از فانتزی تا واقعیت کاکولدی

    سلام من داریوش ۳۸ زنم آزاده ۳۶ حدود ۱۲ ساله ازدواج کردیم از بچگی همیشه حس مفعولی داشتم اما از آنجا که خجالتی بودم و می ترسیدم با کسی سکس نکردم. در دوران متاهلی هم نسبت به سکس کاکولدی علاقه داشتم و همیشه تو سایتا سکسی هم گروه‌های گی و هم بی غیرتی و یا سکس سه نفره را دنبال می کردم و چت سکسی نیز در مورد زنم می کردم و از این کار لذت می بردم تا بالاخره به این نتیجه رسیدم که عملیش کنم اما زنم تقریبا در محیط نیمه مذهبی بزرگ شده بود و می ترسیدم مطرحش کنم چه برسه به عملی کردنش. اما من کم کم از تو سکسمون شروع کردم و تو سکس از فانتزیهای سکسی بهش گفتم و قرارشد که از سکسمون لذت ببریم و بی حیا باشیم و اونم بی حیا باشه و فانتزیش بگه من که گفتم دوس دارم ببینم جلوم گایده بشی و منم نگاه کنم و کارهای کاکولدی بکنم وقتی فهمیدم که اونم دوس داره سکس با یه مرد دیگه تجربه کنه انگار خدا دنیا رو بهم داد و کم کم تو سکس دوستم رو بهش پیشنهاد دادم و دیدم بدش نیومد.
    خلاصه کار بجای رسید که کاملا با هم راحت شدیم و حتی می گفت کیر فلانی رو بزار تو کسم یا دوس دارم از کس و کون همزمان گایده شم و منم قضیه مفعول بودن خودم رو هم بهش گفتم و قرار شد برا یه بار تجربه کنیم از زمان چتا تو سایت با یکی دو تا آشنا شده بودم که از زنم بهشون می گفتم و عکساشونو به زنم نشان دادم از یکیشون خوشش اومد و چند باری اول هماهنگ کردم با هم چت کردن بعد هماهنگ کردم که تلفنی صحبت کننن خلاصه جوری شد که زنم خیلی بهش علاقه پیدا کرد و تمایل با سکس باهاش داشت و منم چون دیدم سکس سه نفره باید هر سه نفر رضایت کامل داشته باشند بهترین حالت پیش اومده و قرار برا سکس گزاشتیم کار بجای رسیده بود که زنم برا سکس باهاش لحظه شماری می کرد راستش تو تماس ها زیاد قربون صدقه زنم می رفت اینم بگم که طرف از شهر خودمون نبود و قراره سکس تو شهر اونا گزاشتیم و در یک خانه اجاره ای که اونم خودم گرفتم )برا اطمینان از کاری که می خواهیم بکنیم). وقتی رسیدیم اومد به استقبالمون من تا او ن لحظه فقط عکسشو دیده بودم و با من و زنم روبوسی کرد و رفتیم خونه اینم بگم تو چتای سکسی که با هم می کردیم همه چی رو گفته بودیم و رومون تو رو هم باز بود به منزل رسیدیم (اسم طرف امید بود ) امید و آزاده به محض اینکه به خونه رسیدن همو بغل کردن و جوری از هم لب می گرفتن که خدایی من کف کردم چون زنم هنوز این طور لبایی با من نگرفته بود راستش حس حسادت با شهوت قاطی شده بود ولی به خودم گفتم خودت خواستی پس باید فقط لذت ببریم بعد از لب بازی هاشون آزاده رفت آماده شه ویه لباس سکسی با کفش پاشنه بلند پوشید و وقتی اومد خودم خدایی کف کردم چون آرایش سکسی هم کرده و نشستیم و شروع کردیم مشروب خوردن زمان مشروب خوردن آزاده رو پای امید نشسته بود و منم کنارشان از تو دهن هم مشروب می خوردن که من باز کف کردم مثل این بود که دو تا عاشق معشوق به هم رسیدن یه خورده که مست شدیم امید گفت داریوش با اجازه می خوام آزاده رو ببرم رو تخت بغلش کرد بردش رو تخت انداختش و گفت از این لحظه زنت جنده منه زنم هم گفت داریوش تو باید برامون کس کشی کنی امید خوابید رو آزاده و لباسا همو در آوردن و منم لخت شدم شورت و سوتینش در نیاورد کلی تو بغل هم لب بازی و عشق بازی کردن و منم کیرم ‌می مالیدم اینم بگم که امید هم هنوزبا شورت بود بعد امید گفت داریوش بیا شورت و سوتین و شورت منو خودت در بیار منم همین کارو کردم از تو شورت امید کیر کلفت و بزرگش که قبلا عکسش دیده بودیم در اومد واقعی کلفت بود امید به آزاده گفت به داریوش بگو کیرمو ساک بزنه آزاده هم بهم گفت بی غیرت براش ساک بزن منم که مدتها بود تو کف کیر بودم شروع کردم به ساک زدن و چنان خوب ساک می زدم که امید دهنش باز مونده بود که می گفت داریوش چقد حرفه ای ساک می زنی و به آزاده هم گفت تو هم بیا کنار شوهرت ساک بزن و زیر کیرش دو تایی زانو زدیم و با هم ساک می زدیم و از هم لب می گرفتیم حسابی کیر امید شق شده بود بعد دوباره زنمو خوابوند رو تخت و خودش به پشت و زنم روش و به من کفت داریوش کیرم بزار تو کسه زنت می خوام زنت با دسته خودت جنده من شه منم کیرش گزاشتم تو کسش و شرو ع کرد تلمبه زدن دیدن این صحنه برام خیلی جذاب بود که می دیدم کیر امید می ره تو کسه آزاده و میاد بیرون و من ضمن اینکه کیرمو می مالیدم موبایلم برداشتم شروع کردم به گرفتن عکس و فیلم و ووقتی فیلم می گرفتم امید می گفت کس کش دارم زنه جندتو جر میدم زنم هم می کفت اره جر بردم شوهرم بببینه (اخه زنم خیلی دوس داره محکم تلمبه بخوره و کیر طرف هم کلفت باشه و حتی تو فانتزیمون می گفت یه کیر تو کسش باشه یه کیر تو کونش و کیر منم تو دهنش )بعد امید به زنم گفت حالت داگی بشه و به منم گفت بخوابم زیرش که سرم کنار کسش باشه و شروع کرد تلمبه زدن تو کسش و در میاورد می زاشت تو دهنم و فحشم میداد و زنم هم اه و ناله می کرد و می گفت جرم بده پارم کن و بعد زنمو‌ گذاشت کنار تخت لنگاش داد بالا و منم از بالای سرش با دستور امید لنگاش بالا نگه داشتم و امید. هم تلمبه می زد و زنم هم داد میزد محکم تر تا اینکه آب امید اومد و ریخت رو شکم و سینه های زنم و امید بهم دستور داد که آبش رو لیس بزنم منم سرمو اوردم و زنم موهامو گرفت گفت بلیس کس کش این آب دوس پسرمه و بعد سرمو برد کنار کیر امید و کیرش گذاشت تو دهنم و گفت بلیس بی غیرت کیر بکنه زنتو تمیز کن و بعد من با دهن آب کیری با آزاده لب گرفتیم و امید گفت حالا زنتو بکن منم که حشری شده بودم با چنتا تلمبه تو کسه زنم ابم اومد بعد امید و آزاده با هم رفتن حموم و یه نیم ساعتی تو حموم بودن بعد من تنها رفتم حموم وقتی اومدم بیرون دیدم زنم کنار مبل خم شده و آمید هم داره تلمبه می زنه و نگاه منو و زنم افتاد به هم و شهوت تو چشاش بیداد می کرد راستی اینم بگم در جریان سکس آزاده به امید می گفت منو از کون هم بکن ولی امید می گفت عزیزم اذیت می شی کیرم کلفته بعد امید گفت حالا نوبت شوهرته که باید کونی خودم بشم و منو انداخت رو تخت و کیرش گذاشت تو حلقم و به آزاده گفت خیار بکن تو کونش آزاده هم ژل زد و خیار رو آروم آروم کرد تو کونم و امید هم تو دهنم تلمبه می زد حسابی که کونم باز شد امید لنگام داد بالا و سره کیرش رو کرد تو کونم ولی چون کلفت بود و منم دردم اومد دیگه نکرد توش و بعد دوتایی براش ساک زدیم تا باز آبش پاشید رو سر و صورت آزاده و باز من لیسیدم بعد از اون رفتیم بیرون و شام خوردیم و برگشتیم و شب زنم تو بغل امید و من لخت خوابید و بازم عشق بازی و خوردن سینه های زنم و کسش دوتایی که جاهامونو عوض می کردیم خلاصه بگم تا صبح هر دوتاشون بیدار بودن و زنمو می گاید و من خواب می رفتم و بیدار می شدم دیدم دارن سکس می کنن


    دیگه صبح زود تو بغل هم خواب رفتن و منم ازشون عکس گرفتم و کیرمو می مالوندم تا اینکه بیدارشدیم و صبحانه ای هم من رفتم گرفتم و سه تایی خوردیم و از هم خداحافظی کردیم از اون موقع هم من و هم زنم با هاش سکس چت می کنیم و قراره باز این کارو بکنیم زنم خیلی ازش خوششش میاد و اونم از زنم راستش منم چون می خواهم لذت بردن زنمو بببینم. مخالف نیستم و خوشحالم که پارتنر خاص خودمون رو پیدا کردیم این داستان واقعی هست می خواهید باور کنید یا نکنید ولی به همه زوج‌هایی که فانتزی دارن توصیه می کنم هر نوع فانتزی. که دارن به هر شکل با پیدا کردن افراد مطمئن عملیش کننن چون برا ما خودمون شده تنوع سکسی و با اینکه یه نفر هم شریک من شده با زنم و قربون صدقه هم می رم ما باز عاشقانه همو دوس داریم و واسه هم می میریم .


    نوشته: داریوش

  • 28

  • 22




  • نظرات:
    •   hesam_m
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • به قول حضرت امام خیلی خری =)))


    •   mahdi@milf
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • از بچگی حس مفعولی داشتی؟ سکوت میکنم .


    •   mmandanaa
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • اصلا خوشم نمیاد ازین فاز بی غیرتی و این داستانا .. به نظر من غیرت داشتن خیلی خوبه و اونی که بده تعصب داشتنه .. من که خودم زنم هیچ وقت دوس ندارم اگه ازدواج کردم همسرم رو با کسی شریک بشم .. نمیدونم چه جوریه که بعضی مردا اینجور حسایی دارن و دنبال اینجور چیزا میرن


    •   mrsx1100
    • 2 ماه،1 هفته
      • 3

    • چنان ساک میزدی؟ این چنان ساک زدنو از کجا آوردی خخخ. ادمین آلتم به باسنت که این داستانارو میزاری توو سایت


    •   mrsx1100
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • خداییش یه چیز دیگ یادم اومد ، دیوثااا مشروب حرمت داره اسمشو نیارید تووی داستانای کسشرتون أه


    •   sashaarian
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • کاکولدی ؛ چه اسمی گذاشتن این فرنگیها روی این حالت ؛ کاکولدی:))


    •   Reza00777
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • داستانو نخوندم همنطوری اومدم فهش بدم اخه مرض دارم (کیرم تو سطل ماستت ریدم تو یخچال خونت گوزیدم تو بادباک تولدت شاشیدم تو قوری چاییت تف کردم تو زندگی نامه تخمیت و.... در آخر الان نیام زنگ در خونتون میزنم و..... فرااااااار


    •   وب.گرد
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • پریشب داشتم فیلمتو میدیدم...!


    •   متاهل88
    • 2 ماه،1 هفته
      • 5

    • همسر منم مذهبیه و اصلا اهل این کارا نیست، ولی من خیلی دوس دارم داستان بالا واسه منم اتفاق بیفته.....


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • کسکشش دروغگوی حرومزاده
      ننه لز ننه لامپی ننه قاشقی


    •   ziba1981
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • واقعا نمیدونم راست بود یا دروغ ولی در کل خوب بود اتفاقا این فانتزی مورد علاقه منم بود که دقیقا شبیهه همین هم تجربه کردیم منم اب دوست پسر خانمم رو لسیدم اما از توی کس خانمم


    •   khodam2079
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • دیسلایک چون موقع نوشتن دستتو از شرتت در نیاوردی


    •   Javane.jahel
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • همه کسکشا میگن فیلمو عکس گرفتیم ما یدونشم ندیدیم تاحالا البته بغیر از داریوش منو جلوی شوهرم جر بده.


    •   hornywife
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • خوش به حالت .کاش ما هم بتونیم انجامش بدیم واقعا


    •   kokarostam
    • 2 ماه،1 هفته
      • 3

    • کونی


      قبول کردم کونی هستی. اگه زحمتی نیست فیلمش رو برام بفرست تا باور کنم. به هرحال شاشیدم توی زندگی آینده‌ات چون بچه‌دار که شدید و بچه بزرگ شد کم کم متوجه میشه که این آدم‌هایی که زیاد باهاتون رفت و آمد میکنند در واقع بکن مامانش هستند و خودش هم تخم حروم یکی از همین کیر‌کلفت‌هاست. البته خودت هم وقتی پسرت، قند عسلت بزرگ شد باید بهش یاد بدی که حس مفعول بودنش را قایم نکنه و راحت کون بده. کلا همگی به وجود هم افتخار کنید.


      ها کـُکا


    •   royaei
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • اصلا خوب نبود ؛ حتی تصورش هم برام چندش آوره ؛
      تو اصلا چرا زن گرفتی ؟
      یا زنت چرا اصلا ازدواج کرده ؟


    •   Taabad
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • خاک عالم برسر کسکشت...خارمادرتوگاییدم بااین فانتزیت...کسکشااین بساط روجمع کنین...یاروبی غیرته وزنشم جنده س میادمیگه این فانتزیمونه...کیرم توناموستون بااین کسشراتون...هرچندکه اینجااینارومینویسین که فحش بخورین...ابجیاداداشاتوروجون هرکی دوس دارین این کسشراروباورنکنین وزندگیتونوخراب نکنین...این کسکشاهدفشون ازبین بردن غیرت توخونواده های ایرانیه که شایدچندنفرگولشونوبخورن ولی درنهایت هیچ غلطی نمیتونن بکنن


    •   shahvanii139797
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • کسکش خان اینکه یه فیلم هست برداشتی داستان کردی کیرم تو اول و آخرت


    •   محمدیاسی
    • 2 ماه،1 هفته
      • 3

    • داستانت جالبناک بود.وتقریبا یه جورایی واسه منو خانومم هم اتفاق افتاده .
      وقتی واسه بار اول دوست پسر خانمم اومد خونمون و با مریم همسرم سکس کردن.ابشو توی کوس خانمم که خالی کرد و کیرشو که در اورد من پشت بندش کردم توی کوس مریم و کیرم با اب کوس مریم و با اب کیر حمید که قاطی شد نهایت لذت رو بردم.جای همتون خالی.امیدوارم که شما هم تجربش کنید.


    •   Saeedbigh
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • کاش زن منم قبول میکرد


    •   drsaeed_hot
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • اوففففففففففففففففففف عاشق گائیدن خانوم شوهردار در حضور شوهرش ام...لذتش غیر قابل توصیفه .....خانومای زیبا و خوش اندام معمولا" به همون اندازه که زیبا و خوش اندام هستن، شهوتی و تنوع طلبن...واقعا هم انصاف نیست زن زیبا و خوش اندامی مثل خانومت فقط با شوهرش رابطه داشته باشه... زن شوهردار با تموم زنونگیش و با شهوت خالص سکس میکنه..مخصوصا با مرد غریبه...تجربه هایی که با خانومای شوهردار داشتم..هم با اطلاع شوهرشون و هم بدون اطلاع شوهر. بوده...باید بگم خانومایی که زیبا و سکسی هستن و به تنوع نیاز دارن.....وقتی با اطلاع شوهرشون این رابطه رو برقرار میکنن...هم امن تر هس و هم باعث میشه با شوهرشون صمیمی تر باشن..ضمن این که تماشای شخصیت واقعی سکسی خانومت لذتی برات داره که با هزار سکس قابل مقایسه نیست...اگه دوس داشتین باهم بیشتر آشنا شیم و از تجربه هام براتون بگم بیاین خصوصی تا راحتتر صحبت کنیم


    •   @آروین
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • تخیلی بود و قشنگ نوشتی
      اگر هم واقعا اهل حالید بهم پیغام بدید


    •   B-TO
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • اول بگم راست یا دورغ داستانت به خودت مربوده.
      وقتی سایت سکسیه و همه میان اینجا واسه اینکه لحظات سکسی داشته باشند فحش دادن کمی غیر منطقی
      مجبور به خوندن نیستید اما اگرهم میخونید این داستانهارو هم مثل فیلمهای پورن بدونید.
      خوب و بد زندگی هرکسی بخودش مربوطه


    •   nilajooni
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • از هر٣تون بدم میاد


    •   reza6264
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • داستانت عالیه من حوصله داستان نویسی ندارم وگرنه آخرین دفعه که این کارو کردیم پنج شنبه بوده


    •   Farid.shz
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • این داستان کاملا واقعیت داره.
      من این زوج رو خیلی خوب میشناسم
      چون اون نفر سوم البته با یک سری تفاوت ها به نظرم منم


    •   المااس
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • از اصفهان کسی نیست


    •   ziba1981
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • واقعا تجربه ای زیبا مثل ما بود منم خاطره برنامه با دوست پسرم و رفتار کاکولدی شوهرم رو تحت اسم گناه لذیذ گذاشتم چقدر شبهه هم بود


    •   ziba1981
    • 2 ماه،1 هفته
      • 4

    • واقعا تجربه ای زیبا مثل ما بود منم خاطره برنامه با دوست پسرم و رفتار کاکولدی شوهرم رو تحت اسم گناه لذیذ گذاشتم چقدر شبهه هم بود


    •   sikir
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • 13 تا لایک گرفته تا الان
      علی برکت اله !!!


    •   حاج.دولدار
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • خيلي جالب بود
      من عاشق mfm و چندين با با زوجهاي مختلف امتحانش كردم
      جز يكبار كه زوجه كيري بودن، عالي بود


    •   Adtenos35
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • داستان تخیلی بود ،جدیش نگیرید


    •   Koloftmfm
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • عالی بود چون خودم نفر سوم بودم و همین جوری سکس رو تجربه کردم.واقعا لذت بخش بود..
      متاسفم واسه کسایی که شعورشون نمیرسه و فحاشی میکنن.کسایی که کاکلد هستن و من برخورد داشتن واقعا با شخصیتن و دوس دارن خانومشون به اوج لذت برسه .امیدوارم درکشون کنید.


    •   mehradbehnood
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • سلام به همه
      وقتی مجرد بود تو یاهو مسنجر با زوجی آشنا شدم خانمه خیلی ناز و خوشگل بودلحظه اول آشنایی خیلی ترسیدم خیلی جا خوردم مگه میشه یه مرد زنش و در اختیار یه غریبه بذاره راستش چندشم شد. ولی بخاطر زیبایی خانمش ادامه دادم چند باری باخانومه رابطه داشتم جز بهترین خاطرات سکسی زندگیم ش
      د. بعدش دیگه ادامه ندادم. الان که متاهلم ولی راستش خیلی دوست دارم یه کیس اونجوری به پستم بخوره نفر سوم بشم. ولی از بی غیرتی بدم میاد.


    •   reza-sss4
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • عالی بود


    •   Mnemojtaba
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • سلام


    •   Mnemojtaba
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • خدایش کس نوشتی چرا کسی نمیتونه یه تجربهی واقعی بنویسه خدایش


    •   Mnemojtaba
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • خدایش کس نوشتی چرا کسی نمیتونه یه تجربهی واقعی بنویسه خدایش


    •   Sezar229
    • 2 ماه
      • 0

    • نمیدونم راسته یا دروغ ولی هرکی زنشو بیاره با جونو دل میکنم??


    •   Crypto
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • از تبریز خانوم با زوج با شخصیت هست برای آشنایی؟؟


    •   ziba1981
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • دقبقا عین این ماجرا رو من هم تجربه کردم اوج لذت هست


    •   zojbarter
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • من باور میکنم


    •   aref.3200
    • 4 روز،3 ساعت
      • 0

    • این داستان برای منم اتفاق افتاده ولی با این تفاوت که من کونی نیستم و فقط میخوام همسرم حال بیشتر بکنه و حدود 5-6 بار با دوستم اونو کردیم و سکس داغی داشتیم که زنم خیلی لذت برده و همیشه هم به سختی راضی میشه چون یه عذاب وجدانی میاد سراغش که با گفتن اینکه تمام اینهارو من خواستم نه تو کمی آروم میشه و همو خیلی دوست داریم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو