از کون کردن های من توی بنگاه

    سلام دوستان خاطره کاملا واقعی براتون میگم سال 88 من 25 سالم بود وتوی بنگاهی توشهرستان کار میکردم بنگاه املاک .
    یه روزسر ظهر زد به کله ام رفتم مغازه خیابونها خلوت خلوت بود شهریور بود هوا نسبتا گرم یه خانومی اومد حدود 38 یا 40 ساله صروت سفید وچشمهای درشتی داشت ارایش ملایمی کرده بود گفت دنبال خونه واسه اجاره میگرده چادری بود قد بلند اما بدن خوبی داشت زمانی که وایساده بود چادرشو باز و بسه میکرد دیدم شلوار تنگی پوشیده و بلوز تنگی زیر چادرش که سینه هاش بزرگیش تو چشم میزد .همون اول کار گفت که شوهر نداره و با دختر ش زندگی میکنه خیاطی داره و فقط برادرش توی این شهر هست اصالتا مال شهر دیگه ای بودند خلاصه من یه پراید داشتم سوارش کردمو یکی دوجا رو دیدیم که همشون صاحبخونه داشتند طبقه بالا یا پایین تا اینکه یه خونه بهش معرفی کردم دربست بود کوچیک بود اما یک کلیده .کلید انداختم درو باز کردم رفتیم تو خونه اتاقها رو بهش نشون دادمو همینطور که توی هال راه میرفت چشمم افتاد از پشت دیدم عجب کونی داره با اینکه چادر پوشیده اما مث دمبه کونش تکون میخوره وبا عشوه راه میره وقتی باهام صحبت میکرد قشنگ نزدیکم می ایستاد وخیره میشد به چشمام وحرف میزدویجورایی میخواست مخ منو بزنه که قیمت خونه رو واسش درست کنم همش میگفت خوبه خونه اما باید برام قیمتشو درست کنی گفتم حالا شما پسند کن ببینیم صاحبخونه کنار میاد یا نه طوری با عشو حرف میزد که کیرم بد جوری راست شده بود .نمیدونستم چکار کنم همینطور که تو خونه راه میرفتو همه جار ومیدید دنبالش میرفتم تا اینکه رفت در حمامو باز کرد داخل حمامو ببینه منم دنبالش رفتم برق حمام خاموش بود منم به بهانه زدن کلید برق حمام یه لحظه خودمو کشیدم جلو ودستمو بردم واسه کلید وتوی یه لحظه کیرم چسبید در کونش نرمیش رو حس کردم مث فنر پرید جلو خودشو جمع کرد وبه روی خودش نیاورد وسریع اومد بیرون از حمام زیر چشمی نگاهی به برجستگی کیرم کرد واحاس کردم یکم ترسیده فهمید هوا پسه ومن راست کرد گفت خوب بریم دیگه هر چی تلاش کردم کاری کنم یکم بمونیم بلکه کاری کنم دیدم ترسیده و میخاد از خونه بره بیرون خلاصه با کیر شق شده از خونه زدیم بیرون ورفتیم بنگاه گفتم دخترتون چند سالشه گفت 21 سالشه دانشجو هست چند روز دیگه میره کرمان درس میخونه کلی اصرار کرد که قیمت خونه رو چکش کنم وبیارم پایین زنگ زدم صاحبخونه اومد از شانس ما طرفو میشناختم خیلی مرد هیزی بود تا از در مغازه اومد تو وزنه رودید اب از لب ولچه ش راه افتاد وشروع کرد به کس لیسی که قابل شما رو نداره وشما مث دخترمی و..ازین کس شعرا طرفم تیز بود مخ صاحبخونه رو زد منم کمکش کردم کلی بدبخت زیر قیمت خونه رو داد وقولنامه شو نوشتم خلاصه داداش زنه اومد اونم قولنامه رو امضا کرد اونم ادم حسابی نبود فردا صبحش پول پیش خونوه رو نقدا اورد بنگاه وکلی ازم تشکر کرد که تخفیف خوبی گرفتم منم کلید خونه رو بهش دادم کمیسیون خوبی هم بهم داد گفت شیرینی کارت . کلید رو گرفت بهش گفتم اساس که بردین به من زنگ بزن بیام شماره کنتورها رو بردارمو از خونه یه صورت وضعیتی بگیرم چی سالمه چی خرابه رفت وچند روز ازش خبری نشد دیگه اوایل مهر بود که یروز زنگ زد گفت ببخشید درگیر اساس کشی وتمیز کردن بودم خونه دیگه حاضره هروقت تونستید بیاید واسه صورت برداری عصر 5 شنبه بود که زنگ زدم گفت خونه ام منم رفتم زنگ زدمو با دفتر ودستکم با خودم بردم در روباز کرد رفتم تو راهرو خونه خونه جنوبی بود اومد دم راهرو گفت بفرمایید تو اقای ....سلام واحوالپرسی گرمی باهام کرد رفتم توی هال خونه مرتبی چیده بود گفتم حسابی خسته شدینا گفت اره واقعا هم خودم هم دخترم اون بیچاره دیروز دیگه کلی خسته بود رفت دانشگاه گرفتم که دخترش رفته وتنهاست گفتم ینی تنهایید گفت اره کیرم یکم نیم خیز شد نگاه کردم چادر رنگی نازکی پوشیده بود ویه شلوار کشی مشکی زیرش بود که از زیر چادر قشنگ حجم رونهاش وکونش معلوم بود کونش اینقدر گنده بود که چاددرش مث طاقچه افتاده بود رو کونش راه میرفت قشنگ اندازه لپهای کونش معلوم بود بد جوری کیرم راست شده بود تیشرت زرد ی تنش بود و هی چادرشو باز وبسته میکرد سینه های گندش وبالای سینه ها وزیر گلوی سفیدش قشنگ واضح بود..هیچی دفترمو اوردمو شروع کردم به صورت برداری وتا جایی که میتونستم طولش میدادم تا بیشتر حرف بزنیمو بیشتر از دید زدنش لذت ببرم همه جا دنبالم میومد وگاهی چسبیده بهم وی میستاد ومنم یادداشت میکرد م. نوبت شیر الات حمام رسید منم یهو درو واکردم رفتم تو حمام کلید برقو زدم که دیدم بععله شورت خانوم روی دوش اویزونه یهو گفت وای خاک به سرم ببخشید دوید ولباس زیراشو برداشت منم جدی اصلا به روی خودم نیاوردم کارم تموم شد و مریم خانوم رفت برام یه چایی اورد ونشستم رو زمین اونم اومد کنارم نشست وقتی نشست کنارم دو زانو کج نشستو کونشو داد عقب رونهاش بهم چسبیده بود ومنم خیره شده بودم به وسط پاهاش که متوجه شد وسریع چادرشو کشیذ روی پاهاش شروع کردیم حبت کردن واینکه چند سال تنهاستو بعدشم از من پرسید مجردی یا نه چرا ازدواج نمیکنی وخلاصه یک ساعتی باهم صحبت کردیم دیدم زیر چشمی به کیرم نگاه میکنه منم از عمد کیرمو جابجا کردم با دستم تا ببینه دیگه همش کیرمو میمالیدم که یهو گفت چخبره کشتیش گفتم چیو گفت همونو چیه جاش تنگه گفتم اره گفت همونروز دم در حموم فهمیدم جاش تنکه گفتم مگه چی شد گفت اونیکه پشتم مالیدی همونجا فهمیدم چقدر بزرگه خلاصه یخمون شکستو دیگه اوضاع روبراه شد گفتم میخای ببینیش منتظر جواب نموندمو کیرمو دراوردم گفت اوووف چه خبره چی بش دادی خورده کیرمن حدود 18 سانته اما خیلی کلفته توی یه لحظه رفتم کنارشو دست نادخیتم گردنشو خوابودندمش رو قالی شروع کردم لباشو خوردنو با دستم کسشو از رو شلوارش گرفتم تپل بود چادرشو انداختم کنار افتادم روش توی یه لحظه شورت وشلوارشو باهم کشیدم پاییین گفت اییی چیکار میکنی گفتم هیسسس اگه بدونی کیرم چی کشیده این چند وقت کشیدم شلوارشو تا اخر ودر اوردم از پاش کس سفید خوشگلی داشت مث کس دختر بود به همون نازی یکم کسشو خوردم دید واداد شروع کرد ناله کردنو کسش خیس اب شد لباسامونو دراوردیمو پاهاشو گذاشتم رو سینمو همینطور که پستوناشو میخوردم کیرمو کردم توکسش تنگ بود کله کیرم رفت داخلش داغ بود اروم جادادم تو کسش دادش بلند شد کسش خیلی معرکه بود تنگ وداغ دست گذاشت رو شکمم که یواش بکنم گفت خیلی کلفته کیرت یواش بکن شروع کردم تلمبه زدن دیدم دستشو گذاشت جلو دهنشو که صداش در نیاد شهوتمون زده بود بالا محکم تلمبه میزد م گفتم پاشو چهار دست و پا بمون اونم موند و از پشت کون گندشو که دیدم نزدیک بود ابم بیاد خیلی گنده بود کونش. دستمو بردم لای کنشو واکردمو کیرمو بردم درکسش شروع کردم تلمبه زدن بزرگی کونش نمیزاست تا خایه رو کنم موج برمیداشت کون گندش چند دقیقه کردمو میکشیدم بیرون که آبم نیاد کشیدم بیرونو شروع کردم کونشو زبون زدن همه جای کونشو لیس میزدم لاشو واکردم سوراخ کونشو ببینم وایییی صورتی و خوشگل با چروکهای زیاد معلوم بود کون نداده یا کم داده. زبونمو بردم در سوراخشو نوکشو زدم سوراخش بعد اروم انگشتمو تفی کردمو وبردم در کونش نوک انگشتمو کردم تو کونش یهو گفت واییی نکن پشتو نکن هیچی نگفتم سر کیرمو تف زدمو گذاشتم در کونش گفت واییی چیکار میکنی جوابشم ندادمو فشاردادم خودشو کشید جلو وخوابید به پشت رو زمین وپاهاشو چسبوند به هم گفت پشت نه اروم درگوشش گفتم من یکماهه تو کف کونتم امروز کون نکرده ازینجا نمیرم پس خودت همراهی کن قول میدم دردت نیاد گفت نه خواهش میکنم من تا حالا پشت ندادم گفتم خودم بازش میکنم گفت جلوم تنکه چرا جلو نمیکننی گفتم میکنم اما فقط یبار بزار سرشو بکنم توپشتت تا اروم بشم خلاصه نیم ساعت باهاش کلنجار رفتمو یه بالش گذاشتم زیر کمرش کگونش رومد بالا سوراخش و حسابی مک زدمو کرم مالی کردم کیرمو میزون کردمو گذاشتم درکونش اما هیچ فشار ندادم که بترسه هی خودشو شل وسفت میرکد واسترس داشت گفتم نترس کسشو از زیر میمالیدم گفتم اصلا نترس اصلا نمیفهمی اروم میره توش لاله گوششو میخوردم اروم اروم کیرم جا وارکد وسرش رفت توکونش داغ داغ بود یه اخی گفت . سینه هاشو گرفتمو نصف کیرمو با فشار دادم تو کونش دادش رفت به اسمون محکم افتادم روش تکون نخوره تقلا میکرد گوزید وسط کار صداش قطع شد بد جور خجالت کشید منم فرصتو غنیمت شمردم تا خایه کردم تو کونش گوز گنده ای داد وگریه اش در اومد دیدم تا تخمام رفته تو کونش از گوزیدنش طوری شهوتی شدم که با فشار ابم تو کونش خالی شد وافتادم روش نفس نفس میزد اروم پاشدم کیرم اومد بیرون اب از کونش میریخت بیرون .بی حال افتادم کنارش رفت دستشویی واومد همش ناله میکرد که دفع اوله کون داده خلاصه من رفتمو ازون به بعد هفته ای دو روز میرفتم حسابی میکردمش اما دیگه بهم کون نداد که نداد .اما کسشو کرده بودم مثل غار ..


    نوشته: سعید

  • 16

  • 12




  • نظرات:
    •   ashkanlovekarajj
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • تكراري ناظر دقت كن


    •   ک+ک+ک
    • 2 ماه،4 هفته
      • 19

    • خلاصه داستانای سال نودوهفت:سلام دوستان این داستان به اروااح عمه ام واقعیه جون بچه هاتون باور کنید و فحش ندید همسایه ما یه دختر داره به اسم .اسمشو نمیگم شاید بشناسید.این دختره صدوشصت وپنج سانت قدشه هفتاد کیلو وزنش گروه خونیش مثبت اچ هستش رونای گوشتی کمرباریک بدون مو چشای سیاه درشت و پوست سبزه هرچی بگم کم گفتم کونتوون بسوزه،خودمم یه کیر دارم نودونه سانت کلفت و مشکی که هرکی رو گاییدم مورده ورزشکارم بدنم چهل تیکس قدم دویست وپنجاه سانت و وزنم دویست کیلوعه قیافه به شدت جذابی دارم که هرشب یوزارسیف میاد به خوابم و میافته دنبال تا از کووون بکونتم دراین حد خوشگلم.قضیه برمیگرده به یه ساعت پیش که من داشتم ماشینم رو تو حیاط میشستم که این دختره اومد یه راست اومد از کییییرم چسبید پدر و مادر جفتمون یه سال رفته بودن مسافرت همسایه ها همه مورده بودن منم از خدا خواسته درجا شلوارشو کشیدم پایین و بی معطلی گذاشتم کوونش خیلی خوشش اومده جیغ میزد محکمتر محکمتر بزن دیووووثه کوووووس کش سریعتر بکوب جرم بده دارم دیوونه میشم نزدیک سه ساعت از کوووون کردمش و پنج بار ارضا شد خوابوندمش و گفتم نوبت کووووسته داد میزد زودتر زودتر کوووووس ننت یالا بوکون توش عزیزم،یه ذره بددهن بود ولی انصافا بهترین کووووس تاریخ حشریت بود،کردم تو کوسش داد زد کیییییرت چقد کلفته تازه فهمیده بود با چه موجودی طرفه،پنج ساعت بدون معطلی گاییییییدمشو چندصد بار جفتمون ارضا شدیم،بعد سکس کلی قربون صدقم رفت و رفت خونشون قول داده بازم بیاد ببخشید طولانی شد دارن در میزنن فک کنم خودشه باز کوووووس و کوووووونش هوس کییییرمو کرده من برم تاکوس شعرای بعدی فعلن خدافظ


    •   mobham330
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • بد نبود


    •   ناصر39
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • بازهم داستانی غیر قابل باور و متاسفانه پر از غلط های املایی !چون خیالم راحته که الان رفقا تشریف می آورند و هم سوتی های داستان رو بازگو می کنند و هم از خجالت نویسنده در می آیند به همین جا بسنده می کنم


    •   King89
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • از اونجایی که نوشتی روی مبل نشستی بهت گفت جاش تنگه بنظر ساختگی میومد یهو مثل فیلم هندی شد من دیگه دونبال نکردم


    •   kokarostam
    • 2 ماه،4 هفته
      • 1

    • جقی


      تا قبل از کون کردن به عنوان یک داستان قابل قبول بود ولی بعدش دیگه تخمی شد. آخه چطوری میشه که شما جلقولکان همه استاد کون کردن میشید و به طرف میگید نترس قول میدم طوری بکنم که دردت نیاد؟ کسمشنگ خان بسکه جق زدی و خیار کردی توی کون خودت و گشاد شدی فکر میکنی کون کردن به همین سادگیه. والا ما خواستیم اینکار را بکنیم چند ماه طول کشید تا تونستیم کلاهکش را وارد کنیم و چند بار هم کشیده خوردیم و تیوب تیوب کرم و ویتامین آ و وازلین مصرف کردیم ولی تو جلقک میرزا همون اول ناراحت بودی که چرا خایه هات نرفته تو؟ شاشیدم کف دستات که از بس که جق زدی پوست پوست شده. موقع نوشتن حواست را بده به داستان و دستت را از شورت بکش بیرون که این همه غلط نداشته باشی.


      ها کوکا


    •   iman.shahvanii
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • مثلاً هنر كردي كس تنگ را تبديل به غار كردي؟؟؟
      خاك تو سرت با اين طرزفكرت


    •   Farhad0237
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • کص عمت


    •   Wonderfull
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • بابا نزنید تو ذوقش، یه خوابی دیده اومده تعریف کرده


    •   Wonderfull
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • بابا نزنید تو ذوقش، یه خوابی دیده اومده تعریف کرده


    •   darya54
    • 2 ماه،4 هفته
      • 1

    • بجز سوتی های سکسی که دوستان از داستان ها میگیرن و کاملا هم درست و بجا هست یه سوال اساسی که برای من مطرح هست اینه که، چرا در همه داستانهای این سایت ،خانومها اینقدر راحت به هر غریبه ای راحت پا میدن برای سکس؟!
      مگه زندگی واقعی فیلم پورن هست؟
      تخیل در داستان تا حدی خوبه نه تا این حد که به شعور مخاطب توهین بشه.
      وقتی دارین یه داستان مبتنی بر خاطره و واقعیت مینویسین باید کمی رنگ و بوی واقعیات موجود و ملموس در جامعه رو داشته باشه.
      درسته سایت سکسی هست و داستانهای سکسی توش نوشته میشه.اما میشه داستانهایی رو‌ نوشت که قابل لمس تر باشه و به شعور و احساس مخاطب هم کمتر توهین بشه


    •   سعید.کرج
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • اونایی که میگن دروغه بهتر بدونن تو بنگاه از این اتفاقا زیاد میوفته و تا حالا بالای بیست نفر اینجوری بهم دادن فقط کافیه بنگاهی باشی و کارتو بلد باشی


    •   bbboban
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • تو عمرت کس نکردی؟داگی کردیش؟بعد کیت تا ته نمیرفت تو.خخخخ کمتر بزن همیشه بزن.فرزندم


    •   totomn
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • با تصورش کیرم راست شد اگه کردی واقعا نوش کیرت


    •   تلرhi
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • واسه اجاره خونه قولنامه نوشتی؟؟؟؟؟!!!!
      مگه میخواست بخره خونه رو ؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو