اصلا عذاب وجدان نداشتم

    میخوام براتون ماجرای سکس خودم و بوی فرندمو بگم! ما دوساله باهم دوستیم
    من یه شهر دیگه غیر از شهر خودم دانشجو بودم و مثل همه ی دختر پسرا با سعید، آشنا شدم
    سعید 5 سال از من بزرگ تره، قد بلند و خوشکل و خوش هیکل! البته منم خوشکلماااااا
    راستش من خیلی داغم و اولین بار که خودمو ارضا کردم گمونم 6 سالم بود، به خاطر همین خیلی تو کف سکسم! از یه طرف جرات نمی کردم با کسی دوست بشم چون می ترسیدم، خلاصه قسمت شد و من با سعید دوست شدم! از روز اول، با خودم می گفتم خدا کنه بهم دست بزنه! ولی اون طفلی می ترسید، تا این که کم کم رابطه مون صمیمی شد من که دیگه حشرم زده بود بالا، یه روز تو پارک دلو زدم به دریا برای بار اول بوسیدمش و این شروع ماجراهای ما بود! چون هر دو دانشجو بودیم جایی برای موندن نداشتیم، سعید خیلی داغ بود ولی می ترسید نشون بده، برای همین وقتی میدید من اینقد دلم میخواد، اونم راحت بود و از سکس بهم میگفت، یه روز زنگ زد و بعد کلی مقدمه چینی گفت دوستم خونه دانشجویی داره میای اونجا؟ من که می ترسیدم اولش گفتم نه! ولی بعدش قبول کردم و رفتم خونه دوستش البته خودمون دوتایی بودیم! از در که رفتم داخل آپارتمان، دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم، باورم نمیشد این منم که این کار رو میکنم، ولی انصافا بیست سال تو کف سکس بودن( از 6 سالگی تا 26 ) اینجوری میکنه آدمو! خلاصه از در که رفتم داخل پریدم تو بغل سعید، البته ما قبلن همو بوسیده بودیم تو پارک ولی این دفه بدون استرس و ترس از گشت ارشادو آدمای فضول فقط خودمون دوتا بودیم، سعیدو بغل کردم اونم محکم منو گرفت، اینقد محکم لبمو میخورد که لبام می سوخت! من نفس نفس می زدم و محکم بهش چسبیده بودم! بعد یه دقیقه گفت بشین! منم سریع نشستم ومقنعه و مانتوم رو در آوردم، سعیدم پیرهنشو در آورد و کنارم نشست، من بلند شدم و نشستم رو پاهاش! انصافا کیر بزرگی داشت، تا حالا کیر ندیده بودم وقتی اینو دیدم کف کردم! کیرش زیر پاهام بود و داشت لبمو میخورد، منم موهای سینه شو نوازش میکردم و لبشو میخوردم! یه دفعه سعید پیرهنمو گرفت و از تنم در آورد، من سوتین و شورت قرمز پوشیده بودم، چون بهم گفته بود قرمز دوست داره، نفسش داشت بند می اومد، بهم گفت بلند شو وایسا! من ایستادم و شلوارمو در آورد، لخت با شرت و سوتین قرمز جلوش وایساده بودم، یه کم قربون صدقه م رفت و گفت میخوام نگات کنم، من دراز کشیدم و سعید زل زده بود بهم (عزیزم چشاش چه برقی میزد) از گردنم دست کشید تا نوک انگشتای پام، بعدش ایستاد جلوم و من شلوارش رو در آوردم، وای کیرش به کلفتی یه قوطی رانی بود، خیلی هم بلند!!! دراز کشیدم و سعید اومد روم، سوتینم رو باز کرد و افتاد به جون سینه هام ،خیلی کیف میکردم نمی تونید حدس بزنید انگار تو آسمونا بودم ،نوک سینه مو گاز گرفت و من یه جیغ زدم، دست گذاشت روی دهنم گفت همسایه ها می فهمن! منم چیزی نگفتم سینه هامو که خورد دست کرد تو شورتم، خیس خیس شده بود، بهش گفتم بیا کیرتو بخورم ،تا حالا ساک نزده بودم، شورتشو در آورد و ایستاد جلوم، سر کیرشو کردم تو دهنم، اولش گس بود، ولی بعدش خوب شد، کیرش دراز بود و تا ته نمی رفت تو دهنم، ولی خیلی حال میکرد، داشتم میخوردم، که گفت آبم داره میاد، چن تا دستمال برداشت و آبشو گرفت( تا حالا ندیده بودم) من که ارضا نشده بودم وقتی دیدم کیرش کوچیک شد خیلی ناراحت شدم ولی خودش گفت زود بلند میشه دوباره! راست می گفت، 5 دقیقه هم نشد که کیرش دوباره راست شد، این بار سعید گفت میخوام کستو بخورم، من نشستم تکیه دادم به دیوار و سعید دراز کشید جلوم، دستشو گذاشت زیر کونم و شروع کرد به خوردن، واایییی داشتم دیوونه میشدم، سرشو فشار میدادم روی کسم، میگفتم بخور عزیزم، قربونت برم، حشری من، خلاصه اونم بیشتر داغ میکرد، یه دفه یه حس عجیب بهم دست داد، دوست داشتم از دستش فرار کنم، یعنی از شدت لذت داشتم می مردم، بدنم داغ شد، شروع کردم به لرزیدن، سعید با سرعت بیشتری کسمو میخورد و قربون صدقه م می رفت ،از داد و فریاد و جیغ من خیلی کیف میکرد، یه دفعه آروم شدم و سعید گفت که این یعنی ارضا شدی! خلاصه دوباره رفتم سراغ کیر سعید، یه کمی خوردم سعیدگفت بیا بریم تو حموم، رفتیم توی حموم و نمیدونم من یه دفعه چم شد که گفتم بکن تو کونم(آخه نمیتونم از جلو سکس کنم چون دخترم!) سعید چشاش گرد شد، گفت مطمئنی؟ گفتم آره تو رو خدا ،میخوام ببینم چه جوریه! اونم قبول کرد، دستشو تفی کرد و زد در کونم، با آب خودم که کسمو خیس کرده بود یه کمی در کونم مالید و کیرشو گذاشت در کونم! سرشو میخواست بکنه تو جیغم در اومد، گفتم نکن نکن درد داره، اون بیچاره هم ترسید! گفت خب چیکار کنم، گفتم خب خیسش کن! اوننم دوباره با تف خیس کرد و سرکیرشو گذاشت! باز دردم گرفت، گفتم بیا بریم تو هال! رفتیم تو حال من دراز کشیدم و یه بالش گذاشتم زیر شکمم! سعید در کونمو تف زد و انگشتش رو کرد تو، یه کم دردم گرفت ولی خوشم اومد، پرسید درد داری منم گفتم نه!! اون یکی انگشتش رو هم کرد تو کونم، مثل این که جا باز کرده بود دیگه دردم نگرفت، قربون صدقه ش رفتم وگفتم عزیزم بکن تو دیگه! اونم نشست روی پام، انگشتاشو در آورد و کیرشو گذاشت دم سوراخ کونم، آروم کرد تو، یه حس باور نکردنی داشتم، از خوشی داشتم می میردم، سعید گفت دستتو بذار رو کست و بمالون! من این کارو کردم، دیگه درد نداشتم البته داشتم ولی کم بود خیلی لذت داشت، !! سعید کیرشو آروم میکرد داخل و می پرسید درد داری یا نه!!منم میگفتم نه عزیزم، قربون کیر کلفتت برم، حشری من، بکن توش آاااااااااااخ! سعیدهم حشری شد و کیرشو تا ته کردتو کسم و دراز کشید روم! آروم خودشو تکون میداد و من جیغ های کوتاه می زدم، گردنمو میخورد و تلمبه می زد، منم دستم رو چوچولم بود، یه دفه یه جیغ بلند زدم که سعید دشتشو گذاشت رو دهنم، ارضا شدم! سعید آروم کیرشو آورد بیرون، کونم خیلی می سوخت ولی خیلی حس خوبی بود! سعید کنارم دراز کشید و بغلم کرد، بهم گفت دوسم داره و بهترین سکس عمرش بوده، گفت از لذت بردن من خیلی خوشش میاد! خلاصه یه نیم ساعتی لخت تو بغل هم خوابیدیم! کیر سعید نمیخوابید، برای همین براش خوردم تا آبش بیاد!
    بعدش با هم ناهار خوردیم ماکارونی شب قبل که دوستش درست کرده بود و نخورده بود! لباس پوشیدیم و سعید دوباره بغلم کرد و گفت دوستت دارم، منم بهش گفتم دوستت دارم، خیلی حال کرده بودم و اصلا عذاب وجدان نداشتم، بعد اون باسعید بازم سکس کردیم، قراره ازدواج کنیم که دیگه این سکس از پشت تموم بشه!! دعا کنید سعید کار پیدا کنه و بیاد خواستگاری بریم سر زندگی خودمون


    نوشته: ساینا

  • 5

  • 0




  • نظرات:
    •   takavarjoon
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • کیری بود، ننویس . . . . . . . . . . . .
      اون وسط‌های داستان اشتباهی نوشتی که کرد تو کُست، اونجا فهمیدم که پسر هستی و در حال جلق زدن داری داستان می‌بافی. شاشیدم تو راه‌گوزت، دیگه ننویس.


      تو از شش سالگی مشغول جلقی!
      نمانده بهر تو، نه کون، نه حلقی
      نباشد دختری اینسان که گفتی
      گمانم نشکنی، مانند طلقی


    •   m¡Na
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • yade avalin kon dadane khodam oftadam ....


    •   AYBABTU
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • شما اینقد داغین یوقت جرقه نزنین باعث انفجار بشه ...... :)) خاطرت کوتاه بود ولی بدک نبود


    •   farid44
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • اي پسرك جلاق: دختر به اندازه كافي داريم تا از سكسهاش بنويسه: تو بايد يا از جق زدنت بنويسي يا وقتي آبجيت داره كون ميده بري ديد بزني و واسمون تعريف كني.


    •   آنتی عشق
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • نصف داستان لو رفتی کونی مجلوق از کون کرد کست ؟؟؟؟


    •   erfan lashi
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • به خداوندی خدا 2 خط خوندم.
      کیرم وسط سفره افطار مامان بزرگت بچه کونی .
      6 سالگی ارضا شدی کس کش جقی.


      بشاشم من روی فرش تو خونت
      همین کیر کلفتم توی کونت
      که از شش سالگی کون داده ای تو
      نکرده هیچ تاثیری به جونت


    •   ahmad kos bos
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • بزک نمیر بهار میاد
      برای سعید یه کار میاد
      اخه بد بخت بادمجونی تو بیست ساله داری میدی تازه میخای ازدواج کنی


    •   ahmad kos bos
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • سعید نیاد بعید میاد
      تو یکیا میخای کست بذاره گیرت میاد


    •   Behnam-666
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • كارى ندارم داستانت درست بود يا نه من از داستانت خوشم اومدنه اينكه هال كنم نه خوشم اومد از دوستيتون از دخترى كه اولين بار با يه پسر دوست ميشه از پسره خجالتى داستان با اون تنهايى دوست داشتنى كه با كلى زحمت و خواهش جور شده اونم تو كشور محدوديتها گاهى اين محدوديت صحنه هاى جالبى تو زندگيمون پيش ميارن ممنون داستانت حس خوبى بهم داد.


    •   Ramin rm66
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • یکی بیاد به من بده ramin.rm66


    •   2311243
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • عجب


    •   sara3000
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • جالب بود


    •   gooril angori
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • ميدوني شما خيلي خودخواهي براي همه متن ها كامنت ميذاري وادعات ميشه كه خيلي زرنگي! انگار همه زندگيت سكس بوده و ميدوني كي دروغ و كي راس ميگه ! بس كن ديگه آقاي سكس


    •   کیر آقا
    • 5 سال،11 ماه
      • None

    • کاری به راست و دروغش ندارم چون یجاهایی ریدی تو داستان ولی برای من واقعی میزد چون شبیه این اتفاقا برای من با دوس دخترم اتفاق افتاد ولی یچیزی رو بهت بگم اگه بینتون واقعا سکس اتفاق افتاد دیگه باید قید ازدواج باهاشو بزنی چون مطمین باش دیگه بهت اطمینان نمیکنه همونجوری که من دیگه بهش اطمینان نکردم با اینکه یروزی عشق زندگیم بود.


      توام اگه میخواستیش نباید وا میدادی.


    •   داریوشم
    • 4 سال
      • None

    • خوشم میاد همه نکته سنج و حرفه این,از داستانم که چیزی نگم بهتره,ننویس دیگه.ضمنا ما که نفهمیدیم عذاب وجدان چی چی؟چون سکس داشتی منتظر بودی عذاب وجدان بگیری؟بعد شش سالت بود و ارضاء میشدی؟خب اگه اینجوریه که تبریک میگم,رکورد گینس رو شکستی!


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو