داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

از کون شانس آوردم

1398/09/15

این ماجرا بر میگرده به وقتی که دوستم منو معرفی کرد به یه نفر که تو کیش یه فروشگاه داشت و میرفت از چین جنس میاورد و یه نفر مطمئن میخواست واسه جمع کردن دخل و اینکه هوای کار فروشنده ها رو داشته باشه .
من واسه تست رفتم اونجا یه اتاق خونش و یه ماکسیما رو سپرد به من که وقتی نیست مسیر فروشگاه و خونه رو راحت باشم و یه چیزایی یادم داد و رفت چین جنس بیاره .
دیگه کارم شد خونه مغازه و لب آب یه ماری جوانا بکشم ، یه روز حوصلم سر رفته بود رفتم یه چرخی بزنم دیدم یه دختر قد بلند خیلی خوشگل که بعدا فهمیدم بسکتبالیسته قد حدود یک و نود و منم یک و هفتاد با بدبختی و کفش لژ دار ، داره میره یه نیسان z و یه کورت بوق میزدن سوارش کنن سوار که محل نمیذاشت ، من پارک کردم پریدم پایین گفتم بی شخصیتا واسه یه خانوم با شخصیت بوق میزنن نمیان پایین در رو وا کنن ، یه لبخند زد ، رد شد که رفتم جلو تر گفتم حوصلم سر رفته کسی رو ندارم بیا یه جشن تولد الکی بگیرم لب آب یه کیکی بخوریم که زد زیر خنده اومد سوار شد .
اینم بگم که خیلی جذبه هم داشت و بعدا فهمیدم بسیار پولدار و کار درست هست .خلاصه اون شب گذشت و کلی مسخره بازی درآوردم و کلی خندید چن بار قرار گذاشتیم بیرون با هم که پایه تر شدیم بهش واسه سکس گفتم میخندید میگفت من و تو نمی تونیم با هم سکس کنیم ،بار اول خیلی تو ذوقم خورد چن بار دیگه بهش گفتم که هر بار تکرار میکرد. منم دیدم خرج میکنه می گردیم پایه هست گل میکشه و از تنهایی در میام به خودم گفتم بیخیال این مدلی باهاش حال کن واسه سکس هم برو جق بزن ، تا اینکه یه روز دعوتم کرد خونشون ،خونه که چه عرض کنم قصر منم ترامادول خورده بودم تو آسمون بودم که رفتیم یه نخ آماده کرد دونگی بکشیم ، گفتم خدایا خودت رحم کن ، خلاصه کشیدیم تو ابرا بودم ،گوز گوز بودم رفت یه جوراب شلواری پوشید اومد من ولو بودم ،یهو چشمم خورد به لای پاش دیدم یه چیز خیلی برجسته ی قلمبه لای پاشه تو همون حالی که سرم به کونم پنالتی میزد ریدم به خودم گفتم این منو میکنه امروز بدبخت شدم کیر داره ، رفت یه ناپلئونی بیاره کره کرده بودیم منم زدم تو سر خودم شکم به یقین تبدیل میشد گفتم این صد بار بهت گفت من و تو نمیتونیما منه هر نفهمیدم با این حالم پارم میکنه ، خلاصه اومد ناپلئونی رو زدیم و وا رفته بودم که گفت تو چه فکری گفتم هیچی خیلی بالا هستم ، گفت چه خوب ، یادته در مورد سکس می گفتی؟ سرمو انداختم پایین گفتم بالا بودم تنها بودم یه غلطی کردم تو خودتو ناراحت نکن ، گفت نه اتفاقا الان وقتشه ، یه کله تکون دادم گفتم وازلین هم بیار ، گفت واسه چی گفتم که میخوای منو بکنی دردم نگیره ، زد زیر خنده حالا من جدی می گفتم اون فکر میکرد شوخی میکنم ، منو خوابوند جوراب شلواری رو کشید پایین نشست رو دهنم، وای خدای من چی می دیدم چن بار چشممو باز و بسته کردم ببینم درست دارم میبینم دیدم یه کوس خیلی خیلی برجسته بوده که من فکر کردم کیره، کوسشو گذاشت دهنم،فشار میداد میگفت مگه کوس نمی خواستی بخور ، قشنگ آب از کوسش می چکید که من فقط اینو تو فیلما دیده بودم ، کوسشو گذاسته بود دهنم استریپ میکرد صورتم شده پر از آب کوس انگار من که خوشحال شده بودم دادن در کار نیست شروع کردم با تمام توان به لیسیدن این حجم آب باور نکردنی بود ، شلوار و لباس منو در آورد همون طور که خوابیده بودم انگار پشه تو دستشم خیلی قوی بود ، کیر منم راست شده بود دو تا بالشت گذاشت زیر سرم رو در رو نشست رو کیرم بالا پایین میکرد منم که هیچ حرکتی نمیتونستم بکنم شکمم خیس خیس شده بود که ارضا شد ، منو بلند کرد رفتیم حمام آب ولرم گرفت رو هر دو درب حموم رو باز گذاشت که دم نکنه حالم بهتر شده بود دولا شد گفت ببینم چیکار میکنی ، منم چون لنگش دراز بود دولا شدم سوراخ کونشو می لیسدم اونم از شهوت داشت دیوونه میشد خوب سوراخ کونشو لیسیدم و با کوسش ور رفتم با دستم ، نشست لب وان موهامو گرفت سرمو کرد لای پاش منم چوچوله رو لیسیدم زبونم رو انداختم لای اون کوس گوشتی بین لبه ها که خیس بودن بالا پایین میکردم که میگفت محکم تر بخور و سرم رو فشار میداد تو کوسش پا شد منو نشوند جای خودش جوری که روی صندلی میشینن نشست رو کیرم بالا پایین میکرد که میترسیدم تخمم بترکه ، منم داشتم حالشو میبردم و واقعا چیزی واسه گفتن نداشتم منو برد تو اتاق کنار تخت خودشم داگ استایل رو تخت ولی پاها رو جمع کرد تو شکمش که بتونم راحت تلمبه بزنم گفت دلم میخواد پارم کنی ، کیرم چنان ورم کرده کلش که برجستگی کلش رو که دیدم کیف کردم گذاشتم در کوسش با یه تکون کردم توش دو بغل باسنش رو گرفتم تند تند تلمبه زدم که دادش در اومد اون ارضا شد منم داشتم ارضا میشدم در آوردم خوابوندمش گذاشتم لای چاک کونش آبم رو ریختم تو گودی کمرش ، رفتیم یه غذا خوردیم گفت بمون فردا صبح برو ، چنان با هم سکس کردیم و منو گایید که صبح رفتم جلو آینه دیدم اندازه دوتا انگشت میره زیر چشمم و شدم عین ماهی چشم تلسکوپی، صبح بهم گفت خیلی خوب بود سکسمون که بهش گفتم ترامادول خورده بودم .

نوشته: محسن


👍 8
👎 23
30075 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

823678
2019-12-06 21:38:00 +0330 +0330

تو که راست میگی اونجای آدم خالی بند

2 ❤️

823679
2019-12-06 21:38:10 +0330 +0330

اه اه اه اولین داستان اغشتهبه تراوشات مغزیه جقی

2 ❤️

823680
2019-12-06 21:39:15 +0330 +0330

لب آب یه جشن تولد الکی بگیری لب اب یه کیکی بخورین سوار شد؟
نظر خاصی ندارم!! ÷|

3 ❤️

823682
2019-12-06 21:42:02 +0330 +0330

صاحب کارت چند تا فروشنده با تجربه داشت که کارو بلد بودن بعد توی گوساله که هر رو از بر تشخیص نمیدادی روز اولی برد گذاشت رییس همه!! تازه اینا کافی نبود خونه و ماکسیماشو هم داد دستت باهاش حال کنی خودشم رفت تو افق محو شد یه وقت مزاحم نباشه!! دختره خیلی خیلی پولدار بود ولی یه ماشین نداشت پیاده میرفت!! تو یه قصر تو کیش تنها زندگی میکرد صاحابم نداشت!! یه لوله هم تو شورتش بود که اخرش کس از اب در اومد!! باشه همشو باور کردیم!! احتمالا صاحب کارت موقع مواد کشیدن تو انباری گیرت انداخته دیده نئشه ای یادت نمی مونه چیزشو در اورده اومده طرفت ناله کردی اکبر اقا این چیه؟ اونم با یه لبخند شیطانی گفته کسه!! برگرد میخوام بدمش به تو!! 😁 😁


823683
2019-12-06 21:43:25 +0330 +0330

هر جوری حساب میکنم هیچ آدمی نمیتونه کس رو با کیر اشتباه بگیره
میگی یه چیزی جلوش اینور اونور میرفت فکر کردی کیره
بعدش شلوارش رو در آورد دیدی کس قلمبه هست
من هیچ حرفی ندارم

3 ❤️

823684
2019-12-06 21:45:27 +0330 +0330

دوست عزیز در مورد لحظاتی که حس کردی تخمات داره میترکه . ۲ حالت پیش میاد یا میترکه یا از شکل منظم هندسیش خارج میشه .
اگر ترکید خودتم ترکیدی
ولی اگر نترکید شما از انسان تخم بیضی شکل به موجودی تخم مکعبی تبدیل شدی

1 ❤️

823691
2019-12-06 21:52:36 +0330 +0330

اوه پسر خطر از بیخ کونت گذشته 😁

6 ❤️

823696
2019-12-06 21:58:53 +0330 +0330

مردم از چه جاهایی که شانس نمیارن 🌹 اخه کونی از کون شانس اوردی ؟ (dash)

0 ❤️

823733
2019-12-06 22:35:25 +0330 +0330

تا اونجا خوندم که لب آب ماریجوانا میکشی???

0 ❤️

823751
2019-12-06 23:30:58 +0330 +0330

من كه پسرم اما اگر دخترم بودم بجاي اون كه تو ازش حرف زدي بودم با يه ديلدو ميكردمت ك ي سرش تو كص خودم باشه حالم بكنم! اينجوري تو هم حال ميكردي. شايدم حال كردي اينجوري؟ اون قلمبگي زير لباسش ديلدو بود؟ بقيشم كه توهم زدي. ترا با گل ميزني مخلوط ميشه همينه ديگه! صابكارت وارد كننده sex toys نيس؟

2 ❤️

823753
2019-12-06 23:42:16 +0330 +0330

تخمی بود
اول لب اب ماری نمیزنن ملجوقیان
دوم کسش مگه تانکر بوده
سوم مگه رفتین غذا بخورین خودتونو تمیز نکردین دیوثا
دیس تو کونت

0 ❤️

823754
2019-12-06 23:51:09 +0330 +0330

هول

0 ❤️

823755
2019-12-06 23:59:26 +0330 +0330

با مزه بود، لایک
منم یه پلنگ تور کردم آوردم خونه لختش که کردم دیدم کیر داره از مال خودم بزرگتر

0 ❤️

823778
2019-12-07 04:01:46 +0330 +0330
NA

یعنی اگه ترامادول رو از داستانهای شهوانی حذف کنن اصن یه بلبشویی راه میفته

0 ❤️

823805
2019-12-07 08:45:57 +0330 +0330

گی

0 ❤️

823811
2019-12-07 09:04:57 +0330 +0330

اتفاقا کیر بوده
تو خیلی بالا بودی فک کردی کردیش الان اگه چیزی نزدی برو توالت خودتو با انگشت یه معاینه بکن
قبلا چهارتا انگشت بهت میرفت الان احتمالا بتونی تا بالای آرنج بکنی تو
اونجا بگو وای چی میبینم دیوث

4 ❤️

823859
2019-12-07 16:00:56 +0330 +0330

همیشه اونایی که میدن از کون شانس میارن تا باشه از این کونا بدی شاید رفتی جای خوب سرکار

0 ❤️

823864
2019-12-07 16:52:16 +0330 +0330

به عنوان اگه دقت کنید خودش گفته دیگه.
یه کونی از کون شانس میاره دیگه.اصلا ابزار کارشه.فقط چون طرف چرخونده بودش،داستانش هم چرخیده،فکر کرده کرده،شمام بگید کرده

برو عمو،برو

0 ❤️

823877
2019-12-07 18:57:32 +0330 +0330

چي ميشه ك ي سريا فكر ميكنن حتما بايد بنويسن ؟؟؟شما با داستاناي بقيه جق بزني كافيه مرسي اه

1 ❤️

823886
2019-12-07 19:54:12 +0330 +0330

این شمپت فکر کنم از رشت باشه، رشت یه منطقه ای داره که به لب آب معروفه،انقدر زده و کشیده مغزش گوزیده عقلش نرسیده که بقیه ملت متوجه نمیشن چی داره زر زر میکنه

1 ❤️

823887
2019-12-07 19:57:12 +0330 +0330

انصافا داستانت كيري بود!

0 ❤️

823996
2019-12-08 02:44:21 +0330 +0330

حاجی صبح که رفتی جلو آینه اون سوراخ کونت بوده که اندازه دو تا انگشت راحت میرفته توش?

به رسم ادب و عرف شهوانی میگم بهت کیر سوسمار تو کونت?

0 ❤️

824050
2019-12-08 10:26:37 +0330 +0330

زیادی جق میزنی

0 ❤️

824079
2019-12-08 14:17:23 +0330 +0330

?کیر خر خورده بودی نه ترامادل

0 ❤️

828910
2019-12-26 19:28:04 +0330 +0330

سد کارون ۳ ایذه هم ایقد آب نداره

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom