الناز و نیلوفر

    سلام دوباره به بچه های شهوانی
    من النازم همونی که داستان صبحانه دلچسب رو نوشت
    این بار میخوام داستان لیس زدن پاهای رفیقم رو براتون تعریف کنم
    همون طور که قبلا خودمو بهتون معرفی کردم من النازم 17 سالمه و تو تهران زندگی میکنم
    اون دوستمم که پاهاشو لیس زدم نیلوفره 17 سالشه و یکی از بهترین رفیقام توی دبیرستان هست
    خلاصه داستان از این جا شروع میشه که بعد از اون صبحانه خوشمزه ای که خورده بودم دو یا سه ماه گذشته بود و رسیده بودیم به اردیبهشت 98
    من هنوز تو حسرت یه پا خوشمزه و قشنگ مونده بودم توی مدرسه همش به پاهای همکلاسیا و پاهای دبیرا و ناظما نگاه میکردم ولی روم نمیشد به کسی بگم که بزاره پاهاشو لیس بزنم
    من میز اخر کلاس بودم سمت دیوار و نیلوفر هم کنار من نشسته بود هوا گرم بود و پا توی کفش میپخت به خاطر همین من همیشه تو کلاس پاهامو از کفش در میاوردم تا هوا بخوره
    نیلوفر تا پاهای منو دید خودشم کفشاشو دراورد
    اولین باری بود که میدیدم نیلوفر پاهاشو از کفش دراورده و قبلا این کارو نکرده بود یه جوراب سفید مچی پوشیده بود
    منم وقتی دیدم داشتم روانی میشدم الکی خودکارمو انداختم زیر میز و رفتم اون زیر و صورتمو بردم نزدیک جورابای نیلوفر خودش متوجه نمیشد چون داشت جزوه مینوشت
    جورابشو بو کردم و واااای عجب بویی داشت ادم مست میشد جورابش سفید بود و کف و کناره های جورابش کمی سیاه شده بود چند بار این کارو تکرار کردم یعنی هی خودکار و مینداختم و میرفتم بو میکردم و برمیداشتم
    بعد به فکرم زد که پاهاشو بوس کنم خلاصه دلو زدم به دریا و رفتم زیر میز و روی پای چپش رو بوس کردم و سریع اومدم بالا دیدم که متوجه نشده
    خلاصه این ماجرا تموم شد و ما هم نزدیک امتحانا بودیم و یه روز نیلوفر به من زنگ زد و گفت که برم خونشون تا با هم ریاضی کار کنیم
    منم رفتم وقتی که رسیدم خودش و مادرش و برادر کوچیکش خونه بودن احوالپرسی کردیم و سریع رفتیم سر درس کار کردن مادرش کلی ازمون پذیرایی کرد و بعد یه ربع گفت که داره میره بیرون و داداش کوچیکشو هم با خودش میبره (میخواستن برن پارک)
    خلاصه اونا رفتن و منو نیلوفر تو خونه تنها موندیم بعد چند دقیقه نیلوفر پرسید
    الناز یه سوالی بپرسم راستشو میگی
    گفتم جان بگو
    گفت قول میدی
    گفتم اره قول میدم
    یهو پرسید چرا اون روز تو کلاس رفتی زیر میز پامو بوس کردی
    منم تعجب کردم از سوالش
    گفت چیه چرا جواب نمیدی قول دادیا
    منم گفتم باشه و کل ماجرا رو در مورد این که دوس دارم پاهای یه دخترو لیس بزنم بهش گفتم
    موقعی که داشتم بهش توضیح میدادم چشماش گرد شده بود و تعجب کرده بود
    بعد این که حرفام تموم شد برگشت به من گفت یعنی واقعا تو دوس دتری الان پاهامو لیس بزنی
    منم گفتم اره
    گفت اخه بو میده از صبح نت حالا تو کفش بوده ایییییییییییی چجوری اخه گفتم کاری نداره که امتحانش مجانیه
    گفت باشه برو ببینم چیکار میکنی
    منم رفتم جلوی صندلیش نشستم و پای راستشو گرفتم تو دستم و جورابش رو با دندون دراوردم و وقتی که پاهاشو دیدم داشتم از هوش میرفتم واقعا پاهاش زیبا بود حرف نداشت
    پاهای کشیده و ناخن های بلند با لاک آبی آسمانی براق
    انگشت شصتش رو کردم تو دهنم و بالا رو نگاه کردم دیدم خندش گرفت منم همون جوری که شصتش تو دهنم بو خندیدم بعد اروم انگشتشو میک زدم و دونه دونه انگشتاشو بوس کردم و شروع کردم کف پاهاشو لیس زدن یه مزه شوری میداد و پاهاش هم کمی بو میداد
    همینجوری لیس میزدم و اونپ چشماشو بسته بود یه لبخند کوچولو گوشه لبش بود چند دقیقه ای لیس زدمو و رفتم سراغ اون یکی پاش و اونم با دقت لیس میزدم نزدیکای یک ساعت طول کشید تا جفت پاهاشو لیس بزنم بعدش صدای زنگ در اومد و منم جوراباش رو پاش کردم و رفت درو باز کرد و اومد تو ازم لب گرفت و بعدش تشکر کرد بابت این که پاهاشو لیس زدم و گفت کلی حال داد میشه بعدا دوباره امتحان کنیم که منم گفتم چشم و خم شدم و پاهاشو بوس کردم و رفتم خونه
    از این ماجرا 3 ماهه میگذره و من دو بار دیگه تونستم پاهاشو لیس بزنم اگه خوشتون اومد میتونید بگید این دوبار رو هم براتون تعریف کنم


    دوستون دارم بوس


    نوشته: الناز

  • 5

  • 22




  • نظرات:
    •   lovely_grl
    • 1 هفته،2 روز
      • 14

    • بهتر بود اینبار داستان ناهار مزخرف رو بنویسی


    •   سعید تبریزی
    • 1 هفته،2 روز
      • 9

    • تو جان مادرت ننویس


    •   shahx-1
    • 1 هفته،2 روز
      • 16

    • سر اون داستان صبحانه الان دو هفتس هیچکی تو سایت صبحانه نخورده همه روزه ان!! با چه اعتماد به نفسی اینو نوشتی!! ساواک با همه بی رحمیش که اطو میزاشت کف پای اخوندا چایی جوراب تو حلقشون نمیریخت!!! میگم به جای مزخرف نوشتن اینجا یه سر به مسجد محلتون بزن بوی جوراب پیرمردا کفش های الوده برات خود بهشته!! (biggrin)


    •   mehdi.98
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • چرا لز اینقدر زیاد شده


    •   وب.گرد
    • 1 هفته،2 روز
      • 8

    • بابا روتو برم بازم نوشتی؟
      دِ به علت!


    •   Oberyn.Martell
    • 1 هفته،2 روز
      • 7

    • اولا شما هفده سالته دوما ناموسا مارو سر کار گذاشتید ؟؟؟ از بوی جوراب مست شدی . پشمام . بری نماز جمعه حتما اوردوز میکنی . اونجا که انگشتو خوردی یاد داوود هزینه افتادم

      موفق باشی
      نماز جمعه یادت نره


    •   MAHDI.Bمهدی
    • 1 هفته،2 روز
      • 6

    • ای بابا امشب نصف داستان ها لز شده که
      ابن به درک چرا ملت به لیس زدن پا تمایل دارن
      اینا می خوان اینده پدر و مادر بشن وای بحال بچه هاشون


    •   nima_rahnama
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • درکی از لز و گی ندارم نخوندم نظری هم ندارم
      یه زمانی سامان خدابیامرز گی مینوشت قلمشو دوست داشتم میخوندم
      شاید یه زمانی یه نویسنده خوب پیدا شد از لز نوشت ما هم خوندیم
      پس تا بعد


    •   nima_rahnama
    • 1 هفته،2 روز
      • 4

    • دهنت شاایکس
      خخخ


    •   Alimofrad.derik1572@gmail.com
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • نظر من اینه ی پسر خوشگل بیاد من بکنمش


    •   D.koloft25cm
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • مجلوقه کیبودیتو_ ننویس مادرخراب


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 1 هفته،2 روز
      • 7

    • نکبت پلشت


    •   yo1o3se81f
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • من عاشق فتیشم اره همشو تعرف کن


    •   royaei
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • موندم چه لذتی میبری آخه از بوی پا ؟
      بد بود ننویس خواهشن ؛
      موفق باشی


    •   Sepidarsal
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • دوتا دیونه


    •   allforsex
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • داستان قبلی ات لا اقل یه خلاقیتی داشت.
      این بار لایک میدم.
      ولی خواهشاً یکم جذابتر بنویس.
      مرسی.


    •   Mahdi7980
    • 1 هفته،1 روز
      • 3

    • امتحان ریاضی چیشد پس؟


    •   hamid30gari
    • 1 هفته،1 روز
      • 3

    • لزبین گی و فتیش نمیخونم.
      موفق باشی


    •   Vahid9683
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • خب بیا یکمم کیر منو لیس بزن


    •   Sina.jooni
    • 1 هفته،1 روز
      • 2

    • جنده مگه میخوای کله پاچه بخوری که همش نگاه پا همکلاسیات میکردی وای مردم از خنده (rolling)


    •   Misk
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • بهترین لحظه سکس دیدن دوتا لزبین در حال سکسه


    •   lezatbebarim
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • یک سئوال دارم البته نه از نویسنده چون داستان و فقط همان یکی دو خط اول که خودش رامعرفی کرد، بیشتر نخواندم .


      پرسش من از شما کسانی هست که این داستان و خوندی ، و همینطور مدیران و ادمین محترم ،چرا همیشه سعی دارید هر چیزی و با سنگ محک مخصوص بخودتان که قوانین شخصی خودتان را با هرموضوعی مقایسه میکند بسنجید ؟ اگر الان بجای این نویسنده یک پسر بچه شانزده هفده ساله بود میگفتید چرا آمده در این سایت ولی چون یک دختر هست شما حرفی نمیزنید یا شاید یکی دونفر اعتراض کرده باشند؟ البته هنوز نظرات و نگاه نکردم بعید نیست اگر همین یکی دونفر هم اعتراض نکرده باشند دلیلش برمیگرده به همان قانون طبیعی و خواسته جنسیتی که به مردان این اجازه را میدهد که از ارتباط جنسی با یک دخترسن چهارده ساله بسیار لذت میبرند هست ....بیش از این حرفی نمیزنم اما دراین ارتیاط بعد ها بیشتر گفتگو میکنیم در داخل تالارهای مربوطه ،پس همین که تلنگری زده باشم کفایت میکنه ، تابعد خدانگهدار


    •   Alirezapa2
    • 1 هفته،1 روز
      • 3

    • کیرم تو کس ات آخه کی تو خونه جوراب میپوشه.... جوراب رو پاش کردم اونم رفت در رو بازکنه.... الان دیگه دخترها تو خونه با شورت و سوتین می چرخن... کیرم لای چرخ ات


    •   Vashkin
    • 1 هفته،1 روز
      • 2

    • همینکه خودتو معرفی کردی و یادم اومد چه گهی هستی استفراغ کردم رو خودتو داستانت
      بیا لیس بزن کثافت


    •   kokarostam
    • 1 هفته،1 روز
      • 3

    • خیر


      اگر خوشمون نیومد، امکانش هست که دیگه تعریف نکنی؟ ابله جوراب‎های خودت رو سالی یک بار عوض کن و شب‌ها دور صورتت ببند و تا صبح از بوی دلپذیرش لذت ببر ولی نیا اینجا حالت تهوع به ما بده. شاشیدم توی جوراب‌هات.


      در دماغت بوی ا َن آید همی (ا َن یا عن)
      بوی جوراب‌های گند آید همی
      عاشق بوی کثافت گشته‌ای
      لیک ز کون، آهِ بلند آید همی


      ها کـُ‌کا


    •   saaedsaeed1994
    • 1 هفته
      • 0

    • هم تورو میشناسم هم نیلوفر رو
      حتی ادرس خونتونم بلدم


    •   مجید129
    • 1 هفته
      • 0

    • اینکه نمیشه همش مال دیگران رو بلیسید!!
      خب یبار هم یکی کیر منو بلیسه!!!!!


    •   bn1380
    • 1 هفته
      • 0

    • کونی کسکش مادر جن.ده حرومزاده
      سر اون داستانت کم فک و فامیلتو مورد عنایت قرار دادم؟
      ظاهرا عشق فحشی
      کیرم تو کونت ننویس حرومزاده ننویس بی نانوس گاییدیمون کونی
      چرا مامانت اون شب به اون یارو که می گاییدش نگفت کاندوم بزار؟


    •   Navid.master
    • 1 هفته
      • 0

    • بنويس سكسى نيس ولى جالبه


    •   bn1380
    • 1 هفته
      • 0

    • هنوز مونده باید هنوز فحشت بدم
      رو اون داستات قبلیت دو بار بالا آوردم
      کیر دونه دونه پروکاریوت های جهان تو کون و کس خواهر مادرت پلشت جنده


    •   loooooooooooool
    • 6 روز،20 ساعت
      • 0

    • ب من ی پیام بده لطفا


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو