افتتاح کون نازم در لباس زنونه

    با سلام خدمت عزیزان شهوانی امروز میخام گاییده شدنم در لباس زنونه را براتون بنویسم من پارسا19 ساله با بدنی کاملا دخترونه که همیشه لباس های دخترونه مخصوصا جوراب شلواری از زیرشلوارم میپوشیدم خیلی ها تو محل توکف کونم هست تا حالا چندین بار بچه بازا خاستن ترتیب کونمو بدن ولی از ترس نمیتونستم بهشون کون بدم ولی خیلی از بچه ها تو مدرسه منو انگشت میکردن منم همیشه لباس های زنونه مو میپوشیدم وتو خلوت با کونم ور میرفتم و با کردن هویچ تو کونم ارضا میشدم تا اینکه یه روز دوستم ارمان که21 سالشه بهم گفت که امروز بریم استخر منم قبول کردم و عصر اومد در خونمون و با هم رفتیم و رسیدیم و میخاستیم لباسامونو عوض کنیم وقتی شلوارمو در اوردم دیدم یادم رفته جوراب شلواریمو خونه در بیارم زود خاستم نگذارم آرمان ببینه دیگه کار از کار گزشته بود آرمان هم مات و مبهوت منو تماشامیکرد منم شلوارمو پوشیدم ارمان اومد سمتم منو بغل کرد وگفت باید بهم بدی منم چاره ای نداشتم قرار گزاشتیم شب بیاد خونمون و منو بکنه منم که از خدام بود بلاخره قراره کیر تو کونم بره رفتم خونه حسابی کونمو شستم و یه جوراب شلواری نازک مشکی پوشیدم که سفیدی رونهام توش خود نمایی میکرد بایه شورت سفید توری ویه سوتین سفیدبستم یه کفش پاشنه بلند هم پوشیدم و منتطر ارمان شدم حوالی ساعتب6ود که ارمان هم اومددرو باز کردم اومد تو به محض دیدن من کوپ کرد گفت جون پارسا عجب تیکه ای شدی اومد منو بغل کرد چن تا لب ازم گرفت زود شلوارشو در اورد وای خدای من یه کیر کلفت16 سانتی افتاد جلوی چشم کفت که ساک بزن منم با اشتیاق کیرشو گرفتم دهنم چن دقیقه براش ساک زدم وبهش گفتم که ارمان جون دیگه طاقت ندارم بکن تو کونم اونم منو انداخت رو تخت پاهامو داد بالا ابتدا با انگشت منو کرد بعد سر کیرشو گزاشت دم کونم یواش یواش فشار میداد منم دردم گرفت بهش گفتم چن دقیقه همونطوری نگه دار تا جا باز کنه و اونم قبول کرد بعد یه مدت که جا باز کرد تلمبه زدناشو شروع کرد دیگه اون درد اولیه رو نداشتم ویه لذت خاصی جاشو گرفته بود کونی ها میدون چی میگم تلمبه زدناشو یریعتر میکر ودم گوشم میگفت پارسا جون بلاخره گاییدمت منم گفت سریعتر بکن عشقم بعد یه مدت ابش اومد ریخت تو سینه هام چن دقیقه توبغل هم بودم بعد رفتیم حموم واومدیم یه شام هم خوردیم تا صبح چن بار دیگه هم عشقم منو کرد این بود داستان افتتاح کونم امیدوارم خوشتون بیاد


    نوشته: پارسا

  • 5

  • 18




  • نظرات:
    •   Mohamad5676
    • 6 ماه
      • 1

    • ک ی ر م تو قوانین سایت ک س ننه ادمین سایت


    •   پریشانحال
    • 6 ماه
      • 2

    • افتتاح شدن کونت مال وقتی بود که اولین بار ریدی
      باید بگی حراج کونم


    •   alisexy1372
    • 6 ماه
      • 1

    • فکر کنم بار شصتم که این ماجرا پیش میاد
      فقط اسم ها عوض میشه


    •   kokarostam
    • 6 ماه
      • 1

    • تخمی
      نخوندم. شاشیدم توی داستانت.


    •   مهدی۶۲
    • 6 ماه
      • 1

    • اخه چرا به فکر روح امام نیستید


    •   M.mis.m
    • 6 ماه
      • 1

    • مشنگ جان بروجقت وبزن عزیز چرا فکر میکنی بگی رفتی کون دادی بزرگ میشی معلومه یه بچه هستی رفتی داستانهای چندساله پیش وکپی کردی اخه خره اون موقع دوستان فهمیدن کس وشعره شما تن امامراحل تو قبر میلرزونید خجالت بکش ۲۲بهمن برو راهپیمای


    •   sara6060
    • 6 ماه
      • 0

    • گی اووووق


    •   Hamid397
    • 6 ماه
      • 1

    • زنپوش كردنم حال خودشو داره كه خدا نصيبتون كنه
      اما كلا با مفعول بلد باشى چطورى رفتار كونى هردو بيشتر حال ميكنين


    •   reezaa123
    • 6 ماه
      • 1

    • کیرم تو کون خودت و این داستان کیریت حالم به هم خورد


    •   کونی_برا_گی_گروهی
    • 6 ماه
      • 1

    • جورابو دید ...تو باید بم بدی ????
      کیدم تو این داستان


    •   arashdlove1776
    • 6 ماه
      • 0

    • نظر شما چیه؟بیا تل عزی@arashdlove


    •   shiraz-m-m
    • 6 ماه
      • 0

    • اشتباه میکنی عزیزم افتتاح کون مال خیلی وقت پیشه مال زمانی که عمام گفت آب،برق...مجانی میکنیم و چه خوب سر حرفش ماند ومجانی کرد همه مارا اینو گفتم که دیگه جای دیگه این داستان رو کپی نکنی و بنویسی افتتاح کون نازم!!،،حیف که علاقه زیادی به زنپوشا دارم وگرنه بخاطر این داستان آبکیت چندتا لیچار بارت میکردم


    •   آرش۵۷۵
    • 6 ماه
      • 1

    • یه نفرو میخام برای یه رابطه ی دوطرفه مرسی


    •   Sara.reza.zoj
    • 6 ماه
      • 0

    • خوووووووووووبه


    •   کفتارپیر
    • 6 ماه
      • 0

    • این کسشر هایی که تف دادی فقط فانتزی های خودت بود بچه جون برو جقت رو بزن


    •   Jamshid.Bokon
    • 6 ماه
      • 0

    • بیا به منم بده با اون لباسها جوون


    •   miladz72
    • 6 ماه
      • 1

    • نظر شما چیه؟خهخخخ یکی هم نیست مارو ...


    •   KKKKKHHHHH
    • 6 ماه
      • 0

    • خواستم ننتو بگام که دیگه دیدم بچه ها خوب از خجالتت دراومدن


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو