از سری ماجراهای من و علی

    من ۳۳ سالمه و از روزی که یادم میاد خیلی چاق بودم هیچوقتم دنبال رژیم و کاهش وزن و این قرتی بازی ها نرفتم چون از یه سنی به بعد فهمیدم اکثر مردهای ایرانی عاشق زن چاق هستن.
    من تا ۲۲ سالگی حتی یه دوس پسرم نداشتم و دنبال این مسائل نبودم سرم به درس و کار و زندگی خودم بود و فقط خودارضایی میکردم و گاهی هم سکس تلفنی اما بعد از فارغ التحصیلی تا همین الان شاید بگم رکورد دار سکسم تقریبا با ۱۵ مرد و پسر مختلف خوابیدم و همه مدل سکسی امتحان کردم که بهترینش رابطه فعلیمه که سه سال و خورده ای ادامه پیدا کرده و علی تنها مردی شده که تونسته راضی نگهم داره به طوریکه تو این مدت جز با علی با کسی سکس نداشتم.
    این ماجرایی که میخوام براتون بگم یکی از لذت بخش ترین سکس هام با علی اگه خوشتون اومد توی نظرات بگید تا همه سکسهام رو یکی یکی براتون تعریف کنم.
    همیشه در تصوارتم این بود که بهترین سکس ها رو با یه مرد قد بلند و خوشتیپ تجربه میکنم اما جالبه بدونید علی نه خوشگله نه خوشتیپ و نه قد بلند یه آدم کاملا معمولی اما بسیار خوش سکس و کیر کلفت و خوش فرمی هم داره.
    یه روز قرار شد بریم یه مسافرت کوتاه کاری شبم بمونیم هتل و فردا برگردیم کارمونو انجام دادیم شام رو خوردیم ساعت ۱۲ بود که دیگه رسیدیم هتل.
    من رفتم دوش گرفتم از بس گرم بود اونروز از حمام اومدم بیرون تنمو خشک کردم داشتم موهامو خشک میکردم که علی اومد از پشت بغلم کرد و گردنمو بوسید یه کم کون لختمو روی کیرش رقصوندم میدونستم عاشق این کاره همزمان موهامم شونه میکردم که دستاشو آورد گذاشت روی سینه های لختم سرمو هم زمان برگردوندم و شروع کردم لب گرفتن آخ چقد خوشمزه بود لعنتی کونمو فشار میدادم روی کبرشو اونم سینه هامو میمالوند و همزمان لب لب بازی
    همونجا جلوی آینه یه پامو گذاشت بالا روی میز جلوی آینه و شروع کرد گدنمو خوردن و انگشت توی کوسم کردن با کیرشم به کونم فشار میاورد شق شق شده بود حس میکردمش.
    در گوشم گفت امشب تا صبح مادرتو میگام جنده خانوم من انگار خون دوید تو صورتم و شهوتم صد برابر شد گفتم من دوس دارم هرشب برات جندگی کنم علی گفت میدونم تو معتاد این کیر شدی یهو برم گردوند هولم داد روی تخت و پاهامو داد بالا و باسر رفت توی کس تپلم دیوونه شده بود زبون میکرد گاز میگرفت محکم میک میزد منم سرشو فشار میدادم تو تر و میگفتم بخور کسمو بخور ببین چه خوشمزه ست اووووم اووووم میکرد که بیشتر فشار دادم سرشو گفتم بو بکش مادرجنده تو اینجا باید نفس بکشی لای پای من نفس عمیق میکشید و لذت میبرد موهاشو گرفتم آوردمش روی خودم صورتش خیس خیس بود از آب کسم با همون آب شروع کردم لب گرفتن ازش آخ چه مزه ای میداد.
    سریع ژل لوبریکانتی که روی تخت بود آورد ریخت تو کسم و یه کمم روی کیر خودش و آروم آروم فشار داد تو من با اینکه دو سه شب یه بار حتما سکس دارم اما کسم خیلی تنگه هنوز بعد این همه سال اگه ژل نزنم کیر نمیره توش چند دقیقه ای طول کشید تا کیرش جا باز کرد دستشو انداخت زیر گردنم و زل زد تو چشام گفت دوس داری؟
    گفتم عاشقشم لعنتی چقدر حال میده زیر این زیر کلفت بودن گفت دوس داری مادرت گاییده بشه؟ انگار یه جرقه تو ذهنم زد و منم دنبال حرفشو گرفتم گفتم آره دوس دارم مادرمو بگایی یهو دیدم علی واکنش شدید نشون داد و عجیب تحریک شده ادامه دادم کاش امشب آورده بودیمش تا اونم کس بهت بده آخ آتیش گرفت و در گوشم شروع کرد به گفتن با یه لحن شهوتناک عاشق کس مامانتم آخ فریبا من مامانتو میخوام بکنم امشب آخ کس اون چند ساله که کیر نخورده تنگه آخ دوس داری جرش بدم همون لحظه یهو ارضا شدم چنان شهوتمون زده بود بالا که هیچ کنترلی روی خودمون نداشتیم سریع منو برگردوند چهار دست و کرد و باز ژل زد و از پشت کرد تو کسم جیغم رفت هوا از بس دردم اومد یواش اومد کنار گوشم گفت کی میشه مامانت زیر من جیغ بزنه باز گر گرفتم و شروع کردم به تحریک کردنش که کس پشمالوی مامانمو دوس داری علی؟
    میدونی چقدر تنگه من دیدمش سفید و داغه تلمبه هاش شدت گرفت گفت مادرتو میگام فریبا آخ مادرتو میگام آخ آبمو میریزم تو کس پشمالوی مامانت آخ چه کس داغی داره و یهو ارضا شدیم هر دو باهم وااااای چه سکس معرکه ای شد این اولین باری بود که توی سکس اسم کس دیگه رو میاوردیم و اصلا نفخمیدسم چی شد که اینطوری شد اونشب تا صبح چهار بار به پوزیشن های مختلف و با همین حرفا سکس کردیم اونشب عالی ترین شب زندگیم بود اما بعد از اون دیگه هرگز نه من اسمی از مامانم تو سکس بردم نه اون چون بعدش که از حس شهوت میای بیرون حال بدی بهت دست میده و فکر کنم علی اینو فهمید و دیگه نخواست اذیت بشم و تکرارش نکرد.
    امیدوارم لذت برده باشید اگر خوشتون اومد درخواست بدید تا داستان سکس های دیگم رو هم براتون تعریف کنم.
    نوشته: چاق بانو

  • 1

  • 13




  • نظرات:
    •   شاه ایکس
    • 1 هفته،6 روز
      • 9

    • همچی میگی بچه مثبت گی کرد انگار چیز خاصیه. عزیز جان شما اگر بخوای تو بسیج محل عضو بشی هم فرمانده بسیج شما رو میکنه هم پیشنماز اگرم کون ندی بهت برگه کسر خدمت نمیدن. کسی دیوانه نیست بره بسیج همه برا برگه میرن کون کونک هم از ابتدا جزو برنامه بوده اینم داشته تورو اماده میکرده برای عضویت ده سال دیگه اون کادر سپاهه تو هم فرمانده بسیج منطقه ای!!


    •   Daland
    • 1 هفته،6 روز
      • 8

    • آفرین اگه المپیک شرکت کنی مقام اول جنده گری رو برا کشور کسب میکنی


    •   شاه ایکس
    • 1 هفته،6 روز
      • 12

    • اشتب شد کامنت مال در بغلی بود!! عرض کنم که هیچ جای ایران به زنو مردی که مجرد باشن و شناسنامه نداشته باشن تو هتل اتاق نمیدن کسشعر ارائه نفرمائید!!


    •   Daland
    • 1 هفته،6 روز
      • 6

    • شا ایکس جان اشتب زدی اون داستانی دیگه س خخخخخ
      اینجا بحث گی نیس بحث جنده گیه


    •   kokarostam
    • 1 هفته،6 روز
      • 9

    • قوچعلی


      تا اونجا که فهمیدی مردهای ایرانی عاشق زن چاق هستن رو خوندم و فهمیدم یک شل‌مغز کون نشور هستی. البته احتمالا یک پسر جقی کونی هستی و یا یک دختر خیکی با شکم چند لایه و حال بهم زن که در آرزوی کیر داری میمیری. بدبخت به جای تبلیغ برای هیکل چاق و تخمی برو ورزش کن تا لاغر بشی، اینجوری سگ هم کونت نمیذاره. شاشیدم توی فلسفه‌ی تخمیت.


      ها کـُ‌کا


    •   محمدرضاگلزار
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • نظر شما چیه؟ شاه ایکس جان شما قبل از آپ شدن داستان براش کامنت مینویسی؟ جل الخالغ


    •   ariyaii-boy
    • 1 هفته،6 روز
      • 4

    • سری خاطرات بانو الکسیس ایرانی
      نوشته ی پسر ملجوق ( علی )


    •   لاکغلطگیر
    • 1 هفته،6 روز
      • 6

    • نفخمیدسم؟؟
      تو یه پسری که حتا عکس کُس رو هم ندیده
      چه طور رفتی هتل؟گفتید چه نسبتی با هم دارید؟
      کُس پشمالوی مامانت؟از کجا می دونست پشمالوئه؟چون بابات چند ساله مُرده،ننه ت عزا نگه داشته؟
      برو.برو فقط


    •   +Seti-kuchulu+
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • به نظرم مردی که از زن چاق خوشش میاد خیلی کسخله


    •   ehsan13600
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • مرسی عالی بود جنده خانم


    •   Faludehmalude
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • برو دوزاری گدا گشنه


    •   arash.abi
    • 1 هفته،6 روز
      • 3

    • والا ما هتل میریم زن تنها رو را نمیدن بالا.. میگن تو لابی منتطر باش.. چطوری شما دوتا رو بدون نسبت تو یه اتاق راه دادن؟! دروغ شما شاخدار نیست بالداره


    •   woodpecker
    • 1 هفته،5 روز
      • 3

    • به نماینده گی از مردهای ایرانی همون علی کسخل گه خورد که زن چاق خرسنبک دوست داره ..یه زن خیمی مثل تو از کنارم رد بشه از بوی نفس و عرق تنش و بو گنداب لا پاش تا 8 روز دو ساعت و نیم هر گوشه شهر باشم میرم تو اغماء ..حالا هم که یه غلطی کردم داستانت رو تا نصفه هاش خوندم درجا میرم به کما تا از شر شماها بخصوص داستان نویس تون راحت شم ! آخه زن هم اینقدی میشه ؟ والا بخدا ..اگه مانتو زرد بپوشین همه تو خیابون با تاکسی اشتباه میگیرند.. ایشالله بعد کما وقتی چشم باز کنم موقعی باشه که سر امتحان شفاهی نکیر و منکر باشم .


    •   زولان
    • 1 هفته،5 روز
      • 1

    • نه گلم دیگه تعریف نکن


    •   مهسان۷۰۹۳
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • بقول اقا کوکارستم تو یک دختر چاق کوتوله خیکی شکم‌ گنده و عروقویی هستی که کسی حتی از کنارت رد نمیشه اومدی اینجا نوشتی مردا از زنای چاق خوششون‌ میاد (dash) (dash)


    •   Rjackson
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • میخاستی بگی منم رفتم هتل


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو