که هین رانندگی همه اش حواسش به مرتب کردن لباشاسش بود و
برگردوندن شال روی سرش از بس نازش کردم.
دستاشو بوسیدم و ناز کردم.
نگاش کردم.
صداش کردم.
و از دیدن لبخند پر از شادی همراه با استرسش لبریز شدم.
انقدر رفتیم تا رسیدیم به زمینهای کشاورزی و رفتیم بینش و وایسادیم. پیاده شدیم بغلش کردم، لبهاش رو بوسیدم و کنارش راه رفتم و منظره دیدیم.
از شانس بد ی ماشین دیگه با چند تا پسر اومدن نزدیکمون، مام نشستیم تو ماشین و رفتیم برای پیدا کردن ی جای دیگه.
اینبار من نشستم پشت فرمون.
چند لحظه بعد وقتی ماشین رو نگه داشتم و خاموش کردم، وحشیانه به لباش حمله کردم و تمام رژ سرخ آبی لباشو خوردم. اونم خیلی حشری بود و قبلا، بارها در مورد این لحظه حرف زده بودیم.

دست بردم لای پاش.
شرت پاش نکرده بود و از روی گرم کن این رو فهمیدم.
موهاش رو گرفتم تو مشتم و لبم رو از رو لباش برداشتم و خیره شدم تو سیاهی مرگبار چشماش و گفتم:
لاشی جونم شرت نپوشیدی و میخوای دیونم کنی؟
سرش رو به عقب کشیده بودم و با کلی حشر بهم خندید و گفت میخوامت.
دوباره حمله کردم به لباش، بغلم کرده بود و وحشیانه هم رو میخوردیم و کیرم در آستانه ی انفجار بود.
زیپ گرم کنش رو دادم پایین و چاک سینه های نودش از لای تاپ قرمز و سوتین قرمزش زد بیرون. موهاشو کشیدمو با صورت رفتم تو سینه هایی که سه سال بود عکسشو تماشا میکردم و بارها باهاشون ارضا شده بودم.
صدای ناله هاش ماشین رو پر کرده بود و من کم کم هر دوی سینه ها رو از تاپش کشیدم بیرون.
هلش دادم و چسبوندمش به شیشه شاگرد و خودم برگشتم پشت فرمون و غرق تماشاش شدم.
رها کردن زنی که حشری کردیش و سینه هاشو شق کردی و کسش رو خیس، در حالی که مثل مسخ شده ها نگاهش میکنی برای خانوما کمتر از ی ارضای جانانه نیست.
چشماش درشت شده بود و با ناله نگاهم میکرد. بهش گفتم شلوارتو دارد که کستو میخوام. ناز کرد و منم تکرار. برگردوندمش رو صندلی و صندلی رو خوابوندم و خودم شروع کردم به درآوردن شلوارش. باهام همکاری کرد.
همینجوری که شلوار پایین میرفت، پشمهای بلند بالای کسش نمایان شد و اون میدونه من اینو دوست دارم. اما دور کسش تمیز بود و شلوار رو پایین نداده با سر رفتم لای پاش و شروع کردم به خوردن کس.
شلوارش رو تا آخر دادم پایین و عقب اومدم. تماشای بهار با پوستی سفید و موهای بلوند شده و سینه های ۹۰ بیرون زده از تاپ با کسی صورتی که با دو تا رون سفید و توپر قاب شده در حالی که به شدت حشری ه و صدای ناله اش بلند و چشمای سیاه ش خمار، لذت بینهایتی بود و کششی عمیق برای ادامه ی عشق بازی باهاش.
پاهاشو باز کردم و آب کسش که به روناش چسبیده بود کشدار جاری شد و بوی کسش دیوونه ترم کرد.
شروع کردم به لیسیدن کس و چنگ زدن به پستوناش و بعد چند لحظه، تحریک نقطه جی کسش با انگشتام.
دیگه داشت جیغ میزد و موج افتاده بود تو تنش. برگشتم رو صورتش و لب گذاشتم رو لباش و با دست، مالیدن کسش رو ادامه دادم. پر از ناله بود و لبام رو با ولع میخورد. کمی ادادمه دادم تا ارضا شد. رفتم عقب و رقص ارضا شدنش رو تماشا کردم و بعدش ولو شدم تو بغلش.
با هم نفس نفس زدیم و کلی نازش کردم و با سینه هاش بازی کردم تا رو به راه شد.

بهار! ی خانم سفید ۴۰ و چند ساله ی متاهل و فرزند دار.
تو شهوانی باهاش آشنا شدم.
الان دیگه اون اکانت رو بسته.

ادامه دارد…

نوشته: ghahremanmach


👍 4
👎 13
13550 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

884707
2020-06-01 19:27:53 +0430 +0430

تورو خدا تخیلاتتون و داستان نکنید

0 ❤️

884708
2020-06-01 19:28:42 +0430 +0430

وسط اون زمینای کشاورزی کسی نمی گفت این دو تا شغال کین دارن جیغو نره می کشن؟!!

پ.ن: کپی پیسه سوپر های برازرز بود!!!


884709
2020-06-01 19:30:21 +0430 +0430

خب خب خب. ما که داستان نوشتیم ولی اپلود نشده هنوز بعد از دو هفته.یکی بیاد بگه مگه داستان نوشتن شرایط خاصی داره. اینقدر کسشهر مینویسن خب ما هم یک کسشعر نوشتیم ولی نیومد که؟

1 ❤️

884716
2020-06-01 19:33:28 +0430 +0430

جدا از داستان تخمیت ،شوهر دار دیس

4 ❤️

884719
2020-06-01 19:37:17 +0430 +0430

اگه دو بار توی تیر میدیدش اسمشو چی میزاشتی؟
مثل پیروزی آهویی بر شیری، اسیرش شده بودی؟!! اون نقطه بعد شیری چی میگه؟؟ من فکر میکردم پیروزی آهو بر شیر فرار ازش باشه نه اسیر شدن، چه چیزایی میشنوه آدم
این همه دختر تنها چرا با زن شوهر دار؟؟؟

2 ❤️

884722
2020-06-01 19:39:47 +0430 +0430

اشکال نداره داداش ارزو بر جوانان عیب نیس
مام ازین فانتزیا کم نداریم
فقط ی چی دیگه
کم بزن همیشه بزن

3 ❤️

884787
2020-06-01 20:30:36 +0430 +0430

فقط یه لطف کن بزار قصت ناتموم بمونه اینجوری سنگین تره مخاطبم درگیر میشه تورو قسم به اون رژ سخ آبی که خوردی (کیرم تو لبات) دیگه ننویس آفرین

0 ❤️

884828
2020-06-01 22:24:46 +0430 +0430

من ترسم از اونیه ک خونه‌ش رو یکروزه اجاره میده؟

مطمئنی صاحبخونه با خانواده اونجا زندگی میکنه؟

امیدوارم تو قسمت بعدی یهو کرم لب طاقچه نباشه
و تاالان ب شوهرش کون داده باشه
و یا صاحبخونه مسافرت نرفته باشه
و زنش تو خونه تنها نباشه
و براتون شربت نیاره
و هم ترتیب بهار و بدی هم زن صاحبخونه رو
و …

4 ❤️

884884
2020-06-02 04:25:29 +0430 +0430

چنتا دیس بگیری ادامه نمیدی؟

1 ❤️

884894
2020-06-02 05:18:01 +0430 +0430

هین؟؟؟
واقعا شغالی…این همه دختر مجرد و بی شوهر بعد تو رفتی چسبیدی به این پتیاره ی شوهردار…کیر کل خاندان شوهرش و اون صاحب خونه تو ماتحت ننه ت .
فقط دیگه ننویس به ناموست رحم کن.

3 ❤️

884900
2020-06-02 06:10:51 +0430 +0430

از کسشرای بی ربط و بی معنی که نوشتی و مثلا میخواستی کستانت قشنگ بشه ولی فقط قهوه ای شده بود که بگذریم، تو ماشین اینکارا رو کردین؟ من 5 دقه بی حرکت رو صندلی ماشین میشینم نفسم میگیره. ماشین بوده یا مینی بوس؟

4 ❤️

884990
2020-06-02 18:37:31 +0430 +0430

اولا که گوه زیادی نخور تو ماشین زورکی میشه فقط ساک زد بخای بکنی انقد استرس داری که کیرت میخابه
یبار یکی و بردم حاشیه شهر صندلی و خابوندم کشیدم پایین که بکنم دیدم ده نفر با چوب و سنگ دارن میدون طرف ماشین نمیدونم با کون لخت چطوری پریدم پشت ماشین و در رفتم که یکی دوتا سنگا و چوبا که پرت کردن به ماشین خورد و جون سالم به در بردم

0 ❤️

884991
2020-06-02 18:40:17 +0430 +0430

اینم یادم رفت بگم اونایی که دنبال زن متاهل هستن کونی بودن و عقده کون دادن زیاد به این مسیر میکشوندشون

0 ❤️

885184
2020-06-02 23:07:26 +0430 +0430

این قسمت رونق تولید بود یا جهش تولید؟

0 ❤️

885334
2020-06-03 11:28:36 +0430 +0430

منم با یه خانمی البته مطلقه تو یه شهر دور از طریق یه سایت دیگه اشنا شدم که اونن دوتا بچه داشت ولی ایتقدر باهم دوست شده بودیم که رفتم دیدنش و منم خونه احاره کردم و تو خونه باهاش سکس کردم که بهترین و شیربنترین و طولانیترین سکس عمرم بود باهاش و فقط یکبار باهم بودیم دیگه نشد برم پیشش چون خیلی دور بودیم ازهم هیچ وقت فراموشش نمیکنم قد متوسطی داشت ولی اندام خوبی و صدایی که دل ادمو میبرد . هنوزم دلم گرفتارشه ولی ازدواج کرد و رفت

0 ❤️







Top Bottom