امان از اولین عشق

    1395/10/21

    تم داستان گی،فاقد صحنه سکسی،مراقب وقت با ارزشتان باشید!


    اولین عشق،امان از اولین عشق،حالا نه لزوما عشق.اولین کسی که باهاش خودت بودنو تجربه میکنی.اون آدم همیشه تو همه روابطت وجود خواهد داشت،واسه همین میگن مواظب باشید اولین بار با کی عاشقی میکنید!
    چقدر خوبه که من بچه نخواهم داشت تا اون نگاه پر شر و شورو تو صورتش ببینم،اون رسیدن به خودش قبل از رفتن سر اولین قرار،اون وسواسش تو لباس پوشیدن و بعدش...
    بعدش شکستن و داغون شدن و پاک شدن همیشگی اون رد نگاه!
    شایدم خوش شانس باشه و بازم تجربه اش کنه!
    ولی قطعا بازهم خواهد شکست و بعد از مدتی فقط رابطه برقرار میکنه.
    و سکس،شاید هم سکس...
    سکسی که واسه نزدیک شدن به آدما ازش استفاده میکنی،اینجا یه مسئله مطرحه!اینجا تو این موقعیت این منم که داره ازم سوء استفاده میشه؟!یا اینکه من دارم از این آدما سوء استفاده میکنم؟!چون به خودم علاقمندشون کردم!هر دوتاشونو!!
    به روش های منحصر به خودشون با من عاشقی میکنن!
    یکی فول تاپ و دیگری ورس!
    یکی رمانتیک و احساسی،دیگری بدون ذره ای عاشقانه!
    کدومشون قراره انتخابم باشه؟کدومشون قراره اولویتم باشه؟کدومشون شریک جنسی و کدوم فراتر از همه اطرافیانم؟
    اون که به خاطرش پذیرای نقص وجودش شدم یا اون که منو از خودش روند تا به قول خودش بزرگ بشم و شدم...
    سکس!بحث من همیشه سکسه.بیشتر از رمانتیک بودن سکس و تنوعش برام مهمه،دیگه صورت کسایی که روم هستن یا روشون هستم هم تو خاطرم باقی نمیمونه،اینو اون روز فهمیدم که وارد اون عطر فروشی معروف تو پاساژ شدم.
    لبخند رو صورت زیبای پسر قشنگی که فروشنده بود نقش بست،سریع با کدهام تطبیقش دادم،چشم روشن،ته ریش،گوشش؟!سوراخ نداره،هرچند که دیگه گی هارو از گوشواره و شلوار تنگ نمیشه شناخت،اما کدهای من بیشترحسی عمل میکنن تا بصری.
    شاخک های حسی ام گفت که تمایلاتی داره،خودش میدونه؟نمیدونه؟
    کل این افکار مث کلیت یه منظره تو ذهنم اومد و رفت.
    "ادکلن میخوام،واسه خودم،هدیه نمیدم،بیشتر میگیرم.تو دادن زیاد خوب نیستم!فعل دیگر را بهتر صرف مینمایم!"
    چاشنی حرفم جمع کردن لبم و لبخند کج رو صورتم بود.اگه باشه طبعا جواب میده!
    ناگهانی تر از این امکان نداشت!


    "سامان جدا منو یادت نیس؟شهریارم!"
    چشمامو ریز کردم،خدایا شهریار کیه؟گیج بودم!یادم نبود!این آدمو مطلقا یادم نبود.کجا دیدمش؟در چه حد منو میشناسه؟


    شماره یکی از خطامو داشت،خطی که مدتهاست دیگه روشن نیست.
    گفت با یادت زندگی کردم،گفت تو همه روابطم وجود دارى،حضور داری،حتی دوس دخترم،عاشقت بودم و باورم نکردی!کنارم گذاشتی،گفتی برو!گفتی بدون من تو آینده ات خوشبخت تری.اما مشکلم کنار اومدن با نبودت نیست.مشکل اینه که همه چی تقلیدی از توست،مدتها ازت فرار کردم ولی یادت و فکرت نذاشت که زندگیمو تو زمان حال بسازم!
    همیشه سایه ات روی زندگی ام هست!


    من فقط سایه ام!سایه مردی تنها که اجازه نمیده کسی به بی کسی هاش نزدیک بشه.اگرم کسی بیاد نزدیکتر تو سیاهی غرقش میکنه.سایه ای مستدام.سایه ای لا وجود...


    نوشته: Sami




نظرات:
  •   x_m_x
  • 1 ماه،2 هفته
    • 1

  • سنگین بود......


  •   1366razor
  • 1 ماه،2 هفته
    • 0

  • ایندفعه ديگه زرنگی کردم مواظب وقت با ارزشم بودم سایه جان.اصلا نخوندم (rolling)


  •   sami_sh
  • 1 ماه،2 هفته
    • 0

  • آره mعزیزم سنگین بود،آرشیوی بود...واسه چندسال پیش...


    مرسی که واسه وقتتون ارزش قائلید و با دیسلایک اینو نشون میدید،اگر هم دوس دارید لطفا لایک!


  •   مهرسانام
  • 1 ماه،2 هفته
    • 0

  • هنگولیدم (hypnotized)


  •   sami_sh
  • 1 ماه،2 هفته
    • 0

  • الان هنگولیدنت مثبته؟


  •   مسیحـــا
  • 1 ماه،2 هفته
    • 1

  • جدا.....امان از عشق اول
    (البته جدا از بحث گی!!)


    سامان جان،مثل همیشه بود.
    زیبا و فلان دیگه تکراری شده...


    پس امشب خلاصه میکنم:
    لایک...


  •   maedeh_lgbt
  • 1 ماه،2 هفته
    • 1

  • نه میشه خندید نه میشه ناراحت موند! فقط شکه شدم! عالی (hypnotized)


  •   Yase.3fid
  • 1 ماه،2 هفته
    • 1

  • بعضي چيزا يكبار متولد ميشن و رقم ميخورن ولي تا يه عمر تو ذهن ميمونن ! مثل اولين عشق . لايك جانانه تقديم شما


  •   sami_sh
  • 1 ماه،2 هفته
    • 0

  • مسیحای عزیز مرسی (rose) ولی چرا جدا از بحث گی؟!ذات عشق از نظر من یکسانه...


    مائده جان از شکه کردن تو بیشتر از هرچیزی لذت میبرم،میدانی (biggrin)


  •   SEXI_GIRL75
  • 1 ماه،2 هفته
    • 0

  • اول (clap)


  •   sami_sh
  • 1 ماه،2 هفته
    • 0

  • مرسی یاس سفید عزیز،کامنتتون بهم انرژی داد... (rose)


  •   مسیحـــا
  • 1 ماه،2 هفته
    • 2

  • حالا بازم جدا از بحث گی،عشق اولو تجزیه تحلیل کنیم.


    عشق اول
    همونه که رنگ چشماش،رنگ لباست میشه.
    همونه که با وجودش،در عین آس و پاس بودن،ثروتمندی.
    آخه خعلی با ارزشه!!
    همونه که چشماش دریاست...و دلت قایق.
    بهترین نقاشی های دنیا هم نمیتونن زیباتر از اون باشن!!
    در اصل نباید بگن عشق اول....باید بهش بگن زندگی تازه!
    خلاصه همینقدر بگم که عشق اول....اوله....رو دست نداره...


    ولی ناکس وقتی گذاشت و رفت چی سامی؟؟
    هههه استغفرالله ^__^.


  •   مسیحـــا
  • 1 ماه،2 هفته
    • 1

  • اره اره....عذر میخوام.
    عشق که فرقی نداره....عشق عشقه...زن و مرد نداره.
    ولی،خواستم با اون جمله بازم تاکید کنم که گی نیستم(خیلی ریز عمل کردم ^__^هههه)
    خلاصه ببخش...


  •   مهرسانام
  • 1 ماه،2 هفته
    • 1

  • عشق اول همونه که وقتی ولت کرد با خاک کوچه یکی میشی :(


  •   rose.hot
  • 1 ماه،2 هفته
    • 1

  • واقعا امان از اولین عشق...
    من زیاد عاشق شدم،ولی کسی نبوده که نتونم بدون حضورش زندگی کنم...معتقدم مرد ها عاشق نمیشن. اثن غیر قابل تصوره(biggrin)

    سامی اونی که فراتر از همه اس واست فک کنم اونیه که تو رو از خودش روند تا به قول خودش بزرگ بشی و شدی... (biggrin)

    اسمش سه حرف داره اولشم ا هستش (biggrin)

    عاقا من دوتا لایک میکنم...


  •   shahvani48
  • 1 ماه،2 هفته
    • 1

  • عالی بود...
    عشق اول خیلی قشنگه ولی تو گی همه چی پیچیده میشه و کارت سخت تر


  •   مسیحـــا
  • 1 ماه،2 هفته
    • 2

  • با اجازه سامان جانم اخرین کامنتمو بذارم!


    نفس جان،هیچ مردی به هیچ وجه عاشق نمیشه؟؟بعد از خوندن داستانای بدریخت و بدشکل من و داستانای زیبای سامی و البته اساطیر و بقیه...،چطور این حرفو زدی اخه عزیز جان؟^^اگه امکانش بود اون جملتو دیسلایک میکردم ^^....


  •   hot_top_boy
  • 1 ماه،2 هفته
    • 1

  • سامییییییییییییی عالیییییییییییییییییییی (rose)


  •   asidsystem
  • 1 ماه،2 هفته
    • 1

  • توی جامعه ما آدما احتمال وقوع قتل و جنایت خیلی بالاست.
    اگه واقعا گروهی از آدما نسبت به همجنسشون میتونن همچین احساس عاطفی رو داشته باشن. پس بهتره اونارو در جامعه قبول کنیم.
    هرچی باشه جنسش عشقه. نفرت نیست که قتل و جنایت رو زیاد کنه.


  •   rose.hot
  • 1 ماه،2 هفته
    • 1

  • مسیحا جان،من که ندیدم !(واسه من ینی اتفاق نیافتاده)
    قبول ندارم مگه خلافش ثابت بشه. (biggrin)

    ولی انصافا تو عاشقانه های شما دوستان عزیز( اسم نمیبرم خیلی زیادین)،شک ندارم‌.


  •   eyval123412341234
  • 1 ماه،2 هفته
    • 2

  • سامي جان... عشق اولم ( يه آدم گه و گنده دماغ و از خودراضي) مثل ويروسي بود كه به سختي ازش خلاص شدم اما خوشحالم كه اون منو گذاشت و رفت... بزرگترين محبت دنيا رو به من كرد و مجبورم كرد برم به سمت خوشبختيم و زندگي دلخواهم.


  •   sami_sh
  • 1 ماه،2 هفته
    • 1

  • مرسی دوستان از فیدبکای مثبت و سرشار از انرژیتون (rose)


    نفس جان اسم زیبای مستر الف چهار حرفیه ها (biggrin)بعدشم اینجوری که بوش میاد قبلا ضربه خوردی که میگی مردا عاشق نمیشن!والا من خودمم زیاد به عشق معتقد نیستم،معتقدم همه آدما سودشون هم در نظر میگیرن.بعلاوه تیپ و قیافه و سن طرف و پوزیشنشم تو روابط ما خیلی مهمه.


    هاااااااااااتییییییی مرسیییییییی (rose)


  •   sami_sh
  • 1 ماه،2 هفته
    • 0

  • Shahvani48 عزیز از نظر حقیر هم روابط گی خیلی پیچیده تر از روابط استریته،از آشنا شدن و اولین قرار بگیر تا سکس و همخونه شدن و...به نظرم سختترین قسمتش که تو همه دنیا هم صدق میکنه مطمئن شدن از گرایش طرفه،یه برزخه به تمام معناس...


    asidsystemمرسی دوست گرامی از نظر دور از تعصبت (rose)


  •   sami_sh
  • 1 ماه،2 هفته
    • 0

  • شادی عزیزم عشق اولت آدم عجیبی بوده که تو داری اینجوری توصیفش میکنی بازم خوبه ول کرده رفته...بزرگترین لطفو بهت کرده!مال بعضیا که مث کش تنبونه (biggrin) هرچی شدیدتر بره بدتر برمیگرده،بابا میخوای بری برو دیگه!بلاک کردن و آنبلاک کردنت چیه (rolling)


  •   eyval123412341234
  • 1 ماه،2 هفته
    • 1

  • سامي جان الان بعد از ١٧ سال دارم ميفهمم كه گند دماغ بود وگرنه اونموقع كون آسمون پاره شده بود ايشون افتاده بودن تو دل بنده و منم مثل بز هر چي اون ميگفت قبول داشتم. آخرشم دليلي كه منو گذاشت و رفت اين بود كه من اجتماعي نيستم. ميزد تو سرم ميگفت تو حرف نزن بعدشم ميگفت چرا حرف نميزني و اعتماد به نفس نداري. حالا كه فكرشو ميكنم ميبينم يارو رواني بوده. مادرم بيچاره زبونش مو در اورد از بس به من گفت اين پسره به دردت نميخوره اما كو گوش شنوا؟


  •   eyval123412341234
  • 1 ماه،2 هفته
    • 1

  • فقط كافي بود حضرت عرفان خان لب تر كنه تا من خودم خودمو واسه اش لب باغچه قربوني كنم. اگه اونموقع عقل الانو داشتم... ولي خوب همون چيزاس كه ماها رو ميسازه.


  •   Mani_blackrose
  • 1 ماه،2 هفته
    • 2

  • سامي عزيزم لطافت روح بينظيري داري وقتي تورو با شوهرم مقايسه ميكنم و ميبينم كه دوتاتون مرديد واقعا
    توي اين موضوع شك ميكنم كه جنسيت اصلا تاثيري روي مغز و روان ادما داره يا نه؟
    نوشته اي لطيف و دوست داشتني بود
    واقعا اي كاش عشق اول و درست انتخاب كنيم
    چون ممكنه حتي بهش برسيم
    تاوان پس دادن بعد از رسيدن به عشق خيلي سخت تره
    پاينده باشي جانان،قلمت روان❤️


  •   Joséphinne
  • 1 ماه،2 هفته
    • 1

  • با این توصیفاتت آرزو میکنم کاش گی بودم :(


  •   rose.hot
  • 1 ماه،2 هفته
    • 1

  • اره اره چار حرفیه،ریاضی و ببین توروخدا،الفش رو نشمردم (biggrin)

    نمیدونم والا ،به نظرت اینکه انرژی بدی ولی انرژی نگیری نمیشه ضربه خوردن؟! واسه من همیشه اینجوری بود.منم یادگرفتم عشق و عاشقی مال تو همون کتاباس.تا میتونم عشق و حذف کردم تو زندگیم.نتیجه ی خوبی که داره اینه که ضربه نمیخورم.


  •   Borhan.7090
  • 1 ماه،1 هفته
    • 1

  • زیبا بود.


  •   arta79
  • 1 ماه،1 هفته
    • 1

  • دقیقا میتونم درک کنم چی میگی
    کسی که توی هر ثانیه و هر کاری که میخوام بکنم به یاد اون میفتم و بهش فکر میکنم وامید دارم که شاید روزی برگرده
    ولی در کل خیلی عالی مینویسی
    موفق باشی


  •   mohammad321
  • 1 ماه،1 هفته
    • 0

  • افتضاح . اصلا معلوم نبود چی به چیه


  •   _SEXIRO_
  • 1 ماه،1 هفته
    • 1

  • نه میتونم جلوت این بحثه رو بازش کنم
    نه میتونم با غم تنهایی سازش کنم
    نه غرور اجازه میده بتو خواهش کنم
    ولی من دلم پر میزنه موهاتو نوازش کنم


  •   sami_sh
  • 1 ماه،1 هفته
    • 1

  • Sexiroواقعا خودتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!
    واقعا؟؟؟باورم نمیشه!!!


  •   saam_kian
  • 1 ماه،1 هفته
    • 1

  • (like)


  •   مسیحـــا
  • 1 ماه،1 هفته
    • 2

  • سامان جان.....خودشه عزیزه من.....هادی جونمونه...


    مستر سکسیرو رسیدنت به خیر.....
    خبر نداشتم وگرنه حداقل یه شتر جلو پات سر میبریدم رفیق...


  •   مسیحـــا
  • 1 ماه،1 هفته
    • 3

  • جدا خیلی خوشحال شدم که برگشتی...


    دیگه نبینم غایب باشی هاااا.....


  •   _SEXIRO_
  • 1 ماه،1 هفته
    • 1

  • باور کن خودمم فقط ریپورتم اونور نتونستم پیام بدم بهت :)


  •   _SEXIRO_
  • 1 ماه،1 هفته
    • 1

  • سلام چخبر داداش مسیحا خوبی خوشی


  •   rose.hot
  • 1 ماه،1 هفته
    • 2

  • سکسیرو جان خوشحالمون کردی که برگشتی،من میخاستم داستان سامی که آپ بشه یه یادی بکنم ازت، ولی فراموش کردم ،بعدش چون خیلی پرحرفی کرده بودم ، از سامی خجالت کشیدم زیر داستانشو شلوغ کنم.
    واقعا خوشحال شدم که اسمتو دیدم....


  •   _SEXIRO_
  • 1 ماه،1 هفته
    • 1

  • شما همیشه به من لطف داشتین پرحرفی چیه عزیز ازین درد دلها همه دارن فقط دنبال یه آدمن که باهاش راحت باشن باور بفرمائید همین که در یاد شما بودم برامن مسرت بخشه دوست دار ابدیتون
    STRANGER_M.i.M


  •   مسیحـــا
  • 1 ماه،1 هفته
    • 2

  • علیک سلام نفس
    سلامتی شما و خانواده و دوستان و اقوام و سایر بستگان....خبر خاصی نیست.


    خوب بودم به خوبیت،الان که اومدی عالی شدم...


    دلم واست خعلی تنگیده بود......فقط یه درخواست.....فعال باش.....نبینم باز بری ها....آ دمت گرم...


  •   مسیحـــا
  • 1 ماه،1 هفته
    • 2

  • سامان جان
    داداش.....ما را ببخش....لدفن ببخش...
    رسما داستانتو کردیم گروه تـ لگرام ^_^هههه....
    خلاصه ببخش عزیزم.....شرمنده....
    ولی دیگه کامنت نمیذارم ^
    ^
    ایسکیوزمی...


  •   rose.hot
  • 1 ماه،1 هفته
    • 2

  • مسیحا جان این چی بود؟!!!!!! (hypnotized)
    سامی راضی باش دیگه ، اینجا میایم حرفامونو میزنیم.


  •   sami_sh
  • 1 ماه،1 هفته
    • 2

  • مرسی از لطفتون دوستان گلم...بودنتون ب این حقیر انرژی میده.


    Mani_blackrose عزیز احساسات ک ربطی ب جنسیت نداره واقعا من با احساس هستم از نظرتون؟ (rose)


    ژوزی (rose)


    Borhan7090 (rose)


    Arta79مرسی از لطفت (rose)


    Saam عزیزم (rose)


  •   vorojak63esf
  • 1 ماه،1 هفته
    • 0

  • من نوشته هات را دنبال میکنم سرشار از عقده ای.دوست داری بهت توجه بشه .در کل رنگ داستان که نوشته هات ندازه میشه ورچسب دلنوشته روش گذاشت که اونم چون تم خیانت تو بیشتر نوشته هات هست به دل نمیشینه.راستی شخصیت چند گانه هم داری یه زیر خواب مثه تو نباید زیر داستانای دیگه با غرور بنویسه بد بود یکم به خودت بیا ...تا بعد


  •   sami_sh
  • 1 ماه،1 هفته
    • 1

  • Vorojak63esf مرسی از کامنتت و اینکه دلنوشته های بنده رو دنبال میکنی،کاملا حرفاتونو قبول دارم،اینایی که شما گفتید مجموعه ای از حرفاییه که خودم بارها بهشون اشاره کردم،ولی به نظرم ی زیر خواب یا رو خواب هم میتونه به یک نوشته خوب یا بد واکنش نشون بده،نظر دادن درباره نوع نوشتار ربطی به طرز خوابیدن آدما نداره،درسته؟


  •   Tooclosetoofar
  • 1 ماه،1 هفته
    • 2

  • The brighter the light , the darker the shadow...:) (rose)


  •   _SEXIRO_
  • 1 ماه،1 هفته
    • 1

  • مسیحا داداش نوکرم وسط دوره بودم الان چتربازی و تکاور و رزم کوهستان دارم دوره هارو تموم کنم یدفعه میرم میرم از دستم راحت شین
    Vorojak63esf
    یه عده گی هستن تو سایت داستان مینویسن فش میخورن کونی و اینا و بیا بما هم بده و....
    ولی زیر داستانای سامان نویسنده های سایت میان تعریف میکنن از قلم گیرا و پرمفهومش حالا اون نویسنده از فرط سوزش کیون مبارک میان زیر داستانسامی فش میدن
    حتم دارم یکی ازونا توئی


  •   Pablo.Escobar2
  • 1 ماه،1 هفته
    • 1

  • شخصیت عجیبی داری سامی جان خوبه که سعی میکنی ناشناس بمونی
    تو یک داستان کاملا احساسی هستی و تو یکی دیگه یک کاراکتر منفی و یا به قول معروف یک villain از خودت خلق میکنی
    به هر حال هر جا که هستی و هر جوری که هستی امیدوارم خوش باشی


  •   sssaye
  • 1 ماه،1 هفته
    • 2

  • این دومین داستانیه که از شما میخونم
    اصلن قابل مقایسه نیستن ... هم بیان احساسات و نگارش هم شخیصت پردازی هابرخلاف نوشته ی قبلی خیلی بد بود .. کلی بگم اصلن داستان نداشت بیشتر شبیه درد دل بود


  •   sami_sh
  • 1 ماه،1 هفته
    • 1

  • Pablo.escobar مرسی دوست گرامی امیدوارم شما هم شاد و موفق باشی


    ssaye آدما خاکستری هستن،نه سفید مطلق نه سیاه مطلق...منم تابع این قانون بشر،اگر از نظر شما اشکالی به نوع نوشتار بنده وارد هست دوس دارم بدونم


  •   sami_sh
  • 1 ماه،1 هفته
    • 3

  • من برای اقلیت جنسی خاصی مینویسم و دلم میخواد افرادی که هم حس بنده هستن اشتباهات منو مرتکب نشن و بفهمن که تنها نیستن و حسشون عجیب و غریب و ناشناخته نیست به قول یکی از دوستان عزیزم توی دنیا آدمایی باشرایطی دقیقا شبیه ما وجود دارن و به لطف دهکده جهانی همه میتونن تجربیاتشونو با هم به اشتراک بذارن،بعضی تجربیات بین تمام روابط مشترکه،فرقی نداره استریت باشی یا رنگین کمونی...


  •   راهبه
  • 1 ماه،1 هفته
    • 1

  • سلام، به دل من که نشست، از قلم زیبات دیگه تعریف نمی کنم تکراری شده! ولی چه جوری آدم می تونه کسیو که باهاش سکس کرده و انقدر تو زندگی اون فرد مهم بوده نشناسه؟!،یعنی می دونی چی می گم؟ ممکنه طرف اصلا برات مهم نباشه ولی کسی که عاشقته به هر حال چون اگه بخوای با هاش کات کنی راحت ولت نمی کنه بعید می دونم اصلا به جا نیاری!
    راجع به عشق اول هم باید بگم ارزششو داره! اون هیجان ، اون خوشحالی حتی اگه ولت کنه ارزشو داره! ببین اگه بخوای خیس نشی نباید آب بازی کنی ! اما زندگی بدون آب بازی چه ارزشی داره؟ همیشه تو رابطه قدرت دست اونییه که عاشق نمی شه ! دل نمی بنده ولی حال واقعی ماله اونیه که دل می بنده! همه یه روز می میرن به قول دوستان با خاک یکسان می شن! چه خوب که این وسط حتما زندگی کنیم!
    پ.ن چه حالی میده اون آماده شدن و تپش قلب
    پ.ن2 به نظر من دست آدم نیست عاشقی که بخواد مواظب باشه! اون عشقی که با هزار تا حساب کتاب و فکر و خیال باشه که هیجان نداره


  •   sami_sh
  • 1 ماه،1 هفته
    • 1

  • راهبه جان اگر تعدادشون زیاد باشه باور کن چیزی یاد آدم نمیمونه مخصوصا اینکه با آدمای زیادی ادای عاشقیو در بیاری!
    عشق اول همیشه یاد آدم میمونه...


  •   sadun
  • 1 ماه
    • 1

  • دیووووونم کردی
    فقط یک کلمه ، اشک


  •   sami_sh
  • 4 هفته
    • 0

  • Sadun عزیز،دوست گلم مرسی (rose)


  •   Rmin77
  • 1 هفته،3 روز
    • 0

  • خیلی قشنگه که یه پسر به همجنسش همچین احساسی داره..
    خیلی..


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو