از حس بد تا عشق خوب

    1397/3/17

    "ازونجایی ک خاطرسو واقعیت طولانیه و جزئیات زیاد داره و همین اولشم بگم ک گی هس"


    خاطرات چه بد چه خوب، برای من پناهگاه خوبیه ک بهشون پناه بیارم، تو مواقعی که از همه سیرم، راستش خاطرات یه آرامبخشه، حتی بدترینشون مهم اینه ک ما چقد جدی بگیریمشون.
    همیشه دوست داشتم کل دو سه تا خاطره سکسیمو بنویسم، شهوانی رو هم که 4-5 ساله میشناسم، از سوم دبیرستان که دیگ اسم سایت سوپر خوب بهترین خبری بود ک تو مدرسه بهم میدادیم.
    داستان ها رو از روزی شروع کردم به خوندن ک دیگ هر وقتی فیلم نمیشد ببینم، عکسم ک خیلی دیگ ضایس برا بچه هاس! تو این مدت شاید همه داستان هارو خوندم، نقطه مشترک همشون کامنتایی بود ک یا فحشو بد بیراه محتواش بود یا اینکه دروغ میگیو این داستان الکیه. راستش داستاناهم بعضیاشون واقعا تخیلی بودن، حاصل یه ذهن خلاق ک خیلی رمان میخونه و همزمان خیلی فیلم سوپر میبینه!
    داستانایی ک توشون پسره امروز با پسر خوشگل محل ک از قضا محل کسی نمیداد دوست میشه و فرداش میکنتش یا هزار مورد دیگ ک میشه فهمید ک صرفا فقط یه داستانه نه چیزی بیشتر...
    بگذریم، امروز دوشنبه اول خرداد 97 هستشو من کمتر از 40 روز دیگ کنکور دارم، میخوام امشب اینو بنویسمو دیگه تا روز کنکور به چیزی فکر نکنم و درس بخونم، حقیقتش از پشت کنکور موندن میترسمو دوست دارم همین سال اولی یه چیزی قبول شم.
    در مورد خودمم ک یه قیافه عادی و ب گفته اکثریت قریب به اتفاق دیگران با نمک دارم
    قدم 180 وزنم 72، یه پوست سفیده سفید ک دیگ ارثیه و خوشم نمیاد مث زنا باشم. بدنمم یه جمهوری خود مختاره یه جاهایی مو در میاره یه سانت اونورتر آینه س! ولی در کل از لحاظ مویی متوسطم اینم بخاطر دستا و پاهامه ک فک کنم عادیه دیگ برا پسرا.


    بدون مقدمه بگم، ختنه نشدم! نمیدونم چرا کسیم بم چیزی راجبش نگفته ولی خب اینجور ک خوندم بعضیا بخاطر مسائل پزشکی ختنه نمیشنو اینکه کلا تو فامیلمون هیچ اعتقادی ب خدا و دین نیس مطلقا همه ازم دم آتئیستو علمی. همه چیم عادیه جز یه کیر غیر عادی ک حسابی وبال گردنمه. تو بچگیم ک دو سه بار با بعضیا ب هم نشون میدادیم الان میبینمشون دیگ باید تیکه پرونی هاشونو تحمل کنم.
    پیارسال ک داشتم میرفتم سوم دبیرستان شروع داستانم بود. تابستون بودو طبق عادت این سه چار ساله برا اینکه کمتر گرمم شه موهای پاهاو دستامو زده بودم، نمیدونم حالا واقعا تاثیر داره یا نه ولی خنک تر میشی، این ی سالم ک نزدم سر چرتو پرتاییه ک ی مشت گوریل پشمالو میگن ک هرکی موهاشو بزنه کونیه و فلان، شخصا من نه کونیم ن دادم ن میل دارم بدم ولی خوشم میاد یکمی تمیز باشم، ن ک هر روز بزنم، مثلا ماهی یبار اونم تو گرما.
    اون روز با رفیقم رفته بودم پارک آبی. اولش ک لباس در اوردیم واقعا رفیقم هیچی نگفتو نگاه بدم نکرد خودشم ی دو هفته ای بود شیو کرده بود، ولی چیزی نگف فقط داشتیم میرفتیم تو اون قسمت اول زیر دوش گف کاری ندارما ولی کاش دو هفته پیش شیو میکردی تا الان یکم دراد، خیلی ضایس. منم کلافه شدم گفتم برگردیم ک گف بیا بابا قیافت ب اونا نمیخوره :-/
    این رفیقم یکی ازون قدیمیاس، شاید 15 ساله میشناسمش، از وقتی تونستم راه برمو دیگ زبون وا کردم دیدمش. خیلی خوشگل ترو خوش اخلاق تر از منه با این حال هیچوقت تنهام نذاشته، رفتیمو حال کردیم یجاش ک فک کنم شبیه دریا بود احساس کردما یکی از اولش زیر نظرم داره ولی اهمیت ندادم تا اینکه ی نگاه کردم دیدم طرف یجوری نگاه میکنه ک خودم پشمای نداشتم ریخت. سریع سرخ شدمو ب رفیقم گفتم سریعتر بریم، چون واقعا نگاهش بد بود بنظرم. تموم ک شد خواستیم برگردیم شهرری ک این یارو هم اومد دم ماشین رفیقم بعد ی پنج دیقه ای داستان تعریف کردن سوار شد و از قضا اونم شهرری بود ک بیاد با ما بره فقط واقعا نمیدونم پس اومدنی تو با چی اومدی!؟
    رفیقمم ک کلا حاتم طایی، گف بیا بالا داش بچه محلیما مثلا! حالا کلا شیش ماهه گواهینامه گرفته ( متولد 77 هست من 78 )
    تو راه کلا بخاطر بد دلیم اخم کرده بودم شیشه رو داده بودم پایینو بیرونو میدیدم اونم عقب بودو با رفیقم حرف میزد، تا اینکه نزدیکای مقصد بودیم ک زبون وا کرد بمنو گفت ک شرمنده مزاحم شدمو اومدم باهاتون اومدنی با بابام اومده بودم اون وسطاش رف کار داشت بمنم گف ماشین بگیر بیا ( راس میگف )
    خلاصه اومدیمو اینو پیاده کردیم سمت دیلمان و منم ک نرم تر شده بودم خداحافظی گرم کردیمو رفتیم ی چیزی خوردیمو بعدش خونه.
    شاید ی هفته بعدش بود ک داشتم همینجوری قدم میزدم اون سمتا ک واقعا ناگهانی دیدمش با دو سه تا رفیقاش ک انگار از کلاس زبان داشتن برمیگشتن، منو دید اومد سمتم ی سلام علیک گرم کرد منم همینجوری خشکم زده بود گفتم سلام! خوبی؟ همین فقط. بعد گف تو دلم بود ک میبینمت بازمو اینحرفا و شمارشو داد گف شب بیا تلگرام!
    منم گفتم خطم مال من نیس بیا اینم ایدیم ( آیدی تلم تنها چیزیه ک عوض نشده mersad_sh2000 ) خلاصه ایدیو دادمو فهمیدم بش برخورد ولی تو دلم کفتم ب کیرم من ک با این صنمی ندارم. شبش اومدو بعد ی ساعت حرف الکیو تعارفو اشنایی دادن گف ی چیزی بگم، بلاک نکن. گفتم چرا بلک کنمت مگ دخترم گف اخه بت نمیاد ادم مهربونو نرمی باشی ک گفتم ن اتفاقا خیلیم مهربونم منتهی برای کسی ک میشناسمش. گف خب منم میشناسی و بیشتر میشناسی. اینو گف گوشیو انداختم رو تخت رفتم شام اومدم دیدم هنوز داره ویبره میخوره گوشی رفتم تو صفحه چتش دیدم اولش نوشته خیلی دوست دارم! و این چیزا بعد هر دیقه پی ام داده ک کجا ر
    فتی پس، کجایی، موبوگرام داری نکنه، ناراحت شدی؟ و خلاصه این چیزا.
    گفتم ن رفتم شام
    پیام اولشو منشن کرد با ی پوکر فیس
    من فهمیدم اینو میگه گفتم خب ک چی گفت میخوام حرف دلمو تو ی وویس بگم بعد دیگ بلاکم کن گفتم بگو
    وویسش ی دیقه بود ک خلاصش اینه: تو این مدت واقعا از هیچ پسری خوشم نیومده بود حتی خوشگل تریناشون و کلا هیچکسو دوس داشتم تو پسرا ولی تورو ک دیدم دلم ریختو واقعا رفتی تو دلم بی دلیل!
    منم ک بد دلم همونطور ک گفتم نوشتم کی بیام!؟ گفت چی؟ گفتم کی بیام کیرتو بزاری تو کونم؟ ک دیدم دیگ چیزی نگف
    فرداش پی ام داد ک یبار حرف دلمو رک زدم اونم اینجوری کردی و شروع کرد مث دخترا حرف زدن منم ک بیکار خونه بودم گفتم بیا حضوری حرفاتو بگو، رفتیم ی پارک همون دورو ور خونشون. نشست رو نیمکت منم طبق عادت پامو گذاشتم جایی ک میشینن و نشستم بالای جایی ک بش تکیه میدن، این یه دیقه ای کامل فقط ب پاهام خیره بود! ک پرسیدم چیزی شده!؟ گف چ کتونیای قشنگی! منم اونروز رو دنده نرمم بودم گفتم قابلتو نداره میخوایشون؟ ک گف ن حتما با هزارتا زور خریدیشون دلم نمیاد از ی بی پول چیزی بگیرم ( اخه اسکول خود پولدار پندار...) گفتم نترس وضع مالیمون خوبه خوبه و راست کردم ک میخوایشون؟ دیدم میخادا ولی نمیگه ک یکیشو دراوردم دادم گفتم بیا گف اونیکیم بده مال منو بگیر اصن نمیدونم چرا ولی انقد نرم بودم در اوردم دادمش، کتونیای اونم نو بودا پولداری بود. پارک خلوت بود ینی هیشکی نبود یجوریم بود دید نداشت گف میشه نپوشی کفشامو ک گفتم چرا؟ گف نپوش تو دیگ کسی نی ک! ( اونجا بود ک شبش با واژه فوت فتیش اشنا شدم فهمیدم چیه و الانم ک میدونم این بنده خدام ی فتیش ریزی داش، ولی از پاخوری و کلا این چرندیات بدش میومد، اونم فقط بمن داشت برا همین میگم ریز) گفتم باشه شما امرتو بگو من امروز بیکارم هرچی بگی گوشمیدم، این نگاش کلا تو اون یک ساعت ب پاهام بود، من راستش ی شلوار لی تیره دم پا فیت پوشیده بودم تا دقیقا مچم و ی جوراب سفید ک اونم تا مچم بود ک الان در منزل اونه ینی دادمشون بهش رفیق ک شدیم.
    واقعا ولی نمیدونستم چیش جذابیت داره، الانم نمیدونم! بعد ها هم نخواهم دونست!!!!!
    خلاصه ک حرف زدیمو کم کم ازش خوشم اومد، اخراش دبگ من حرف میزدمو نتیجه این شد ک رفیقشم! شمارمم دادم گف میدونستم چرا ندادی دیروز شمارتو ک گفتم راستش من اخلاقم اینه.
    اون پارک هنوزم جای مورد علاقمه چون واقعا خلوته، واقعاااااا! یجورایی مکانه، بخصوص ظهرا.
    کتونی پولداریای اقارو پوشیدیم ب اجبار و رفتیم ( کتونی خودم 170 قیمتش بود برا اون اون زمان راحت 400-500) خوشم نمیومدا ولی مجبوری پوشیدم، تو خونه گفتم خریدم، راستش کسی بم گیر نمیده کاری ندارم بام تو خونه.
    دیگ ازون روز تا اولای شهریور هر روز با این یا بیرون بودم یا در ارتباط.
    شاید ی میلیون بار گفته بود بیا خونمون، مامانش ازینا بود ک ی ماه پیش خواهرشه ی ماه پیش داداشش و کلا عشق شهرستانشونو خونشونو داشت باباشم ک مدیر شرکتو ازینا ک ی ماه خارجه بیستو هف ثانیه ایران!
    خودشم ی خواهر داشت فقط ک ازدواج کرده بودو خونشون نارمک بود کلا خونشون مکان بودو بعد ها فهمیدم اصن تو نخ مکان بازیو این چیزا نبوده و درو میبسته و جقشو میزده!
    اسمش بهنامه، قدش دو سه سانت از من کمتره، لاغره، قیافش بیبی فیسو معصومه و صداش خیلی خیلی قشنگه، مث خودم اکثرا سخته و فقط با بعضیا گرمه، منم ب گفته خودش اولین کسیم ک فلانو بگذریم حالا..!!
    ی روز، تو خونه سره ی مسئله کصشر دعوام شده بود اومدم حاضر شم بش گفتم دارم میام پیشت، گفت کجا قرارمون باشه؟ گفتم کیری دارم میگم میام پیشت ینی خونتون و ب اینم پریدم تو اون عصبانیت من هی استیکر قلب فرستادو ایینکه بیاااو منتظرتم و خوشحال میشم منم نتو قط کردم ک اس داد که همون تیپیو بزن ک تو پارک زده بودی روز اول که منم همون تیپو زدمو رفتم.
    رسیدم دم در درو باز کرد پرید تو بغلم ک خوش اومدیو فلان منم بی حوصله بودم زدم تو ذوقش ک ولم کن گرممه، و رفتم لش کردم رو راحتی و اونم اومد نشست هیچی نگف ک یهو لباسمو در اوردم تیشرتمو فقط و گفتم گرممه و بیا پی اس بزنیم لپ تاپو اورد بازی کردیم، عصر غذا خوردیم فیلم دیدیم حرف زدیم گذشت تا شب ک رفتم اتاق لباسامو همرو در اوردم گذاشتم رو تخت و با شلوارکی ک داده بود اومد تو جا
    خوابیدیم تا اینکه وسطای شب از سر صدایی بیدار شدم ولی چشامو وا نکردم، ی دیقه بعد پاشدم برم دسشویی ک دیدم این نیس!
    پاشدم ببینم کجاس ک دیدم یه صدای ارومع شلپ شولوپ میاد از اتاق، رفتم دم در با صحنه ای مضحک مواجه شدم ک تنها قسمتیه ک ممکنه داستانمو از خاطره واقعی ب کصشر خیالی بدل کنه.
    دیدم جورابم یکیش رو سینشو یکیش با دستش گرفته رو دماغشو دارم جق میزنه، منم درو واکردم خنده خنده شروع کرذم تیکه های بد بد انداختن اینم پشماش ریخته بود جا خوردو فقط نگام میکرد حتی کیرشم نذاشت داخل شورتش همینجوری دست ب کیر بود ک منم حرفامو و تموم اون سوالام ک چرا هی پامو نگاه میکرد چرا فلانو رسیدم بشون و رفتم دسشویی اومدم دیدم پشتشو کرده ب در اتاق و خوابیده ک گفتم فردا میرمو دیگ این رفاقت کیری و الکیتو تموم میکنم.
    صب هشت اینا پاشدم برم لباسامو ور دارم دیدم این بیداره ولی تو همون حالت شبش بود
    دلم نرم شده بود، رفتم رو تخت دیدم چشاش قرمزه کاملو حسابی حالش بده، یکم دلم ب رحم اومد سرشو اروم گذاشتم رو سینم گفتم ببخشید دیشب چیزی گفتم مگ میشه بچه ب این خوشگلیو ول کرد من تا زنده م کنارتم اقااااا بهنام! ک اینم زبونش واشد ک ببخشیدو بخدا غلط کردمو خودمم بدم میاد از خودم ک چرا اینجوریم اخه کی تاحالا با جوراب رفیقش جق زده ک گفتم عب نداره خوندم راجبش تو اینه بیماریت و اختلال روانیه ک گف ن من ب هیچ احدی بجز تو این حسو ندارم.
    همینجوری سرش رو سینم بود ک دیدم یکم ک اروم شدیم سرشو گذاش دقیقا رو نافم و دستشو روی بغل رونم جوری ک کیرم وسط ساعد بود و حسش میکرد با دستش.
    راستش خودمو برا این حرکت ک اگ اینجوریم بشه اماده کرده بود برا همین چیزی نگفتم بشو ی پنج دیقه ای درد و دل کردیم ک کم کم کیر من داشت بلند میشد ( راست راستش 21 سانته و دورش 15 ) بش گفتم اگ میشه دیگ بسه من وضعیتم خوب نیس ک دیدم دستشو برد تو شورتم و کیرمو در اوردو با تعجب نگاه کرد اولش و من شرمم اومد ک ختنه نشدمو اینم فهمید ک تو اون حس شهوتم براش توضیح دادمو اونم گف عب نداره اینجوری قشنگ تره، پاهامو وا تر کرد نشستم رو بروم شورتمو در اورد منم دیگ داشتم همکاری میکردم باش، و لبای گردو تپلشو ک دقیقا مث کص میمونه غنچه کرد سر کیرم، کارشم بلد بود از فیلم سوپرا یاد گرفته
    بود همونجوری لبای غنچشو از بالا به پایین می آوردو میومد بالا و اونورو دوباره میرف
    ک دیگ کیرم سخت شده بود خودمم دیگ حشری بودم بالشو گذاشتم پشتم یکم اومدم بالا و سرشو دو دستی گرفتم اروم بالا پایین کردم دو سه دیقه ای ساک زد منم گفتم نوبت توعه ک دیگ کیرشو درآورد، کوچیک نبودا ولی خب متوسط رو ب پایین بود سانتم نکردم ک دقیق بگم! رو زانو هاش واساده بود کمتر از ی دیقه ک خوردم گف داره میاد بسه و فهمیدم نمیخواد ابش بیادو تموم شه.
    گفتم باشه و ب شکم خوابوندمش، انگشت کردنو سوراخشو واکردنم بلد نبودم فقط از جلو آینه ی کرم ضد آفتاب( دیگ حشری باشی نمیفهمی ک اخه با ضد افتااااااب؟) دم دست ترینشون بود برداشتم مالیدم سر کیرم، کونش رو لپش مو نداش ولی دور سوراخش چرا مو بود و سوراخشم عادی بود ن تیره ن صورتی ب قول بعضیا!
    اروم سرشو کردم تو و نمیدونستم چه دردی داره میکشه کم کم کردم داخل و اون هیچی نمیگف فقط صورتش قرمز شده بودو لباشو ب هم فشرده بود، تا ته ک کردم افتادم روش چن ثانیه ای و شروع کردم تلمبه زدن.
    نمیدونستم ک کون چیه! واقعا خیلی حس خوبیه، کونش تنگ تنگ بود وقتی کیرم داخل بود حس میکردم ی طناب محکم دور کیرمه و همزمان حالم میکردم، بعد ی دیقه دیگ رسما داشتم مث چی تلمبه میزدمو اینم اروم فقط اه اه میکرد. وسطاش دیدم دیگ صداش در نمیاد، توجهی نکردم، محکم تر زدم تا اینکه ابم اومد، ی تفاوت سکسو جق اینه ک تو جق فقط دستو کیرت تو کاره ولی تو سکس همه بدنت تو کاره و وقتی ابت میاد حس میکنی تموم شهوتت از کل بدنت جمع میشه تو کیرت و یهو محکم تخلیه میشه.
    ابم ک اومد بلند شدم دیدم ک ریییدم.....
    کیرم خونیه اونم ن یکم. فهمیدم ک کونش پاره شده، پاشدم دستمال اوردم با ترسو لرز تمیزش کردم بردمش حموم، تموم لذت شهوتم کوفتم شد، زهرمارم شد.
    خلاصه بعد ی ساعت ک بهتر شد حسابی دلم ب حالش سوخت ک این زیر من داشت واقعا جر میخورد ولی صداش در نیومد چونم رومون دیگ بهم واشده بود کاملا لخت نشسته بودیم. ک تا غروب گف دیگ بهترمو مامانم شب میرسه از شهرستانو منم دیگ باید میرفتم خونه. ناهار گوشت زدیم ب سیخ خوردیمو تا برم در تلاش بودم ک از دلش درارم اینم رفتارش عوض شده بودو یکم سنگین شده بود.
    رفتم خونه شبش پی ام دادم بهتری؟ گف اره. گفتم اولین باری ک دیدمت فک کردم انقد دادی ک دیگ لوله هم راحت میره توت! ک گف تقصیر تو نیس من زیاد شل کردم بشوخی گفتم کاش صبم شل میکردی ک دیگ یخش واشدو گف هرکاریم میکردم اون غولی ک تو شورتته کونمو پاره میکرد ک زدم زیر خنده دیگ حالا منم واقعا با اینکخ گی نبودمو اصلا تو ی فازای دیگ ای بودم عاشقش شدمو شمارشو یجور دیگ سیو کردم. دیگ از اون روز تا الان بهترین رفیقمه و تنها رفیقیه ک فیلم نمیده و پای هرچیم هس، ولی دیگ ن من جرات کردم بگم بیا سکس ن اون. ولی سکس ی خاصیتی داره تا نکردی راحتی ولی چ سکس چ گی ک کنی بعد چن روز خیلی دلت می
    خواد بازم کنی، منم دو سه باری بحثو انداختم ک بازم سکس کنیم اونم حرفی نداشت ولی دلم بحالش سوختو دیگ کاریش نکردم فقط یبار ک دیگ من هول بودم تو خونشون پای تلویزیون برام خوردو ابمو اورد ک اونم هزار بار سرخو سفید شدم.
    یبارم با ی دختر ب واسطه این سکس داشتم ک اگ ببینم استقبال شد از این خاطرم (ک فک کنم یکمم بد نوشتم) اونم میزارم.
    فقط اگ میخوای بدو بیراه بگی کامنت نزار تو دلت بگو برو
    و اینکه حتی اگ گی نباشی یکی مث بهنام بیاد تو زندگیت، بازم گی نیستیا ولی ب تموم دخترا بعلاوه این پسر حس داری.
    دوستون دارم، مرصاد.


    نوشته: مرصاد

  • 6

  • 7




  • نظرات:
    •   koohyar.meshki posh
    • 1 سال
      • 0

    • مثلا اخرش بنویسی تو دلت فحش بده تاثیری داره؟الان فحش بدم میخوای التم و تناول کنی؟ ( نمیخواستم فحش بدم اما کونده پرو بازی تو کتم نمیره)


    •   reza.shz.77
    • 1 سال
      • 0

    • هنوز خیلی کار داری
      راهنمایی خواستی در خدمتم
      ادامه بده
      لایک اول


    •   god of death878
    • 1 سال
      • 0

    • لایک به خاطر این که تجربه واقعی و قابل لمس بود.


    •   samsepg
    • 1 سال
      • 0

    • متأسفانه باز هم صحبت از سکس بی کاندوم و از اون بدتر، ریختن آب توی سوراخ. این یکی دیگه نوبرشه! علنی گفته خون هم دیده توی ماتحت طرف! این یعنی بالاترین میزان خطر!


      دوستانی که این فانتزی ها یا مثلاً خاطره ها رو می خونین؛
      کاندوم فقط ابزار جلوگیری از باردارشدن زنها نیست. بلکه مهمتر از هرچیز جلوگیری می کنه از انتقال بسیاری از بیماری های مقاربتی (ازجمله اچ-آی-وی/ایدز) که با سکس منتقل میشه. چه بین زن و مرد و چه بین دوتا مرد. چه دوتا پیرمرد، چه دو تا بچه مدرسه ای!


      دوستان،
      سکس بکنید، با هرکس که دوست دارید، اما به خاطر یک لذت چند دقیقه ای، یک عمر خودتون رو پشیمون نکنید و با سرنوشت شریک جنسی تون هم بازی نکنید. دنیای واقعی با هیچکس شوخی نداره و خیلی هم بی رحم تر از فانتزی های جنسی و داستان های سکسی سایت هایی مثل شهوانیه.


      متاسفانه بازم چراغ خاموش، ترویج سکس پرخطر میشه و همچنان بی تفاوتی گردانندگان سایت. بابا جون، اگه از سکس بی کاندوم می نویسید، لااقل توی اون صغری کبری چیدن اولش که با آب و تاب اعلام می کنید «خاطره است» و «طولانیه» و میگید «گور بابای هرکی فحش بده و هرکس گی دوست نداره نخونه» و هزار چرت دیگه، یه جمله هم بنویسید که:


      «سکس بدون کاندوم ریسک ابتلا به بیماریهای جنسی-مقاربتی از جمله انتقال ویروس اچ-آی-وی/ایدز رو بسیار افزایش میده»


      تا دستکم اگر یه خواننده بی نوایی اطلاعات کمتری داره، بدونه و اگه براش مهمه که بیمار نشه (برخلاف نویسنده ی بی فکر اون داستان که نه سلامت خودش برای مهمه و نه سلامت طرف مقابل که شریک جنسی اش هست) شاید اون خواننده از سکس پرخطر پرهیز کنه و یه کاندوم ناقابل لااقل بکشه سر اون لامصب!


      شرم بر گردانندگان سایت، این کاری هست که در اصل اونا باید نظارت کنن و اگه کوتاهی شده، اونا اقلا هشدارش رو اضافه کنن! واقعاً جای فسوسه!


      آرزومند سلامتی تک تک تون!


    •   BangBangBang
    • 1 سال
      • 0

    • نتونستم بخونم، خیلی خسته کننده بود با توضیحات بدون لازم.


    •   EBIsinz
    • 1 سال
      • 0

    • دورکیرت 15سانته؟
      سلام کرگدن.نکنی مارپ


    •   poya25080
    • 1 سال
      • 0

    • داداش کاری ندارم راست یا دروغش
      به توانایی نوشتنتم کاری ندارم
      ولی اشکم درومد یاد قبلنا افتادم :(


    •   sexogen
    • 1 سال
      • 0

    • کاری به راست و دروغ داستانت ندارم ولی داستانت تقریبا مثل رابطه من و عشقمه با این تفاوت که من بهنامم و عشقم مثل شما اولش زیاد باهام سرد بود ولی الان رفیق فاب و عشق همیم <img class=" /> (rose)


    •   SshirazZ
    • 11 ماه،1 هفته
      • 0

    • منکه خوشم اومد و واقعا خوشبحالتون
      همیشه برای هم بمونین


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو