اندر احوالات داستان های سکسی ایرانی (فان طوری)

    1398/5/25

    اندر احوالات داستان های سکسی ایرانی.
    این داستان به جون مادرم واقعیه. (عنتر مگه داری واسه افسر پرونده تعریف میکنی چه فرقی میکنه واقعی باشه یا کسشر باشه که قسم میخوری)
    هر کی باور نمیکنه خره.(شما برعکس بخونید)
    هرکی ام فحش بده بی فرهنگه (تو که قراره برینی تو وقت ما با این داستانت خیلی با فرهنگی آره؟!!)
    خب بریم سر اصل مطلب ( انگار اینو نگه نمیتونه شروع کنه)
    ما خونمون تو یه شهر کوچیکه، و از اسم های مستعار برای داستان استفاده میکنم (کسکش تو مگه جاسوس موسادی؟!! اسم کوچیکه دیگه بگو بره).
    من اصن تا سن 116 سالگی نمیدونستم سکس چیه که یهو یه همسایه اومد تو محلمون قد 3 متر و 20 سانت، سایز سینه 220 (یکی نیست بگه اخه کسکش چرا گه میخوری چشات اشعه ایکس داره مگه از رو لباس میفهمی).
    لباسای تنگ و جلوباز میپوشید و لوندی میکرد. وقتی که راه میرفت همه محل میمردن براش. بزار یکمم از خودم بگم من 4 متر و 18 سانت قدمه و سیکس پکه سِکس پکه چیه از اونا دارم و کلا خیلی سکسی ام. (مثل 90 درصد نویسنده ها)
    این خدیجه خانوم خیلی سریع با مامان من گرم گرفت و پاش تو خونه ی ما باز شد. و من فهمیدم این شوهر نداره و با دخترش تنها زندگی میکنه.
    کم کم دیگه اس ام اس هامون به سمت سکسی شدن میرفت (کسکش اول سلام باید بکنی بعدِ یه مدت شمارشو بگیری بعد اس ام اس بدی بعدش کم کم سکسیش کنی چرا داستان و نصفه و نیمه میگی).
    یه روز که شوهرش نبود (البته هر روز شوهرش نبود خدابیامرز 10 سال پیش مرده بود) به مادرم گفت به ابوماجد بگو بیاد شب پیش من بمونه تنهام. منم یکم بهانه آوردم ولی توی ماتحتم عروسی بود که امشب کسِ خَدیجه خانومو میکنم.
    خلاصه رفتم خونشون و صحنه ای که دیدم و باور نمیکردم خدیجه خانوم اصن یه زن دیگه بود به یه دامن و یه تاپ سکسی اومد جلو بهم دست داد و باهام رو بووووووسیییی کرد!!! ذوق مرگ شده بودم و حشری(یه زن دیگه بود؟!! کسکش تو که میگفتی تو خیابونم جنده وار میگشت که، بعد تو باور نمیکردی تو خونش با تاپ و دامن باشه؟!! بعد رو بوسی کرده دیگه در جا دستشو نکرده تو شورتت که ذوق میکنی).
    خدیجه به رسم همه ی داستان های سکسی ایرانی یه شربت برام آورد و نشست کنارم و زد ماهواره یکم تلویزیون نگاه کردیم، یه فیلم نیمه سکسی بود (من نمیدونم ماهواره های شما رو کجا تنظیمه که همیشه فیلم نیمه سکسی پخش میکنه).
    من ترسیده بودم و هر از چندگاهی به لبای خوردنی خدیجه نگاه میکردم و حشری تر میشدم. بهش گفتم خدیجه جون دخترت نمیاد امشب؟ (عمه خراب تو چرا اونجایی؟!! نه بگو دیگه چرا؟!!! آفرین چون قرار بود شب تنها بمونه و میترسید پس هیچ کسکشی قرار نیست بیاد). یکم خندید و گفت چیه نکنه از من خوشت نیومده میخای مِنو رو عوض کنی؟! نه نمیاد با داماد آیندم قراره کلی شیطونی کنن امشب. (خب به کیر ابوماجد جقی و تک تک خواننده های داستان چرا انحراف میدی به داستان حتما میخای بعدا اسپین آفشم بنویسی اسمشم بزاری دختر خدیجه خانوم و داماد شیطانش).
    دستپاچه و حشری شدم گفتم نه نه آخه من با خودت راحت ترم خدیجه جووونم دخترت بیاد یکم معذب میشم. اینو که گفتم یهو جفتمون داغ شدیم (چی گفتی مگه کسکش!!!!) لبامون تو هم گره خورد. گفتم خدیجه جون زشت نی؟ شما دوست مادر منی. خدیجه گفت نه چه زشتی ای اتفاقا خیلی ام قشنگه من چند ساله تو کف کیر توام ابوماجد (عَی اون مادرتو من گاییدم آخه زن در حشری ترین حالتشم ناز داره نمیاد صاف بگه بکن که، این زن ها از کجا میان به شما میدن؟! بعد مگه تازه نیومده بود محلتون چجوری چند ساله تو کف توعه؟ ).
    کیرمو که دراوردم ترسید گفت ابوماجد این چیه؟!!!!! (خانوم خداییش به شما نمیخاستم فحش بدم ولی مجبورم کردی دیگه کیر تو مغزت بره چی میتونه باشه تو شورت یه پسر؟! آفرین کتاب هری پاتر و سنگ جادوعه دیگه).
    گفت من میترسم خیلی گندس.
    گفتم نترس بابا اتاق کوچیکو گنده به نظر میرسه. عاخه میدونید کیر من 38 متر با قطر 73.038 دهم یک هکتار زمین زراعیه که اگه مشتری خوب بیاد میخام نصفشو رد کنم بره. پول لازمم تخفیفم میدم.
    خدیجه یکم برام ساک زد با ولع میخورد (ولع؟!! سوسیسه مگه؟!) و بعد گفت ابوووومااااجدممممم (ابوماجدم؟!! خدایی؟!!! میم مالکیت بعد از ابوماجد؟! زشته بخدا نکنید اینکارارو) کسمو جرررر بده.
    منم سریع شرت و شلوارشو کشیدم پایین یه کس افتاد بیرون (مگه وصل نبوده به بدنش!؟) اندازه دو تا مشت علیرضا بیرانوند قهرمان غیور لر ما که کریستیانو رونالدو رو در جام جهانی ناکام گذاشت.
    کسشو یه بو کردم بوی خیلی خوبی میداد (جقی کس در بهترین شرایطش بودی بدی نمیده فقط، در شرایط بد که تلفیقی از پفک نمکی و ماهیه، این مگه عطر کرده تو کسش که بوی خوب بده) شروع کردم با ولع لیسیدنش (انگار کباب کوبیده اس ولع واسه چی دیگه) یکم گذشت داد زد ابو ماجدممم کیر 38 متری با قطر 73.038 ام یک هکتار زمین زراعیتو بکن تو کسم جررررم بده.
    منم یه تف اندختم سر کیرم که یهو گفت آروم دفعه اولمه ها! گفتم خدیجه پس این دختر سه متریت از کون من درومده؟! ناموسا تو داستان طنز دیگه ادا تنگارو در نیار.
    مشغول تلمبه بودم و هی پوزیشن عوض میکردم ولی آبم نمیومد آخه من کمرم خیلی سفته یه چیزی تو مایه های فولاد آب دیده به خشکی کویر مرنجاب. تو همین حال و هوا بودیم و صدای آه و اوهمون محله رو برداشته بود که یهو در اتاق خواب باز شد (عن آقا تو اصن نگفتی کی رفتید تو اتاق) دختر خدیجه خانوم اومد و گفت دارید شیطونی میکنید؟! بعد یهو لخت شد! من اصن باورم نمیشد که دارم دو تا بهترین کسای محله رو میکنم اونم بدون اینکه هیچ گه خاصی واسه زدن مخشون بخورم (بین خودمون بمونه ما ام باورمون نمیشه).
    بعد دختر خدیجه خانوم لخت شد و رفت جلوی مامانش و کسشو که اندازه یه توپ بولینگ بود انداخت بیرون(بازم میگ مگه بهشون وصل نیست؟!) و داد مامانش بخوره منم همینجوری که داشتم تو کس خدیجه تلمبه میزدم شروع کردم ممه های دخترشو خوردن و کونشم انگشت میکردم(ناموسا قوانین فیزیکو گاییدی آخه چجوری این پوزیشنی که میگی شدنیه؟!!! جقی قبل اینکه پوزیشنتو بنویسی تصورش کن ببین اصن شدنیه؟!!! مگه الاستیگرل تو شگفت انگیزانه یارو).
    بعد دیگه جفتشونو 37 و نیم ساعت از کس و کون در پوزیشن های مختلفِ 4-2-3-1 و 3-5-2 فلت و 4-4-2 لوزی ( یاد آقا برانکو و پرسپولیس افتادم اصن قلبم گرفت یه لحظه) کردم و هرکدومشون 3200 بار ارضا شدن ولی من تازه داشتم برای اولین بار ارضا میشدم که خدیجه گفت بکش بیرون بپاش تو صورتم. (قشنگ معلومه خیلی پورن نگاه میکنی جقی).
    اومدم از اتاق برم بیرون روح مرحوم همسر خدیجه رو دیدم یه دست گذاشتم رو شونش و گفتم الحق و الانصاف دمت گرم با دوتا جنده ای که یادگار گذاشتی یهو دیدم چشماشو بست و گوشه ی لبشو گاز گرفت منم دیدم حشری شده یه دورم مفصل اینو کردم بعدش یه پیرمرده داشت رد میشد اونم بی دلیل گرفتم کردمش و بعدش از خونه شون زدم بیرون و یه سیگار روشن کردم (گوزو حالا بگی سیگار فکر کردی نمیفهمیم 12 سالته).
    یه پک سنگین زدم و رفتم سمت خونه (کیر تو مغزت تو اصن قرار بود شب بمونی کس و کردی برگشتی خونه؟!!!)
    از اون شبم تا الان با خدیجه و دخترش رابطه داشتم و رابطمون محکم تر شده (اینو نگه انگار داستانش تموم نمیشه) که اگه خوشتون بیاد بعدا تعریف میکنم براتون (یه نگاه به این کسشری که نوشتی بکن خودت ببین اصن امکان داره یه نفر حتی تا آخر داستانتو بخونه؟! خوش اومدن که پیشکشت برو خونتون ابوماجد جان).


    نوشته: ابوماجدم

  • 65

  • 11




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 1 ماه
      • 14

    • کسشعر مینویسید روال اینجاس ولی اسم طنز نزارید روش کونتون میزارن؟؟ (dash)


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 1 ماه
      • 13

    • ابو ماجدم !! دمت گرم ، جالب و باحال بود


      دقیقا مزخرفاتی که نوشته میشه رو به نظرم به زیبایی توصیف کردی
      رویا پردازی یه مشت بچه کونی جقی ، البته به نویسنده های زبردست و کاربلد سایت توهین نشه منظورم این بزرگواران نبودن
      اشاره هات به تکه های استند آپ های خندوانه و چند تا موضوع دیگه نشون میده که بروز هستی


      فلذا من حیث المجموع شیرم دهنت و بیلاخ اول هم نوش جونت


    •   lovely_grl
    • 1 ماه
      • 5

    • حالا در اینکه خیلی از داستانا ک نوشته میشه تخمیه و تخیلی ولی لازم نیس طنزو خزکنیم


    •   Reza00777
    • 1 ماه
      • 2

    • این لایکو بگیر ولی دیگه ننویس


    •   ماینر
    • 1 ماه
      • 1

    • مثلا اومدی نقدکنی؟اینقدر مزخرف بود ک چن خط در میون خوندم بعد یهو وسطاش دیگه کلا بیخیال شدم!برا بار هزارم میگم اینکه تو نوشته هاتون اینقدر از فحش دادن استفاده کنید نه تنها باعث جذاب شدن داستانتون نمیشه بلکه هم شخصیتتون قهوه ای میشه هم داستانتون چرت تر وچرت وچرت!ده بار تواین داستان فقط تاهمون وسطاش گفته بودی کصکش


    •   tina1000
    • 1 ماه
      • 4

    • عالی بود
      من یجا خنده‌ام گرفت و بلند خندیدم. امیدوارم کسی متوجه نشده باشه.
      اونجا که (مگه وصل نبود به بدنش؟) (biggrin)


    •   ک+ک+ک
    • 1 ماه
      • 8

    • حالم مث کیر بعد جق بود الان شد کیر قبل جق دمت گرم فقط یادت رفت بگی طرف بدن سازی کار میکرده و با کیرش دمبل میزنه


    •   ناصر39
    • 1 ماه
      • 3

    • به نظرم در قالب طنز به خیلی از مزخرفاتی که به اسم داستان آپ می شود اشاره کردی . اما اگر کمی اغراق رو کم می کردی ، جذابتر می شد


    •   Holy.Ray
    • 1 ماه
      • 1

    • جالب بود بنظرم. ولی دیگه عنشو درنیارین لطفا. بذارید با همین یه مورد تو اوج خدافظی کنیم


    •   tondar14
    • 1 ماه
      • 1

    • واقعا طنزش عالی بود خیلی خوب از موقعیت هاش استفاده کردی عالی بود (rolling)


    •   Artemisi
    • 1 ماه
      • 0

    • ابرو هر چی طنز نویسه بردی


    •   405ELX00
    • 1 ماه
      • 0

    • حقیقت بود طنز نبود
      ولی در کل چون خودت فکر کردی طنزه کیبورد و اون گوشی دستت با اون شاخکای وای فای تو کونت


    •   وب.گرد
    • 1 ماه
      • 7

    • خوب بود.
      توضیحات تو پرانتزش یه کم زیادی بود.
      به ام ماجد سلام برسون! (:


    •   kambizzzzz
    • 1 ماه
      • 1

    • وجدانن دمت گرم
      روز جمعه ای حسابی تنها و غمگین بودم شادم کردی


    •   Nadly64
    • 1 ماه
      • 0

    • همه منتظر بودن یکی بیاد روشنمون کنه. و چلاغ فکری بودن که ابوماجدمون اومد و شیر فهممون کرد?


    •   کورووووش۴
    • 1 ماه
      • 0

    • خیلی باحال بود دمت گرم کلی خندیدم


    •   Amoo-Reza
    • 1 ماه
      • 3

    • عالی کلی خندیدم دمت گرم غقط یادت رفت بگی تو ابرا بودم :D


    •   Zhazha
    • 1 ماه
      • 4

    • لایک نمودیم، باشد که رستگار شوید. چند تا قشر رو فراموش کردی
      ۱ اونایی که با لهجه مینویسن
      ۲ اونایی که با افعال عجیب و دستور نگارش غریب مینویسن
      ۳ اونایی که تو هر خط چهار تا غلط دارن
      ۴ اونایی که میخوان ادبی بنویسن ولی بعد دوخط میزنن شبکه ی استانی


    •   mohsen1476
    • 1 ماه
      • 3

    • سبک متن انگار استندآپ کمدی ابوطالب حسینی تو خندوانه بود


    •   ahmad7xxx
    • 1 ماه
      • 1

    • عاليييييييييييييي
      داداش خدا قوتت بده يني يه دل سيررر خنديدم دمت گرم
      ارزو ميكنم همينجور كهامشب دل منو باقي اعضا رو شاد كردي خدا يا كائنات يا هرچيزي كه اسمش رو ميذاري دلت رو شاد كنه. (ok)


    •   ahmad7xxx
    • 1 ماه
      • 0

    • عاليييييييييييييي
      داداش خدا قوتت بده يني يه دل سيررر خنديدم دمت گرم
      ارزو ميكنم همينجور كهامشب دل منو باقي اعضا رو شاد كردي خدا يا كائنات يا هرچيزي كه اسمش رو ميذاري دلت رو شاد كنه. (ok)


    •   ehsan9705
    • 1 ماه
      • 0

    • خوب بود
      از اون اون جهت که همه کامنتای چند وقت اخیرو توی کس‌نمک بازیت آوردی.
      سعی کن تو حوزه‌های دیگه قلمت رو امتحان کنی


    •   royaei
    • 1 ماه
      • 1

    • خوب بود خیلی خندیدم ؛
      تیکه های خنده دار زیاد داشت و یکیش هم اون اتاق کوچیکه گنده به نظر میرسه ؛
      به جز فحش هایی که دادی بقیش واقعا جالب بود؛
      به چند تا موضوع تکراری دیگه هم میتونستی اشاره کنی؛
      هولش دادم روتخت ؛ رو ابرا بودم ؛ تو آسمونها بودم و ....
      موفق باشی


    •   .113329Rastakhiz
    • 1 ماه
      • 0

    • عااااااااااااالیییی بووووود??
      اینایی هم که کصشعر میگن حال کردن فقط ناراحتن چرا به ذهن خودشون نرسید، دمت گرم


    •   S_503694
    • 1 ماه
      • 0

    • با اینکه کسشعر بود ولی خنده دار بود. فقط اونجاش که سایز کیرشو گفت?


    •   allforsex
    • 1 ماه
      • 0

    • قشنگ بود.
      به قول دوستان فقط رو ابرا بودم جا افتاده بود.


    •   Shirazbendaz
    • 1 ماه
      • 0

    • دمت ورم انصافا گاییده شدم از بس خندیدیم


    •   خشم_شب
    • 1 ماه
      • 0

    • ابوماجدم...چیز ابوماجد جان خوب بود بعضی قسمت هاش خیلی خندیدم


    •   m...h...a...
    • 1 ماه
      • 0

    • ابوماجد آفرین..مرحبا..تو واقعا با این داستان طنزطوریت واقعا بسیاری از کاربران جقی شهوانی رو شرمنده و روسیاه کردی.اونهایی که فکر میکنید خیلی زرنگید با خوندن این داستان بفهمید که شهوانی یکسری خواننده داستان عاقل داره که به هر داستانی الکی لایک نمیدن...ابوماجد منتظر داستان های قشنگ بعدیت هستم..لایک


    •   hotttzowj
    • 1 ماه
      • 0

    • خیلی عالی نوشته بودی و حقیقت درصد بالایی از داستانهای اینجا رو گفتی. مهم نیست که یه داستان اینجا واقعیه یا کاملا زاده فکر نویسنده هست مهم نحوه نگارش و‌موضوع هست که خواننده رو‌جذب میکنه. بنده خودم همیشه داستانهای مهران عزیز رو‌میخونم و واقعا زیبا هستن. بازم بنویسین ??


    •   فرهاد.60
    • 3 هفته
      • 0

    • یه چند ماهی بود اینطرفا نمی پلکیدم. روانمون شاد شد. ابوماجد روح بیمار طرفای شما نمیشینه؟ یه سری سر کارمون گذاشت!


    •   shut_the_fuck_off
    • 2 روز،17 ساعت
      • 0

    • (rolling) (rolling) (rolling)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو