داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

اروتیک یا رمانتیک (۱)

1399/05/19

داستان رو از وسطش شروع میکنم درست از همونجایی که مربوط به اینجاست
قسمت اول :سکس وانیلی

چند روزی بود از دست هم عصبانی بودیم
دلیلشم مشغله کاری هردومون بود که تایممون بهم نمیخورد یا حتی بعد از کار اونقدر خسته بودیم که نمیتونستیم همو ببینیم
البته این تنها دلیل نبود …
رابطه ما بعد چند ماه تازه داشت وارد فاز صمیمیت میشد
و هردومون با وجود مشغله تشنه ارتباط بیشتر…
23سالمه اسمم بهارــه …
تا جایی که یادم میاد زود با سکس اشنا شدم ولی با تصوری کاملا محدود ؛دبیرستان دوره آشنایی کامل من با سکس بود.
ولی همیشه دوست داشتم زمانی سکس کنم که بجز رابطه فیزیکی رابطه عاطفی هم با طرف مقابلم داشته باشم.
پس با وجود کلی فانتزی فکری ،صبر کردم.

سعید 34سالشه و ده ماهه باهم دوستیم.
اول دوستیمون مرتب و هفته ای سه تا پنج بار همو میدیدیم
سینما پارک رستوران و دور دور با ماشین.
چندماه بعداز اشنایی من شاغل شدم و با پیشرفت کارم هرچی بیشتر میگذشت کمتر همو میدیم…
ولی با این حال رابطمون صمیمی تر شده بود.
تلفنم زنگ میخوره ،سعیدِ،جوابشو میدم:
+سلام
-سلام صبح بخیر
+صبح توام بخیر عزیزم،کجایی بهار؟
-دارم میرم سالن.
+عه بهار امروز که جمعه س.؟!؟
-خب عزیزم ،مشتری که جمعه و شنبه نمیشناسه.
دلخور گفت:
+یه جمعه س فقط همو میبینیما…
-عزیزم الانم کنسل نکردم که، کارم زود تموم میشه برمیگردم خونه، بعدازظهر بیا دنبالم
+نخیر ازسالن میام دنبالت.
اینو گفت و بی خداحافظی قطع کرد.
متاسفانه کارم تا عصر طول کشید
زمستون بود و زود تاریک میشد مانتومو پوشیدمو زدم بیرون
چندمتر بالاتر ماشینش پارک بود
میدونستم حسابی دلخوره چندباری زنگ زده بود و من گفتم کارم تموم نشد…
سوار ماشین شدم
سلام کرد
اروم جوابمو داد ،درک میکردم حالشو
گونشو بوسیدم
-ببخشید عزیزم واقعا …
نذاشت ادامه حرفمو بزنم گفت اشکالی نداره
-خب کجا بریم؟؟
+بریم خونه من…
خندیدمو چیزی نگفتم، قبلا چندباری خونش رفته بودم و دوباره اخری چون هردومون خسته بودیم فقط کمی شیطنت کردیم و تو بغل هم خوابیدیم
ی کوچولو اضطراب داشتم…میدونستم این دفعه فرق میکرد😉

طول مسیر حرف خاصی بینمون رد و بدل نشد
ماشین رو تو پارکینگ خونش پارک کرد
سوار اسانسور شدیم و دکمه 8 رو زد و بعدش دستمو بین دستای داغش گرفت…همین لحظه میخواستم بپرم بغلش ولی خودداری کردم تا برسیم به واحدش
با ایستادن اسانسور اومدیم بیرون کلید واحدشو در اورد و درباز کرد بعد منتظر موند تا برم تو
مانتو و شالمو در اوردم و انداختم رو دسته مبل.
یه تاپ زرد پوشیده بودم و شلوار جین قد نود سورمه ای

از پشت بغلم کرد و سرشو گذاشت تو گردنم
انگار یه جریان برق با ولتاژ بالا بهم وصل کردن
به گردنم حساس بودم و بدنم غرق لذت شد
نفسمو اروم دادم بیرون
با بوسیدن گردن سرمو کج کردم و چرخیدم تو بغلش
لبامو رو لباش گذاشتم و بیتاب شروع کردم بوسیدنش.
کم کم دستاش شروع کردن نوازش بدنم…
لبامون از هم جدا شد
خیره تو چشمای هم نفس نفس میزدیم
دستش رو شکمم لغزید و تاپمو از تنم در اورد
سرش کج کرد و شروع کرد بوسیدن گردن و لاله گوشم
ضربان قلبم شدت گرفت و پاهام سست شدن
به پیرهنش چنگ زدم و اونم قفل سوتیمو بازکرد
با افتادن سوتینم روی زمین کمی معذب شدم خودمو تو بغلش جمع کردم
حس شیرینی بود وقتی زمزمه حرفای قشنگشو اروم با نفسای داغش کنار گوشم میشنیدم
+بهار خانمم…عزیز دل من …خوشگل خانم…
سرمو بالا گرفتمو همزمان با بوسیدنش شروع کردم دکمه های پیرهنشو باز کردن
اونم با این حرکت من بلندم کرد و رفت به سمت اتاق خوابش
من گذاشت رو تخت پیرهنشو از تنش بیرون کشیدم
رو تنم خیمه زد بوسه بارونم کرد
همزمان دستاش رو تنم درحال حرکت بود و سینه هامو نوازش میکرد
حس داغی که تو نوک سینه هام حس میکردم با بوسیده شدن سینه م بیشتر شد .
کم کم صدای نفس هامون و صدای ناله های ارومم اتاق رو پرکرد
دستای منم کمرشو نوازش میکرد
با گاز گرفته شدن سینم جیغ ارومی کشیدم
که سعید گفت
+جونم خانمم
وقتی رضایت رو تو چشمام دید ادامه داد به مکیدن سینه هام
از احساس درد خفیف همراه با لذتی که از لیسیدن و مکیدن سینه هام بهم دست میداد داشتم دیوونه میشدم
کافی نبود بیشتر میخواستم
بیشتر میخواستیم
چون اونم بعد از چند دقیقه دستش رفت سمت دکمه شلوارم و ایندفعه که با مخالفت من روبرو نشد شلوارمو از پاهام بیرون کشید.
حالا فقط با ی شورت نازک بودم
منم به شلوارش نگاه کردم
از نگاهش اتیش میبارید
اونم شلوارشو از پاش بیرون کشید و رو تخت نشست
منم بغلش نشستم و دوباره لبامون روی هم قرار گرفت
این دفعه من بودم که لبامو سمت گردنش بردم و گرنشو مکیدم که دستش پهلومو فشار داد
نفس داغمو تو گردنش فوت کردم و ایندفعه لاله گوشش رو مکیدم
در عین شهوت و هیجانی که داشتیم اروم اروم پیش میرفتیم.

پوزیشنمونو عوض کردم و با دستم اروم هلش دادم تا بخوابه
منم روش دراز کشیدم.

حالا که سینه هام به بدنش چسبیده بود دست هاش رو روی کمرم کشید
دستاش از زیر شرتم رد شد باسنمو فشار محکمی داد

پایین تنمو که به تنش فشار دادم بیتابیش بیشتر شد و جاهامون برعکس شد
روم خیمه زد گردنمو بوسید و رفت پایین
سینمو مکید و رفت پایینتر لباش رو روی شکمم کشید
همزمان با بیرون کشیدن شرتم ،بوسه ای از روی شورت به واژنم زد
بوسه ای داغ.
سختم بود ولی چشمامو باز کردم
تو نور کم اتاق که بخاطر چراغ راهرو کمی روشن بود
به بدنم با لذت نگاه میکرد
پاهامو چفت کردم ولی اون دوباره از هم باز کرد
و سرش رفت بین پاهام
انتظار داشتم همون لحظه زبونشو بین پاهام حس کنم
ولی از بوسیدن رونم شروع کرد
هربار یک طرف رو با ارامش کامل میبوسید و کمی پایین تر میرفت

داشتم دیوونه میشدم ولی نمیتونستم زبون باز کنم و ازش بخوام سریعتر پیش بره
لذت هر لحظه با نزدیک شدن به واژنم بیشتر میشد و یه حسی تو دلم میپیچید
با حس زبونش روی واژنم ناخودگاه کمرم از تخت فاصله گرفت و پاهام میخواست ک بسته شه
با دو دست پاهامو از هم بازکرده بود و به کارش ادامه میداد
زبونش روی واژنم تکون میخورد هرچند ثانیه مک ارومی میزد که لذت تو تنم میپیچید
صدای ناله هام بلند شده و بود و هربار با لذت اسمش رو صدا میزدم
کمرم روی تخت بند نبود سعید با قلاب کردن دستاش دور کمرم کنترلم میکرد
حسش میکردم یه حس در عین اشنا بودن غریب
این دفعه برای اولین بار کامل حسش میکردم
نفس نفس میزدم و رضایت تک تک سلول هامو حس میکردم
با اروم شدن من سعید سرشو بالا اورد و دستی رو دهنش کشید و لبخندی زد
ارضا شدن چنان ارامش و لذتی همراه داشت که باو وجوداینکه از خوردن الت خوشم نمی اومد ولی با کمال میل حاضر بودم الان انجامش بدم
کنارم دراز کشید و دستش رو زیر سرم برد
چند ثانیه ای به سکوت گذشت
که این دفعه من دستمو از روی سینش سر دادم و از روی شرت التشو گرفتم که نسبتا سفت بود
از روی شورت شروع کردم مالیدنش
کنارش نشستمو شرتشو در اوردم
دوست داشتم بفهمه منم بیتابم تا همون لذت رو بهش بدم
ولی ترجیح دادم مثل خودش بیتابش کنم

حالا سعید هم کاملا لخت روبروی من روی تخت دراز کشیده بود

دستمو روی رونش گذاشتم و اروم وباحوصله سمت التش بردم
اخم کوچیکی روی صورتش بود و منتظر بود شروع کنم

التشو با دستم گرفتم و شروع کردم مالیدن و نوازش بیضه هاش
سر التش کمی خیس بود ولی کافی نبود
سرمو اوردم پایین و سر التشو بوسیدم و کم کم اونو توی دهنم بردم
بزرگتر شدن التشو تو دهنم حس میکردم
خواستم سرمو بالاتر بیارم
که سرمو فشار داد
کمی سخت بود ولی با لذتی که اونم متوجه بشه به کارم ادامه دادم
و همزمان به بیضه هاش دست میزدم و اروم فشار میدادم و میمالیدمشون
کم کم سرعت بالا پایین رفتنشو تو دهنم بیشتر کردم و ناله های سعید رو شنیدم که بلندتر شد
خوب که التش از اب دهنم خیس شد از دهنم در اوردم و با دست مالیدمش
باورم نمیشد تمام اون حجم تو دهنم بود
اینبار هم دست سعید سمت سرم اومد وبا فشار دستش ازم خواست دوباره التشو بخورم
التشو توی دهنم فرو کرد و تند تر و عمیق تر تو دهنم بالاپایین میکرد
بعد از چند دقیقه دوباره رو تخت بودیم الت سعید بین پاهام بین دو لبه واژنم در رفت و امد بود
اضطراب کوچیکی تو دلم همراه با شهوت بود
لبامون قفل و دستامون درحال نوازش تن همدیگه
با حس داغی بین پاهام چشمامو به چشمای سعید دوختم
که با ناله بلندی اونم ارضا شد.
ادامه دارد…

نوشته: Mis9797


👍 8
👎 1
4800 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

906910
2020-08-09 00:27:58 +0430 +0430

اروتیک خوشم نمیاد 🤮
سکس بی هیجان

0 ❤️

906976
2020-08-09 03:06:33 +0430 +0430

(اول دوستیمون مرتب و هفته ای سه تا پنج بار همو میدیدیم)
من فکرکردم میخوای بگی ۳تا۵بار سکس داریم
چقد ذهن مریضی دارم من
البته زیاد هم مریض نیست واقع گراست
همون اول گفت بریم خونه تا آخر داستانو گرفتم
تو خونه که حلوا پخش نمیکنن
باید کص بدی کص 😏

0 ❤️

906982
2020-08-09 03:25:10 +0430 +0430

وای دوستم من عاشق سکس اروتیکم

0 ❤️

907025
2020-08-09 10:42:21 +0430 +0430

داستان بد نبود ولی چجوری سرشو کرد تو گردنت؟ مگه گردنت سوراخ داره ؟

0 ❤️

907042
2020-08-09 13:25:43 +0430 +0430

خوبه ادامه بده

0 ❤️

907077
2020-08-09 17:29:27 +0430 +0430

🤔🤔🤔

0 ❤️

907353
2020-08-10 17:20:20 +0430 +0430

خوب بود با همین فرمون بری جلو خانم شدنت رو جشن میگیریم 😁 😁

0 ❤️







Top Bottom