داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

امیر و خانم همکار (۱)

1399/03/16

سلام
اسم مستار من امیره یعنی وقتی میخواستم خانم بازی بکنم و شماره بدم به طرف میگفتم من امیر هستم پس بنابراین وقتی گوشی موبایلم زنگ میخورد و طرف میگفت آقا امیر ، من متوجه میشدم که طرف باید کوس باشه که من شماره بهش دادم
بگذریم
این ماجرا مال چهار پنج سال پیش هست اون موقع من ۵۰ ساله بودم توی یه اداره تقریبا دولتی کار میکردم و قیافه آنچنانی هم نداشتم یعنی دماغم خوشگل نبود و موهای سرم هم نیمه ریخته بود اما چند تا امتیاز دیگه داشتم
اول اینکه چون خانواده من در امریکا زندگی میکردن و من تنها در ایران بودم و سالی یک بار گاهی اوقات دوبار به امریکا میرفتم‌
دوم اینکه تمام همکارهام میگفتن که من توی کارم خیلی خبره هستم
سوم اینکه من قبلا مدیر بودم و الان یه کارمند ساده و با اینکه الان هم پیشنهاد مدیرت بمن میدم ولی من قبول نمیکردم و ترجیح میدادم که یه کارمند ساده باشم چون وقتی مدیر باشی زیاد نمیتونی از مرخصیهات استفاده کنی و باید سر کار باشی و من هم که سالی یکی دوبار باید برای یک ماه میرفتم امریکا
چهارم اینکه خیلی خوش لباس بودم
پنجم اینکه تا جایی که میتونستم به ابدارچی و نظافتچی کمک میکردم
و ششم اینکه با اینکه مدیر نبودم اما خیلی خرم توی محل کارم میرفت
و … همه اینها رو گفتم که متوجه باشید یه آدم پنجاه ساله که قیافه ظاهری خوبی نداره چطور این اطفاق براش افتاد
یه روزی رفتم‌ توی قسمت کارت زنی اداره تا با یکی از همکارهام احوالپرسی کنم که دیدم یه کارمند جدید اونجاست و ظاهرا خیلی شیطون هستن و خیلی هم خوشگل و خوش هیکل الیته درشت اندام نبود ولی هیکل تراشیده بود خلاصه من هم چون در محل کارم خیلی ادبی صحبت میکردم‌و خوش لباس و خوش سابقه بودم شروع کردم با ایشون که اسم جستارش رو جیب جیک میزارم و با هم شروع به حرف زدن کردیم ایشون مهندس معمار تازه فارغ التصیل بود و من مهندس عمران بیست و خرده سال تجربه بودم و قرار شد که من به دوستان و آشناها واسه معماری ایشون رو معرفی کنم و یه همین دلیل شماره موبایل همدیگه رو گرفتیم چند ساعت بعد ریس جیک جیک که دوست من بود زنگ زد و گفت مهندس این همش داره آماره تو رو میاره
تو دلم خیلی خوشحال بودم ولی به رییس گفتم که اینها طبیعی هست و روزی که تو تازه اومده بودی من هم داشتم آمار تو رو میگرفتم
خلاصه آفتش ندم شبش دیدم یه جوک‌برام فرستاد
من تشکر کردم چون نمیخواستم بی گدار به آب بزنم
فردا و پس فردا بقدری با هم تکس دادیم که اون ماه فقط نود هشت هزار تومن پول تکس های من شده بود البته اینو بگم که در این مدت متوجه شدم که خیلی از هم کارهای من که هم مجرد بودن و‌هم خوش تیپ تر از من دنبال آیتشون بودن
بگذریم تا بجای رسید و خیلی هم سریع رسید که ایشون اومدن خونه من که توی سعادت آباد یه آپارتمان مجردی از قبل داشت ولی وقتی بچه ها رفتن امریکا خونه بزرگه رو اجاره داده بودم توی این آپارتمان کوچیکه زندگی میکردم و آقا بالاخره اومد یه جعبه شکلات هم خریده بود که دست خالی نیاد
کلی با هم‌حرف زدیم اما تا دو ساعت خیلی با کلاس و محترم برخورد کردم و اون رویروی من بود من اینطرف و اینرو هم بگم پدر ایشون دو سال از من کوچکتر بود و بعدها وقتی حرفی از این موضوع می‌شد من بهش میگفتم که من چه گناهی دارم که پدر جنابعالی تا گیرش راست شد رفت زن گرفت و یه سال بعد هم تو بدنیا اومدی
خلاصه روز اول که اومده نخواستم ریسک کنم و حرف رو بجایی رسوندم که اگه پیشونینت رو ماج‌کنم یعنی یه حالت عرفانی هم روز چند پیشونیش رو ماج کردم و بعد بهش گفتم که اگه چشمات ماچ کنم یعنی رو چشمام جا داری خلاصه دردسر ندم با همین فرمون بعد یه سی چهل دقیقه رسیدم به لبلاش ولی خیلی حرفه‌ای و قشنگ لب میاد و اون روز رو به همین جا تموم کردم و فرداش دوباره اومد خونمون بعد هفت هشت دقیقه پذایرایی رفتم طرفش و این دفعه از لبش شروع کردم و چند دقیقه بعد بالا تنه آش رو در آوردم و با سینه هاش بازی کردم و شروع به خوردن و میرم رو از روی شلوار به کوسش فشار میدادم‌ منکه آبم اومد اما جیک جیک رو نمی‌دونم که ارگاسم شد یا ولی میدونم که خیلی حال کرد
دفعه سوم که اومد شلوارش هم دراوردم طرف شورتش نرفتم اما از روی شورتش هم من ارکاسم شدم هم اون
و اما دفعه بعد که اومد خونمون یه ای شرت سکسی پوشیده که بمحض اینکه مانتو دار آورد من شدیدا تحریک شدم
من آدمی هستم که بقدری سکس داشتم که همیشه فکر میکردم میتونم خودم رو کنترل کنم اما اون ای شرت زرد رنگ که سینه های خوشگلش رو یه جوری نشون میاد که من نتونستم خودم کنترل کتم یه لب گرفتم و بلندش کردم که ببرمش روی مبل گفت نه بریم اطاق خواب
شما نمدونید من چه جوری رقتم رختخواب رو پهن کردم اخه چون من تنها زندگی میکردم و دست و پا واسه جمع و جور کردن خونه نداشتم واسه همین تخت خوابم تو اطاق خواب کلی وسایل رو‌ش بود واسه همین یه تشک رو زمین انداختم و انداختمش رو تشک و شورتش رو‌ سریع کشیدم پایین
یه پتو هم انداختم روی خودمون و رفتم‌ لای پاش وسینه خوشگلش و لب های باحالش رو‌ بی خیال شدم و شروع به ساک‌ زدن کردن کردم اینو هم بگم من ساک بدم میاد مگر اینکه طرف اولا تمیز باشه دوما جنده نباشه سوما کوسش خیلی خوشگل باشه که این همه رو داشت توجه کنید من با این سن سالم و با این توانایی مالی که داشتم چه در ایران و چه در پنج تا از کشور های اروپایی که این همه کوس کرده در مقابل این کوس که پرده داشت و نمیتونتس زیاد جلو بری سر تعلیم فرود آوردم اولا رنگش صورتی دوم انگارخداوند تمام هنرش رو واسه تراشیدن هیکل سینه و کون و مخوصا کوس به این داده بود
معمولا از لب شروع میکنن بعد به سینه می‌رسن و بعد می‌رن لای پا و کوس میخورن ببینید که این چه کوسی بود که من اینقد چشم دل سیر بودم مستقیم رفتم سراغ کوس و شروع کردم انگار که یه آدم تشنه که چند روزه آب نخورده
اخه من یه چیزی از کوس میگم شما یه چیزی میشنوید ولی کوس به قشنگی ندیده بودم
اصلن نمیدونم‌چقد گذشت فقط بعد از مدتی دیدم که بقدری کوسش آب داده که تا سی چهل سانت از زیر شکمم و روی پاهام‌خیس شده خلاصه لا پایی و لا کونی هم من ارگاسم شدم هم اون اما این ماجرا
ادامه داره اخه من ۲۵ سال ازش بزرگ‌تر بودم و بعدش خواهرش اومد و بعدش اون دوست خوشگلش که نامزدش بهش خیانت کرده بود
و اینجوری بگم یکسال و نیم خدا تمام الطافش رو بمن داد که شاید اگه حوصله ای باشه ادامه بدم‌

نوشته: ابی


👍 0
👎 16
24586 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

886169
2020-06-05 19:48:30 +0430 +0430

ولی اینجا هرکی می خواد نشون بده کونیه می گه امیرم؛ از تو هم بعید نیست!!!

ببین اینایی که نوشتی کصو شعر بود بیا خودم اصل داستانو برات بگم !

اولن تو 50 سالت نبوده و اونی کردتت 50 سالش بوده و اون چند دفعه ای هم که گفتی اون همکار ذهنیتو کردی اون در واقع خودت بودی .

7 ❤️

886171
2020-06-05 19:49:23 +0430 +0430

بچه ها سلام‌چطوری میشه به ادمین پیام داد؟ من داستانم توماه پیش برگزیده شد میخوام بدون نوبت چاپ کنه داستان جدیدمو؟؟؟

2 ❤️

886175
2020-06-05 19:51:10 +0430 +0430

یکم درجه ک…شعر هاتون بیارین پایین
الان همه شاکی میشن خخخخ

2 ❤️

886177
2020-06-05 19:52:12 +0430 +0430

شوتاپ باووو . . . ‎:-|‎

2 ❤️

886179
2020-06-05 19:55:13 +0430 +0430

شما دیگه اخر کستان نویس ها شدی ،اینقدر که از خودت تعریف کردی ریدمان کردی به داستانت 😁

0 ❤️

886185
2020-06-05 19:58:11 +0430 +0430

اطفاق ؟
آقای کارمند که میتونی مدیرباشی ، مدیر بی سواد که فرق اتفاق و اطفاق رو ندونه نوبره ، اما لطفاً خواهشاً بیا و مدیر شو خیلی لنگ مدیریتت هستیم ،اووووووف

1 ❤️

886186
2020-06-05 19:58:34 +0430 +0430

کیرم از راستای عمود تو فرق سرت مهندس با اون سواد تخمیت

1 ❤️

886202
2020-06-05 20:10:22 +0430 +0430

حکم مدیریت بهت میدادن رد میکردی که کارمند ساده باشی؟ یعنی از حقوق و مزایای مدیر میگذشتی که بتونی بری مرخصی؟؟ میزان مرخصی تمام کارمندان سوای رتبه و مقامشون ماهی دوروزو نیم است یعنی سالی یکماه!! مدیر هم میتونه مرخصی بره درضمن سالی دوبار هربار یکماه شدنی نیست مگه تو اون یکی ایران!!. تنها سناریویی که کسی که قبلا مدیر بوده الان کارمند باشه اینه که گند زده باشه از مقامش خلع شده باشه اگر پارتی نداشته باشی که اخراجی اگرم پارتیت قوی باشه که حکم مدیریت جای دیگری رو بهت میدن. تنها سناریویی که گند بزنی و اخراج نشی اینه که پارتیت ضعیف باشه اون موقع سمت مشاور یا گلدون سر بخاری رو بهت میدن و تا اخر سنوات خدمت نقش هویج رو بازی میکنی پس اون قسمت مدیریت بهم پیشنهاد میدن چرند محض بود ک البته فرقی هم با بقیه نوشته ات نداشت…

7 ❤️

886229
2020-06-05 20:27:13 +0430 +0430

بازگشت با شکوه امیر به داستان های شهوانیو بعد از چند شب خدمت دوستان گلم تبریک میگم
پ ن:55 سالته اومدی شهوانی داستان میخونی؟55سال پیش کسی میرفته خوندن نوشتن یاد بگیره؟پس خیلی ادم حسابی بودی،پس الان اینجا چه کار میکنی؟چرا هیچی با هیچی جور در نمیاد؟

3 ❤️

886299
2020-06-05 22:58:48 +0430 +0430

امشب شب دکترا و مهندسا هست

کونی تو پات لب گوره باید بری ندای الغوث الغوث سر بدی رفتی مخ دختری که25 سال از خودت کوچیک تره رو زدی الانم از خوشحالی داستانش رو نوشتی!.. برو از رهبر کبیر انقلاب خجالت بکش…

0 ❤️

886317
2020-06-06 02:15:28 +0430 +0430

انقدر غلط داشت اصلا نمیشد خوند
نویسنده یه بچه ۹-۱۰ ساله‌اس که بچه‌های محل ترتیبش رو میدن

0 ❤️

886385
2020-06-06 08:41:40 +0430 +0430

از همون جا ک نوشتی50سالته دیگه نخوندم
خداییش پیرمرد50ساله وسکس#!!!
مگه تو هنوز ابم داری
فک کنم همشو تا قبل35سالگی ریختی تو چاه

0 ❤️

886386
2020-06-06 08:41:51 +0430 +0430

شرت زرد رنگش سینه هاشو خوب نشون میداد‌. کاش. منم امریکا میرفتم اینو میفهمیدم

0 ❤️

886403
2020-06-06 10:38:09 +0430 +0430

تا حالا کسی بهت گفته flight of idea داری؟چیزی های خیلی بی ربط رو کنار هم ردیف می کنی…فقط اون سه شرطی که داشتی… (dash) (dash)
تو رو خدا بگو اسمت آبی هس و اِبی نیست …اگه اسمت اِبی باشه کل آهنگ های اِبی رو پاک می کنم (dash) (dash) .
آمریکا که هیچ …امام زاده هاشم هم نرفتی… (rolling)

2 ❤️

886450
2020-06-06 17:02:03 +0430 +0430

باشه، بهش میگم…
.
.
.
ولش کن
به خودت میگم،
انقد من اینم من اینم کردی واقعا فک کردم تو اینی، بعد دیدم اگه این باشی که خیلی بزرگت کردم…

0 ❤️

886461
2020-06-06 18:46:55 +0430 +0430
NA

اعصابم کیری شدچقدرتخمی نوشته بود
براش ساک میزدم اگرجنده بودیا…نمیزدم کس این ساک زدم
میرمیش سرپیری یادداستان نوشتن افتاد

0 ❤️

886470
2020-06-06 19:10:45 +0430 +0430

اول اینکه تا گفتی اسمم امیر فهمیدیم یه کونی بالفطره هستی، دوم شاشیدم تو اون مدرکت که اتفاق و اطفاق نوشتی، بقیشم نخوندم

0 ❤️

886557
2020-06-06 20:33:47 +0430 +0430

بابا با کلاس آمریکا رفته بابا خفن خانوم باز که یه عالمه امتیاز داریو باهاش کس جور میکنی ترتیبشو میدی بابا مایه دار تحصیلکرده رشته مهنچسی، من سردر اون دانشگاهی که تو توش سواد یاد گرفتی ریدم، اطفاق دیگه آره؟؟؟؟؟؟؟ اسکول اول یه دوره اکابر برو بعد بیا اینجا چسم فسم کن بعدشم از کی تاحالا تورقوز آباد سفلی محله شده آمریکا ما خبر نداشتیم ؟یعنی میاین میرینین یه اهم نمیگین

0 ❤️

886633
2020-06-07 00:39:29 +0430 +0430

فقط گمشو

0 ❤️

886801
2020-06-07 15:09:30 +0430 +0430

ادامه بده

0 ❤️

886820
2020-06-07 17:52:09 +0430 +0430

تا اونجا خوندم که اتفاق رو اطفاق نوشتی. دفعه دیگه درست بنویی بیشتر بخونم. دیییسس لایک

0 ❤️

887515
2020-06-09 14:14:06 +0430 +0430
NA

من نفهمیدم چیشد! این داستان بود یا فقط جوک؟

0 ❤️

886178
2020-09-22 18:15:36 +0330 +0330

اولا ریدم به این اعتمادبه سقفت
دوما بازم ریدم به این اعتمادبه سقفت

2 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom