استخدام کارمند و منشی زن

    1396/6/29

    سلام دوستان چند وقته یه شرکت پخش مواد غذایی زدم که یه منشی و یه کارمند حسابداری نیاز داشتم و اگهی توی چند تا کانال استانی و اعلامیه زدم که چند وقت کارم شده بود جواب دادن تلفن از مراجعه برای استخدام خسته شده بودم زنها و دخترهای گوناگون سن بالا و جوان قد بلند و کوتاه و زشتو زیبا اصلا به فکر کار خلاف نبودم و فقط کارم شده بود سوال جواب و برسی سوابق کاری تو کار تجارت حرفه ای هستم و بی گدار نمیخواستم به اب بزنم تا اینکه توی مراجعین ۳ تا از پرسش نامه ها رو که روزمه کاریشون و مدرکشون بهتر بود باهاشون تماس گرفتم تا بیان برای مساحبه دیگه تا ۲ تاشونو قبول کنم خودمو هم کارمند شرکت معرفی کرده بودم تا ببینم چه کاره هستن سالمن یا نه قرار شد هر سه فردا باهم بیان که ساعت ۱۰ ۲ تاشون اومده بودن و سومی هنوز نیومده بود اولی رو خواستم و اومد در مورد شرایط و حقوق و بیمه تمام مزایا با هم حرف زدیم و گفتم بیرون منتظر باشه و دومی اومد اونم به همون ترتیب به سومی زنگ زدم و گفت امروز نمیتونه بیاد و بیمارستانه مادرش مریضه و قرار شد فردا بیاد اون ۲ تا رو با هم خواستم و اومدن داخل یه شرایطی رو گفتم که ببینم کی قبول میکنه کی نه و بهشون گفتم سر کار باید با مانتو و شال باشن و شیک و ارایش کرده و مرتب چون خودم واقعا به شیک و مرتب بودن اهمیت میدم که قبول کردن و اوکی بودن تو این زمینه و قرار شد یک ماه ازمایشی بیان که قبول کردن و فردای اون روز اومدن سر کار و اون نفر سوم هم ساعت ۹ اومد دفتر خیلی شیک و مرتب با مانتو بلند و مقنعه و ارایش ملایم نمیخاستم اونو قبول نکنم ولی شرایطی که به اون ۲ تا گفته بودم به اون هم گفتم ولی اون قبول نکرد با شال و مانتو و ارایش مد نظر من بیاد سر کار به عقیدش احترام گذاشتم و گفتم فقط باید شیک پوش باشی و یک ماه به صورت ازمایشی با اون ۲ نفر دیگه کار میکنین هر کدومتون بهتر بودین با رضایت و تایید من رییس استخدامتون میکنه کار ها رو بهشون گفتم و قرار شد هر مشکلی داشتن از من بپرسن که یکیشون از همون ثانیه اول انقدر به اتاق من میومد که دیگه از دستش کلافه شدم و بهش گفتم خانم محمدی یه مقدار به مغزتون فشار بیارین تا مغز منو به درد نیارین که خندید و گفت کار راحته ولی میخام از راهنمایی های شما این کارو مال خودم کنم بهش گفتم زیاد سوال کردن کارو مال خودت نمیکنی خودتو ثابت کن تا راحت قبولت کنم ساعت ۳ ساعت تعطیلی دفتر بود که قبل رفتن اومد به اتاق من و گفت من تا ۵ میتونم بمونم و بیشتر یاد بگیرم گفتم من هستم میخای به همکاراتون هم بگو شاید بخوان بمونن و رفت و دوباره برگشت گفت نه اونا نمیمونن گفتم پس شما به کارتون برسین ۲۰ دقیقه نگذشته بود که اومد تو اتاق من و گفت چایی اماده کرده من میخورم یا نه که گفتم اگه زحمتی نباشه میخورم گفت خالی خالی میخوری یا چیز دیگه میخوری گفتم هرچی باشه بیار میخورم رفت و با ۲ تا چایی برگشت و فقط قند اورد ازش پرسیدم اون همه گفتی با چی میخوری من تو فکر بودم الان چی میخای بیاری گفت گفت اوردم اگه پسند کنی گفتم چی هستش با کمال پر رویی گفت تو بسته بندیه محتواشو باید در بیاری که به سینهاش و کسش اشاره کرد با خنده و روی گشاده ازش استقبال کردم ببینم تا کجا پیش میره و بهش گفتم هیچ کدومشو دوس ندارم فقط از چیزایی که داری قنبلشو دوس دارم گفت شما منو اوکی کنین تو کار همش برا شما که گفتم نه اول شما دست به کار شو بعد که دیدم داره اماده میشه که تو همون حالت که داشت اماده میشد گفتم جم کن کسو کونتو سیکتر کن من منشی میخوام نه جنده و چند تا حرف دیگه بهش گفتم و از دفترم انداختمش بیرون با کمال تعجب گفت خودت خواستی و به تو ربتی نداره فردا به رییس میگم تو به من پیشنهاد دادی من قبول نکردم کلی چرتو پرت که بهش گفتم من خود رییسم ولی قبول نکرد و فردا صبح قبل همه اونجا بود و از بچه های انبار پرسیده بود و رفت و پشت سرشو هم نگاه نکرد و اون ۲ تا کارمند دیگه از قضیه چیزی نمیدونستن که اونا رو خودم امتحان کردم و دوتاشون ادمهای با ابرویی بودن و مشغول کار هستن این مطلبو در جواب کسایی در محل کارشون از این کارها انجام میدن میگم به شغلتون هر چی که هستش اهمیت بدین و در محیط کار از این کارها انجام ندین که هم ابهت خودتون و هم کارتون از بین میره من نمیگم از این کارها انجام نمیدم ولی در محیط کار هرگز
    موفق باشین


    نوشته: بهنام

  • 60

  • 17




  • نظرات:
    •   The_Dr
    • 2 سال
      • 4

    • واقعا غافلگيرم كردي داداش!


      فكر كردم ميخواي با ٣ تاشون گروپ بزني كه ديدم اشتباه ميكردم (biggrin)


      لايك داشت داستانت


    •   shahx-1
    • 2 سال
      • 4

    • شما اول اکابر رو تموم کن خوندن نوشتن یاد بگیری بعد ادعای ریاست و تجارت و...... بکن برای ما رئیس شرکت اینقدر پول داره که هرچقدر کس بخواد براش فراهمه تو شهوانی ولو نیست...


    •   hoooooosen
    • 2 سال
      • 1

    • تازه میخاستم جق رو شروع کنم حسمو خراب کردی


    •   PayamSE
    • 2 سال
      • 2

    • خوبه که همون بهنامی نیستی که " با هر ستاره ای " رو نوشته.
      پیام داستانت لایک البته.


    •   psosa
    • 2 سال
      • 2

    • اخه ریدم تو اون رویا پردازیت کوس مغز کمتر جق بزن بهت گفت تو بسته بندی تو هم گفتی نمیخوام!!!!!!!کلا ریری با اون سوادت مصاحبه و ربط اینجوری ابله


    •   asidsystem2005
    • 2 سال
      • 1

    • آدم گرسنه همه چیز رو شبیه نون میبینه و به اولین چیزی که بشه گرسنگیشو باهاش برطرف کنه امون نمیده.
      اگه اینو یک سوم مردم این کشور میفهمیدن الان اوضاع من و تو این نبود.


    •   milad1ma
    • 2 سال
      • 0

    • من منشی زیاد استخدام کردم، الانم دوتا دارم که یکیشون رو میکردم، ولی داره پررو میشه، میخوام دگمه سیکترشو بزنم، یکی از لذتهای مدیر بودن، استخدام منشی‌ه اتفاقا،،،، حالا حساب کن منشیت بعد از ساعت کاری بخواد بده و تو نکنی،،، چی میشه، فکر میکنی نمیده،، دل نداره،.....


    •   arash1986m
    • 2 سال
      • 0

    • LIKE


    •   Arthurzax
    • 2 سال
      • 0

    • بسه جقی ننویس ننویس لامصب


    •   f.arash
    • 2 سال
      • 0

    • سکسی نبود ولی دمت گرم با کارت


    •   nasrin_1363
    • 2 سال
      • 1

    • از قضا اگه یه خانم بیوه یا مطلقه باشه و صیغش کنی ثواب هم داره
      ا اون به نون حلالی میرسه تو هم به فیض


    •   Arman_R
    • 2 سال
      • 0

    • گرفتی کردیش، حالا ادا تنگ.ها رو.در میاری


    •   حسام آنالیست
    • 2 سال
      • 0

    • پراید سفید مدل ۹۰ فروشی سراغ نداره کسی


    •   Xkoskonx
    • 2 سال
      • 0

    • یعنی اگه حقیقت گفتی فقط بگم دمت گرم . فک میکردم یارو رو کردی و حق اون یکیا ضایع شده ک چون ندادن کارگیرشون نیومد و فش کشت کنم ولی اگه راس گفتی دمت گرم پسر دمت گرم


    •   kiir_tala
    • 2 سال
      • 0

    • خوب بود . درسته که سکسی نبود اما حرفت رو قبول دارم که توی کار نباید کیر باشه.


    •   salar.alizadeh1991
    • 2 سال
      • 0

    • مگه شرکت ماکروسافته اونجا بین اون همه ادم سه نفر قبول کردن و اونم هر سه ازمایشی خوب شرکت های مواد غذایی زیادن و همه جوره هم بر میدارن این همه هم کلاس گذاشتن نداره


    •   Kooonetopoli
    • 2 سال
      • 0

    • یعنی اشغالترین داستانی که خوندم .. چهار تا بی سواد مثل تو مدیر باشن که مملکت به گا میره !


    •   feeeeeriiiii
    • 2 سال
      • 0

    • کار اشتباهی کردی باید با سه تا گروپ میزدی حیف پرید


    •   Robinhood1000
    • 2 سال
      • 0

    • درود، آفرین 26


    •   Saede0089
    • 2 سال
      • 0

    • مخسره کرده ی یه ساعت اینجا داستان سکسی ولی ادم خوبی باش افرین


    •   Kir_koloft_bozorg
    • 2 سال
      • 0

    • باید برگردی کلاس اول دبستان...هیچ راهی نداره


    •   Elenajoon
    • 2 سال
      • 0

    • کیرتو خودت و چس شرکتت رییس جمهورم اینجور انتخاب نمیکنن


    •   mitsu
    • 2 سال
      • 0

    • ولی تو محیط کار هرگز ............
      اونوقت اومدی اینجا این داستان و تعریف کردی که چی بشه ؟
      نگران نباش آرزو عیب نیست یه روز رئیس میشی دخترا میان برای مصاحبه پیشت ....
      خدایا ........


    •   شکیراا
    • 2 سال
      • 0

    • آقای رییس قهرمان املات که هیچ اصلا .. تو کار و زندگی نداری میای شهوانی می نویسی؟یعنی انقدر بیکاری؟؟؟


    •   khodam2079
    • 2 سال
      • 0

    • شما که نمیخوای بکنی چرا چراغ سبز میدی؟ همینه که دخترا دیگه به هیچکس نمیدن


    •   Master.Amir
    • 2 سال
      • 0

    • تمام منشی ها کوس میدن.


    •   amirhossein68
    • 2 سال
      • 0

    • تندیس کیر بلورین از آن تو با این داستان تخمیت


    •   420everytime
    • 1 سال،12 ماه
      • 0

    • یعنی فک کنم این داستانی که نوشتی کون خیلی هارو پاره کرد به خصوص اونایی که کیر به دست دیس لایک کردن !
      خاطره عالی بود بازم به اشتراک بذار =))


    •   godofworld
    • 1 سال،11 ماه
      • 0

    • هاچبک
      92
      مشکی
      موتور سالم خریدار نبود؟


    •   asidsystem2005
    • 8 ماه
      • 0

    • باید مثل پروپوزال یه سایت راه بندازن تا کسی پروژه تکراری استفاده نکنه.
      عمو جون داستانت تکراری بود. (dash)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو