الهام زن همسایه

    با سلام خدمت همه
    اول معرفی میکنم خودمو اون کص محله رو من مهدی 21سالمه و اون خانوم هم ک الهامه 25 سالشه داستان هم واسه چهار ماه پیشه
    داستان از اونجایی شروع شد که زمانی ک لاین بود ما شماره هم رو گرفتیم و یه گپ زدیم صحبت های ما شروع شد عادی صحبت می‌کردیم یکم گذشت آمار اینو در آوردم دیدم این خانوم دست به دادنش خوبه البته بگم ک مجرد بود آباد کرده بود محل رو بعد متاهلی خبر نداشتم تا فهمیدم بلللله خانوم چه کصی میده منم ریختم روش تلگرام اومد و سکس چت های ما شروع شد گذشت و من رفتم دانشگاه اونجا هم تو ایمو اخر شبا صحبت می‌کردیم اینم بگم ک ممه هاشو نشون میداد عادی شده بود ممه نگم برات 85 عالی بدن هم فوق العاده کون رو فرم و گوشتی خلاصه من گیر دادم که باید کصت هم نشون بدی زیر بار نمی‌رفت تا بعد از چند ماه تونستم ببینم کص نبود ک کلوچه بود لعنت بهش منم شدید راست کرده بودم مام ک تو یه محل محلمون هم پره کارآگاه نمیشد کاری کرد مادر و پدر و داداش من هم همیشه خونه بودن و خونه خالی نمیشد زد و بعد چند وقت ک من اومده بودم خونه تابستون بود رفتن شهرستان من نرفتم و بهونه اوردم این الهام خانوم با مستاجر ما رفیق بود یه روز پیام داد ک آره مستاجرتون کلید داده ک بیام غذاش رو نگاه کنم که یه وقت نسوزه من دیگه راست کردم شدید گفتم چی از این بهتر نه مستاجر ما هست نه خانواده آقا در باز شد و این رفت تو خونشون منم فهمیدم بعد دو دقیقه اروم رفتم پایین در رو هم بستم پشتم تا منو دید رید به خودش ? گفتم نترس بابا منم گفت برو الان میان منم ک میدونستم تازه رفتن و اینم میخواد بپیچونه گفتم بهش نترس نمیان خلاصه اون جلو اجاق گاز و منم رفتم از پشت چسبیدم بهش اونم اعتراضی نکرد چسبیدم و گردنش رو خوردم اروم برگشت گفت نکن زشته منم همون لحظه لباش رو گرفتم اونم اروم همکاری کرد قبلا گفته بودم تو تلگرام بهش ک تنها گیرت بیارم لبات رو می‌خوام و اونم قول داده بود ک چیزی نگه لباش و خوردم اروم دست زدم به سینش چیزی نگفت درشون آوردم و برای اولین بار از نزدیک دیدم نتونستم خودمو کنترل کنم گرفتم دهنم اول نمیزاشت یکم بعد راضی شد اروم خوردم و دست کردم تو شلوارش مانع شد و نزاشت یکم مالیدم و مانع شد منم ک نمی‌خواستم از دست بدم ادامه ندادم فقط دستش رو گذاشتم رو کیرم ک داشت شلوار رو پاره میکرد برق از سه فازش پرید سریع پیچید رفت منم اومدم بالا و یه جق حسابی زدم گذشت و شب سکس چت و گفت ک کیرت بزرگ تر از شوهرمه دلم خواست گفتم میای میدم اونم هیچی نگفت دو روز بعد که نشسته بودم و بازم خونه هیچ کس نبود داشتم با زیدم چت میکردم یهو در باز شد و پشمام ریخت دیدم خودشه حروم زاده مثل جن بود گفتم تو کوچه ندیدن ک اومدی گفت ن درتون باز بود و سریع اومدم تو بستم در رو اومد تو و منم فهمیدم چرا اومده سریع بغلش کردم و رفتم تو کار لباش خوردم و دستش رو گذاشتم رو کیرم یکم ک مالید خودش سریع کند شلوارم رو نشست یکم خورد منم ک اولین سکس عمرم بود نزاشتم زیاد بخوره بگم از سالار ک کلفت و 18سانته خلاصه شلوارش رو سریع کشیدم پایین و دیدم کصش رو انگار دنیا رو بهم دادن تا حالا عکسش رو دیده بودم الان خودش رو دیدم منم سریع کردم توش مثل این کص ندیده ها دراز کشیدم روش و به یه پوزیشن پنج دقیقه زدم و دیدم ابم داره میاد بهش گفتم و سریع بلند شد کرد ذهنش بهم گفته بود ک عاشق ساک زدنه اما دیوث نگفته بود ابم میخوره تا قطره اخر ابم و خورد و سریع کشید بالا و رفت منم موندم تو کف کون گندش بعد چند وقت با هم صحبت کردیم فهمیدم وقتی من برگشتم دانشگاه فهمیدم ک‌ تو کوچه سوتی داده و گفته با من صحبت می‌کنه منم بخاطر ابرو خودم و خانواده سریع قطع رابطه کردم و از دست دادم این همه چی تموم‌ رو تازگی ها هم فهمیدم تو 206 با یکی دیگه گرفتنش و دست به دادنش با اینکه شوهر داره خوبه
    داستان کاملا واقعی بود و اولین و آخرین سکس من بود اولین بارم هم هست ک داستان مینویسم شرمنده.


    نوشته: آقای م

  • 6

  • 38




  • نظرات:
    •   Drax
    • 8 ماه
      • 6

    • داداش ۴خط اولو خوندم ادامه ندادم
      اگر داستان مال ۴ماه پیشه که لاین بیش از چن ساله از دورخارج شده .بعدش‌میگی تلگرام اومد!!


    •   Boy0513
    • 8 ماه
      • 5

    • این داستان نیس، شما ریدی آقای م (biggrin)


    •   بچه-ای-خوب
    • 8 ماه
      • 8

    • بازم مسافرت پدر و مادر یک بچه جلقی و موقعیت طلایی برای تنها شدن با یار قدیمی: صابون گلنار و هیچ چیزی لذت بخش تر از این نیست که صابون عزیزت رو یک جایی به غیر از حمام استفاده کنی و یک تنوع به جلقت بدی!
      ناراحت نباش تو هم یک روز کُس میکنی و از جلق زدن راحت میشی.


    •   jerard96
    • 8 ماه
      • 8

    • خونه ای ک سالی ب ۱۲ ما خالی نمیشد ی دفعه خالی شد
      جل الخالق
      چرا تو همه داستانا کیر شوهره کوچیکه و داستان نویسا ی پا عمو جانی و بکنن؟؟


      ریدم تو نوشتارت
      ریدم تو سر در اون دانشگاهی ک توی گوساله رو راه دادن توش


    •   Jeefri
    • 8 ماه
      • 2

    • فقط نصف پاراگراف اولو خوندم كس ننت ديوث بي پدر و مادر حرومزاده


    •   شاه ایکس
    • 8 ماه
      • 17

    • کلید داده بود برو به غذا سر بزن؟ نمیتونست خاموش کنه بره بعد دوباره بیاد؟؟ اجاقشون هیزمی بود که روشن کردنش سخت بود؟؟ نمیتونست همین خواهش رو از شما بکنه باید صاف میرفت همونیو که شما میخواستی بکنی رو برات جور میکرد کلید میداد میفرستاد داخل؟؟ در خونه وا شد مثل جن اومد تو؟ یعنی تو تکو تنها خونه بودی درای ورودی خونه به کوچه هم باز بود!! اونم یه زنگی چیزی نزد که شاید پدر یا مادرت خونه باشن داشت رد میشد دید نونوایی خلوته.... یعنی ببخشید در بازه گفت برم یه دور بدم!!! حالا دوستان یکی یکی کلید به دست میان سراغت!! (biggrin)


    •   خوشگلخانم
    • 8 ماه
      • 8

    • لاین چندساله کلا خزشده داستانه توواسه۴ماه پیشه خودت چندسالته وبلا نسبت ماهم خر ؟؟کلا معادلت جورنیست


    •   Cleverman
    • 8 ماه
      • 5

    • خودت یه بار کستانتو بخون ببین باور میکنی ؟
      برای چی خیانت و کردن زن شوهر دار را داری عادی جلوه میدی؟
      داستانت فقط اونجاش که به عشق کیر کلفت اومد و داد و آبتم خورد ، خخخخخ
      دیس با افتخار


    •   nasrin1980
    • 8 ماه
      • 6

    • حتی تو فیلم های بی محتوی و چرت پورن هم اینقدر راحت وارد رابطه نمیشن. مردم رو چی فرض میکنید؟


    •   saeedno15
    • 8 ماه
      • 2

    • دوست عزیزمون شاه ایکس حق مطلب رو ادا کردن دیگه من یه نکته میگم و میرم که موقع نوشتن دستتو از توی شرتت در بیار پسر جان (biggrin)


    •   Javadrst46
    • 8 ماه
      • 0

    • کسخل جقی


    •   amir21mash
    • 8 ماه
      • 1

    • صابونای گلنار جدیدا توهم زا شدن


    •   mohammad725
    • 8 ماه
      • 0

    • Ina chie akhe adam anesh migire


    •   85_بیسته
    • 8 ماه
      • 2

    • شربت یادت رفته بود بیاری (rolling)


    •   King_hesam
    • 8 ماه
      • 0

    • من موندم این داستانهاروکی آپ میکنه...آخه خودت حق بده ویباربخونش ببین چی نوشتی؟داستانتم مث آبت زوداومدوزودم تموم شد...فقط میخاین بگین اررره منم داستان نوشتم وآپش کردن...


    •   miadsoltan
    • 8 ماه
      • 1

    • تا اونجا خوندم که ممه هاش ۸۵ بود


    •   051moji
    • 8 ماه
      • 0

    • سلام من مهدی هستم یک جغی???


    •   hhhhm@
    • 8 ماه
      • 0

    • خلاصه و مفید بهت میگم.دیگه داستان و هیچ خاطری ننویس.اگه دوست داری به ناموس ات کسی فحاش نده


    •   ChitiBoy
    • 8 ماه
      • 1

    • آقای م
      چرا همه شما کوس میخ های مجازی ادا دارید کی تون از کیر شوهراشون بزرگتره؟ یعنی خدایی برام سواله، چطور با اینهمه اداتون نمیرید زن بگیرید. شما که کیرتون کلفت و بزرگه
      آقا از همین تریبون اعلام می‌کنم که فقط ما متاهل‌ها کی مون هسته خرماست و بلد نیستیم زنمون رو بکنیم. بکن کیر کلفت فقط آقای م و دوستان غیر از شربت علی


    •   sexybala
    • 8 ماه
      • 3

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی.


    •   Caboos1
    • 8 ماه
      • 5

    • یهو در باز شد دیدی خودشه؟؟
      تو اون محل چادر زدید؟
      چرا اینقد دیوثید شماها


    •   arash.abi
    • 8 ماه
      • 2

    • سلام
      نمیگم نمیشه ، چون منم تجربه شو داشتم
      ولی این شاخ و برگای اضافه که کردی توکون داستانت،تخیلی کرده ماجرارو
      ولی دوستان کم تجربه ای که میخونین این داستانارو :
      سعی کنین تو محل خودتون و فامیل با کسی گندکاری نکنین، خودتونم تابلو نکنین،


    •   Mardimorde
    • 8 ماه
      • 0

    • بله میریم که داشته باشیم کستانی دیگر از حماسه سازان صحنه های جقول باباااااااا کس کن حرفه ای راست و دروغ پای خودت چون فقط غیر ممکنه که غیر ممکنه ولی یجور بنویس تا توکه هیچ ما هم خودمون،خودمونو خر نفرضیم


    •   J.khalse
    • 8 ماه
      • 1

    • قشنگ معلومه با سس گوجه جق میزنی فرزندم (dash)


    •   samisamii
    • 8 ماه
      • 0

    • همون اول داستانت رو خونم مشخص شد داستان چرتیه لطفا ننویس دیگه


    •   Hamidarakii
    • 8 ماه
      • 0

    • واقعا گند زدی با این داستان نوشتنت.


    •   212121Moein
    • 8 ماه
      • 0

    • کوسخل تا همونجایی خوندم ک گفتی تلگرام اومد اخه از زمان لاین تا تلگرام چند سال طول کشیده تازه تو میدونستی میده این همه طول کشید چرا کوس میگی اخه من کسی ک نمیدونم میده رو دوروزه ردیف میکنم.دیس


    •   Xknight.1
    • 8 ماه
      • 0

    • گوزو. فقط ننویس دیگه


    •   Alat_Tanasoli
    • 7 ماه،4 هفته
      • 0

    • نقطه گذاری ثواب دارد


    •   آقای بلند
    • 7 ماه،4 هفته
      • 0

    • اهداف سایت از شهوتی کردن به مچ گیری و قسم ایه برای اثبات حقیقت اون سوق پیدا کرده. کیرم دهنتون


    •   Saeed4052
    • 7 ماه،4 هفته
      • 0

    • گرز رستم تو....... ابله


    •   Emperatoorxxx
    • 7 ماه،4 هفته
      • 0

    • انشاالله اولین و آخرین داستانت باشه


    •   LordCyrus2
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • متاهل بودی و پیش مامان بابت زدندگی می کردی ؟ (biggrin) (biggrin)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو