داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

اوج لذت در فانتزی (۱)

1399/04/25

قسمت اول
قبل از هرچیز بگم این فقط خاطره از تجربه من و خانمم هست که بصورت داستان بیان شده اگه کتابی تعریف شده با جزئیات صرفا برای بالا بردن جذابیتش هست که البته این برنامه ها خود به خود اوج جذابیت رو داره. ماجرا بصورت دگرخوشخواهی زوج همراه با پزیشنهای ارباب برده ای هست. تمام ماجراها واقعی هست لطفا اگه این حس رو ندارید از همینجا ادامه ندید که بخواید رگ گردنتون رو در اخر باد کنید و فحش و ناسزا بدید این حس من و خانمم هست و به کسی هم ربطی نداره .از قبل هم پوزش بخوام بخاطر غلطهای املایی و یا ایراد در جمله بندی ها .چون دیدم در نظر خواهی یه داستان طرف بجای ممنون نوشته بود ممنوع که همین شده بود سوژه ایراد یه عده جقی
اولا که من خودم محمد هستم ۴۳ سالمه و خانمم الهه ۳۶ ساله ساکن یکی از شهرستانهای استان فارس
ما هر دو قبلا تجربه یه ازدواج نا موفق رو داشتیم و بعدا با هم ازدواج کردیم و در جواب کاراگاه های سایت هم بگم که بله ما فرزند هم داریم و از زندگی قبلیمون هست ما سال ۹۲ یا هم ازدواج کردیم و عاشق و معشوق هم بودیم و هستیم
اوایل سال ۹۷ بود که با خانمم تصمیم گرفتیم فانتزی منو که سالها فقط تصورشو میکردیم عملی کنیم.
اویل خرداد سال ۹۷ همراه با اعتصابات کامیوندارن بود که بخاطر کاری میبایست میرفتم تهران خب با هماهنگی خانمم کاربری اختصاصی در همین سایت شهوانی ایجاد کردیم و درخواست اشنای با پسر یا اقا در تهران دادیم که مکان لوکس داشته باشه البته جدای شخصیت و خوشکلی ظاهری …که بعداز انالیز خیل گسترده پیامها با چند نفری اوکی شدیم و که اکثر متقاضیان یا از فیسشون خوشمون نیومد یا مشکل مکانی داشتن با ۵ نفر وارد اشنای شدیم که عکسهاشون رو دیدیم و عکس از مکانهاشون و حتی شماره خانمم رو بهشون دادم که یک روز قبل با خانمم حرف بزنن که کل روز هم خانمم باهاشون در تماس بود. دقیقا یادم نیس ولی فکر کنم ۵ خرداد بود روز شنبه صبح که رسیدیم تهران .خودمون رو تا ساعت ۸ به شهرک اکباتان رسوندیم و کاری داشتیم انجام دادیم برعکس تصورمون که فکر میکردیم الانه که اینها که باهاشون صحبت کردیم زنگ بزنن و جطور بشه ۴ تا شون رو بپیچونیم و بلاک کنیم تا ساعت ۹ هیچ خبری از زنگ نبود ما کارمون رو انجام داده بودیم و الان میدان ازادی بودیم به پیشنهاد خانمم اول به یکیشون که خانمم حس بیشتر و بهتری داشت زنگ زدیم که خاموش بود و تلگرامشم از صبح بازدیدی نداشت و به ترتیب سه تاشون که جواب ندادن و دوتاشون هم خاموش بودن واقعا جای تعجب که نفر سوم فیک همه مگه میشه خلاصه همونجا وارد سایت و چت روم شدیم و درخواست دادیم با اولین نفری که صحبت کردیم و تلگرام عکسهاشو دیدیم خانمم خوشش اومد و اتفاقا طرف شهرک اندیشه هم خونه داشت خانمم باهاش صحبت کرد و ادرسشو گرفتیم و قرارمون برای ۳ بعدازظهر اوکی کردیم ما دنبال کارمون رفتیم و ظهر هم با خانمم رستوران رفتیم و بعدش با گوگل مپ مسیر شهرک اندیشه رو در پیش گرفتیم البته خانمم در کل مسیر با این اقا که اسمش علی بود صحبت میکردن که بقول خانمم حسی بهش پیدا کنه .تا رسیدیم شهرک اندیشه و خیابانی,که ادرس,داده بود و علی سر کوچه وایساده بود که ما رسیدیم خب تا رسیدن به علی خانمم باهاش حرف میزد تا رسیدیم پیاده شدیم و حال و احوال و دست و بوس علی یه پسر سی ساله و خوشتیپ و خوش اندام بود… که علی گفت پشت سرش با ماشین بریم داخل کوچه وقتی با خانمم سوار شدیم گفتم که مشکلی نداری خوشت میاد ازش که خانمم اوکی داد و با هیجان و استرس خیلی زیاد دوتای وارد مجتمع و واحد و خونه علی شدیم .قیلونش که اماده بود یا خانمم نشستیم روی مبل کنار هم و علی هم اومد نشست رو بروی ما و شروع به قیلون کشیدن کردیم.یه ده دقیقه که علی چای اورد و اومد کنار خانمم نشست و با احتیاط شروع کرد خانمم رو لمس کردن ابتدا اروم روی رونهای خانمم از روی شلوار و کمکم دستشو انداخت دور کمر خانمم و یه لب از خانمم گرفت .اینجا بود که خانمم بهم گفت من لباسمو دربیارم و لباس توی خونه بپوشم که گفتمش اره خانمم نایلونی که از توی ماشین با خودش اورده بود رو برداشت و رفت توی یه اتاق و وقتی بیرون اومد با صندل پاشنه بلند و یه لباس شب مشکی بود که چشمهای علی از اندام و زیبای خانمم چهار تا شد.خانمم با یه لوندی خاص در راه رفتش اومد و روی پای علی نشست و شیلنگ قیلون رو از دستم گرفت و شروع به کشیدن قیلون کرد که علی هم همراهیش میکرد که کم کم کار به بوس و لب تو لب رسید که علی هم توی یه فرصت تک پوشش رو بیرون اورد و شلوارشو پایین کشید حالا خانمم نشسته بود روی پای لخت علی که فقط شرت پاچه دارپاش بود و کیرش خودنمایی میکرد .کم کم خانمم دستشو از روی شرت کیر علی رو میمالید علی هم از زیر لباس شب سینه های خانمم رو …که دست خانمم کیر شق شده علی رو از شرتش بیرون اورده بود و با حلقه ای که بین شصتش و انگشت اشاره درست کرده بود کیر شق شده علی رو ماساژ میداد حسابی دوتای شهوتی شده بودن که علی پاشد وایساد و شورتشو بیرون اورد و کیرشو روبروی صورت خانمم گرفت خانمم هم براش شروع به ساک زدن کرد اونم از اون ساک زدنهای هات و حرفه ای که بینش علی استپ میداد که ابش نیاد خلاصه بعد از یک دقیقه ای ساک زدن علی رفت از روی اوپن خونشون یه کاندوم اورد و کیرشو با یه دستمال پاک کردو کاندوم رو کشید روی کیرش من که واقعا اوج لذت بودم که توی این فاصله داشتم کس الهه رو با دست ماساژ میدام و لب هاشو میمکیدم و لب تو لب بودیم تا علی اومد با کاندمی که روی کیرش کشیده بود کیر علی از کیر خودم یکم بزرگتر بود ولی کلفتیش کمتر بود خلاصه توی همون حالت روی مبل الهه شیلنگ قیلون رو داد به من و در حالتی که دست چپش رو من با دست راستم گرفته بودم علی روی همون مبل افتاد روی الهه و اروم کیرشو کرد توی کص الهه و کم کم شروع به تلمبه زدن کردن که اه شهوت بخاطر تنوع کیر از نهاد الهه بلند شده بود الهه واقعا داشت از این جو و از این حالت و تنوع و شهوت لذت میبرد که سه دقیقه نشده بود که با اه و ناله الهه و اه کشیدنهای طولانی علی ارضا شد و یه چند ثانیه بعدش بیرون کشید و کاندوم رو با دستمال از کیرش بیرون کشید و روی مبل تکی روبروی ما افتاد وای در اوج لذت الهه اون ارضا شد که شد ضد حال هر کاری هم کرد دیگه کیرش شق نشد برعکس هم الهه هم من هم تمایل به سکس,با هم توی اون وضعیت رو نداشتیم که الهه لااقل اورگاسم بشه یه ۲۰ دقیقه ای وضعیت با لخت بودن خانمم و علی طی شد که علی شلوارک و تک پوشش رو پوشید خانمم هم کلا حس شهوت از سرش پرید مجددا قیلوتی چاق کرد علی وچای اوردو ما هم اماده شدیم از خونه بیرون اومدیم که خانمم شدیدا شاکی بود که اصلا لذت نبرده و متمایل به تکرار این برنامه نیست توی ماشین هم همدیگه رو حسابی بوسیدیم و منم از الهه خیلی تشکر کردم و بعداز اینکه مجددا رفتیم صادقیه و کاری اونجا داشتیم و انجام دادیم اخر شب بعد از یه استراحت که توی یه مجتمع بین راهی که فکر کتم اسمش مهتاب بود به طرف شهرستان راهی شدیم هر دو پشیمون نبودیم و خوشحال که فانتزی رو انجام دادیم .خلاصه یک هفته ای بود که از,این ماجرا میگذشت من خودم دوباره اون حس لذت از دیدن سکس الهه شدیدا تمام وجودم رو گرفته بود از یه طرف هم درسته با الهه اصلا مشکلی در صحبت کردن و بیان خواسته هام نداشتم ولی جرات مطرح کردنش رو نداشتم تا اینکه خود الهه خیلی عادی عنوان کرد که این نوع سکس باید با طرف ادم اشنا باشه و فرصت زیادی باشه برای برقراری دوستی و سکس هم بدون عجله و استرس باشه تا لذت بده که من همین جا دوباره بحث رو ادامه دادم که متاسفانه این حالت دوستی که میگی توی شهرستانمون که نمیشه و اینجا بود که با الهه به این جارسیدیم که الهه کلا در سکس با کسی لذت میبره که دوستی دیرینه و عمیق داشته باشه که اینجا بود که الهه خودش,دوست پسر دوران مجردی خودشو که حتی در دوران متاهلی قبلی الهه با هم تلفنی در تماس,بودن و هیچ وقت به سکس نرسیده رو مثال زد و صراحتا گفت حیف که سهیل بهترین گزینه هست ولی خب نمیشه چنین برنامه ای رو بریم و تو باشی و نگاه کنی و حیف و افسوس اون روز که این صحبت پیش اومد واقعا شوق سکس با سهیل رو میشد در چشمهای الهه دید.از,فرداش,من خودم موصوع سکس سهیل رو مطرح کردم و گفتم هیچ مشکلی,نیس که من نباشم و از الهه خواستم که بره با برنامه ریزی زمینه سکس با سهیل رو بچینه و فقط فکر لذت خودش باشه و در کنارش از صحبتها و گفتمانهاشون کاملا منو در جریان بزاره و البته الهه هم بدون مخالفت قبول کرد که اول بره نمایشگاه مبل و با سهیل دوباره وارد شوخی,و دوستی بشه و به پیشنهاد سهیل با کلی منت وارد سکس بشه که کل این پروسه دو هفته طول کشید خانمم اون روزها اواخر,دوران پریودش بود که با سهیل با یه تماس سر شوخی و دیدار رو باز کرد .یه روز عصر رفت توی تمایشگاه با سهیل در خصوص مبل و میز تلوزیون صحبت کردن و شوخی و بعدش که اومد خونه همه حرفهای سهیل رو مو به مو گفت و اینکه سهیل اسرار داشته با هم برن انبار که تنوع مبلمان بیشتری نشون الهه بده و البته توی همون نمایشگاه هم چند باری ضربه به باسن الهه میزنه و قربون کون خانمم میره البته مثلا به شوخی اون روز عصر که خانمم اومد خونه سهیل زنگ زد و کلی تعریف از تیپ خانمم کرد که الان خیلی بهتر از قبل شدی و بین حرفهاش هم شوخی در خصوص کون خانمم که با قهقهه های خانمم همراه میشد یه جورای سهیل کاملا مطمن شده بود که ایندفعه میتونه بدن خانمم رو که سالها توی کفش بوده فتح کنه برای همین دایم زنگ میزد و پیام میداد و شوخی میکرد با الهه تا اینکه یکروز یکشنبه عصر چند روزی بعد از دیدار اولی دوباره خانمم رفت نمایشگاه و دو ساعتی رو توی نمایشگاه با سهیل بود گرم صحبت کردن از هر چیزی وسطهاشم شوخی های سکسی که بینش من زنگ میزدم به خانمم و خانمم بدون قطع کردن گوشی رو میزاشت روی میز که من صدای صحبتهاشون و گفتن و خندیدنهاشون رو بشنوم و این برای من واقعا لذت بخش بود یکی اینکه خانمم داره اماده سکس با دوستی میشه که سالها باهاش دوست بوده بدون سکس بوده و خانمم هم سهیل رو دوست داشته بوده و اینکه ظاهرا احساس میکردم سهیل یه بکن خوبی باشه .اون روز تا جای پیش میره که سهیل شق میکنه و الهه هم به شوخی کیر سهیل رو از روی شلوار لی لمس میکنه که شب که الهه تعریف کرد میکفت از زیر شلوار واقعا کلفت بوده و بزرگ.که خود سهیل هم به الهه میگه که کیر من هم بزرگه هم کلفت اون روز سهیل خانمم رو دعوت میکنه که فردا ظهر بره انبار مبل سهیل که اونجا با هم چای بخورن و قیلیونی و خوش باشن که خانمم هم در کمال تعجب سهیل قبول میکنه .اون شب که اصلا من و الهه خوابمون نبرد مخصوصا شوق سکس و لذت رو توی چهره و چشمهای الهه کاملا ملموس بود خلاصه صبح دوشنبه شدو تا ظهر خدامیدونه چی گذشت به من …من زودتر رفتم خونه و ناهار رو خوردیم و الهه اماده شد که بره انبار سهیل البته ماشین.نبره و با اژانس بره که ماشینش اونجا نباشه خانمم پیام داد به سهیل که اماده هست و تو برو انبار که سهیل گفت انبار رفته و منتظر اونه و خانمم هم گفتش که الان با اژانس میاد .خلاصه خانمم با یه بلوز,ساحلی که زیرش نه ساپورت پوشید نه شلوار با شرت لامبادای قزمز و یه سوتین مشکی با یه مانتو جلو باز با یه کفش پاشنه بلند اماده رفتن شد. همدیگه رو بوسیدیم و هماهنگی های خودمون رو کردیم که من به الهه گفتم صندلهاشم ببره که اونم سریع برداشت و راهی شد البته ما از شبش با الهه در خصوص لذت بردن من و مشارکت من در این برنامه اینطور هماهنگی کردیم که من توی خونه باشم منتظر الهه که وقتی اومد برای اولین بار پزیشن ارباب برده رو داشته باشیم که من لخت بشم سگ الهه و کس و کون و پاهای الهه رو بلیسم و الهه هم از گفتن کلامات تحقیری کم نزاره البته در ساعاتی هم که الهه اونجاست من بزنگم که وانمود کنه خواهرشم و بعدش اون قطع نکنه و من بشنوم که این کار از,بدو ورود شروع شد که خانم پیام داد بزنگ زنگ زدم من که خانمم تماس,رو بر قرار کرد و گوشی توی دستش بود که در زد سهیل پشت در سزیع در رو باز کرد و خانمم رفت داخل از حال و احوال و شوخی شروع شد البته انیار سهیل یه خونه هست که بصورت انبار استفاده میشه که یکی از اتاقهاشو مبلمان و تخت چیده برای عشق و حالش که با هم رفت داخل اون اتاق که اینجا بود که سهیل گفت لب اول رو بیا که توی این حالت بود که تماس ما قطع شد یه نیم ساعتی گذشته بود که خانمم زنگ زد و اروم صحبت میکرد که سهیل داره تریاک میکشه توی اتاق و اونم اومده توی حیاط و گفت من یه ۳۰ دقیقه ای دیگه خودم بزنگم گفتم چی پوشیده سهیل و خوش در چه وضعیتیه که گفت خودش با شرت و سوتینه .همون اول لباسهاشوسهیل براش بیرون اورده و خود سهیل هم فقط شلوارک پاشه البته خاتمم گفت گمشو و قطع کرد منم توی خونه لخت و کیر نیمخیز شده توی دستم.منتطر الهه بودم که نیم ساعت بگذره و بزنگم واقعا لذت داشت خیلی بیشتر از ماجرای تهران برام.تا اینکه دقایق گذشت و سر سی دقیقه برمبنای اخرین تماسم با الهه زنگ زدم به الهه که الهه وانمود کرد که جای هست پیش خیاط و من که مثلا خواهرشم بعدا بزنگم …وای بعدش که قطع نکرد پیدا بود دارن عشق بازی میکنن و و از حرفهای الهه که عمدا جو رو تشریح میکرد که من بفهمم سهیل کلا شلوارکشو بیرون اورده بود و داشت سینه های الهه رو میخورد و میمالید این شنود ادامه داشت تا ساک زدن های الهه و شروع سکسشون که اینجا عمدا الهه تماس رو قطع کرد الان دقیقا دوساعتی بود که الهه رفته بود پیش سهیل که سکسشون شروع شد دقیقا ۵۰ دقیقه بود که از,قطع کردن تماس,الهه میگذشت که خانمم پیام داد کثافت بزنگ .من سریع زنگ زدم خانمم با یه حالت شاد جواب داد جانم عزیزم من پیش فلان خیاطم الان دارم لباسمو پرو میکنم و تا یکساعتی دیگه میام و خوشحالی خودشو شدید توی صداش داشت نشون میداد تا اینکه پرسیدم خوشگدشت که خانمم گفت عالی واقعا حرف نداشت و گفت اماده باش تا من بیام
وای نمیدونید چه حالی داشتم یکساعتی گذشته بود که دیدم خبری نیست اصلا دوست نداشتم سر خود زنگ بزنم ولی یه ربع ساعتی هم خودمو نگه داشتم طاقت نیاوردم و زنگ زدم به خانمم
خانمم جواب داد و با وانمود کردن اینکه خواهرش پشت خط هست گفت من کاری دارم میرم خونه و بعدش میام الانم رفتم با اقای فلانی نمایشگاه مبلمانشون رو دیدم و چون مسیرشون طرف خونه بود اوشون داره منو میرسونه و صدای ترانه بلندی هم میومد که مجددا خانمم تماس رو قطع نکرد و با سهیل در خصوص اینکه انال کردن و سهیل تمام ابشو توی کون خانمم خالی کرده صحبت میکردن و قهقه ها و شوخی های سهیل و خانمم
و اینکه الان میری شوهرت متوجه نشه و شرت ممکنه پر اب بشه و خانمم اسرار داشت که نه بابا همش توی کونمه و داره جذب میشه و سهیل هم تعریف میکرد از سکسشون و کس کون فوق العاده خانمم.تماس قطع نشد تا در خونه که خانمم با سعید دست داد و خداحافظی کرد که من فهمیدم باید در رو بزنم باز شه و توی سالن منتظر الهه باشم.الهه با یه انرژی خاص اومد داخل و اول گفت زود بیا بخواب که الان همه ابش جذب شده و نشست روی دهانم و شروع به زور زدن کرد منم منتطر ریختن اب توی دهانم که از اون همه ابی که وصفشو میکردن فقط کمی در حد چند قطره از سوراخ کون خانمم بیرون نیومد که من لسیدمش و بعدشم کسشو لسیدم که خانمم میگفت جای کیر سهیلو بلیس که حسابی به این کس حال داده .البته خانمم هم شرت و سو تینشو هم که در اورد مخصوصا شرتو داد اون بند وستشو که کاملا خیس بود رو بلیسم .و بعدش گفت میری تدی ظرف شوی هم شرت و هم سوتینمو میشوربی
خب خانمم حسابی لذت برده بود ولی خب یه ایراد داشت که خانمم متوجه شده بود که سهیل با دخترهای زیادی هست و اون مکان هم صرفا برای اون کار تدارک دیده که این خودش باعث شد خانمم دیگه با سهیل ادامه نده و کمکم حتی تماسها و پیامهاشم پاسخ نداد تا کلا کات شد این رابطه.ما در خرداد ماه خیلی زیبا به خواسته های خودمون و لذت خودمون رسیده بودیم و این اغازی بود به رابطه های لذت بخش و فانتزی د رمانتیک تر بعدی که بیان خواهم کرد …در پایان درخواست دارم دوستانی که این فانتزی ها رو دارن این یه ماجرای واقعی هست و تا اخر ماجرای ما رو دنبال کنن که از اشتباهات ما درس بگیرید که در صورت علاقه به تجربه اشتباعات ما رو دنبال نکنید .قسمت دوم به زودی منتطراتتون هستم.

نوشته: محمد


👍 9
👎 13
23639 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

899362
2020-07-15 21:04:22 +0430 +0430

لکن میتوانست بهتر باشد.
لکن بنده نیز نسبت به کشورم بیغیرتم.

لکن احسنت

3 ❤️

899364
2020-07-15 21:05:26 +0430 +0430

صبر کن صبرکن … چی؟ قسمت دوم؟ جون من اعتماد به سقفتو بکنم.داداشمی فحش نمیدم بهت فقط میگم دیگه ننویس
پی نوشت : کیرم تو حلقت(باید فحش میدادم(

7 ❤️

899365
2020-07-15 21:05:30 +0430 +0430

بیغیرتی ارزش خوندن نداره.فقط اومدم دیس بزنم و نه به
این تفکر بگم …وبرم 👿

5 ❤️

899388
2020-07-15 21:20:52 +0430 +0430

کلا تو کار قیلون بودین.
بیا پیش من کم کاری اون بنده خدا تو اندیشه رو جبران میکنم
قول میدم راضی بشی

3 ❤️

899405
2020-07-15 21:33:00 +0430 +0430

بعد نبود ولی اوایل داستان اونقدر امروز فردا ساعت فلان کردی که گیج شدیم.

4 ❤️

899419
2020-07-15 21:50:57 +0430 +0430

فانوصا شما از شهرتون لباساتونو با نایلون تا تهران بردید؟؟؟(rolling) (rolling) (rolling)


899440
2020-07-15 22:15:07 +0430 +0430

سایتو باز میکنی یا بیغیرته . یا کونیه. یا لزه . یا جنده برده. یا خواهر زنو گاییده یا کون داده . بابا بس دیگههههه کم ازین چریندیات منتشر کنید. از یه کونی مرسیدم علت کون دادنت به این فراوانی چیست ؟؟ فرمود چون هر ماجرایی که از کون دادنم منتشر میکنم سایت شهوانی زحمتشو میکشه جم کنید دیگه (erection) (dash) (dash)

4 ❤️

899454
2020-07-15 22:31:30 +0430 +0430
NA

یعنی اینقدر بد پک و پوز هستین توی تهران بزرگ ی نفر پیدا شد اونم بعد از سه دقیقه چنان کیرش شل شد که هنوز راست نشده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

3 ❤️

899457
2020-07-15 22:36:04 +0430 +0430

یعنی مغزتو گاییدم
چی تو مغزت هست که این شر و ور هارو مینویسی
میخوای بیغیرتیم داستان بنویسی کسشعر ننویس

خدایا مارو از دست این مغز های مریض نجات بده

4 ❤️

899458
2020-07-15 22:39:04 +0430 +0430

خوب بود. منتظر بعدی هستم.

1 ❤️

899469
2020-07-15 23:05:41 +0430 +0430

اوج کصشعر امشب

3 ❤️

899517
2020-07-16 05:04:47 +0430 +0430

دارم به این فکر میکنم داریم به کجا میریم ؟؟ ینی سیب زمینی رو زنش بیشتر غیرت داره نسبت به بعضی مرد ها

4 ❤️

899525
2020-07-16 05:35:47 +0430 +0430

موضوع داستانت و رکگویی گفتن فانتزی هات و تقریبا واقعی بودن ماجرا خوب بود نسبت به تم بیغیرتی و طبیعیه که همه نمی‌تونند داستانتو درک کنند و ممکنه خیلیها بسته به شخصیتشون بهت توهین هم بکنند که نباید به کامنتهاشون توجهی بکنی ،
باید رو جمله بندیهات کار کنی _ ساده بنویس نقطه گذاری‌ کن که مفهوم جمله راحت بیان شه چون همه که پرفسور نیستند اینجا که اگه بی حوصله خونده شه براشون گنگ و نامفهومه و آخر کارخودت یباربخون بعد بفرست

راستی ایندفعه بجای زنگ زدن و قیلم بازی کردن خانومت بهش بگو از برنامه ظبط صدا استفاده کنه که پولم برات نیوفته خخخ خخ ;) موفق باشی

1 ❤️

899528
2020-07-16 05:42:41 +0430 +0430

نخونده دیس کردم
به خاطر توهین به بچه های شهوانی و جقی خطاب کردن انها میزارم اونا تورو به فوش ببندند
داستان بی غیرتی بود و با خیلی از روحیه ها سازگار نبود و در کل دیس
#نه به بیغیرتی و تابو

4 ❤️

899561
2020-07-16 07:21:38 +0430 +0430

کس نگو
تبریک میگم رسیدیم بجایی که تو داستانای بیغیرتی قلیون جای مشروب رو گرفت
تکراری، بی منطق، ساختگی…

3 ❤️

899577
2020-07-16 08:39:10 +0430 +0430

خیلی بیشرفی

1 ❤️

899586
2020-07-16 09:29:42 +0430 +0430

دوباره این گفتمش اومد.آقا ما نخوایم تو بنویسی باید چکار کنیم؟منم گفتمش که ننویس ولی گفتش مینویسم.منم گفتمش که کیر دوستان عزیز شهوانی تو …دوستان لطفا جای خالی رو با کلمات گوهر بار پر کنید.نگی نگفتمت ها.مخلص دوستان منتقد سایت❤❤

2 ❤️

899659
2020-07-17 07:43:28 +0430 +0430

این تم جدید سایت کلا منو گیج کرده
بعد تو اومدی اینجا داری کوس میگی کیری؟؟

0 ❤️

899795
2020-07-17 22:47:55 +0430 +0430

خاک تو مخ بیغیرتت اسگول 😂😅🤣⁦🖐️⁩

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom