اولين سكسم زندگيم باخالم

    1391/2/23

    سلام من اميرحسينم.
    ميخواستم اولين سكسم زندگيم روباخالم براتون تعريف كنم.
    من18سال سن دارم و تويه يه خانواده5نفره بزرگ شدم كه2تاابجي دارم وداداش ندارم ولي خيلي دوس داشتم يه داداش كيركلف داشته باشم اماخب نشد/چون مامانم لوله هاشوبسته/4تاخاله دارم كه يكي ازيكي خوشگلتراما من فقط خاله اولي كه اسمش سهیلاهست رودوس داشتم بكنم وهميشه بهش بهش نظره خاصي دارم.
    ميخوام يكم ازخودم براتون بگم قدم حدود1و77وزنم 67 پوستي تقريبا سفيد متمايل به زرد دارم
    همه خاله هام ازدواج كردن اماهيچكدومشون پسرنزاييدن منم شانسي پسرازاب دراومدم بين فاميلا جايگاه خاصي دارموهمه دوسم دارن خونواده ماباخونواده خاله سهیلاخاله بزرگم كه35سالشه و2تادختربه اسماي موناو مينا داره كه مونا دختربزرگشه كه باوركنيد لنگه نداره خيلي خوشگله قراره باهم ازدواج كنيم ورابطه تلفني باهم داريم دختردوم خاله هم7سالشه/شوهرش ادم خوبي بودو پردرامد اما تا وقتي هنوز نيوفتاده بود تو مواد...... شوهرخاله سهیلا كه اسمش احمده معتاد شدو بيشترخونه وزندگيشو دودكرد هوا ازشركتم اخراجش كردن خاله سهیلا هم هزاران بار قهركرد و رفت خونه اينو اون تااينكه اقااحمد ازخر شيطون پايين اومدو باهزاربدبختي خاله سهیلا هم راضي شداما خب احمدديگه هيچوقت اون ادم قبلي نشد.
    من هميشه توكف خالم سهیلا بودم چونكه واقعا زن خشگلوخوش هيكلي بود اماشوهرنامردش قدرچنين زني رونميدونست.
    ازبچگي دنبال ديدزدن خاله هام بودمو چندين بارخاله سهیلارواخت البته باشورتوسوتين ديده بودم هميشه تواين فكربودم كه چجوري فربباروبكنم ولي جراتشونداشتم اخه ميترسيدم مخالفت كنه ابروم بره بخاطرهمين هيچوقت چيزي دراين بابت بهش نگفتم/
    اماازيه طرف هم شديدا به سكس نيازداشتم بطوري كه شايد روزي2يا3باربه يادخالم جق ميزدم.
    هروقت مامانم كاري داشت سهیلاميومد كمكش منم ازفرست استفاده ميكردم جون خالم وقتي بابام خونه نبود شلوارپاش نميكردخودش ميگفت روناش ميسوزن البته تابستون نميكرد دامناي پاش ميكرد كه داخلشون معلوم بدمنم خيلي حشري ميشدم دست خودم نبودتقصيرخاله هم بودچونكه منوحساب نميكردوهميشه پيش من لباساشوالبته ازكمربه بالاعوض ميكردمنم تاحواسش نبوچندتاعكس ازش ميگرفتمو باهاشون جق ميزدم ولي بازم ازشهوتم چيزي كم نميشد بعضي اوقات ديگه انقدكيرم بلندميشدكه مجبوميشدم2تاشورت بپوشم/خالم قدتقريبابلندي داره اما ازمن كوتا تره نسبتا چاقه باپوستي سبزه ولباي كه هميشه قرمزشون ميكرد چون بهش ميومداخه هميشه رنگ موهاشوشرابي ميكنه/
    ازوقتي كه احمد اونجوري شدخالم روزخوش نديدهم توپس دان بدهكارياي احمده البته الان يه خونه بيرون ازشهرخريدن اماخونه خودشون چيزديگه اي بود خالم زن خوبيه وباهاش كناراوم الان وضعيتشون بهتره احمدم تويه اژانس كارميكنه/باوركنيد اين داستان همش واقعيت داره وهيچ جاش تخيولي نيست.بخداهمش واقعيه.
    رشته ي تحصيلي من كامپيوتره اماعلاقه اي به درس ندارم اينم بخاطربيكاي دارم ادامش ميدم وگرنه حوصله درسوندارم/
    زندگي من خلاصه ميشه تو3چيز{سكس.استقلال.فرهادمجيدي}ازعشق بوي نبردم اماخب زن ايندموانتخاب كردمواون موناست.
    هروقت كامپيوتريكي ازاقوام خراب ميشه من بدبخت بايد درستش كنم/قضيه سكسم هم درهمين مورده.هركي فكرميكنه دروغوخيال پردازيه خودشوخسته نكنه وداستانونخونه بهتره/
    همونطوكه گفتم توي خونواده مامانينا فقط من پسرم.يه دايي هم دارم كه 1سال ازخودم بزرگتره چونكه داداش ندارم رابطه خيلي خوبي باهم داريم مثل2تابرادرمنم خيلي دوسش دارم علاقه خيلي زيادي به بازيايه كامپيوتري داره.كارش مكانيكيه وبيشتراوقات خونه نيست/
    قضيه سكسم ماله تابستون سال قبله كه واقعامنواروم كردالبته بعدازاونم چندباربا زنم موناسكس كردم كه اگه خواستين بعدا براتون ميگم.
    روزاميگذشتومن بيشتراز هميشه حشريترميشدمو شبابه يادخالم سهیلا تشكوپاره ميكردم بعضي شباانقد ميرفتم توحسش كه خودموخيس ميكردم صبحاكه بلندميشدم اعصابم ازاين زندگيه كيري خراب شده بودهمش جق همش فكرديگه ديونه شده بودم.
    خونوادم هري چيزي كه خواستم برام تهيه ومحياكردن امادرداصلي من سكس بودسكس/
    شهرمايه شهرفوتبل خيزه كه درجنوب غرب ايرانه وهواي فوقلاده گرم داره نميتونم اسم شهروببرم.
    اون زمان من تويه تيم فوتبال كه تويه ليگ استان بودو دراستانه ورودبه ليگ كشوربود بازي ميكرد نميگم بازيم خيلي خوب بودامابدهم نبودم هميشه فيكس بازي ميكردم تااينكه جق زدناي نامحدودمن شروع شدكم كم ازتركيب رفتم رونيمكت ديگه حالوحوصله بازي كردنونداشتم يعني چيزي توي بدنم نبودتااينكه ديگه تيم منونخواست منم خونه نشين شدم تيم هم رفت دسته3كشورالان دسته2كشوره اگه جق نبودالان منم داشتم فوتبالموبازي ميكردم امااشكال نداره بازم فرست هست هنوز18سالمه اين سرگذشتم بود.
    كيرم حدودن1وجبوخورده ايه خيليم كلفته مخصوصا سرش/
    باخاله هايه ديگم زيادرابطمون خوب نيست اماباخاله سهیلاخيلي رفتوامدداريم بطوري كه توهفته ش2سه بارميان خونمون كلا زيادتوهميم.
    خاله سهیلا پسرزياددوس داره بخاطرهمينم هنوزلوله هاشونبسته امابخاري ازشوهرش بلندنميشه.منوخيلي دوس داره وبرعكس منوپسرخودش ميدونه امامن حس ديگه اي بهش دارم.
    خالم بيشترموقع ها ميادتواتاقم باهام دردودل ميكنه تازگياخيلي بي اعصاب شده بود همش غصه ميخوردافسرده بودبخاطرهمينم من هميشه اذيتش ميكردمو زياد باهش شوخي ميكردم دستوپاشوميبستم الكي ميزدمش اماهمش بخاطراين بودكه بدنشولمس كنم/
    اگه اين داستان طولانيو كلمه هايه سكسيش كمه بخاطراينكه داستان همش راسته ومثل بقيه دوستان كوسوشعرنيست.
    اگه موافق باشين بريم سرداستان:يه روزصبح كه ازسرتمرين برگشته بودم اخه تابستون بودو تمرين ماصبح برگزارميشديادش بخير......داشتم ميگفتم خسته برگشتم خونه غذاخوردم خواستم يكم استراحت كنم كه گوشيم زنگ خورد ديدم داييمه جواب دادم گفت كامپيوترم بازم خراب شده بيادرستش كن
    .اعصابم بهم ريخت خسته بودم خوايتم بپيچونمش دلم نيومدگفتم باشه رفتم خونشون داييم بامامانش زندگي ميكنه هنوزازدواج نكرده.اون روز5شنبه بودخاله سهیلاهر5شنبه ازصبح تاشب ميره خونه مامانش تابرن قبرستون اون روزچون هواگرم بودصبح رفته بودن.اينم بگم بخاطراين خالم ازصبح مياتاشب ميمونه چون خونشون نسبت به شهردوره راه زيادي بايد طي كنه.خب رفتم خون داييم ايناديدم سهیلا دروبازكرد تاچشم بهش افتادخستگي ازتنم پريدخيلي خوش حال شدم اصلانميدونستم كه امروز5شنبه ست رفتم داخلومشغول شدم به كامپيوترويندوز پرونده بودتغريبا40دقيقه كارداشت امايه حسي بهم ميگفت طولش بده اخه نميتونستم فكرسهیلارو ازسرم بيرون منم من هي كشش دادم داييم ديرش شده بودبايد ميرفت سركارساعت حدودا2بود.
    داييم رفت سركارمن موندموخاله ومادربزرگمومينادختركوچيكه خالم موناچونكه كلاس داشت نميتونست بياد.من داشتم باكامپيوتر ورميرفتمو بقيه داشتن ازماهواره فيلم هندي نگا ميكردن همش توفكرخاله بودموگه گاهي ديدش ميزدم يه دفه ديدم مامان بزرگم به خاله سهیلا گفت من ميخوابرم خونه مامانم اخه مامانش هنوززندست ماشاالله ازمنم سرحال تره خالم گفت من نميام هواگرمه اگه بيام رونام ميسوزن حوصله ندارم ننمم قبول كردمن كه داشتم ميمردم ازخوشحالي اخه ميتونستم دستي به خاله بزنم ديدم مينااهونه گرفت كه ميخوادبامادربزرگ بره خالم مخالفت كردامابااسرارقبول كردو رفتن ساعت3بود
    من كه قلبم تندتندميزد گيج شده بودم نميدونستم چيكاركنم/
    ديدم خاله مثل هميشه اومدپيشم به حرف زدن منم هي باسرجواب ميدادمبهم گفت انگاردوس نداري اومدم پيشت گفتم نه خستم.كارم ديگه تموم شده يود نميدونستم چه گلي توسربگيرم كيرم داشت تيكه تيكه ميشدبايه بدبختي توشرت جاش دادم
    به خاله گفتم كاري نداري من دارم ميرم گفت نه قربونت سلام برسون زدم بيرون اماعمدايكي ازسي دي هاموجا گذاشتم كه دوباره برم سراغش رفتم در زدم ديدم دير دروبازكردانتظارنداشت منوببينه پرسيدواسه چي برگشتي گفتم سي ديم جامونده گفت صبركن خودم برات ميارمش مشكوك شدم اخه هيچوقت اينجوري باهام برخوردنكرده بودسي دي رواوردمنم خداحافظي كردم اماداغون بودم نتونستم نبينم قضيه چيه هواخيلي گرم بود دوباره برگشتم بازم دير دروبازكرد بازم حول شده بودپرسيددوباره برگشتي گفتم نديدي هواچقدگرمه بعدازظهرميرم گفت باشه بياتوامامعلوم بوددستوپاش ميلرزيد وقتي وارد خونه شدم ديدم به به خاله داشته فيلم سكسي نگا ميكرده/
    ازخجالت سرشوانداخته بودپايين من گرفتم كه خالم به كيييييير نيازداره منم زدم به بي خيالي گفتم حالامگه چي شده همه مردم نگا ميكنن انقد تيريپه غم برندار خاله هيچ حرف نميزد منم ازپررويي كه داشتم گفتم به خودم ميگفتي تابهترينا روبهت بدم ديدم جواب دادباوركن اتفاقي دستم خورده روش حالاتوهرطودوس داري فكركن بعدشم گف من ميخوابرم حموم/
    منم همش به پاهاي خاله فكرميكردم بهترين فرست واسه كردن خاله سهیلابود اماخاله ازخجات زودي رفت حموم من موندموكيرم خاله توحموم بوكه هزاران فكربه ذهنم رسيداماجرات نداشتم يعني روم نميشد.خاله داشت بيرون ميومدكه ديدم يه حوله زرد رنگ دورخودش پيچيده تاحالاانقد كيرم راس نشده بودحواه خيلي كوتاه بودخاله رفت تواتاق وصدازداميرلباساموتوحموم بيارمن رفتم اوردمشون اصلا متوجه كيرم نشده بودم كه شده بودبه درخت /
    رفتم تواتاق ديدم نشته روتخت لباساروبهش دادموبهم گفت بروبيرون داشتم ميرفتم كه گفت صبركن ببينم برگشتم گفتم بله اشاره كردبه كيرم گفت اين چيه پدر سوخته؟چشم به كيرم افتادجا خوردم زبونم قفل شده بود/
    دوباره سهیلاگفت واي بحال مونافكركنم شب اول بره اورژانس اينوكه گفت منم گفتم توازكجاميدوني شايدرفته باشه توكس موناديدم اومديه توك پابهم بزه حوله بازشد واي خداداشتم سكته ميكردم سهیلاعمداخواست حوله باشه چون دوباره خودشو پوشوندكيرم ازحشرداشت ازجاكنده ميشد خاله فقط داشت منونگاميكردمنم فقط داشتم كسوسينه هاشوميديم منم اشاره كردم گفتم ايناچين جواب ندادگفتم خوشبحال احمد كه تورو داره ديدم گفت خب توهم موناروداري گفتم اخه توكجا موناكجا بازم جواب نداد گفتم خداييش توهفته ش چندباربا شوهرت حال ميكني جواب دادبه جان توكه برام عزيزي ماهي1بارم نميكنم جاخوردم گفتم مگه ميشه گفت اره احمدكه هميشه بيرونه به نظرتوباچي حال كنم جواب ندادم/
    گفت يادته ميومدم پيشت دردوذل ميكردم ميگفتم ازاين زندگي خسته شدم بخاطرخونه وزندگي نبود دردمن بي محبتي احمده ديگه هي ادامه دادگه نشستم كنارش دستموانداختم دورگردنش لخت مادرزادبودبهم گفت خجالت ميكشم دستتوبردار منم گفتم زنم دوممي ميخوام حال بهت بدم ديدم گفت اخه نميشه مامحرميم من ازتوبيشترنياز دارم اماازخداميترسم منم جواب دادم من اين چيزا سرم نميشه زنمي بايد بدي گف توفعلابيا سرموسشوار بكش تابعد/
    گفتم روچش سشوارو اوردم وشروع كردم به لخت شدن خاله نشسته بودمنم نشستم كيرموگذاشتم روكمرش دادزد گفت سوختم گفتم حالاكجاشوديدي جواب دادببينمو واسه موناتعريف كنم/
    شروع كردم به سشواركشيدن ويواش يواش كيرموميمالوندم.
    سشواركه تموم شد برگردوندمش روزمينو خوابيدم روش كيرم رفته بود وسط پاهاش انگار كرده بودمش تواب جوش سهیلاگفت نميخواي زنتوببوسي گفتم ازخدامه ولي بلدنبودموصورتشوتفي كردم همزمان كيرمم وسط پاهش عقبوجلوميكردم بهم گفت اولين بارته گفتم اره گفت معلومه بلدنيستي خودش شروع كردبه خوردن لبام باوركنيداشك ازجشاش بيرون ريخت خيلي ناراحت شدم حس بدي بهم دس داد ازروش بلن شدم گفت چي شددوس نداري گفتم دارم ولي توانگارناراحتي جواب دادنه بخدااين ازخوشحاليمه اخه فقط اين صحنه هاروتوفيلم سكسي ديدم تاحالااينجوري حال نكردم دوباره شيرجه زدم روش بهش گفتم ميخورش گفت نه دوس ندارم گفتم مگه خوردي گفت نه ولي چندشم ميشه به هزار زوركردمش تودهنش ديدم افتادبه سرفه كردن نخواستم اذيتش كنم ديگه درش اوردم گفتم بكنمش توكدومشون گفت زنا فقط باكس حال ميكنن مون همش درده گذاشتمش توكس زيادتنگ نبود اماخيلي داغ بود2سه باعقبوجلوكردم ديدم ابم داره مياد سريع كيرودراوردم سهیلاگفت چي شدانگاخوشت نيومد ديدم ابم بافشارريخت روشكمش گفت منوبگوخواستم بعدازعمري حالي بكنم10ثانيه هم طول نكشيد.من هميشه 2سه بارتوروزش جق ميزدم بازم اب داشتم.گفتم خاله نگران نباش تا3باربه پاتم دوباره كردم تواما اينبارباشدت سهیلاجيغ زد يواش ديونه كيرموتاته كردم تودوس نداشتم بيارمش بيرون خاله يواش اه اه ميكردشروع كردم به عقبوجلوكردنو دهنموگذاشتم توممه هاش 3چهاردقيقه همينطوري كردم كه هوس كردم بكنم توكون خاله بهش گفتم تاحالا احمدگذاشته توش قسم خورد نه/
    گفت فكرش نباش كه نميزارم گفتم توكه همه چيو تجربه كردي حالامگه چي ميشه خلاصه باهزاران اسرارگذاشت اماگفت اگه درد داشت سريع درش بيار گفتم باشه اول
    رفتم يه كم مايع دسشويي به كيرم مالوندم چون خيلي تنگ بودميدونستم دردش ميكنه يكم سرشودادم داخل جيغ زدهميشه بهم ميگه پدرسوخته 1كم بازي كردم يه خورده بيشتركردم تواينبار اي بلندكشيدگفت توروخدادرش بيارچي به كيرت زدي كونم اتيش گرفت گفتم هيجي الان مياد صبركن نامردي نكردموبافشارتاته كردمش تو سهیلا باتماتم جودش جيغ زد وفوش به ميدادمن سريع عقبوجلوميكردم تااينكه انگارتمام وجودم خالي شد همونجوري كيرم تو كون بود خاله ميگفت غلط بكنم ديگه بزارم بكني كيرو دراوردمو خاله از دروغ ميگفت نميتونم بلندشم يه دونه محكم زدم روكونش يه وركونش قرمزشد ابم ازكونش داشت ميريخت رفتم خودموشستم ديدم خاله همونجوري لخت نشسته
    گفتم چته گفت كنم ميسوزه خلاسه بردمش توحموم كلي شستمويه بارديگه ازكس كردمش داشتم داشتم شرتموپام ميكردم ديدم خالم ازرو شرت كيرموگاز محكم گرفت نزديك بود بميرم درحموموبازكردم ديدم مادربزرگ توحياطه سريع رفتم مشغول شدم به كامپيوتروبعدش رفتم خونه انگادنياروبهم داده بودن خيلي خوشحال بودم اماتا به امروز اين اولواخرين سكسم باخاله سهیلابود اماهروقت ميبينمش امكان نداره حالي باهاش نكنم........پايان


    نوشته:‌ امیرحسین

  • 7

  • 1




  • نظرات:
    •   meloodi
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • دو خط اولش خوندم
      سکس با محارمه نخوندم
      خط اول نوشته بودی دوست داشتم یه برادر کیر کلفت داشته باشم
      کس کش کونی میخواستی داشته باشی که کونت جر میداد؟
      کیرم تو فرق سرت
      درخت داخل کونت با شاخ و برگش


    •  
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • ما نفهميديم اسم خالت سهيلا بود يا فريبا هر وقت كسي تخيلات جق را بنويسه همين از آب در مياد


    •   Dada saeed
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • اي خاك بر سرت كه تو و بقيه عوضي هاييكه فكر ميكنيد ميتونيد افكار جوانها را با اين مزخرفات هي داريد زور ميزنيد كه اين آشغالا را به خورد مردم بديد و ميبينيد كه بچه ها پوزتون رو به خاك ميمالن ولي ول كن معمامله نيستيد اينجا را به گند كشيديد با اين كوس شعرهاي بي سرو ته و فكر ميكنيد كه ميتونيد شايد اندكي بر افكار بي تجربه ترها اثر بذاريد ولي به كوري چشم همه تون بچه هاي شهواني بيدارند و مثل هميشه همه با هم باهاتون مقابله ميكنند تا كور شود هر آنكه نتواند ديد


    •   Wave5000
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • کس شعر بود
      اخه الاق تو بلد نیستی بنویسی مرض داری
      کس کش یبار خودش نخونده تا غلطاشو درست کنه
      فرهنگستان غلط
      بچه کونی


    •   saalim
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • jaghole tavahomi


    •   takavarjoon
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • سکس با خاله بود ننویس. . . . . . . . . .
      هنوز نمیدونی قدت چه اندازه است که میگی در حدود یک متر و هفتاد و هفته؟ زرد پوست هم که هستی؟ بابات چینیه؟ یا ژاپنی؟ اسم خاله نازنینت چی بود پسرم؟ سهیلا یا فریبا؟ سوتی دادی؟ برادر کیر کلفت میخواستی که کونت بذاره؟ کوس کش سکس با خاله ننویس. کله کیری فاسد دیگه ننویس. سگ روت برینه دیگه ننویس. اینقدر غلط املایی داشت که نصف داستانتو یک خط در میون خوندم و بعدش هم فقط چند خط آخرش رو خوندم. حالم بهم خورد از این اراجیفت. قرمساق، دیوث، جاکش دیگه ننویس.


    •   lvlr_alone
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • oonja ke gofti maye dastshoe zadi be kiret fahmidam koso shere baghiasho nakhondam kos keshe jaghi
      kiram too mokhet
      pedar sag dige dastan nanevis


    •   ariah
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • به دلیل سبک نگارش قوی، فضاسازی و پرداخت قوی ماجرا بهت تبریک می گم. شوخی کردم خیلی بد بود، نمره شما 7، این درسو مردود شدی.


    •   masoud-jj
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • kiram tu angoshtat ke in dastano bahash neveshti


    •   nixon
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • takavarjoon
      چرا توی همی داستانا مینویسی فلان بود ننویس...
      دوستان اگر به چند داستان قدیمی تر توجه کنید متوجه حرف من میشید
      اما امیرحسین داستان شما بینهایت کری و تخمی بود دیگه ننویس.....!
      ریدم تو کس سهیلا و مونایی که اصلا وجود نداره!!!!!!1


    •   dol tala
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • درباره سکس با محارم ننویسید
      السلام علیکم و رحمته الله و برکاته


    •   takavarjoon
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • جناب نیکسون
      من در مورد هر داستانی تقریبا نظر میدم و اگه نظرم مثبت باشه میگم بنویس و اگر منفی باشه میگم ننویس. حالا چه اشکالی داره؟ در ضمن شما هم که مثل من نوشتید ننویس :bigsmile:


    •   mamali888
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • خاک بر سرت تو نه تنها خاله ات رو نکردی بلکه پسر هم نیستی بهچند دلیل:
      اول اینکه هیچ پسری شامپو یا مایع دستشویی به کیرش نمیزنه چون پدرش درمیاد دوم اینکه بویی از احساسات پسرونه نبردی و سوم اینکه ارزوی داشتن برادر کیر کلفت میکردی .
      در کل اگه دختر نباشی با ارفاق میشه دوجنسه حسابت کرد ولی بدون شک پسر نیستی.
      حالا هدفت از نوشتن این مذخرفات چی بود رو نمیدونم .
      در ضمن غلط املاییهات هم تابلو بود که عمدا نوشته شده چون یه جا درست بود یه جا غلط
      برو بمیر مرتیکه دوجنسه


    •   Derrick Mirza
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • از این به بعد برای سکس با محارم فحش حروم نمیکنم
      فقط و فقط مینویسم


      بد


      بد


      بد


      بد


      بد


    •   Silver_fuck
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • آخه کله کیری که حاصل ازدواج بابای مکانیکت با ننه جنده ت شده توی کسپیچ انگار نشستی بین چندتا رفیقت و داری داستان تعریف میکنی. نمیدونم این معلمهای انشا و املا تو مدرسه چی یاد بچه ها میدن که حتی اصول اولیه نوشتن رو هم بلد نیستن. بابا چند دفعه گفتم قبلش متن رو یه جایی بنویسین چندبار بخونین و لااقل قلتحای املاییش رو بگیرین. همینطوری رو مخ هستین لااقل اسرار و اصرار رو درست بنویسین...


    •   m3lisa.girl
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • Cherto pert :)


    •   سردار شمال
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • ببین کله کیری آدرس بده من جای داداشت اين جور بکنمت
      که مثل خر بگوزی وبقیه ایراد دوستان گفتن لطفا داستان واقعی بنوسید بعد از قسم خوردنت معلوم راسته


    •   Dr.slayer
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • آخه مرتيكه ديوث اگه مىخواى كسى كونت بزاره نيازى به برادر كير كلفت نيست,بروبچ شهوانى هستند,بيا از اين داستاناى كس شعر بنويس تا از خجالتت دربيان.


      راستى همون تيم فوتبالى كه توش بازى مىكردى تو كونت.


    •   Siamak-f14
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • بقول يارو گفتني نمودي مارو با اين قصه حسين كردي كه سرهم كردي من كاري ندارم به اينكه قصه ت راسته يا تخيليه واصولا نيزكشف اين مسئله در حيطه مسئوليتهاي بنده نميباشد آنچه براي اينجانب مهم است شيوه و شيوايي وهمچنين باورپذيربودن نوشته است كه شكرخدا در اين نوشته ازهيچيك خبري نيست _اما موضوعي كه باعث ميشه من هم در ثواب فحشهاي بعضي از دوستان خودم را شريك بدانم بيمعرفتي محض عده اي از ارسال كنندگان قصه ها ازجمله شما دوست گرام ميباشد كه حاضرنيستيد زحمت بازخواني نوشته خودتونو قبول بفرماييد واين ياناشي ازنهايت خودپرستي وبي تعهدي شماست ويا ازجهالت وبي توجهيتان كه درهر صورتي نشانه بي احترامي بخود وبه تبع آن به ديگران است_اين زشتترين وبارزترين ايراديست كه به شما ونوشته شما وارد است ضمنا همانطور كه در ابتدا اشاره كردم لفت دادن بيش ازاندازه و بيمعني داستانتان واقعا كه كشنده وزجرآور است وبهتره كه توجه به اين اصل رو آويزه گوشت كني كه عصر عصر سرعت وارتباطات و اينترنت است و چنين روده درازيهايي باروح ومقتضيات اين دوران همخواني ندارد وبهتر است : زتعارف كم كني و بر مبلغ افزايي_نهايتا گفتني هستم كه نظر كارشناسيmamali888 به احتمال خيلي زياد خانم راهم كه در مورد احتمال دختر بودن نويسنده بنابه استدلالات منطقي ايشان تادرصد بالايي مورد پذيرش وتائيد بنده ميباشد خدابه ايشون هم عمر طولاني مرحمت كناد


    •   mahsa_yaghi1
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • چرا اینقد داستان ها چرند شدن؟ :(


    •   mahdi0172
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • داداشی برو جلقتو بزن حالشو ببر


    •   hesam081
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • dorog dorog dorog dorog dorog


    •   ahb_90
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • آخ ديگه چي بگم ديگه فداشون بشم بچه ها هر چي فحش بودبهت دادن_فقط بهت فحش ميدم چون استقلالي هستي_كيره تمام پرسپوليسيا تو كس خواهرت كسكش حرومزاده_ حالا داشته باش_7دقيقه10نفره 3گل هتريك ايمون زائد_هاهاها


    •   Mahsa_Misi
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • کیر تو کون مادربزرگ خرت که این همه نفهمه


    •   Bala mala
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • اخه کس کش پدر
      دوتا خواهرتو با خر بکشم
      سکس با محارم آخر حروم زادگی
      کیر همدان تو دهنت


    •   alirezalove91
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • خوب بود من حال کردم
      >;)


    •   tanhaeevabikasi
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • کس کش مگه در مدرسه به شما املا یاد ندادند چقدر غلط املایی داری برو از اول ابتدایی شروع کن به خوندن تا کمی املات بهتر بشه داستانت هم خیالی بود خیلی مزخرفه


    •   abtinjoon
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • بسته دیگه عمو جون کشتی خودتو از بس التماس کردی باورش کنیم. آفرین صد آفرین ریدی پسر نازنین.راسی این فحش جدید تقدیم به تو : الهی یارانه ات قطع شه از غصه گوزپیچ شی


    •   alexa25956
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • اول همينجابگم كيرم با 190تاسرعت توكونت.آخه توكه آبروي اولين آريايي روتا آخرين نفربردي با اين غلطهاي املاءيت مادرجنده اين داستانو از كجات درآوردي اينجاگذاشتي؟هنورنميدوني اسم خاله جندت چيه اومدي چرندوپرندتحويل ماميدي كيرهرچي الاغه بره توكس خاله هات(هرچارتاشون).تواصلاباخودت فكركردي اين داستانونوشتي ؟تمام فحشايي كه بروبچ بهت دادن درمقابل داستان تخيليت مانندقطره اي در مقابل درياست...
      اي توروحت بشاشم سرپا
      اون كسكشي كه اينجادنبال دوست دخترميگرده برو توتاپيك آشنايي اونجادنبال دوست دخترباش
      در ضمن من دربرابر بزرگان بي ادبي نميكنم وفقط به همين بسنده ميكنم كه آقاي اميرحسين كه زحمت بيهوده كشيدي واسه نوشتن كس شعرات لطفا ديگه داستان ننويس تو همين جا ريدي توهيكل ويكتورهوگو الهي كه سگ برينه توهيكلت ننويس باشه؟
      همه به عمروابوبكرلعنت ميفرستن ولي من ميگم لعنت عمروابوبكربه توبااين تخيلات تخميت


    •   yasin1365
    • 7 سال،3 ماه
      • None

    • بیشتر فکر کن کمتر جق بزن این تفکرات برای ذهنهای سکس ندیدست برو بچ شهوانی وقت الکی ندارن پای این این کس و شعرا بزارن اگه میدیدمت چنانمکردمت که دیگه کس و شعر تلاوت نکنی با تشکر از همه دوستانی که حالتو گرفتن .


    •   zexuz
    • 7 سال،1 ماه
      • None

    • agha salam man 1 roz hast ke ozv shodam be nazare man in site behtarin site va karbaraye bahal va mohtarami dare va tanha eshkal in jast ke agar az dastan khosheshon nayad bedar madar khandane yaro ro be fosh mikeshan vali be nazare man bad nabod


    •   shapor khan
    • 7 سال
      • None

    • akhe koni chera kose sher minevisi majboret kardan


    •   boy esf
    • 7 سال
      • None

    • خاک بر سرت کنن
      "اگه زیاد حرف سکسی توش نیست واسه اینه که واقعیته و کس شعر نیست"
      تو به کس مامانت خندیدی جقی
      خواب بود یا تو حموم بهش فکر کرده بودی


    •   boy esf
    • 7 سال
      • None

    • خاک بر سرت کنن
      "اگه زیاد حرف سکسی توش نیست واسه اینه که واقعیته و کس شعر نیست"
      تو به کس مامانت خندیدی جقی
      خواب بود یا تو حموم بهش فکر کرده بودی


    •   herna
    • 6 سال،12 ماه
      • None

    • عالي بود افرين


    •   herna
    • 6 سال،12 ماه
      • None

    • عالي بود


    •   ahyess
    • 6 سال،11 ماه
      • None

    • گم شو بابا عقده اى


    •   saeed 021
    • 6 سال،8 ماه
      • None

    • استقلالی همینه دیگه بی فرهنگ


    •   David1367
    • 2 سال،10 ماه
      • 0

    • اوپس


    •   sire7sale
    • 2 سال،10 ماه
      • 0

    • اه چقدر ذر زد دیوس سرم درد گرفت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو