الهام خواهرزن خوشگلم

1399/10/21

با عرض سلام خدمت تمامی دوستان شهوانی،من چند سال پیش به طور اتفاقی با این سایت اشنا شدم خیلی کم وارد سایت میشم ولی خیلی دوست داشتم اتفاقی که برای من افتاد با شما در میان بگذارم که جوانب خوب و بدش برای بعضی ها درس عبرت بشه برای بعضی ها هم یه اوقات خوش با یه جق مشتی داشته باشه من با اجازه شما اسامی رو عوض کردم،
من اسمم سعید هستش کارشناس پرستاری که تو سن 30سالگی با اصرار خانواده تصمیم گرفتم ازدواج کنم خوب چند جایی رفتیم که خوب نشد تا اینکه خالم که به یک عروسی دعوت شده بود اونجا یکی از فامیل های دورمون رو دیده بود تقریبا اشنا ولی ما زمانی که بچه بودیم چند سالی با این خانواده همسایه بودیم،مادرم بعد از شنیدن خیلی خوشحال شد ولی به خالم گفت که من شنیدن دخترشون ازدواج کرده که خالم گفت نه اون بزرگس کوچیکه تو خونس هنوز،خلاصه با هماهنگی هایی که انجام شد قرار شد ما بریم منزل عروس خانم وقتی رفتیم اونجا خوب هر دو خانواده خیلی خوشحال بودن از اینکه دوباره همو میبینن،من با خانمم مریم رفتیم صحبت کردیم خلاصه کنم دوران نامزدی تموم شد ما عروسی گرفتیم،خانمم برادر نداشت فقط یه خواهر داشت،خانمم و خواهرزنم هیچی از خوشگلی و هیکل کم نداشتن فقط خواهرزن یک کمی از خانمم قدش بلند تر بود و توپور تر من صحبت خانمم نمیکنم چون طولانی نشه فقط اینو بگم که همدیگر و خیلی دوست داریم الان هم به خاطر خانمم هست که عذاب وجدان دارم.

خواهرزن بنده اسمش الهام هست یه خانم جا افتاده با صورت خوشگل و کشیده وشهوتی،سینه پهن و ممه های بزگ کمر باریک باسن دروغ نباشه مثل جنیفر لوپز،از اون زنها نیست که بقل روناش گوشت اضافه داره در عوض جلو روناش پر تره که باعث شده کس تپلش بیوفته تو گودی واقعا میگم اون هیکل و صورت کیر هر مردی رو راست میکنه حتی تو خیابون چه برسه خونه،الهام همیشه پیش من یه دامن لخت بلند با یه پیراهن مردانه جذب تنش بود که اوایل بی تفاوت بودم بعدش کم کم اومد به چشم که بابا چه هیکلی داره دست جمعی که بیرون بودیم نگاه های مردا منم حشری میکرد،توی خونه وقتی که خم میشد برام چایی بیاره چاک سینه هاشو میدیدم،یا وقتی جلو من راه میرفت کونش روانیم میکرد،یادمه یه بار که مسافرت رفته بودیم خونه یه اشنا وقت خواب منو خانمم وخواهرشو شوهرش تو یه اتاق خانمها یه طرف ما هم یه طرف خواب بودیم که الهام روبروی من خواب بود نصف شب از خواب بیدار شدم دیدم الهام طاق باز خوابه پاهاشو جمع کرده تو سینش شورتش قشنگ معلوم بود که من تا صبح نخوابیدم،هیکل این زن نقاشی شده اوووووف آدم دلش میخواد این جور زنها رو فقط بخوریشون،
خلاصه که ما بد جوری تو کفش بودم از اونجا که میگن خانم ها از نگاه مردا همه چیز و میفهمن خواهرزن من هم فهمیده بود که خودش بعد برام تعریف کرد که اوایل فقط میخواستم اذیت کنم ولی بعدش همه چیز دست به دست هم داد تا کسم واسه کیرت میخوارید،باجناق من یه آدم خانم بازی بود که من همیشه میگفتم خاک بر سرت همچین کسی زیر دستت هست باز هرز میپری حالا من از یکی خوشم اومده که به درد بخوره ولی باجناق مون هرچی اشو لاشه میکرد خواهرزنه هم بو برده بود مثلا یه شب که باجناق شب کار بوده زنگ زده محل کارش گفتن مرخصی بعد زنگ زده موبایلش دعوا شده اینو خانمم برام تعریف کرد،خلاصه ما از هر فرصتی برای دید زدنش استفاده میکردم امکان نداشت ببینمش شب به یادش یه سکس مشتی با خانمم داشتم تا جایی که خانمم شک کرده بود گذشت تا اینکه میخواستن خونشونو جا به جا کنن منم چون چند روز مرخصی داشتم مرخصی هام سیو نمیشود خونه بودم که خانمم گفت الهام اینا جابه جایی دارن بریم کمکشون چون فاصله خونه هامون هم زیاد بود باید شب میموندیم خونشون من هم از خدا خواسته به بهونه اسباب کشی تا میتونستم دیدش بزنم،روز اول شروع کردیم جمع کردن وسایل و بسته بندی که الهام با همون دامن ویه تونیک جذب تو خونه میگشت که من از شق درد داشتم میموردم همه وسایل جمع کردیم وسط پذیرایی و شب شد قرار بود فردا صبح ماشین بیاد ببره که بعد شام خوردن جایه مارو تو اتاق خواب روی زمین پهن کردن چون همه چیزو جمع کرده بودیم حرف که میزدی صدا میپیچند،من از پشت خانمم بغل کردم سینه شو میمالوندم گردنشو میخوردم هر کاری کردم پا نداد میگفت زشته نمیتونی بری حموم از این حرفها منم التماس میکردم نگو خواهرزن اومده بره دست شویی صدای ما رو میشنیده که با خودش میگفته خاک بر سرت شوهرما نمیکنه مال اینم میخواد این ناز میکنه بعد اینها رو بهم گفت،نا گفته نماند که خانمم با خواهرش از سکس صحبت کرده تعریف کرده که خیلی طول میکشه ابش بیاد پدر منو در میاره اذیت میشم،فردا کارگران اومدنو وسایل بردن گذاشتن خونه جدید ما رفتیم که جا به جاشون کنیم باجناق هم که اومد بیایم خونه قبلی رو تمیز کنیم تحویل صاحبخانه بدیم،هرکسی یه کاری میکرد منم رفتم یه تخت خواب دو طبقه بود چون خودم بازش کردم خودم هم سره همش کنم که یه قسمتی نیاز به کمک داشتم تا یکی قید بالا رو نگه داره منم پیچ هاشو ببندم که اون قسمتش هم سمت دیوار با فاصله کمی قرار داشتم که دو نفر به راحتی پشت سر هم میتونستن قرار بگیرن که خواهرزن الهام گفت من میام کمکت تو دلم گفتم جون حساب دید میزنم نمیدونستم قراره چه اتفاقی بیوفته،دوتا پیچو بستم موند اون طرف که الهام نگه داشته بود رفتم پشت سرش پیچو ببندم که چشمم افتاد به کون مثل تاقچه نفسم گرفت گفتم طولش بدم تا بیشتر دید بزنم اولین بار بود که کیرم با کون خوشکل الهام چهار انگشت فاصله داشت راست کرده بودم کیرم شده بود مثل سنگ شلوارکم که پام بود قشنگ راست اومده بود جلو که الهام گفت ببند دیگه خسته شد دستم که من از دهنم در رفت گفتم خوب نمیره توش چیکار کنم که الهام یه پوز خندی زد و گفت شما مردا که خوب بلدین توش کنین که من دستام شروع کرد لرزیدن گفتم یعنی اینم دلش میخواد،دلمو زدم به دریا گفتم نهایت ناراحت میشه ولی به خاطر ابروش چیزی نمیگه،بهش گفتم خوب خشک خشک که نمیشه باید خیس بشه بره توش که با ارنجش زد به پهلوم گفت بیشعور خوب خیسش کن منم پیچو بردم نزدیک دهنش گفتم خیسش کن بره توش گفت تو میخوای توش کنی من خیسش کنم گفتم به خاطر من گلوی من خشکه گفت عوضی وقتی پیچو گذاشتم دهنش سر کیرمو یواش گذاشتم رو کونش از پهلو نگاش کردم دیدم چشماشو بسته لباشو گاز گرفته گفتم سعید جان تو این کسش الان خیسه یا الان یا هیچ وقت،فشار کیرمو بیشتر کردم دیدم نه اون خودشو جلو نمیبره هیچ خودشو داره به عقب فشار میده،گفتم نمیره توش چیکار کنم دیدم با صدای لرزان گفت بیشتر فشار بده من دیگه امپر سوزونده بودم یواش دستامو گذاشتم رو دو تا سینه هاش فشار دادم در گوشش گفتم اینجوری خوبه،گفت وای سعید نکن الان زنت میاد ابرومون میره همون موقع یه دستمو گذاشتم رو باسنش وای باورم نمیشد فکر میکردم خواب میبینم در گوشش گفتم الهام دارم میمیرم میخوام،اونم گفت باشه بزار سر فرصت،که دستمو بردم زیر دامنش گذاشتم روی شرتش دیدم خیسه خیسه گفتم ببین کس تو هم کیر میخواد،گفت اره ولی الان نمیشه که با صدای خانمم بچه باجناق از هم جدا شدیم،اونا دو تا بچه یه دختر یه پسر داشتن که گریه کنان اومدن توی اتاق که مارو ببر پارک حوصلمون سر رفته،الهام دعواشون کرد که من کار دارم دستم بنده خانمم به من نگاه کرد منم گفتم میخوام بخوابم یه استراحت کنم سرم بد جوری درد میکنه،خانمم دید که بچه‌ها زیاد گریه میکنن مجبور شد خودش ببرشون چون بچه‌ها رو هم خیلی دوست داشت بالاخره تنها نوه های خانواده بودن الهام هم گفت تا شما برگردید من هم آشپزخونه رو مرتب میکنم،بچه‌ها رفتن الهام تا درو بست من که تو پذیرایی بودم به چشام نگاه نکرد انگار خجالت میکشید یه راست رفت توی آشپزخونه منم رفتم دنبالش یواشکی داشت نگاه میکرد که ببینه عکس العمل من چیه رفتم از پشت بغلش کردم سعی کردم زیاد عجله نکنم بخوره تو ذوقش سینه هاشو گرفتم تو گوشش گفتم به ارزوم رسیدم تو با این بدنت همه رو روانی کردی،الهام گفت سعید ما نباید این کارو بکنیم خیانته هم به خواهرم هم به شوهرم گفتم همین یه باره منم احتیاج دارم تو هم احتیاج داری فهمیدم که داره ناز میکنه،با یه دستم سینشو میمالوندم با دست دیگه کسشو اب انداخته بود برگشت سمت من چشاش خماره خمار بود لباسشو با کمک خودش در اوردم هر دوتامون هماهنگ بودیم انگار میدونستیم طرف مقابل چی میخواد،وای چشام تار شد دوتا سینه 85سفید سر بالا تو یک سوتین مشکی جوووووون سوتین شو هم در اوردم شروع کردم خوردنش با نوک زبونم سر سینشو بازی میدادم دیدم ناله میکنه دستشو انداخته کیرمو گرفته میگه اوووووف اشغال عوضی کیر میخوام دیوونه کیرتم بکن منو،همونطوری لب به لب رفتیم سمت کاناپه خوابوندمش رو کاناپه دامنشو در اوردم از روی شرت کسشو بو کردم خواستم درش بیارم گفت به کسم نگاه نکن خجالت میکشم خندیدمو دستشو زدم کنارو شرتشو در اوردم وایییییی جووووون اوف چه کسی تپل با یه چوچول صورتی پرنگ افتادم به جونش ال،یعنی الهام س،سعید.
ال: جون اووووووف بخورش کثافت همشو بخور عوضی اخرشم مخه منو زدی س،جوون چه کسه داغی داری همه رو روانی کردی چند ساله منو تو کفت گذاشتی چنان میکنمت نتونی راه بری.
ال: اخخخخ بکن من کیر میخوام شنیدم کیرت خیلی کلفته حوس کردم از وقتی شنیدم همش کسم اب مینداخت میدیدمت.
س: تو عروسی که پارسال رفتیم با اون لباست منو روانی کردی اخ،
ال: همه دیوونه شده بودن یه پسره هیکلی بود ورزشکار بود میخواست مخم کنه بهش پا ندادم ولی یه جا داشتم میرفتم دستشویی اومد دنبالم همش قربون صدقه کونم میرفت عوضی بچه پرو یهو دستشو گذاشت رو کونم فشار داد نفسم بند اومد گفت تو مال من بشی شب و روز میکنمت جووون، س ،،جون نوبت تو بخوریش. ،ال، جون بده بخورمش چه کیری وای چقدر کلفته راست میگفت زنت چی کشیده خواهر بدبخت من از این به بعد من جورش میکشم. س ،،اخخخخخخ خوب میخوری بخورش.
ال: بسه دیگه سعید تورو خدا بکن اذیت نکن ،س،چی میخوای بگو،ال،کیر کیر میخوام عوضی زیر خوابت کیر میخواد کسمو پر کن با کیرت اخخخخخ مردم بکن عوضی ،،کیرمو گرفته بودم دستم میزدم روی کسش اونم التماس میکرد سرشو گذاشتم درش یواش حلش دادم تو که یهو یه اهیییییی کشید نزدیک بود ابم بیاد انگار عمری کیر نخورده. ،
ال: جوووووون سعید بکن تند تند بکن جون هرکی دوست داری تلمبه بزن فقط پارم کن اخ چقدر داغه کیرت ،
س: برگرد داگی بکنم ،
ال: اخ عاشق این جور کس دادنم بکن تند تند جووووووووووون اخ عوضی ابم داره میاد بکن
س: جنده من کیه ،ال،منم من زیر خوابت منم اوف سعید چقدر خوب میکنی اخ سیر نمیشم. ،س،اووووف عجب سینه هایی داری عوضی،ال،اخ یواش فشار نده دردم میاد سعید ،س،دیوونه شدم کجاتو بخورم اخ چه کونی با سوراخ کونش بازی میکردم دم گوشش گفتم از کون میخوام ،،ال،نه نه درد داره تا حالا کون ندادم میترسم ،س،نترس عشقم تو با این کون ده تا کیرم میتونی غیب کنی. ،ال،نه نمیخوام فقط از جلو اذیت نکن سعید بزار حالمو بکنم ،س،باشه به پهلو بخواب یه پاتو جمع کن تو شکمت اره همینجوری ،ال،عوضی چه مدل هایی بلدی شوهرم اسکل ما که فقط کردن بلده. س ،اوفففف کست اتیشه یهو گوشیش زنگ خورد شوهرش بود اشاره کرد که تو بکن ،
ال: الو سلام ،،شوهر،سلام چه خبر ،ال،سلامتی مشغول هستیم ،شوهر سعید چه کار میکنه ،ال ،تفلی خیلی داره زحمت میکشه خیلی خسته شده ،جبران میکنیم براشون خداحافظی،،سعید،اخخخخخ کست ابمو آورد کجا بریزم ال بریز توش کسم خشکه قرص خوردم کسم تشنس اب میخواد
س: جووووون اخ اومد اومد،،ال،جون بیا اییی فشارم نده خفه شدم. بعد که بچه ها اومدن هر جایی که فرصت میشد یه چشمک به هم میزدیم ولی برای اولین و آخرین بار بود دیگه به هم قول دادیم فقط در حد لب و ماچو مالوندن سر پایی حال کنیم

نوشته: سعید


👍 11
👎 24
74001 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

785660
2021-01-10 00:32:10 +0330 +0330

ببینم عایا این کسشرها بهدون الهام میشه یا واقعا قوه تخیل خیلی قوی دارین؟!
بعد توپور؟!
بقل؟!
بیخیال عمووووو
بیخیال

2 ❤️

785665
2021-01-10 00:44:12 +0330 +0330

جون کوس خواهر زن

1 ❤️

785667
2021-01-10 00:47:49 +0330 +0330

جنده هام اینجوری پا نمیدن

1 ❤️

785668
2021-01-10 00:48:06 +0330 +0330

س بده بخورم ال بخورش خوشمزه هستش الو اورژانس س زایید

0 ❤️

785677
2021-01-10 01:14:43 +0330 +0330

کیرم تو نوشتنت

1 ❤️

785683
2021-01-10 01:22:02 +0330 +0330

به هم قول دادین فقط سرپایی حال کنین! اخه از دولا شدن خاطرات خیلی بدی داری ای تف به هر باجناق حشری نامرده!! 😁

4 ❤️

785687
2021-01-10 01:27:02 +0330 +0330

فقط خواستم بگم گوه تو سوادت

0 ❤️

785691
2021-01-10 01:39:00 +0330 +0330

فانتزی هم که میخواید بنویسید لطفا یجوری بنویسید که قابل باور باشه یکم پر و بال بهش بدین.
مهمترین نکته تو نوشتن داستان اروتیک صحیح و بی غلط نوشتن چون اکثر خواننده ها وقتی دارن متن رو میخونن اگر با کلمه، جمله یا پاراگراف اشتباهی برخورد کنن معمولا رشته کلام از دستشون در میره و با بی علاقگی به خوندن ادامه میدن مخصوصا اگر چندین بار تکرار بشه توی داستان.
فضا سازی و استفاده از یسری تکنیک ها باعث میشه کار زیباتر و مطلوبتری از آب در بیاد.

1 ❤️

785694
2021-01-10 01:47:03 +0330 +0330

رئیس با ال س گفتنت

1 ❤️

785712
2021-01-10 07:04:05 +0330 +0330

عجب کسستانی😂😂😂😂

0 ❤️

785727
2021-01-10 08:57:55 +0330 +0330

ماساژورم…با بهترین کیفیت و کمترین قیمت…تهران کرج

0 ❤️

785730
2021-01-10 09:27:37 +0330 +0330

سوال :
آیا اینها که از این قبیل داستانهای باورنردنی و غیر عادی می نویسند از جایی حقوق می گیریند ؟ از کجا ؟
۱. صیهونیست جهانی
۲.کنفدراسیون راه شیری
۳.استکبار جهانی
۴. خنده وانه
جواب درست را به ۱۰۰۰۱۰۰۰۰ پیامک کنید و در قرعه کشی مسابقات بین المللی شرکت کنید . برنده ی این دوره از مسابقات صاحب یک عدد آفتابه خواهد شد .

0 ❤️

785867
2021-01-11 03:01:33 +0330 +0330

منم به مامانت قول داده بودم فقط در حد ماچ و مالوندن ولی یه بار از دستمون دررفت ریختیم توش
نتیجه ش شد توی انگل بیسواد.

1 ❤️

785894
2021-01-11 10:40:42 +0330 +0330

اول خودت یبار بخون کونی ببین چی نوشتی. تا نصفه خوندم فقط دوم هرکیری واسه زنا بلند شه باید با کلنگ ازریشه دراریش بزاریدش تو کون طرف(خودت)

0 ❤️

785931
2021-01-11 19:16:39 +0330 +0330

فک میکردیم داری کوس رنو ال۹۰ میذاری ی ساعته

0 ❤️

786017
2021-01-12 02:18:05 +0330 +0330

س ، کیرم تو دهنت
کسمغز خالی بند

1 ❤️

786029
2021-01-12 03:47:02 +0330 +0330

خدا قسمت کنه منم خواهر زنام رو بکنم

0 ❤️

786034
2021-01-12 04:09:56 +0330 +0330

اونجایی و گفتی ال یعنی الهام

فک کردم منظورت سانوئل ال جکسونه

کسکل

معلومه خیلی تو کفی ولی بهت پا نمیده

0 ❤️

786117
2021-01-12 16:47:33 +0330 +0330

ارزوی کردن خواهر زن به دلم مونده اونم با ممه 85 😋😋😋😍

0 ❤️

786146
2021-01-12 22:50:59 +0330 +0330

خوب بود موفق باشی

0 ❤️

787381
2021-01-20 02:22:48 +0330 +0330

آفرین خوشم میاد سر قول خودتون موندیم و عذاب وجدانم دارین😂😂😂

0 ❤️

787691
2021-01-21 18:52:27 +0330 +0330

احسنت

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها







Top Bottom