داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

اولین آنال سکس نازنین

1391/03/14

سال اول تو آمریکا خیلی بهم فشار اومده بود.مسکن، کار، دانشگاه به علاوه ی تنها و ناآشنا بودنم. حقیقتا زندگی تو آمریکا به اون آسونی که تصور کرده بودم نبود. غرورم هم نمیذاشت اینو به خونواده و دوستان اعتراف کنم و ازشون کمک بخوام. تصمیم گرفتم حداقل برای یه مدت درس رو بذارم کنار.رفتم لوس آنجلس. قرار بود چند ماه پیش یکی از آشناهای ایرانیم اونجا بمونم.برام کار پیدا کرده بود و می گفت با پولی که تو 6ماه در میارم شاید تصمیم بگیرم درس رو کاملا بذارم کنار. دستی تو موسیقی داشتم و برای خونواده بهونه آوردم که دارم میرم دنبال چیزی که همیشه بهش علاقه داشتم اما هرگز وقت نذاشتم روش. رفتنم به لوس آنجلس همه چیز و تغییر داد.دیگه هرگز به دانشگاه برنگشتم.البته نه به خاطر پول خوبی که از طریق کار درآوردم.نه.اون پول فقط در حدی بود که زنده نگهم داره!..یک بخشی از این تصمیم واسه این بود که جداً به موسیقی و هنر علاقه داشتم و تو لوس آنجلس با روابطی که برقرار کردم تونستم تو همین زمینه فعالیت کنم.موسیقی واسم جذابیت داشت و ازش لذت می بردم بدون توجه به اینکه پولی که ازش در میاد چطوره.یک بخش دیگه هم وجود تعداد زیادی ایرانی بود که نمیذاشت خیلی احساس تنهایی و بدبختی کنم. اما شاید مهمتر از همه مردهای مجرد و ثروتمند بودند به علاوه ی کشف این حقیقت که به عنوان یک دختر 21ساله ی ایرانی چقدر می تونم مورد توجه قرار بگیرم!!
قبل از خروج از ایران فقط یک بار سکس داشتم.بکارتم رو به پسری دادم که 5سال باهاش بودم و بعد ازش خداحافظی کردم و رفتم! موضوع اینه که می خواستم اولین بارم با کسی باشه که بشناسمش،ایرانی باشه و برای سکس تحت فشار نذاشته باشدم.وگرنه از اول هم می دونستم من و افشین با هم به جایی نمی رسیم. تو یک سالی هم که تو اوکلوهوما بودم هیچ غلطی نکردم!هنوز می ترسیدم.اون ترس که از بچگی از طریق باورهای دینی و عرف بهمون تزریق شده هنوز تو روحم بود.و باعث می شد با اینکه حراست و ارشاد و خونواده دیگه درکار نبود باز نمی تونستم با کسی سکس کنم.حتی درباره مشروب هم دردسر داشتم و خیلی با احتیاط برندهای مختلف رو امتحان می کردم!
ماه اول تو لوس آنجلس دوستان هنرمند زیادی پیدا کردم.با هم به مهمونی و کلاب ها می رفتیم و خیلی سریع در ارتباط با آدمهای ثروتمند و کمابیش معروفی قرار گرفتم که تو این جمع ها می دیدم.اکثرا نسل های دو و سه از خونواده های ثرتمند.کسانی که بابا ننه شون از هیچ شروع کردن و به پول رسیدن، ولی خودشون از لحظه ی تولدشون تو اسکناس وول می خوردن و پول رو مثل دستمال کاغذی واسه خوشگذرونی خرج می کردن.تا اواخر ماه سوم از دوست پسر خبری نبود.به جاش به دفعات پیشنهاداتی برای یک شب سکس در برابر پول داشتم که عصبانیم می کرد. ولی یک روز تو یک مهمونی های کلاس متوجه نگاه پسری شدم که از چهره اش خوشم اومده بود.چهره ی جدی و در عین حال شیطونی داشت.لبخندش خیلی محو بود.ابروهای کشیده ای داشت بدون هیچ زاویه ای. و لب هاش برجسته بودن.چشم و ابرو مشکی هم بود با پوست روشن.از من سفیدتر بود(من کلا سبزه ام). با هم صحبت کردیم و قرار گذاشتیم که فردا برای ناهار همدیگه رو ببینیم.
متوجه شدم 24ساله است( با اون لباس و سرو ووضع و منش بیشتر به نظر می رسید!!) تک فرزند یک بیلیونر درست و حسابیه که هتل های متعددی داره و اصالتاً اهل ایتالیاست.قبلا با یک دختر ایرانی بوده و برای همین از ظاهرم فهمیده که ایرانیم.( کاملا راست می گفت! از همون اول یکی دو جمله فارسی باهام صحبت کرد که کلی هیجان زده شدم!!) از لا به لای حرفاش دستم اومد که تو تعطیلاته و این مدت(که می شد چیزی حدود 2ماه) می خواد باهام باشه ولی دنبال یک رابطه ی جدی نیست و نمی خواد اسم من کنار اسمش مطرح بشه. اینجوری که تعریف کردم شاید وضعیت جالبی به نظر نیاد.اما اونقدر برخوردش محترمانه و مردانه بود که جداً جذبم کرد. به خودم گفتم هم به هر حال می تونم از کمک مالیش استفاده کنم هم یک تجربه ی جنسیه خوبه چون بعد از 2ماه میره پی کارش و مزاحمتی برای هم نداریم.
فکر می کنم مقدمه ی خیلی طولانی گفتم. شما فقط یک داستان سکسی می خواین.و من هم نمی خوام اولین سکسم باهاش رو تعریف کنم. اما دلیل اینکه این بشر واسم مهمه اینه که یه بکارت دیگه ام رو بهش دادم. بعد از یکی از سکس هایی که داشتیم رفتم تو حموم تا دوش بگیرم.احساس سبکی می کردم.با وجود سن کمش خوب می دونست چطور ارضام کنه و امکان نداشت باهاش به ارگاسم نرسم.زیر دوش تازه موهام رو خیس کرده بودم و با چشم های بسته داشتم به چند لحظه ی قبل فکر می کردم.مرور اون لحظه ها داشت دوباره تحریکم می کرد و خیس شدن آلتم رو حس می کردم که یهو دستاش از پشت کمرمو گرفت. یکه خوردم.سرم رو برگردوندم و نگاهش کردم.چونه اش رو به شونه ام می مالید و از بالای شونه هام به سینه ام نگاه میکرد.ساعدش رو روی شکمم قفل کرد و تنم رو عقب کشید تا بهش بچسبم. از اینکه کاملا در اختیارم می گرفت لذت می بردم. احاطه ام می کرد و همین باعث می شد حس کنم می دونه داره چیکار می کنه.نا خودآگاه شروع به مالیدن سینه ام کردم.اون هم با چهره ی جدیش فقط نگاه می کرد.بعد از چند لحظه موهام رو کنار زد و شروع به مکیدن گردن و لاله ی گوشم کرد.حالا یکی از دستاش روی دست من بود و سینه ام رو محکمتر می مالید و چنگ می زد.نفس هام سنگین شده بود. دست راستش بین پاهام رفت و روی آلتم حرکت می کرد و با دست دیگه محکم به باسنم چنگ زده بود. درواقع اونقدر محکم که دردم اومد و مجبور شدم پسش بزنم. باسن من خیلی بزرگ نیست و قبلا هم نشونه ای از اینکه جذبش شده باشه ندیده بودم ولی حالا زیر دوش جوری با انگشتاش فشارش میداد که اینگار می خواد از جا بکندش! یه کم ازش فاصله گرفتم و با تعجب نگاهش کردم.خندید و دوباره با حلقه کردن دستش دور کمرم منو به خودش چسبوند.این بار موهای خیسمو تو مشتش جمع کرد و دور مچش پیچوند.سرم رو خیلی نرم عقب کشید و شروع به بوسیدن لبهام کرد.بوسه اش دیوونه کننده بود.خیلی گذرا لب یا زبونش رو روی لبم می کشید و درست زمانی که می خواستم محکم ببوسه، سرش رو سریع عقب می کشید و دوباره از نو. موقع سکس هم همینطور بود.اونقدر از این بازی ها درمی آورد تا مطمئن بشه کاملا حشریم کرده و دیگه تحمل ندارم. با فشار دستش فهمیدم که می خواد به جلو خم شم.دستش بین پاهام بود و بعد از چند لحظه انگشتش رو داخل آلتم حس کردم.آب دوش پشت کمرم می ریخت و دستش توی کسم بازی می کرد.از لذت ناله کردم.این بار با دو دست به باسنم چنگ زد و از هم بازش کرد.شست دستش رو روی سوراخ کونم حس کردم و لرزیدم.خواستم کمرم رو راست کنم اما با کف دست به پایین فشارم داد و اینبار کمی خشن دستور داد که خم شم.چند لحظه مالیدش و سعی کرد بیشتر بازش کنه اما بعد روم خم شد و پستون هام رو تو مشتش گرفت.آروم تو گوشم پرسید که تا به حال انال سکس نداشتم؟ صداش بیشتر داغم کرد.گفتم نه و حس کردم نفسش سنگینتر شده. به سمتش چرخیدم تا بهتر بتونم ببینمش.با یک کیر نیمه راست شده مواجه شدم و خنده ام گرفت.لبخند زد و شونه ام رو به پایین فشار داد.اول متوجه منظورش نشدم.دستم رو گرفت و دور آلتش حلقه کرد.اینبار لبش روی لبم قفل شده بود محکم می بوسید.زبونش رو داخل دهنم می کرد و لبم رو گاز های کوچیک می گرفت و می کشید.باز سراغ لاله ی گوشم رفت و اینبار زیر گوشم گفت که بشینم و ساک بزنم.با فشار دستش جلوش زانو زدم. دستش رو زیر فکم گذاشت و دهنم رو باز کرد.آلتش رو داخل دهنم گذاشت و با حرکت کمرش خیلی نرم عقب جلو کرد.نمی تونستم خوب ساک بزنم.تا به حال حتی برای اون هم این کارو نکرده بودم.ولی اینبار دست بردار نبود.روی لبه ی وان نشست و سرم رو توی دستهاش گرفت.گفت که فکم رو شل نگه دارم و بعد با دستش سرم رو عقب جلو می کرد.احساس کردم که آلتش توی دهنم مثل بادکنک داره پف می کنه و کم کم دهنم رو پر کرد.از دهنم در آورد و گفت زیرش رو لیس بزنم.همین کار و کردم و تو تموم مدت با جدیت و دقت نگاهم می کرد.اینگار داره کتاب می خونه! بالاخره دستمو گرفت و از زمین بلندم کرد.دستهام رو روی دیوار گذاشتم و پاهامو از هم باز کردم.دستش دوباره روی شکمم گذاشت و کمرم رو عقب کشید.اینبار آلتش بود که تا آخر تو کسم فرو رفته بود و ناخودآگاه یه ناله ی بلند کردم.هرگز اینقدر سفت وبزرگ نبود.حس می کردم دارم کش میام و کمی درد داشتم.اولین تلنبه رو که زد دوباره ناله کردم و بعدی و بعدی.نمی تونستم ساکت بمونم.تنم داغ بود و اون هم بدون فاصله می زد.بعد از چند لحظه کیرش رو بیرون آورد و کمرم رو بیشتر عقب کشید.دیگه نمی تونستم دستامو به دیوار بند کنم و بنابراین روی زانوهام گذاشتم. انگشت اشاره اش رو با لوسیون چرب کرده بود و داشت با سوراخ کونم بازی می کرد.دومین انگشت رو که فرو کرد از ته دل داد زدم.خندید و بلندم کرد.خودمون و خشک کردیم و برگشتیم روی تخت.
از فکر اینکه می خواد چیکار کنه هم ترسیده بودم هم کاملا حشری بودم.کیرش هنوز محکم و سیخ واستاده بود.بهم گفت روی شکم بخوابم و بعد با فشار دست کمرم رو از روی تخت بلند کرد.شروع به خوردن کرد.با زبونش روی سوراخ کونم می کشید و من از لذت آه های ریزی می گفتم.لوسیون رو پشتم خالی کرد و دوباره شروع به بازی با انگشت کرد. بالاخره کیرش رو روی سوراخم گذاشت و خواست فشار بده داخل اما نمی رفت.دوباره با انگشت.دوباره با آلت. تا بالاخره یه بار با یک فشار ناگهانی سر کیرش رفت تو.لرزیدم و از جا پریدم!یک لحظه فکر کردم واقعاً کبریت لبه ی سوراخ کونم گرفته!می سوخت.حس عجیبی بود.از ترس و کمی هم درد به ملافه چنگ زدم و حس کردم آب کسم شره کرد و روی تخت ریخت.با خنده روم خم شد و از پشت سینه هامو مالید.زیر گوشم چیزهایی دباره جوون و تنگ و حشری بودن زمزمه می کرد و سر آلتش رو آروم جلو عقب می برد اما دردم بیشتر شده بود.ازش خواستم که بیرون بکشه.آلتش رو درآورد و باز با سوراخم بازی کرد.سعی می کرد با مالیدنش آروم نگهم داره.دوباره آلتش رو روی سوراخم گذاشت.دو تا دستم رو عقب کشید و گفت با تمام توان باسنم رو باز نگه دارم و بکشم.فشار داد و اینبار هم درست مثل قبل خیلی ناگهانی رفت تو و از جا پریدم.کف دستش رو روی کمرم گذاشت و این بار آلتش رو بیشتر داخل فشار داد. کلفتیشو تو روده هام حس می کردم.روی ساعد بلند شدم و سرمو برگردوندم تا ببینم چه اتفاقی داره میفته.صورتش قرمز شده بود و با چشمهای بسته اه می کشید.متوجه نگاهم که شد چند لحظه صبر کرد و بعد روم خم شد.با خشونت صورتمو بالا کشید و لبهامو قفل کرد.تو همون وضعیت یک تلنبه ی محکم زد که باز از جا پریدم و خواستم داد بزنم اما همچنان محکم می بوسید.یکی دیگه و یکی دیگه.به دستش چنگ زدم و ناله کردم.صورتم رو ول کرد و به چشمهام نگاه کرد.گریه ام گرفته بود و دست خودم نبود.این کارش هم لذتبخش بود و هم دردناک.آلتش رو با دقت درآورد و کنارم دراز کشید.بازوهامو گرفت و بالاتنه ام رو روی سینه اش کشید.انگار از کمر به پایین فلج شده بودم و نمی تونستم حرکت کنم.باز لاله ی گوشمو می خورد و تو گوشم زمزمه می کرد. اونقدر نوازشم کرد تا آروم گرفتم.دستم رو گرفت و روی سوراخ کونم برد.خودم هم کنجکاو شده بودم و کمی باهاش بازی کردم.قطرش نصف آلتش هم نمی شد و قابل درک بود که چرا اینقدر سخت می رفت داخل.گفت که اگه درد دارم می تونیم از جلو کار رو تموم کنیم اما دیگه آروم شده بودم.از تخت پایین اومد و گفت روی زمین جوری زانو بزنم که نیمتنه بالاییم رو تخت باشه.رفت پشتم و باز با همون فشار آلتش داخل رفت.این بار یه دستش تمام مدت روی چوچولم بود و بی وقفه می مالیدش.به سختی جلو عقب می کرد و هر دو آه می کشیدیم. تو این جریان یک بار ارضا شدم و از حال رفتم.آلتش رو خارج کرد و کمکم کرد که به پشت بخوابم. رو زمین زانو زد، پاهامو بلند کرد و شروع به لیسیدن کس و کونم کرد تا دوباره حشریم کنه.دستم رو زیر زانوهام قفل کردم و پاهامو عقب کشیدم.تو این حالت سر آلتش راحتتر رفت داخل.شاید هم حالا سوراخ من بازتر شده بود.کمرم رو یهو کشید لبه ی تخت و آلتش رو تا آخر داخل برد.دستهام شل شد ولی خودش پاهامو بالا نگه داشته بود.به صورتم نگاه می کرد و نفس نفس زنان تلنبه میزد.تو همون حالت روم خم شد و شروع به مکیدن نوک سینه هام کرد.اونقدر داغ بودم که حال خودم رو نمی فهمیدم.دستم رو لای موهای پشت گردنش فرو کردم و سرشو روی سینه ام فشار دادم.نفس های داغش به سینه ام می خورد و باز با هر ضربه اش ناله می کردم.تنم می سوخت و حسابی عرق کرده بودم. دوباره سراغ لبهام رفت و با یک دست هم به جون کس و چوچولم افتاد.خیلی طول نکشید که باز ارضا شدم.اینبار شدیدتر از قبل و با جیغ و رعشه ی سرتاسری.آلتش رو درآورد و بعد از چند دقیقه که حالم سر جاش اومد گذاشت لای پستونم. و آخرسر آبش روی گردن و سینه ام خالی شد. از اون روز تا آخر رابطه ی 2ماهه مون عمدتا انال سکس داشتیم و من تازه فهمیدم چرا دخترهای ایران نمی تونن از این نوع سکس بگذرن!


👍 3
👎 0
172209 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

321418
2012-06-03 03:53:48 +0430 +0430
NA

:Oبا این داستانت خیلی حال کردم برایم تازگی داست وقتی میخوندم حالت بهم دست میداد

0 ❤️

321419
2012-06-03 03:53:51 +0430 +0430
NA

فکر کنم تو با ادواردو آنیلی دوست شدی که باباش خر مایه بود.برو جمع کن این کس کلک بازیا رو .در ضمن کس و شررر ننویس.

0 ❤️

321420
2012-06-03 04:06:58 +0430 +0430
NA

بد نبود ولی تخیلات یک روان آشفته در انتظار لس آنجلس بود به عبارت دیگر یک دروغ خوب بود.!!!
0:)

0 ❤️

321421
2012-06-03 04:11:43 +0430 +0430

بد نبود بازم هم بنویس. . . . . . . . . . . .
کلا توصیف صحنه ها را خوب نوشتی. به نظر من داستان زیبایی بود. هر چند کامل نبود. دفعه دیگه یک داستان کاملتر بنویس. البته نتیجه گیری آخر داستانت در باره دخترهای ایرانی تخمی بود.
راستی گفتی که آمریکا زندگی میکنی؟ اونجا نمیگن “آنال یا انال” بلکه میگن “اِی نال”. اینجاشو مشکوک زدی که شاید تو همین شاه‌عبدالعظیم خودمون زندگی میکنی. ولی باز هم بنویس.

0 ❤️

321422
2012-06-03 07:08:08 +0430 +0430
NA

خوب بود… من باورش کردم، کاملاً مشخص بود سکس با یه غیر ایرانیه.
من دوست پسر ایتالیایی داشتم، البته 30 به بالا بود و نمیشد بهش گفت پسر! فوق العاده دوستداشتنی… از خیلی لحاظا با مردای ایرانی فرق دارن و همینجوری که از نوشته ات استنباط میشد خیلی بات راه اومده و نخواسته یه طرفه حال کنه
فقط قسمت آخرشو دوست نداشتم… که گفتی پس معلوم شد واسه چی خانومهای ایرانی از آنال سکس نمیتونن بگذرن!

1 ❤️

321424
2012-06-03 09:09:51 +0430 +0430
NA

خوب بود ;) ;) ;) ;) :) :) :)

0 ❤️

321425
2012-06-03 09:55:10 +0430 +0430

وقت نکردم بخونم همین که تکاورجون و ارغوان خوششون اومده یعنی نمره قبولی رو گرفتی .

0 ❤️

321426
2012-06-03 10:24:03 +0430 +0430
NA

bazam migam mohem nist vagheyat bod ya takhayol
vaghean ziba bod
mamnon bazam benevis

1 ❤️

321427
2012-06-03 11:21:18 +0430 +0430

نمیدونم چه اصراری داشتی که داستان توی خارج از کشور بگذره. یه هچین داستانی رو نوشتن زمان زیادی رو میبره. اینکه توی سن 21سالگی چطوری رفتی خارج اونجا پیش کی رفتی و چیکار میکردی خانواده ت چطور با این مسئله کنار اومدن و… همه ایجاد سوال میکنه که جواب درستی بهش نداده بودی. اینکه چه اصراری داشتی که حتما با یه خارجی اونم از نوع ایتالیاییش سکس داشته باشی. استفاده از واژه آلت یه مقدار توصیفات سکسی رو تحت تاثیر قرار داد که خوشم نیومد. به قول یه بنده خدایی اسم اونیکه لای پاته کسه واونی هم که لای پای پسراست کیره. اینجا هم یه سایت سکسی وداستانت هم داستان سکسی.
جدا از این انتقادات داستان رو خوب شروع کردی و صحنه های سکسی رو خوب توصیف کردی. من خودم یه داستان دارم مینویسم که قسمتهاییش زیر دوش حموم میگذره نمیدونم چرا حس کردم که شباهت زیادی بین داستانت و واسه من وجود داره.

0 ❤️

321428
2012-06-03 14:23:01 +0430 +0430
NA

سعی میکنم کوتاه و شیوا فحش بدم
بااجازه شما نویسنده گرامی
اخه مادر به ارروره666 دختر چند پدر کون فلشی خودت اینارو باور داری؟؟
خواستم به وظیفم تو این سایت عمل کنم >)
موفق باشی ولی جنده نشی

0 ❤️

321429
2012-06-03 14:59:17 +0430 +0430
NA

Ah az dast los angeles wishers kiram to kose bi pardat

0 ❤️

321430
2012-06-03 15:49:33 +0430 +0430
NA

خدا اجرش بده که این راه رو هم باز کرد

0 ❤️

321431
2012-06-03 16:18:15 +0430 +0430
NA

تکاور گفته خوبه یعنی عالیه
بازم بنویس
خیلی باحال نوشتی

0 ❤️

321432
2012-06-03 17:34:06 +0430 +0430
NA

ورى گود

0 ❤️

321433
2012-06-03 17:47:41 +0430 +0430
NA

از نظر شیوه ی بیان وتوصیف صحنه های سکسی خوب بود.از نظر ادبیاتی خوب بود که میتونست هنوزم بهتر باشه. اینکه راسته یا دروغ کاری نداریم اما داستان خوب شروع نشد به نظر من. بهتر بود یکم تو زمینه سازی بیشتر کار میشد تاخواننده بیشتر جذب شه به سمت داستان. با اینحال درتوصیف صحنه های تلاقی برخورد ها خوب بود. ضمن اینکه من احساس میکنم در این داستان سعی شده که کمترین احساسات درمعرض نمایش قرار گذاشته شه وبهتره اینجور بگم فقط برای ارضای نیاز چنین عملی انجام شده که این نمیتونه یک سکس خوبی باشه که داره در داستان ازش تعریف میشه. سکس فقط برای ارضای نیاز یعنی فساد یعنی عدم درک شخصیتها چیزیکه در داستان باید جایگاه نخست رو داشته باشه. امیدوارم داستانهای بهتری برای گفتن داشته باشید…من از نمره ی 100 به این داستان نمره ی 60 میدم. با سپاس

0 ❤️

321434
2012-06-03 19:10:43 +0430 +0430
NA

man ta vasatesh khoondam khaste shodam. be roman bishtar shabihe

0 ❤️

321435
2012-06-03 20:18:29 +0430 +0430
NA

بد نبود ولی آمریکارو دیگه خالی بستی.

0 ❤️

321436
2012-06-04 00:35:06 +0430 +0430
NA

لعنت به جمهوری اسلامی و اسلام و امام و هر چی دین کیری و خرافاتی.درود بر تموم ایرانیان در بند اسلام ناب مححححمدی کیری. فقط شاهین نجفی و داریوش اقبالی و بزرگ مرد ایران رضا فاضلی.

0 ❤️

321437
2012-06-04 05:27:55 +0430 +0430

تکاور جون این “ای نال” رو خب اومد، ولی حتی اگه داستانت تخیلی هم باشه خوب نوشتی

0 ❤️

321438
2012-06-04 06:11:32 +0430 +0430
NA

داستانت فقط به عنوان یه داستان خوب بود ولی ازاینکه یه دختر ایرانی بره خارج به جندگی کشیده بشه اصلا خوشم نمیاد و تاسف برانگیزه

0 ❤️

321439
2012-06-04 20:44:33 +0430 +0430

آخه من به تو چی بگم.4 تا کس مغز ازت تعریف کردن احتمالا یابو برت داشته که همچین رنگین ریدی که همه حال کنن.
21 سالگیت رفتی آمریکا چه کونی بدی؟ها؟
اون دانشگاه هم که زر زدی و بعدش پیچوندی چی بود اون وسط؟
قبلشم که داشتی میرفتی دادی یکی پرده برداریت کنه چون میدونستی بری اونجا میخوای چیکاره بشی جنده…
حالا رفتی کونتم دادی یه اجنبی گایید،قرار بود ازش پول بکنی پس چی شد؟کیر خوردی،نه؟خایه هم کف دستت نذاشت!!!
بیخیال نوشتن شو برو همون کونتو بده…برو…آفرین.

0 ❤️

321440
2012-06-04 21:21:47 +0430 +0430

معمولا پای داستان هایی که نمیخونم یا نصفه میخونم کامنت نمیذارم آخه بی انصافیه دربازه ی چیزی که نخوندم نظر بدم.
ولی داستان شما رو تا نصفه (دقیقا جایی که تو حموم بودین و بهت چسبید و بعدشم لوسین و این چیزا بود.) خوندم.
داستانتون یه خورده خسته کننده و یکنواخت بود…
البته این فقط نظر منه و من معتقدم سلیقه ی آدما مثل اثر انگشتشون با هم دیگه تفاوت داره.
داستان باید بالا پایین داشته باشه…
فراز و نشیب.

0 ❤️

321441
2012-06-05 06:11:11 +0430 +0430
NA

از نظر من زیاد جذاب نبود.سعی کن بهتر بنویسی.

0 ❤️

321442
2012-06-05 11:40:37 +0430 +0430
NA

من به این اعتقاد ندارم که داستان سکسی از اول تا آخرش باید کس و کون توش باشه پس با شروع داستانت مشکلی ندارم…
توصیف صحنه های سکسی کامل و قابل تصور بود (اون چیزی که لازمة داستان سکسیه)…
امـــّــــا روند داستانت کسل کننده بود،داستان دلنشین باید خوانندشو به چالش بکشه پس تهی از این قضیه بود…
با روند سکست و اون قسمت لوسیونش خیلی حال کردم چـــــــــرا؟؟؟ چون ایرانیا در حد یه خالی کردنو، تف زدن در کون طرف بیشتر یاد نگرفتن خیلی بخوان سر طرف عزّت بذارن روغن زیتون واسش مصرف میکنن…لــــــــــــــــــول

0 ❤️

321443
2012-06-05 13:39:33 +0430 +0430
NA

اصلا نخوندم خدایی وقتی می نویسید کمی دقت کن از اولش ضد حال شروع شد
مسخره کردی ؟
گردو

0 ❤️

321444
2012-06-06 13:31:20 +0430 +0430
NA

از صد نمره بهت 99 میدم

بهتر بود شرم رو توی داستانت به خواننده القا نمیکردی
دختر ایرونی آلت چیه گلم؟ منبعد بفرمایید کیر و کس چون تحریک بیشتری داره

راسش منکه تحریک نشدم ولی از اینکه راحت حرفاتو زدی خوشم اومد

امیدوارم غربت برات خوشایند باشه…

روزگارت لبریز خوشی

ما که ایتالیایی نیستیم اما ی بوس ایرونی تقدیم ب گونه های خوش طعمت

0 ❤️

321445
2012-06-06 14:05:03 +0430 +0430
NA

خوشم اومد چون خیانت توش نبود

0 ❤️

321446
2012-06-07 05:47:57 +0430 +0430
NA

سلام مرسي بد نبود و خسته نباشى،البته ميتونسى كاملتر از اينم بنويسي و براي خواننده جاي سؤال نذاري،اينكه براي چي به كشور شيطون بزرگ!!! رفتي؟اونجا چيكار ميكردي؟توي ايران چي؟ و٠٠٠
بهرحال منتظر داستانهاي روز به روز بهترت ميمانم موفق باشي
ضمنا استاد مكس ماهوني پيدات نيس،يه كامنتي يه خبري،دلمون واسه كامنتهاي خوشگلت تنگ شده،كجايي؟

0 ❤️

321447
2012-06-07 06:41:39 +0430 +0430

وقتی می خوندم حست بهم دست می داد از این نظر خیلی جالب بود
اما برعکس بقیه به نظرم توصیفها به اندازه کافی خوب نبود.چیزی درباره ظاهر خودت و پارتنرت نگفتی.هرچند که پوزیشن ها رو خوب توضیح دادی
با این حال دوست داشتم.ای کاش دفعه بعد بیشتر توضیح بدی

0 ❤️

321449
2012-06-27 08:50:20 +0430 +0430
NA

kheyli khoob neveshti
fogholade bood
be harf in bache koooony ha ham goosh nakon
ina ke fohsh midan donbal sex nistan
too ejtema sar khorde shodan oghdasho inja khali mikonan
in bad bakhta donbal gey o sex ba maharem hastan
chon zooreshoon nareside doost dokhtar peyda konan
oftadan be joon khar o madareshon
To rah khodeto boro
age amsal To naboodan pamo too site nemizashtam

Ye mosht bi namoos jam shodan daran az sex maharemo ,gey,…
harf mizanan

admin To ro namooset be ma tavajoh kon

baba ma halemoon bad shod az bas kose sher shenidim

akhe in site dige dare be ga mire farda kasi dige too site nayomad narahat nasho
nagoo bache ha namardan
hamin karat koli az bache ha ro paroonde
Age hamintory pish bere gharar shode mano 7_8ta az doostam ham berim

vala dige nemidoonam chi begam

faghat khaheshan residegi kon !!!

0 ❤️

525301
2015-12-13 21:55:36 +0330 +0330
NA

اگه بهت بگم (کیرم دهنت با اون داستانت کله کیریه زشت)نارحت میشی ایا؟
اگرم ناراحت میشی به کیر تزار بزرگ

0 ❤️

544880
2016-06-15 00:43:18 +0430 +0430

قشنگ نوشتی گلم. بازم بنویس. به اراجیف اونجایی هم که خودشون عرضه دوخط نوشتن ندارن توجه نکن.
هرجوری دوس داری بنویس. احساستو رها کن خودش قلمتو میچرخونه. واقعا خوشم اومد.

0 ❤️

567460
2016-12-05 08:27:20 +0330 +0330

عالی بود ، اگر همه داستان های سایت اینطوری واقعی به نظر بیاد عالی میشه !
نویسنده خوبی میشی
خب شاید محیط و زبان اونجایی که زندگی میکنی تأثیر داره

ممنونم بازم بنویسید

0 ❤️







Top Bottom