امیر و محدثه (۱)

    من مهرانم و اسم زنم محدثه هستش. من 27 سالمه و زنم 21 سالشه . داستان از زمانی شروع شد که من ماشینم رو فروختم و بعد وقتی خواستم ماشین بخرم ماشین گرون شد.به همین خاطر برای مدتی تو فشار بودیم و نمی تونیستیم مثل سابق برای تفریح بیرون بریم.
    گذشت تا یک روز وقتی با محدثه داشتیم تو شهر فروشگاه ها رو نگاه می کردیم با یکی از دوستان دوران دانشگاهم برخورد کردم بعد از کلی سلام و احوال با هم به یه کافه رفتیم .
    دوستم امیر می گفت که هنوز مجرده و ازدواج نکرده و منم زنم رو بیشتر بهش معرفی کردم و این شد که از این به بعد رفت و آمدمون با هم بیشتر شد طوری که محدثه هم دیگه با امیر دوست شده بود و گاهی از من بیشتر باهاش حرف میزد. زنم همیشه لباس های راحت می پوشه و گاهی جلو بعضی ها سکسی تر هم می کنه خودش رو . مثلا تا حالا نشده برای من تو خونه آرایش کنه اما تا می خواد بره بیرون شروع به آرایش می کنه و لباس های کوتاه و تنگ می پوشه. منم چون نمی خواستم ناراحت بشه چیزی بهش نمی گفتم.
    حوالی اوایل مهر بود که دوستم پیشنهاد مسافرت داد ولی من قبول نکردم و گفتم مرخصی نمی دن اما همون شب محدثه با یکم عشوه و یک بار کس دادن و اینکه خیلی وقته مسافرت نرفته و دلش گرفته راضیم کرد.
    امیر صبح روز موعد آماده دم در بود و منم عین کارگر افغانی تمام بار و بندیل جمع کردم و تو ماشین گذاشتیم.
    تو راه خیلی خوش گذشت و تصمیم گرفتیم تو مدتی که هستیم نزدیک دریا یه ویلا اجاره کنیم. وقتی رسیدیم هوا شدیدا گرم بود امیر برگشت گفت الان آب تنی خیلی حال میده بیاید بریم شنا و محثه گفت خوشبحالتون من دارم از گرما هلاک میشم گفتم گلم تو هم بیا بریم فقط ما سه تاییم دیگه کسی نیست . ماشین رو تو سایه درخت گذاشتیم و سه تایی سمت دریا رفتیم من و امیر فقط شرت پامون بود و محدثه یه ساپورت و زیر سارافونی سفید پوشیده بود . وقتی تو آب بودیم یک دفعه متوجه کیر امیر شدم که بلند شده و امیرم داره به محدثه نگاه می کنه آخه با خیس شدن لباسی زنم انگار که اصلا چیزی نپوشیده تنها چیزی که نمی گذاشت بدن کامل دیده بشه شورت و سوتینی بود که داشت . اونم هم اونقدر سکسی بود که اگر نمی پوشید اینقدر تحریک کننده نبود.
    وقتی دیدم اونا اصلا عین خیالشون نیست منم خودم رو به اون راه زدم و مشغول شنا شدم.
    امیر زودتر از آب خارج شد گفت من برم یکم خوراکی بخرم بیام و رفت بعد چند دقیقه صدام زد که بیا کارت دارم.
    گفت من اومدم لباس بپوشم افتاد و کلا کثیف شد و نمی تونم برم بیرون تو برو یه چیزی بخر.
    به محدثه گفتم بیا بریم خرید گفت خسته شده و هوا هم گرمه همون ویلا می مونه. خلاصه من کلید رو گرفتم و رفتم تا چیزی بخرم . کلید ماشین رو گرفتم و رفتم. از اهالی پرس و جو کردم گفتن تا اولین فروشگاه حدود 20 دقیقه تا نیم ساعت راه هستش . آدرس رو گرفتم و به راه افتادم وستای راه یه نیسانی کنار جاده بود و محصولات کنسروی می فروخت منم تا دیدم زدم بغل و ازش خرید کردم و خوشحال از اینکه کارم رو زود انجام دادم برگشتم .
    خواستم سورپرایزشون کنم به همین خاطر ماشین رو دم در ویلا پارک کردم و چون کلید نداشتم از روی دیوار رفتم تو تا متوجه ورودم نشن.
    از کنار یکی از پنجره ها که رد شدم خشکم زد.امیر و محدثه لخت شده بودن و داشتن از هم لب می گرفتن.
    نمی دونستم چکار کنم فقط چیزی که به ذهنم رسید این بود که خودم رو مخفی کنم تا نبیننم. گوشی رو برداشتم و مدرک تهیه کردم.
    زن من حدود 165 سانت قد و 45 کیلو وزن داره و بدنش مث برف سفیده و چشم رنگی هستش با مو های قهوه ای و وقتی آرایش می کنه زیباییش چندین برابر میشه مثل باربی زیبا و سکسی.
    امیر هم حدود 175 سانت قد داره و فکر کنم حدود 80 کیلو وزن هیکلی با یه کیر کلفت که عین یک تنه درخت سفت شده بود.
    بعد از لب گرفتن حالت 69 شدن و شرو کردن با هم ور رفتن و خوردن کوس وکیر هم. کیر امیر به قدری بزرگ بود که به زور تو دهن محدثه جا می شد. با این حال سخت مشغول بودن.
    بعد از مدتی محدثه گفت حال وقتشه و خوابید روی مبل و کون رو قنبل کرد سمت امیر امیر هم کیر رو آروم آروم برد تو کس محدثه و کم کم شروع به تلنبه زدن یواش کرد.
    محدثه گفت زود تر کارتو انجام بده تا یارو (منو می گفت) نیومده و امیر گفت حداقل 1 ساعت طول می کشه تا اون بی غیرت برگرده من قبلا اینجا اومدم جنده خانوم. بعد با خیال راحت به کارش ادامه داد. امیر به محدثه فحش می داد و اونم هی آه می کشید.
    مادر جنده ، حرومزاده ، لاشی و می گفت جنده من کیه و اونم می گفت منم من . محدثه گفت کاش می شد سکس گروهی رو تجربه کنم و امیر گفت کاری نداره یک سری جورش می کنم به هر کسی نمیشه اطمینان کرد.
    بعد محدثه رو برگردوندن و کیرش رو دوباره کرد تو کس زنم و رفت بغلش کرد و شروع کرد به لب گرفتن ازش . بغلش گوشش و گردنش رو خورد و رفت سراغ نوک پستونش.
    امیر با اون کیر بلند و کلفتش داشت به شدت زنم رو می گایید و زنم هم انگار نه انگار که داره با یه مرد دیگه سکس می کنه و لذت می بره ، انکار سالها با هم زن و شوهر بودن. صدای تلنمه زدن امیر ویلا رو پر کرده بود. زنم هی آه می کشید و می گفت جرم بده مادر جنده و امیر هم بیشتر بهش حال می داد . یادم نمیاد من همچین سکسی با زنم کارده باشم همیشه سکسمون با ناراحتی تموم میشد و می گفت تو منو نمی فهمی . منم تقریبا همین کارایی که امیر می کرد رو می کردم با وجود اینکه کیرم به بزرگی کیر امیر نبود اما جز کیرهای کوچک هم نبود. راستش از اول احساس می کردم که زنم منو دوست نداره و در واقع این اصرار مادرش بود تا با من ازدواج کنه. اون مادر حرومزادش.
    محدثه یک بار ارضا شد ولی امیر باز ادامه داد اینبار انگا بیشتر تحریک شده بود محدثه از رفتارش معلوم بود. محدثه گفت ش.هر من کیه ؟ امیر جواب داد معلوم مهران کسخل بعد دوتایی خندیدند و محدثه گفت نه شوهر اصلی من تویی من با تو بیشتر سکس کردم تا اون . برق از سرم پرید و دنیا رو سرم خراب شد . حسابی با هم خوش بودن و انگار من اضافه بودم بینشون.
    امیر داد زد اوه آبم داره میاد و محدثه گفت بریز پشتم. بعد بلافاصله امیر کیرش رو کشید بیرون و آبش رو ریخت پشت زنم.
    منم برگشتم و رفتن تو ماشین نشتم و رفتم تا کمی از اونا دورباشم . هم خیانتش رو دیده بودم دلم شکسته بود اما زنم رو دوست داشتم ،هر چند اون نه . مغزم کار نمی کرد و نمی دونستم چه کاری درسته، شکه شده بودم . یک گوشه زدم کنار تا درست فکر کنم.
    ادامه دارد....


    نوشته: ویکتور

  • 12

  • 11




  • نظرات:
    •   shureshy
    • 1 ماه
      • 2

    • بد نبود


    •   وب.گرد
    • 1 ماه
      • 3

    • بنویس بقیشو ببینیم چی میشه.


    •   Ares.1
    • 1 ماه
      • 5

    • تری سام ، بی غیرتی یا کاکولد ، خیانت
      اینا ، بهترین رابطه های زناشویی رو هم از بین میبره ، چه برسه زندگیه آبکیه شما


    •   kokarostam
    • 1 ماه
      • 5

    • کون‌خل


      همین که نشستی و از زنت فیلم پورن دیدی یعنی هم کون‌مشنگ هستی و هم بی‌غیرت. از حالا تا قسمت‌های بعدی داستانت شاشیدم به غیرتت و همتت و روح و روانت.


      این زنت کـُس داد به غیر، گفتی بسه
      کــونِ او مثــل انــارِ نارســه
      هر کسی آمد بشد همخوابه‌اش
      ما ندانیم جنده یا محدثه


      ها کـُکا


    •   ARYA52
    • 1 ماه
      • 6

    • یارو میخواست ماشین بخره،دوستش میگه به جاش زن بگیر،میپرسه چرا؟ میگه ماشین اگر خراب بشه باید پول خرج کنی،اما زنت اگر خراب بشه پول در میاره. الان تو ماشین نداری به جاش یه زن خراب داری.


    •   sashaarian
    • 1 ماه
      • 3

    • از وانت کنسرو نخرید چون هم تاریخهاش گذشته و فاسده هم متوجه میشید زنتون فاسده :)


    •   teen...wolf
    • 1 ماه
      • 3

    • زن 165 سانتی و 45 کیلویی با موهای قهوه ای هم نگیرید...


    •   shahx-1
    • 1 ماه
      • 5

    • میگن ویکتور هوگو بعد از خوندن این مزخرفات از تو قبرش پاشد اسنپ گرفت رفت ثبت احوال اسمشو عوض کنه الان تو شناسنامش نوشتن صفدر!!!!! (biggrin)


    •   آبجیبازم
    • 1 ماه
      • 0

    • جون خوش یه‌حالت رنتو میدی دیگران بکنن خودت هم نیبنی جق میرنی


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 1 ماه
      • 1

    • چند روش تحکیم رابطه:


      ناموسا با این جنده خونه ای که راه افتاده چیزی به ذهنم نمیاد.


    •   Momoooam
    • 1 ماه
      • 0

    • کسخل شماره ۱۹ ترویج فانتزی های کسشعری که حیواناتم بدشون میاد (dash)


    •   Gay-v
    • 1 ماه
      • 0

    • خوب بود ادامه بده


    •   Maj9595
    • 1 ماه
      • 1

    • کسخول شهوانی کیه مهرانه
      ملجوقه شهوانی کیه مهرانه
      اخه کسمشنگ خر کیرم از پهنا توی لنز دوربینت موقع فیلم گرفتن


    •   amiralixyz
    • 1 ماه
      • 0

    • ایشالا ک طلاقش بدی


    •   بیکسوکارحشری
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • ادامه شو بنویس ببینیم چکار کردی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو