ازدواج و سکس

1392/12/15

سلام تو این داستان از اسم های مستعار استفاده کردم،داستان از اونجا شروع شد که با پدرم دعوام شد و خودمو تو اتاغ حبس کردم هیشکی فکر نمیکرد به فاتحه خونی نیام ولی با هزار زور و التماس موندم و دختر خالم هم پیش من موند با برادرش برادرش کوچیک بود 3 سالش بود من باشگاه بدنسازی میرفتم و بدنم توپ و رو فرم بود شکمم شیش تیکه و سینه های اندامی داشتم و همیشه با یه شلوار لی سیاه تنگ و بدون پیرهن میگشتم تا یه روز دختر خالم خوابیده بود تو خونه من به خونه مجردیم رفتم و یه پیام برای دختر خالم گذاشتم که نگران نباشه و یه ودکا سر راه از دوستم گرفتم و رفتم یکم از ودکا خوردم که سرم گیج رفت و خوابم برد من سر راه پیتزا خورده بودم و سیر سیر بودم تا ساعت نه شب خوابیده بودم که یهو با صدای ممد ممد بیدار شو بیدار شدم از جام پریدم ترسیده بودم نمیدونستم کجام توی یه اتاغ تاریک بودم و چراغ روشن شد که دیدم دختر خالم و بهترین دوستم روبرومن اولش جا خوردم ولی بعد 0دختر خالم برام تعریف کرد زنگ زدی به من که حالت خوب نیست ولی به بابا مامانت زنگ نزنم و بیام پیشت و وقتی اومدم خواب بودی زنگ زدم رامین بیاد گفت ودکا خورده چیزیش نی ولی مثل اینکه با شکم پر خورده باید سم زدایی بشه و بردنم بیمارستان سم زدایی شدم و رفتیم خونه بابام اینا و تا یه هفته دیگه هم از شیراز بر نمیگشتن گفتم ابجی الی بی زحمت ی چایی درست کن خستم یه کم سر حال بیام و اون شب من تو اتاغ خودم خوابیدم و ساعت سه شب بخاطر اینکه صبح خیلی خوابیده بودم بیدار شدم رفتم یه لیوان آب خوردم دیدم یکی پشت سرم اول ترسیدم بعد دیدم دختر خالمه گفتم بابا چرا مثل جنده(خواستم بگم جن هول شدم گفتم جنده)ها پشت سر آدم ظاهر میشی که دیدم دستمو گرفت بردم رو مبل برام تعریف کرد که از بچگی منو دوست داشته و تو کفم بوده منم راستش ازش خوشم میومد و برای زندگی خیلی میخواستمش و اون شب خلاصه خیلی حرف زدیم و گفت با سکس چطوری؟گفتم ازش خوشم نمیاد ولی اگه میخوای… که دیدم لبامو گرفت و منم سینه ها شو مالوندم و روش خوابیدم نه من از سکس خوشم میومد نه اون و فقط لب گرفتیم و سینه هاشو خوردم بعدش رفتیمم خوابیدیم تا صبح تو بغل هم و صبح که بیدار شدیم بابام زنگ زد گفت داریم میایم منم یکم ناراحت شدم چون با بابام دعوام شده بود و به دوستم رامین گفتم که بیاد بریم خونه مجردی من رفتیم خلاصه یه ودکا زدیم و مست شدیم که رامین یه دختره رو اورد که بکنیمش اول برا رامین ساک زد من کون اون و کیر خودمو تف زدم و کیرمو یه ضرب زدم تو کونش دردش نگرفت چون قبلا زیاد کرده بودنش کونش باز بود و رامین هم رفت زیر دختره کیرشو گذاشت تو کسش پرده دختره قبلا زده شده بود و رامین راحت کرد تو و منم روی دختره بودم یعنی میرفت پایین کیر رامین میرفت تو کسش و میومد بالا کیر من تو کونش خلاصه یه نیم ساعت کردیمش که من و رامین ابمون اومد و دختره ارضا شد و چند ماه بعد من یه کار املاک پیدا کردم در امد توپی داشت ماهی 6 میلیون و کم کم یه ماشین مدل بالا خریدم و اون پراید رو دادم به رامین و چند ماه بعد رفتم خواستگاری دختر خالم و الان 2 ساله ازدواج کردیم و 1 پسره 1 ساله داریم راستی چند روز بعد از عروسی ما رامین با همون دختره که کردیمش ازدواج کرد و الان ما توی ترکیه هستیم اومدیم سفر و رامین اینا هم با ما هستن و تا دو ماه همینجا هستیم
محمد


👍 1
👎 0
57298 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

414126
2014-03-06 06:12:52 +0330 +0330
NA

واقعا ؟؟؟؟!!!

0 ❤️

414127
2014-03-06 15:24:48 +0330 +0330
NA

میخواستی بگی بله من پولدار؟

0 ❤️

414128
2014-03-06 17:50:25 +0330 +0330
NA

تسخیر شهوانی توسط شیرازی ها…امروز هرچی داستان خوندم این کلمه اندامی توش بود اخه ینی چی…ادامه نداره اندامی چی خب

0 ❤️

414129
2014-03-07 05:28:59 +0330 +0330
NA

هر چي كس شعر گفتي قبول ماهم كه بلا نسبت دوستان پشت گوشامون مخمليه!!!
اين چه كس شعريه كه ميگي <<میرفت پایین کیر رامین میرفت تو کسش و میومد بالا کیر من تو کونش>>
فرض ميكنيم تا حالا دوتركه نكردي فيلمشم نديدي؟؟؟ مگه سوراخ كون و كوس توي دو جهت مخالفن كه بالا ميرفت كير تو ميخورد تو رودش پايين ميومد كير رامين ميرفت تو اثني عشرش؟

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom