داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

ازدواج پر ماجرای مادرم‌

1399/04/18

متاسفانه پدر من خیلی در قید حیات نبود خواهر کوچکترم تازه متولد شده بود که پدرم در محل کارش بر اثر حادثه ای از دنیا رفت ، شرکتی که پدرم کار میکرد انصافا خیلی با ما همکاری کرد و بیشتر از حق و حقوق پدرم هم بما پرداخت کرد و ما در نهایت موفق به خرید آپارتمانی شدیم همسایه واحد روبروی ما زن جوانی بود که اگرچه از مادر من بزرگتر بود ولی خیلی زود با مادر من صمیمی شدند ، مهوش خانم بر اثر بیماری عقیم شده بود و قادر به بچه دار شدن نبود البته دو پسر و یک دختر داشت ولی خیلی وقتا شوهرش باهاش دعوا میکرد و حتی گاها کتکش میزد در کل بیشتر اوقات روز مادرم و مهوش خانم پیش هم بودند و این مهوش خانم بود که میومد خونه ما
دلیلش هم این بود که مادر من بخاطر اینکه اولا جوان و بیوه بود و از اون گذشته چهره زیبایی داشت خیلی با غریبه ها رفت و امد نمیکرد بهرحال تازه وارد مدرسه راهنمایی شده بودم و از طریق همکلاسهام داشتم در مورد روابط جنسی و اینا اطلاعاتی بدست می اوردم و مثل این بود که دنیای جدیدی رو کشف کرده بودم ، از زمانیکه در مورد سکس اطلاعاتم بیشتر شده بود ناخودآگاه بیشتر مراقب رفتار مادرم بودم

بهرحال چندماه بعد اطاق خودم در خواب بودم البته واقعا خواب نبودم ولی دراز شده بودم ، مهوش خانم طبق معمول خونه مابود که پرده از رازی هولناک برداشت ، بله موضوع این بود که آقا وحید شوهر مهوش خانم عاشق مادر من شده بود البته مهوش خانم اولش خیلی جدی نگرفته بود ولی وقتی دیده بود جدی هست تصمیم گرفته بود خودش هم کمک کنه ، خودش میگفت انگار تو تقدیر من نوشته شده اول تا آخر باید هوو سرم بیاد پس لااقل اگه شما باشین دیگه خیلی برام سخت نمیشه

ولی مامان من آب پاکی رو رو دستش ریخت و گفت که اولا چون حقوق پدرم رو میگیره ازدواج مجدد باعث مشکلاتی میشه از اون گذشته خانواده پدری من جور دیگه ای روی مادر من حساب میکنن ، ولی از اون روز مهوش خانم بی خیال نشد و آنقدر گفت و گفت و در نهایت با گفتن اینکه لااقل مادرم بخاطر اون و بچه هاش قبول کنه تا مادرم راضی شد ولی با چند شرط اول اینکه پاسخ قطعی رو موکول کرد به پذیرش من و خواهرم ، دوم اینکه هیچکس نباید از این ماجرا بویی ببره و سوم اینکه ازدواجشون بشکل صیغه باشه که تو شناسنامه ثبت نشه چهارم ازدواج مامانم با آقا وحید بهیچوجه نباید باعث ایجاد تغییری در روال زندگی ما بشه واز همه مهمتر اینکه آقا وحید تنها ماهی چند شب اونم با انتخاب مادرم میتونه بیاد پیش مادرم
خلاصه عصر اونروز که اومدیم خونه مامانم ماجرا رو بمن و خواهرم گفت ، خواهرم کوچکتر از اون بود که خیلی چیزی حالیش بشه و منهم میدونستم که مامان تصمیم خودش رو گرفته و احتمالا پاسخ منفی من فقط کمی عقب تر میندازه بنابراین گفتم هر طور خودش صلاح میدونه اگرچه در دلم اصلا راضی نبودم چون انصافا آقا وحید مرد زشت و بد ترکیبی بود و اصلا لیاقت زیبایی مادرمنو نداشت
بهرحال پس از ازدواج مادرم با آقا وحید مادرم به ما تاکید کرد که اگر خانواده پدرم برحسب تصادف اومدن خونه ما هیچ حرفی در این مورد نزنیم
آقا وحید هم تقریبا به تمامی تعهداتش پایبند بود کلا خونه خودش بود و تنها ماهی چهار ، پنج شب در ماه میومد خونه ما که تبدیل به یک سرگرمی برای من شده بود و باور کنید من بیشتر از آقا وحید از دیدن برنامه اونا لذت میبردم روال اومدنش هم اینجوری بود که کلید داشت شبهایی که مامانم آمادگی داشت ساعت 12 و اینا میومد ، قبلش مامانم تو اطاق یک پتو پهن میکرد تا آقا وحید میومد بعد با هم میرفتن تو اتاق و در میبستن ولی شبخواب روشن بود روزای اول کمی مشکل نگاه کردن داشتم ولی بمرور چند تا سوراخ سمبه پیدا کردم و دیگه راحت میدیدم تا میرفتن داخل اطاق آقا وحید سه سوته لخت میشد بی وجدان علیرغم قد کوتاهش ولی کیر گنده ای داشت در کل آقا وحید قدی کوتاه ولی تنومند داشت و چهره خشنی داشتودر مقابل مادر من قد بلند ولی بسیار نحیفی داشت و واقعا در سکس با آقا وحید بهش فشار میومد بهرحال بعد از دفتن تو اطاق و برهنه شدن وحید میخوابید پیش مادرم و مادرم با کیر آقا وحید کمی بازی میکرد و اونم دستشو میکرد لای پای مادرم بعدش شلوار مادرمو در میاورد و معمولا تنها شلوار و شرت مامانم خارج میشد و لباسهای بالا تنه اشو کار نداشت کمی که با هم ور میرفتن آقا وحید غلط میخورد سر مامانم و مامانم پاهاشو از هم باز میکرد تا آقا وحید لای پاهاش جا بگیره بعد با دستش سر کیر آقا وحید رو تنظیم میکرد و آقا وحید با چند تا تکون کیرشو جا میداد و لباس مامانمو میداد بالا و سینه های مادرمو در می آورد و همونطوری بی حرکت و در حالیکه کیرش اون تو بود روی مادرم بی حرکت فقط با سینه های مادرم ور میرفت و ده دقیقه ای بعد شروع به جلو و عقب کردن میکرد تا آبش میومد بعد از ارضا شدنش چند دقیقه ای روی مادرم میخوابید و بعدش اروم از روی مادرم غلط میزد کنار و هر دو شروع میکردن به تمیز کردن خودشون اگه آقا وحید دیگه کارش تموم شده بود که لباس میپوشید و میرفت ولی اگه بخوبی ارضا نشده بود نمیذاشت مامانم لباس بپوشه همونطور دراز میکشیدند ده دقیقه تا یک ربع بعد آقا وحید اماده سری دوم بود و سری دوم هم مثل سری اول بود و بعدش بلند میشد میرفت ولی طفلک مامانم شبهایی که دو بار باهاش سکس میکرد خیلی بهش فشار میومد و دیگه رمق تکون خوردن نداشت بهرحال چند ماه بعد خبر شگفت اوری بما داد بله مامانم حامله بود و بچه اولش رو از وحید تو راه داشت که یک دختر بود ، و جالب اینکه دخترشون شباهت عجیبی بمادرم داشت و خیلی سخت نبود که کسی بتونه حدس بزنه دختر مادرمه
جالب واکنش ها بود من و پسرای وحید عزا گرفته بودیم و دختر وحید و خواهر من انگار دنیا رو بهشون داده بودن ، حالا من یجورایی برام سخت بود و این بچه سند کس دادن مادرم بود اونا معلوم نبود چه مرگشون انگار کسی که این وسط داده بود و حامله شده بود بابای اونا بود بعد از تولد بچه معمولا بیشتر خونه اونا بود تا ما یکسال و نیم بعد مادرم بچه دومش رو باردار شد که یک پسر بود
مسئله طنز زمانی بود که خانواده پدرم میومدن دروغکی میگفتیم اینا بچه های همسایه هستن گذاشته خونه ما و میبردیم میدادیم به مهوش خانم یا دخترش که خواهر بچه ها بود

الان سالها از او موقع میگزره و زهره دختر آقا وحید همسر منه و چند وقت دیگه بچه اولمون بدنیا میاد از طرف دیگه هم پسر دوم مهوش خانم هم خواهر منو گرفت البته هنوز عقد هستن

وقتی که فکر میکنم انسان چه شیطنت هایی میکنه خجالت میکشم یکی دوبار قصد داشتم ماجرا رو برای همسرم بگم ولی هیچوقت روم نشد

نوشته: مهدی


👍 13
👎 11
56050 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

897008
2020-07-08 20:51:34 +0430 +0430

داستانی مناسب عرزشی ها و لرزشی ها و نرمشی های سایت و ذوب شدگان در ولایت
لایک اول

پسر عاریایی کیرت دهن آقا

5 ❤️

897010
2020-07-08 20:52:40 +0430 +0430

پدر من

#خیلی در قید حیات نبود

یعنی چی؟
عاره اکانتم قبلی منم خیلی غیر فعال نیست!

6 ❤️

897011
2020-07-08 20:53:47 +0430 +0430

اینجوری که تو با ابو تاب از کیر اقا وحید تعریف کردی نیازی به نوشت اصل ماجرا نیست!!😁


897013
2020-07-08 20:54:52 +0430 +0430

آخر داستانت چه شیر تو شیری شد

2 ❤️

897019
2020-07-08 20:57:29 +0430 +0430

این آقا وحیدت به تنهایی مسوولیت نصف رشد جمعیت ایران رو میتونه به عهده بگیره😁

4 ❤️

897020
2020-07-08 20:58:33 +0430 +0430

اون که سه تا بچه داشت،دلیل ازدواجش با مادرت چی بود؟
خواستی یه چیزی بگی که البته با احترام تمام،ریدی
تمام فامیل رو پیچوندین و اونام هیچ وقت به مادرت نگفتن مامان؟حالام نمیگن و زنت هم خبر دار نشده؟
خیلی دروغ و تناقض داشت
ریدم به داستانت


897022
2020-07-08 20:59:16 +0430 +0430

چی نوشتی آقا وحید نکنتت حواست باشه

4 ❤️

897023
2020-07-08 20:59:23 +0430 +0430

گوزو خلاصه این جور بگو:
آقا وحید در باران آمد، آقا وحید به خانه آمد، آقا وحید لخت شد، آقا وحید کونم گذاشت. آقا وحید از خانه بیرون رفت.

6 ❤️

897025
2020-07-08 21:00:15 +0430 +0430

اولا خاک بر سرت
دوما مادر یه فرشته زمینیه
سوما فقط برو گمشو.

6 ❤️

897086
2020-07-08 21:33:55 +0430 +0430

مسخره بود

5 ❤️

897133
2020-07-08 22:36:14 +0430 +0430

سلام این داستان حد وسط رو داره نه اونقدر سطح بالاست که به به و چه چه همه رو درآره و نه اونقدر سطح پایین هست که کسی فحش بده
از اون ماجراهاست که که آخرش میگی " والا چی بگم "

2 ❤️

897150
2020-07-08 22:59:25 +0430 +0430

کستانک بود اقا وحید یک داستان بدرد بخورم نداشت امشب بابا دیس

2 ❤️

897155
2020-07-08 23:38:19 +0430 +0430

مامانتو اومده تو خونتون کرده دوتا بچه هم گزاشته براتون بعد هی اقا وحید اقا وحید میکنی…معلوم نیس تورو چیکارت کرده که اقا از دهنت نمیفته اصلا والا با اون تعریف و تمجیدی ک تو از کیرش کردی یه خبرایی هست :)

3 ❤️

897169
2020-07-09 00:41:12 +0430 +0430

عشق و جزا ، هر روز ساعت هفت از جم کلاسیک

0 ❤️

897193
2020-07-09 04:06:55 +0430 +0430
   عزیز دل چه میشه کرد دیگه ..سرنوشت همیشه سرش توشه و بیرون بیار هم نیست.. 

آمـــــــا!! آما معمای داستانت یا بهتر بگم خاطراتت ، جایی بود که شاید خودت هم ملتفت نشدی اما در حین نوشتن داستان یه وصف کوتاهی ازش کردی …قدیمی ها هیج حرفی رو همینطوری سیکیم خیاری نمیزدند…
میگن معلم یه مدرسه ای ، عاشق مادر یکی از شاگردای خود ش شده بود …اما هربار که میرفت خواستگاری زنه جواب رد بهش میداد …بزرگی تو شهر نمونده بود که برای وساطت نفرسته …اما طبق معمول مرغ یپا داشت. معلم بیچاره که دیگه شق درد امونش رو بریده بود …صبح تو راه مدرسه بچه اون زن رو که گفتیم شاگرد خودش بود خفت میکنه و چپ و راست تو گوشش میزنه و بهش میگه …تخم سگ بی معرفت خبر چین …تو رفتی بمادرت گفتی که کیر من گنده ست و قد دسته کلنگه ؟ …هیچی دیگه …فرداش زنه …بی عشوه و ادا و شرط و شروط رضایت به این وصلت میده… !
داداش دیگه توضیح چی بدم …هاج و واج موندی… دسته کلنگ رو هیچوقت نبایست دست کم گرفت …حرف اول و اخرو در همه جا میزنه …مثل بت میپرستنش…آچار فرانسه ای ست بی همتا و همه کاره… حتی در جدول رنکینگ خدایان هم پلکان بالا و پایین کرده …حتی میگن ونوس از درد بی پیرش مرده… البته میگن خودشو از عرش بالا پرت کرده…حالا داداش اینها به کیرت …ایشالله که مطلب رو گرفته باشی…توهم برو خوشبخت باش.

2 ❤️

897211
2020-07-09 05:12:12 +0430 +0430

دوستان شاید بپرسین با سه تابچه چه دلیلی داشت مادر اینو بگیره،
خب شما همسایتون یه کس ابدار و تو کف داشته باشه، نمیزنین توش؟؟
واسه خاطر ثوابش، باقیات صالحات

0 ❤️

897241
2020-07-09 07:15:09 +0430 +0430

آخه کوس مغز… کدوم آخوند حروم زاده ای تو رو با خواهرت عقد کرده؟؟ اگه واقعا داستانت راسته… که باید بدونی وفتی مادرت از ناپدریت بچه دار بشه تو و دختر اونهم محرمید و نمی شه ازدواج کنید… مگر قبل از این که مادرت بچه دار بشه… اگر داستانت زائیده ذهن معیوبته که به خیر گذشته

1 ❤️

897278
2020-07-09 09:10:58 +0430 +0430

مهوش خانوم عقیم بود؟ولی دوتا بچه ازقبل داشت؟کس دان مامانت به اقا وحید باعث وصلت شما با بچه های اقا وخید گردیده

1 ❤️

897341
2020-07-09 13:06:29 +0430 +0430

مگر صیغه نبودن.پس تو شناسنامه چیزی ننوشته بودن.پس کدوم گوری ننت زایمان کرد و چطوری شناسنامه برای اون 2تا توله گرفتن.

2 ❤️

897343
2020-07-09 13:12:03 +0430 +0430

دهنت سرویس با کس شعرت…
عوضی مادر حرمت داره.
لجن جان سوتی دادی در حد تیم ملی اونم آلمان…
اولا اگه زهره دختر خود وحید باشه و با تو رابطه خونی نداشته باشه،کسخل خودت گفتی خبر داره پس چرا میگی روت نمیشه بهش بگی؟
دوما اگه همون دختری باشه که خواهر ناتنیته، چطوری با هم ازواج کردید؟؟؟!!!
کسشعر می‌نویسید بنویسید…چون کسی نمیتونه جلوتونو بگیره؛ولی حداقل ایقدر ضایع ننویسید :-|

1 ❤️

897371
2020-07-09 19:14:33 +0430 +0430
NA

آره دیگه آقا وحید مادرتو گایید بعد جهت دلجویی سالها بعد دخترشو داد بزنی توش.
سریالای جم تی وی هم انقدر تباه نیستن

1 ❤️

897377
2020-07-09 20:19:47 +0430 +0430

سلام خسته نباشید داستانت خوب بود و بدون اضافه گویی و حاشیه خیلی ساده و شسته رفته داستان را بیان کردید امیدوارم هر روز بهتر از دیروز باشید .
دوست عزیز ، ARASHSOHEILI : منظور نویسنده همون دختر قبلی وحید بود که از مهوش خانم بودن که در اینصورت محرم نمیشن و میتونن با هم ازدواج کنن، شما فکر کردید که با دختر دومی که از مامانش بوده ازدواج کرده که اشتباه کردید
دوست عزیز ، سکسدوست : مهوش خانم ، زن اول وحید از اول عقیم نبوده بلکه نویسنده میگه که بعد از دو پسر و یک دختر بخاطر بیماری عقیم شده
دوست نازنین ، ممد پالیس : در صیغه کردن ، یک ورق صیغه نامه به هر دو طرف میدن که باهاش هم‌میشه زایمان کرد و هم در صیغه اگر بچه ای بوجود بیاد بدون هیچ اشکالی میشه براش به اسم پدر شناسنامه گرفت یعنی به اسم وحید
دوست گرامی ، Mogle07 : منظور نویسنده از گفتن موضوع ، این نیست که موضوع تنی یا ناتنی بودن یا صیغه مادرش رو بگه، بلکه منظورش اینه که موضوع دید زدن سکس وحید ومادرش رو که هرشب دید می‌زده ، رو به زنش بگه
با کمال احترام به همه عزیزانی که نظر دادن ، دیگه واقعا برای من کاملا معلوم و مشخص شد که داستان ها رو یا نمی خونن و یا سطحی و گذرا یکی دوخط رو میخونن و فقط عجله دارن که بیان و زودتر ناسزا بگن ، خیلی ها هم فقط نظرات دیگران رو دوباره تکرار میکنن . امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید

3 ❤️

897503
2020-07-10 00:26:40 +0430 +0430

واقعا آقای قلاغ به زیبایی داستان رو آنالیز کردن ، به نظر منهم داستان زیبایی بود ، باید اضافه کنم که نویسنده احتمالا یا مطالعه بسیار زیادی داره یا نویسنده حرفه ای هست چون جمله بندی ها ، عدم استفاده از کلمات تکراری پشت سرهم و پاراگراف بندی داستان بعقیده من کار یک کاربر مبتدی نیست

مسئله اینجاست نصف اون بچه هایی که از این داستان انتقاد کردن متاسفانه حتی درک درستی از داستان ندارن و مفهوم داستان رو نفهمیدن

بطور مثال یکی از دوستان گفته مادر نویسنده صیغه بوده چطور شناسامه گرفته در صورتیکه این مسئله خیلی مبهم و پیچیده ای نیست
یکی از دوستان انتقاد کرده که چقدر بچه داشته اون آقا در صورتیکه با دو بچه ای که از مادر ایشان داره میشه ۵ فرزند که در خانواده های قدیمی حد نرمال ۵ تا ۷ فرزند بوده الان شما خانواده پدر یا مادرتون رو نگاه کنید تعداد شون از ۵ به بالا هست
اتفاقا بعقیده من هیچ جای ابهامی این داستان نداشت و نویسنده بخوبی و خیلی منطقی مسائل رو بیان کرده بود حتی اگر داستان واقعی نبوده باشه
از اون گذشته ماجرای اصلی روایت ماجراهای سکسی داستان هست

1 ❤️

897517
2020-07-10 03:03:27 +0430 +0430
NA

هنوز کامل نخوندم ولی تا جمله ی اولو خوندم خنده ام گرفت ( پدرم زیاد در قید حیات نبود ) مگه قید حیات هم زیاد و کم داره ؟؟؟
فک کنم یه داستان چرت پیش رومه

1 ❤️

897541
2020-07-10 05:21:38 +0430 +0430
NA

حتما توام از اول تو فکر انتقام بودی تصمیم گرفتی دخترشو بکنی ولی تنها راه حل ازدواج بود

0 ❤️

897594
2020-07-10 08:18:14 +0430 +0430

کی کیو کرده،کی داده کی کرده،من کجام اینجا کجاست،بچگیو کی برده :(

0 ❤️

897669
2020-07-10 18:02:07 +0430 +0430

همسر تو دختر آقا وحید هست بعد میخواستی چیو واسش تعریف کنی روت نشد

0 ❤️






Top Bottom