اسنپ رویایی

    1397/11/27

    سلام خدمت اعضای محترم سایت شهوانی میخوام یه خاطره براتون تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد
    اسمم امینه 33 سالمه یک ساله که خانومم بخاطر اختلافاتمون ترکم کرده و خونه پدرش رفته و درگیر دادگاه و مهریه و... اینا هستیم
    با ماشین مسافر کشی میکنم یه روز یه دربست رفتم پونک پیاده کردم اسنپ رو روشن کردم یه مسافر خورد از بلوار عدل برای پارک شهر کنار ترمینال اتوبوس قبول کردم سفر رو تماس گرفتم یه خانوم جوون گوشی رو برداشت خیلی مودب آدرس داد و رفتم دنبالش
    جلو در خونه منتظرش بودم که در باز شد و یه پیرزن هفتاد هشتاد ساله اومد بیرون و درو بست بد جوری تو ذوقم خورد از حرصم دوباره آدرس پرسیدم که کجا تشریف میبرید که گفت چند تا خیابون پایین تر دوستمم سوار کنیم و بریم پارک شهر
    رفتیم به آدرس دوم یه پیرزن دیگه اومد بیرون پشت سرش یه پسر بچه با همون دختر جوون اومدن و سوار شدن
    تو راه ساکت بودم و اونا صحبت میکردن که وسط حرفاشون پسر بچه اون دختر جوون رو خاله صدا کرد خیالم یکم راحت شد که مادرش نیست
    رسیدیم مقصد برای خود شیرینی گفتم اگه میخواید برگردید من بیام ببرمتون که دختر جوون که اسمش لاله بود گفت بله اگه زحمتی نیست ما نیم ساعت کار داریم
    گفتم پس من میرم بنزین میزنم اگه تموم شد کارتون تماس بگیرید
    و رفتم بنزین زدم و برگشتم سوارشون کردم مادر لاله گفت آقا یه جا نگه دارید یه آبمیوه بخوریم کنار عموعباس وایستادم رفتن هویج بستنی خریدن و خوردیم و تشکر کردم و راه افتادم
    رسوندمشون و برگشتنی تو تلگرام به لاله پیام دادم خیلی زود جواب داد خیلی تعارف تیکه پاره میکردم که مزاحم نباشو اینا خیلی با احترام که یه وقت ازم به اسنپ شکایت نکنه اکانتم مسدود بشه
    خلاصه بعد دو روز قرار گذاشتیم رفتم دنبالش رفتیم بیرون
    خیلی دختر خوش اخلاق و گرم و ساده ای بود تیپ کاملا عادی تقریبا چاق ولی صورت خیلی خوشگلی داشت و خیلی مهربون بود
    دیگه صمیمی شده بودیم بیرون میرفتیم تا دیروقت چت میکردیم ولی بجز دستش جاییش رو لمس نکرده بودم
    در مورد زنم و زندگیم و اینا خیلی میپرسید تا یه شب از روابط منو زنم پرسید که گفتم ما تو رابطه مشگلی نداشتیم و هردو داغ بودیم مشگلات ما مسایل مالی و اخلاقی بود و خلاصه اونم یکی دوبار از پسری که چند سال پیش باهاش بوده و قرار بود ازدواج کنن و نشده برام گفته بود ولی چون براش ناراحت کننده بود و یکبار هم گریش گرفت سوال در اون مورد نمیپرسیدم تا اینکه یه شب ساعت حدودا 6.30 اینطورا بود هوا تاریک از چیتگر برمیگشتیم داشت تعریف میکرد از گذشته که گریش گرفت دستمو بردو دور گردنش کشیدمش سمت خودم بدون مقاومت سرشو رو شونم گذاشت و منم یه بوس کوچیک به جلوی سرش رو موهاش که از جلوی شال بیرون بود زدم چند لحظه بعد تکرار کردم صورتشو بالا آورد نگاهم کرد لپمو بوسید منم برگشتم بوسش کنم که لبای همو بوسیدیم
    پیچیدم تو خروجیه ورزشگاه آزادی یکم رفتیم جلو بعد هتل المپیک زدم کنار نگاهمون گره خورد بود آروم آروم لبامون رفت رو هم دستمو رو سینه ش گذاشتم یواش مالیدم لبش جدا کرد سرشو گذاشت رو شونه م با انگشتام نوک سینه شو گرفتم کاملا برجسته شده بود که یه آه ریزی کشید
    چند ثانیه بعد از ترس دیدن کسی و خیابون بیخیال شدم رفتیم
    دیگه بعد از اون روز گاه گداری تو ماشین شیطونی میکردیم حتی یکبار دستمو توی شرتش بردم ولی در حد چند لحظه
    تا اینکه یه روز پنجشنبه بابام زنگ زد بیا مادربزرگتو ببر خونمون شب تنها نباشه تو هفته عمه کوچیکم و شوهرش پیشش میمونن پنحشنبه ها میرن کرج خونه پدر شوهرش
    با کلی غر زدن و ناراحتی قبول کردم آخه با لاله قرار داشتم خلاصه تو راه خونه بودم که به لاله گفتم میای بریم خونشون گفت کسی نمیاد و یکم با بی میلی قبول کرد
    رفتیم اونجا تا رسیدیم بغلش کردم و شروع کردم به لب گرفتن کاملا همراهی میکرد با دستم کونشو میمالیدم کونش خیلی بزرگ بود وسینه های درشتی داشت ولی هیکل قشنگی نداشت مانتو تیشرتشو دراوردمو خودمم لخت شدم سوتینشو باز کاردم تازه بزرگیه سینه هاش به چشم اومد خیلی سفت نبودن ولی نوک برجسته و وسوسه انگیزی داشت شروع کردم به خوردن صداهای ریزی ازش میومد که شهوتمو زیاد تر میکرد دستمو بردم تو شورتش و کونشو میمالیدم و سعی میکردم سوراخشو لمس کنم که بخاطر بزرگیه کونش دستم نمیرسید
    شلوار شورتشو دراوردم پاهاشو باز کرد به پشت خوابیده بود کسش اصلاح شده و تمیز بود تپل و گوشتی کاملا ورم کرده بود ولای چاکش کمی مرطوب بود
    پوست بدنش سفید بود ولی کنارای رونش و کسش کمی تیره تر بود
    یواش شروع کردم به خوردن لیس میزدم براش صداش یلند تر شده بود آبش راه افتاده بود کمی طعم شوری داشت که بدم میومد از دهان نفس میکشیدم که حالم بد نشه در کل کسش تمیز بود ولی ترشحاتش برای من جالب نیست بعد چند دقیقه یه آن انقباض شدیدی تو بدنش شکل گرفت پاهاشو بهم چسبوند سر من اون وسط گیر کرد نفساش تند و عمیق شده بود با کمی سرو صدا آروم گرفت
    تو فکر وازلین و کرم بودم که کجا میزاره مادربزرگم گفت مرسی امین جون عالی بود پاشد شورتمو کشید پایین کیرمو کمی مالید یواش یواش گذاشت تو دهنش خیلی خوب ساک نمیزد دندوناش روی کیرم کشیده میشد بعد دو دقیقه گفتم بسته برگرد دمر بخواب از پشت بکنم
    که گفت پشت؟ چرا پشت؟
    گفت من کسم بازه پرده ندارم
    چشمام داشت از حدقه درمیومد
    بدون سوال اینکه چی شده و کی پرده تو زده رفتم وسط پاش سر کیرمو مالیدم به خیسیه کسش و یواش هل دادم توشش نسبتا تنگ بود توش لزج و گرم بود خوابیدم روش آروم عقب جلو میکردم نفساش تند شد بعد دو سه دقیقه بازم منقبض شد و منو محکم گرفت و پشتمو ناخن میکشید و دوباره شل شد سرعتمو بیشتر کردم چند لحظه بعد آبم اومد دراوردم رو شکمش خالی کردم
    تمیزش کردم و زود لباس پوشیدیم رفتیم
    تو راه برگشت برام تعریف کرد که همون نامزد قدیمش چند سال قبل اینکارو کرده باهاش
    رفتیم شام خوردیم و رسوندمش خونه
    دوبار دیگه هم باهم سکس کردیم که تقریبا مثل همین بود فقط پوزیشن داگ استایل هم بهش اضافه شد
    امیدوارم خوشتون بیاد از خاطره من
    شاد و سربلند باشید


    نوشته: امیننن

  • 12

  • 23




  • نظرات:
    •   مهتاب عشق
    • 9 ماه،3 هفته
      • 2

    • عجبا...‌


    •   payam9
    • 9 ماه،3 هفته
      • 2

    • بابا کم ارجیف بنویسید برید جقتون رو بزنید اینقدر افکار جقیتونو ننویسید بدون که بدجور تو کف بودی محل سگ هم بهت نذاشته


    •   A.t1363
    • 9 ماه،3 هفته
      • 2

    • دخترا واقعاً اينجوري پا ميدين !!؟


      بريم اسنپ ثبت نام كنيم ديگه خيالمون راحت باشه ديگه !!!؟


      باز خوبه جنيفر اينا اسنپ نميگيرن


    •   namber001
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • واقعا من موندم کلا فکرمون شده سکس مثل آدم از هیچ امکاناتی یا نیستیم استفاده کنیم بعدش ادعای بهترین هارو هم داریم. پارسا ارومیه کسی بود برای آشنایی در خدمتیم


    •   Neshane21
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • از شروع داستان هنوز چیزی نگذشته یکم موسو بیاری پائینتر به فکر وازلین بودی یاللعجب سرعت


    •   What_the_fuck
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • سلام سلام و باز هم حماسه ای دیگر از یک جقی بدبخت کم بزن همیشه بزن بیخ دیواری چیه اینا نوشتی


    •   sara09056234702
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • سلام خاله معصومه هستم دختر دارم برا اکثر شهرا شب تا صب ۲۵۰ دو ساعت ۱۵۰ خواستید زنگ بزنید واسه هماهنگی پیام ج نمیدم ۰۹۰۵۶۲۳۴۷۰۲


    •   AmirALI_553
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • گول این خاله معصومه رو نخورید گوش بره


    •   leon7828
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • تا جایی که ابشونو دادن خوردی خوندم خیلی کیری بود


    •   mamadkaraji
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • من لذت بردم
      بالاخره زحمت کشیده بودی و داستان نوشته بودی
      ولی خب یه ایراداتی داشت که امیدوارم به مرور زمان در داستان های بعدیت رفع بشه


    •   rezasex20
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • من تا حالا اسنپ نگرفتم ولی شنیدم بعد تایید راننده، مسافر تماس میگیره نه راننده


    •   ehsan balae
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • توی داستانی که مینویسد دیگه نیاز نیست حالم بده شد بوی بد میداد بوی گوه میدادو یعنی چی واقعا ؟وقت میزاریم واستون دیگه حال آدم و بهم نزنید لطفاً اه


    •   Sepehr_2000
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • تپسی و ماکسیم و کارپینو کجان؟


    •   kossskooon
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • وااااای از این‌ اسنپ .......چه کارا که نمیکنه


    •   Hooman.esf.60
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • بقول خودت بسته (بسه) ، اراجیف بافتن هم حدی داره
      آقا سیاوش آدم کوس باز چه ربطی به اسنپ و تپسی و ماکسیم و ... داره؟
      نکنه آژانس تاکسی تلفنی داری؟ یا کار میکنی؟
      مگه اون راننده تهران که چندسال پیش پیرزن پولداره را کشت؟ راننده آژانس نبود؟
      تازه یه بار یکی از شاگردام که یه خانم بیست ساله تپل بود
      برام تعریف کرد که راننده یکی ازین تاکسی زردا دستشو گذاشته بوده روی پاهاش
      اونم با گوشیش که گارد محکمی داشته چندبار میزنه توی سر راننده و پیاده میشه، اینم تقصیر اسنپ است؟
      البته گوربابای اسنپ و سردمداراش که از حاصل دسترنج یه مشت راننده زحمتکش جیباشون پر از پول شده
      از همین کمیسیون های بالایی که برمیدارن.


    •   Meysam1326
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • اون صحنه ای که گفت پرده ندارم. باید میگفتی به کیرم که نداری. میخوام از کون بکنمت.?


    •   sahand2577
    • 9 ماه،3 هفته
      • 2

    • اگه واقعا اسنپ‌باشی باید بدونی که خیلی وقته که اسنپ سیستم شماره گیریش عوض شده و نه مسافر شماره تو رو داره و نه تو شماره مسافر به خاطر یه مشت ادم کونی مثل تو که مزاحم بقیه شدن این سیستم اجرا شده


    •   Farhad5089
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • تو دیگه کس شعر نگو شماره نداری هر دوطرف شماره تماسشون وصله من تو تپ سی هم هستم تو اسنپم هستی کسشعر نگو بابا تو پولت کجا بود همون 5 تومن هم کرایه بدی ربطی نداره من بخاطر کارم که بیکارم الان دارم کار میکنم و یجوری هم رفتار میکنم با زنها دخترها مثل ناموس خودمون چهارتا جقی نمیونن اراجیف بنویسن


    •   arash_xxxx
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • تاجایی که رفتی تلگرام پیام بدی قابل قبول بقییشو ریدی . اخه طرفای پونک اونا که باهات دوست نمیشن اونم باتوی یه لاقبا کیربدست .داستان واقعیش اینه که زنت میخاد بگادت بعد اون مسافرا روهم سوار کردی بینشون یه دختر خوشکل بود توهم خریت کردی بهش پیام دادی شایدم آرزوشو داشتی بعد به هیکلت رید شاشید .بعدش اومدی داستان فاطی خانوم گامبو که.چن سال پیش که باپول رفتی کردیش رو چاشنی داستان چرندت کردی. حواست جم نکنی میندازنت بیرون ممکنه بیکار بشیا


    •   arashdlove1776
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • نظر شما چیه؟قشنگ بود مرسی


    •   shiraz-m-m
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • یه خاطره آبکی که خیلی ازماها از این خاطرات داریم،تونستی داستان بنویسی روح عمام رو شاد کردی ن این نمونه قلم زدن،یه اشتباه بزرگ هم کردی که کاندوم نزدی الان عمو کاندومی میاد مورد عنایتت قرار میده


    •   Jamshid.Bokon
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • منم راننده اسنپ هستم هیچ دختر یا خانومی به راننده راه نمیده میدونه هشتش گرو نهشه اونهایی که اهل حال هستند به ماشینهای ۳۰۰ م به بالا چراغ سبز می دن


    •   Abnabatam
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • مگه امینه اسم زن نیست؟


      با کسره آشنایی نداری شما؟


    •   Sir.Savior
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • خدایا خدا وندا ی پولی به ما بده ی عقلی به این ملت خیال باف جقی


    •   Omid_ss
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • همون اولشو خوندم کسشری بیش نبود از یه جلقی کونی


    •   atia
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • جون جد در جدت ننویس اگه داستان نفرستی هم میفهمیم چقدر ادم............هستی


    •   Alfaalfa
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • حداقل سكس با زن شوهردار نبود لايك دهم


    •   EVIL BURNED
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • دخترا اگه اینجوری میدین منم برم اسنپ /:


    •   6794
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • کم بزن همیشه بزن جق جقی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو