از کون شانس آوردم

    این ماجرا بر میگرده به وقتی که دوستم منو معرفی کرد به یه نفر که تو کیش یه فروشگاه داشت و میرفت از چین جنس میاورد و یه نفر مطمئن میخواست واسه جمع کردن دخل و اینکه هوای کار فروشنده ها رو داشته باشه .
    من واسه تست رفتم اونجا یه اتاق خونش و یه ماکسیما رو سپرد به من که وقتی نیست مسیر فروشگاه و خونه رو راحت باشم و یه چیزایی یادم داد و رفت چین جنس بیاره .
    دیگه کارم شد خونه مغازه و لب آب یه ماری جوانا بکشم ، یه روز حوصلم سر رفته بود رفتم یه چرخی بزنم دیدم یه دختر قد بلند خیلی خوشگل که بعدا فهمیدم بسکتبالیسته قد حدود یک و نود و منم یک و هفتاد با بدبختی و کفش لژ دار ، داره میره یه نیسان z و یه کورت بوق میزدن سوارش کنن سوار که محل نمیذاشت ، من پارک کردم پریدم پایین گفتم بی شخصیتا واسه یه خانوم با شخصیت بوق میزنن نمیان پایین در رو وا کنن ، یه لبخند زد ، رد شد که رفتم جلو تر گفتم حوصلم سر رفته کسی رو ندارم بیا یه جشن تولد الکی بگیرم لب آب یه کیکی بخوریم که زد زیر خنده اومد سوار شد .
    اینم بگم که خیلی جذبه هم داشت و بعدا فهمیدم بسیار پولدار و کار درست هست .خلاصه اون شب گذشت و کلی مسخره بازی درآوردم و کلی خندید چن بار قرار گذاشتیم بیرون با هم که پایه تر شدیم بهش واسه سکس گفتم میخندید میگفت من و تو نمی تونیم با هم سکس کنیم ،بار اول خیلی تو ذوقم خورد چن بار دیگه بهش گفتم که هر بار تکرار میکرد. منم دیدم خرج میکنه می گردیم پایه هست گل میکشه و از تنهایی در میام به خودم گفتم بیخیال این مدلی باهاش حال کن واسه سکس هم برو جق بزن ، تا اینکه یه روز دعوتم کرد خونشون ،خونه که چه عرض کنم قصر منم ترامادول خورده بودم تو آسمون بودم که رفتیم یه نخ آماده کرد دونگی بکشیم ، گفتم خدایا خودت رحم کن ، خلاصه کشیدیم تو ابرا بودم ،گوز گوز بودم رفت یه جوراب شلواری پوشید اومد من ولو بودم ،یهو چشمم خورد به لای پاش دیدم یه چیز خیلی برجسته ی قلمبه لای پاشه تو همون حالی که سرم به کونم پنالتی میزد ریدم به خودم گفتم این منو میکنه امروز بدبخت شدم کیر داره ، رفت یه ناپلئونی بیاره کره کرده بودیم منم زدم تو سر خودم شکم به یقین تبدیل میشد گفتم این صد بار بهت گفت من و تو نمیتونیما منه هر نفهمیدم با این حالم پارم میکنه ، خلاصه اومد ناپلئونی رو زدیم و وا رفته بودم که گفت تو چه فکری گفتم هیچی خیلی بالا هستم ، گفت چه خوب ، یادته در مورد سکس می گفتی؟ سرمو انداختم پایین گفتم بالا بودم تنها بودم یه غلطی کردم تو خودتو ناراحت نکن ، گفت نه اتفاقا الان وقتشه ، یه کله تکون دادم گفتم وازلین هم بیار ، گفت واسه چی گفتم که میخوای منو بکنی دردم نگیره ، زد زیر خنده حالا من جدی می گفتم اون فکر میکرد شوخی میکنم ، منو خوابوند جوراب شلواری رو کشید پایین نشست رو دهنم، وای خدای من چی می دیدم چن بار چشممو باز و بسته کردم ببینم درست دارم میبینم دیدم یه کوس خیلی خیلی برجسته بوده که من فکر کردم کیره، کوسشو گذاشت دهنم،فشار میداد میگفت مگه کوس نمی خواستی بخور ، قشنگ آب از کوسش می چکید که من فقط اینو تو فیلما دیده بودم ، کوسشو گذاسته بود دهنم استریپ میکرد صورتم شده پر از آب کوس انگار من که خوشحال شده بودم دادن در کار نیست شروع کردم با تمام توان به لیسیدن این حجم آب باور نکردنی بود ، شلوار و لباس منو در آورد همون طور که خوابیده بودم انگار پشه تو دستشم خیلی قوی بود ، کیر منم راست شده بود دو تا بالشت گذاشت زیر سرم رو در رو نشست رو کیرم بالا پایین میکرد منم که هیچ حرکتی نمیتونستم بکنم شکمم خیس خیس شده بود که ارضا شد ، منو بلند کرد رفتیم حمام آب ولرم گرفت رو هر دو درب حموم رو باز گذاشت که دم نکنه حالم بهتر شده بود دولا شد گفت ببینم چیکار میکنی ، منم چون لنگش دراز بود دولا شدم سوراخ کونشو می لیسدم اونم از شهوت داشت دیوونه میشد خوب سوراخ کونشو لیسیدم و با کوسش ور رفتم با دستم ، نشست لب وان موهامو گرفت سرمو کرد لای پاش منم چوچوله رو لیسیدم زبونم رو انداختم لای اون کوس گوشتی بین لبه ها که خیس بودن بالا پایین میکردم که میگفت محکم تر بخور و سرم رو فشار میداد تو کوسش پا شد منو نشوند جای خودش جوری که روی صندلی میشینن نشست رو کیرم بالا پایین میکرد که میترسیدم تخمم بترکه ، منم داشتم حالشو میبردم و واقعا چیزی واسه گفتن نداشتم منو برد تو اتاق کنار تخت خودشم داگ استایل رو تخت ولی پاها رو جمع کرد تو شکمش که بتونم راحت تلمبه بزنم گفت دلم میخواد پارم کنی ، کیرم چنان ورم کرده کلش که برجستگی کلش رو که دیدم کیف کردم گذاشتم در کوسش با یه تکون کردم توش دو بغل باسنش رو گرفتم تند تند تلمبه زدم که دادش در اومد اون ارضا شد منم داشتم ارضا میشدم در آوردم خوابوندمش گذاشتم لای چاک کونش آبم رو ریختم تو گودی کمرش ، رفتیم یه غذا خوردیم گفت بمون فردا صبح برو ، چنان با هم سکس کردیم و منو گایید که صبح رفتم جلو آینه دیدم اندازه دوتا انگشت میره زیر چشمم و شدم عین ماهی چشم تلسکوپی، صبح بهم گفت خیلی خوب بود سکسمون که بهش گفتم ترامادول خورده بودم .


    نوشته: محسن

  • 8

  • 23




  • نظرات:
    •   Cleverman1358
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • تو که راست میگی اونجای آدم خالی بند


    •   ARAD_SM
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • اه اه اه اولین داستان اغشتهبه تراوشات مغزیه جقی


    •   LMNOP7
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • لب آب یه جشن تولد الکی بگیری لب اب یه کیکی بخورین سوار شد؟
      نظر خاصی ندارم!! ÷|


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه،2 هفته
      • 16

    • صاحب کارت چند تا فروشنده با تجربه داشت که کارو بلد بودن بعد توی گوساله که هر رو از بر تشخیص نمیدادی روز اولی برد گذاشت رییس همه!! تازه اینا کافی نبود خونه و ماکسیماشو هم داد دستت باهاش حال کنی خودشم رفت تو افق محو شد یه وقت مزاحم نباشه!! دختره خیلی خیلی پولدار بود ولی یه ماشین نداشت پیاده میرفت!! تو یه قصر تو کیش تنها زندگی میکرد صاحابم نداشت!! یه لوله هم تو شورتش بود که اخرش کس از اب در اومد!! باشه همشو باور کردیم!! احتمالا صاحب کارت موقع مواد کشیدن تو انباری گیرت انداخته دیده نئشه ای یادت نمی مونه چیزشو در اورده اومده طرفت ناله کردی اکبر اقا این چیه؟ اونم با یه لبخند شیطانی گفته کسه!! برگرد میخوام بدمش به تو!! (biggrin) (biggrin)


    •   amirkhan6262
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • هر جوری حساب میکنم هیچ آدمی نمیتونه کس رو با کیر اشتباه بگیره
      میگی یه چیزی جلوش اینور اونور میرفت فکر کردی کیره
      بعدش شلوارش رو در آورد دیدی کس قلمبه هست
      من هیچ حرفی ندارم


    •   Havigshoor
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • دوست عزیز در مورد لحظاتی که حس کردی تخمات داره میترکه . ۲ حالت پیش میاد یا میترکه یا از شکل منظم هندسیش خارج میشه .
      اگر ترکید خودتم ترکیدی
      ولی اگر نترکید شما از انسان تخم بیضی شکل به موجودی تخم مکعبی تبدیل شدی


    •   lovely_grl
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • اوه پسر خطر از بیخ کونت گذشته (biggrin)


    •   hojjat.kirkolof
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • مردم از چه جاهایی که شانس نمیارن (angry) اخه کونی از کون شانس اوردی ؟ (dash)


    •   miadsoltan
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • تا اونجا خوندم که لب آب ماریجوانا میکشی????


    •   شواليه-ايران
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • من كه پسرم اما اگر دخترم بودم بجاي اون كه تو ازش حرف زدي بودم با يه ديلدو ميكردمت ك ي سرش تو كص خودم باشه حالم بكنم! اينجوري تو هم حال ميكردي. شايدم حال كردي اينجوري؟ اون قلمبگي زير لباسش ديلدو بود؟ بقيشم كه توهم زدي. ترا با گل ميزني مخلوط ميشه همينه ديگه! صابكارت وارد كننده sex toys نيس؟


    •   Changiz_big_dick
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • تخمی بود
      اول لب اب ماری نمیزنن ملجوقیان
      دوم کسش مگه تانکر بوده
      سوم مگه رفتین غذا بخورین خودتونو تمیز نکردین دیوثا
      دیس تو کونت


    •   arya2020a
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • هول


    •   HYPERMAN98
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • با مزه بود، لایک
      منم یه پلنگ تور کردم آوردم خونه لختش که کردم دیدم کیر داره از مال خودم بزرگتر


    •   lillvampire2
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • جقی


    •   رضاکافر
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • یعنی اگه ترامادول رو از داستانهای شهوانی حذف کنن اصن یه بلبشویی راه میفته


    •   ronin555
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • تا رفتن کیش و سرکار با خواهش والتماس ازت پذیرفته میشه بقیه اش مشخصه فانتزی های بعداز چت کردن مواد کشیدنته؛به خودتون رحم نمیکنین به والدین بدبختون فکر کنین که میگن؛ پسرمون داره کارمیکنه پول درمیاره...!!!


    •   Alisalehi000111
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • گی


    •   Caboos1
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • اتفاقا کیر بوده
      تو خیلی بالا بودی فک کردی کردیش الان اگه چیزی نزدی برو توالت خودتو با انگشت یه معاینه بکن
      قبلا چهارتا انگشت بهت میرفت الان احتمالا بتونی تا بالای آرنج بکنی تو
      اونجا بگو وای چی میبینم دیوث


    •   rezamikrob
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • همیشه اونایی که میدن از کون شانس میارن تا باشه از این کونا بدی شاید رفتی جای خوب سرکار


    •   لاکغلطگیر
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • به عنوان اگه دقت کنید خودش گفته دیگه.
      یه کونی از کون شانس میاره دیگه.اصلا ابزار کارشه.فقط چون طرف چرخونده بودش،داستانش هم چرخیده،فکر کرده کرده،شمام بگید کرده


      برو عمو،برو


    •   Minow
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • چي ميشه ك ي سريا فكر ميكنن حتما بايد بنويسن ؟؟؟شما با داستاناي بقيه جق بزني كافيه مرسي اه


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • این شمپت فکر کنم از رشت باشه، رشت یه منطقه ای داره که به لب آب معروفه،انقدر زده و کشیده مغزش گوزیده عقلش نرسیده که بقیه ملت متوجه نمیشن چی داره زر زر میکنه


    •   1Overdose
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • انصافا داستانت كيري بود!


    •   RADYABE KOS
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • حاجی صبح که رفتی جلو آینه اون سوراخ کونت بوده که اندازه دو تا انگشت راحت میرفته توش?


      به رسم ادب و عرف شهوانی میگم بهت کیر سوسمار تو کونت?


    •   amoo.a
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • زیادی جق میزنی


    •   Kos69mos
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • ?کیر خر خورده بودی نه ترامادل


    •   sarbaz.vatan
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • سد کارون ۳ ایذه هم ایقد آب نداره


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو