اولین باری که از مالیدن یک کیر لذت بردم (۳)

    1398/3/29

    ...قسمت قبل


    ویلیام را چهار دفعه دیگر دیدم دو بار در همان سونا و دو بار آخر در یک هتل که او رزرو کرده بود. بعد از آن دیگر منتقل شد به آنسوی انگلستان و دیگر ندیدمش. ویلیام زن و دو فرزند داشت و بسیار در تماس با من وسواس داشت که کسی نفهمد. بار اولی که به هتل رفتیم پیشنهاد او بود. برای اولین بار کیرش را در هتل مکیدم. تا عمق گلویم فرو میکردمش و بعد لب هایم را خیلی سفت به دو طرف کیرش فشار میدادم و و اآهسته آن را از دهانم بیرون میاوردم. نتیجه این میشد که پوست کیر ختنه نشده اش با حرکت لبانم بالا میامد و من از پوست سر کیرش را حس میکردم. نمیدانم چرا ولی کیر ختنه نکرده خیلی حال داشت. از کشیدن پوست لطیف و نازک کیر و مالیدن سر کیر از روی پوست رویش آتش میگرفتم. صورت گردن، شانه ها و سینه ام را را به مدت طولانی به کیرش میمالیدم و از بوی کیر مست میشدم


    یادم هست که حدود ۳۹ یا ۴۰ سالم بود که یک روز تابستان خیلی گرم به استخر رفته بودم. از ساعت یک بعد از ظهر تا ساعت پنج بعد از ظهر در استخر بودم و علاوه بر شنا سر و سینه و پستان های لخت زن ها را حسابی دید زدم. ساعت پنج کناره استخر را به مقصد دوش ترک کردم. دوش های استخر در دو طرف یک راهروی سه یا چهار متری قرار داشتند و دوش ها ی هر طرف با یک دیواره تقریبا به ارتفاع دو متر و نیم از یکدیگر جدا میشدند؛ ورودی دوش ها باز بود و هیچ در یا دیواری نداشت بطوری که دو نفر در دو دوش روبروی هم در دو طرف راهرو هیچ مانعی برای دیدن یکدیگر نداشتند. وارد یکی از دوش ها شدم. داشتم از آب تقریبا سرد دوش لذت میبردم و بدنم را میشستم که ناگهان نگاهم به دوش مقابل آنطرف راهرو افتاد. مردی تقریبا ۵۰ ساله با بدنی کاملا برونزه و بدون مو در حالی که نیمرخش به من بود مایو اش را تا زیر بیضه هایش پایین کشیده بود و مشغول شستن آلت و بیضه هایش بود. دیدن کیر نیمه شق و ختنه نکرده اش جرقه ای از شهوت در دلم روشن کرد. تقریبا چهار ماه بود که کیر کسی را جز خودم نمالیده بودم و دلم خیلی هوس کیر مالی کرده بود.
    من هم به تقلید از او به نیمرخ ایستادم مایو را تا زیر کون و بیضه هایم پایین کشیدو و به صابون زدن مشغول شدم. یک لحضه صابون را به زمین انداختم و در حالی که پشتم به او بود برای برداشتن صابون خم شدم. اگر رویش به من بود میتوانست در این حالت شکاف کونم را پشت ران هایم را بخوبی دید بزند. وقتی صابون را برداشتم و بلند شدم حس کردم که کیرم دارد شق میشود و شهوت ضربان قلبم را بتدریج تند و تند تر میکند. نمیخواستم بیگدار به آب بزنم و به شستشوی بدنم ادامه دادم و در همین حال از زیر چشم دوش مقابل را دید میزدم. مرد روبرویی هم شق کرده بود و هر دو ما شستشو زیر دوش را بطور مصنوعی طولانی میکردیم. در حالی که دوباره پشتم را به سوی او گردانده بودم به سفت و شل کردن متوالی عضلات دور سوراخ کونم پرداختم بطوری که با هر منقبض کردن تمام باسنم به جلو میرفت. این حرکات از یک طرف کیرم را باز هم شق تر و سفت تر میکرد و از طرف دیگر فکر اینکه مردی که در دوش مقابل است بتواند این حرکات شهوانی را ببیند و تحریک شود به شهوتم میافزود. انگار تیرم به هدف خورده بود چون مرد مقابل به کیر من خیره شده بود و بی پروا جلق میزد. هر با که کسی از راهروی وسط دوش ها رد میشد یا کسی وارد دوش های کنار دوش ما میشد و میتوانست یکی از ما را ببیند، حالت عادی به خود میگرفتیم و به شست و شوی خود مشغول میشدیم. خوشبختانه کسی زیاد زیر دوش معطل نمیشد و ما میتوانستیم دوباره روبروی هم بایستیم و کیر یکدیگر را دید بزنیم. با فاصله۳ یا ۴ متر ی روبروی یکدیگر جلق میزدیم. لبریز از هوس شده بودم و بیشتر از این میخواستم، دلم میخواست گرمی و لطافت کیر دراز و سفتش را حس کنم. مایو ام را بالا کشیدم و در حالی که حوله را به خود میپیچیدم با اشاره سر به او فهماندم که دنبالم بیاید. لباس هایم را از درون صندوق قفل شده برداشتم و به سوی کابین های رختکن رفتم. میدانستم که او هم دنبال من میاید. وارد یک کابین شدم و در را از داخل قفل نکردم. در حالی که در آن کابین بسیار کوچک، به دیوار رو به در تکیه داده بودم کیرم را میمالیدم. بعد از پنج دقیقه انتظار کسی وارد کابین نشد و من، نا امید وکمی دمغ لباسم را پوشیدم . کیرم هنوز نیمه شق بود و چون زیر شلواری نپوشیده بودم به پارچه بسیار نازک و تابستانی شلوارم میمالید. در کابین را که باز کردم دیدم همسایهٔ دوشم لباس پوشیده و جلوی کابین منتظر من است.از کابین خارج نشدم و با اشاره سر دعوت کردم که داخل شود. نمیدانست چکار کند دست و پایش را گم کرده بود. شاید اولین بارش بود که یک مرد هوسش را بر انگیخته بود. دور و برش را نگاه کرد و وقتی مطمئن شد کسی نمیبیند وارد کابین شد ساکی را که روی دوشش بود به زمین گذاشت و در را از داخل قفل کرد. حدود ۳۰ ثانیه گذشت و ما مبهوت به یکدیگر نگاه میکردیم. حتما دفعه اولش بود و نمیدانست چکار کند. در حالیکه نگاهم را متوجه وسط پایش کرده بودم دستم را از روی شلوار روی کیرم گذاشتم و کمی مالیدم. بر گشتم و در حالی که پشتم به او بود باسنم را به وسط پا هایش چسباندم. فوری سفتی کیرش را از روی پارچه نازک شلوار حس کردم. شروع کردم به تکان دادن آهسته باسنم. سعی میکردم حرکاتم تا حد ممکن شهوانی باشند. او هم دو دستش را روی دو طرف کمرم گذاشت و خودش را کاملا به من چسباند. لذت غیر قابل وصفی از حس کردن کیر دراز و سفتش روی کپل های کونم میبردم و شهوت من داشت از مرز قابل کنترل عبور میکرد. هر دو در فضای کوچک و تنگ کابین نفس نفس میزدیم. حالا دستانش از روی کمرم به روی شکم و سپس به پایین لغزیدند و کیرم را میمالیدند. خودمان را با انرژی بسار زیادی به هم چسبانده بودیم و فشار میدادیم و تکان میخوردیم. از یک طرف من دو دستم را به عقب برده بودم و روی دو باسن او گذاشته بودم و او را به سوی خودم میکشیدم بالا تنه من کمی به جلو خم شده بود تا فشار کونم را روی کیرش افزایش بدهد از طرف دیگر او باسنش را با حرکات باسن من هماهنگ میکرد و با هر دو دستش کیر من را از روی شلوار میمالید. موقعیتی که در آن قرار داشتم لذت میبردم و دلم میخواست جنبه زنانه آن را بیشتر کنم. در همان حال که به او چسبیده بودم دکمه های بالای پیراهنم را باز کردم و پیراهنم را از روی شانه هایم پایین کشیدم. دست چپم پیراهن در در همان حالت نگه میداشت. حالا نیمه بالای پشتم و شانه هایم لخت بودند. ناله ای خفیف که خبر از لذت میداد شنیدم و دو دست او روی شانه های لختم قرار گرفتند. کمی به عقب بر گشتم و با صدای خفیفی گفتم “خیلی آهسته نوازش کن”. کف دستهایش و نوک انگشتانش خیلی آهسته روی گردن شانه ها و قسمت بالای پشتم حرکت میکردند. هر حرکت دستهایش روی پوست لختم لرزشی دلپذیر سراسر بدنم را فرا میگرفت. از حالت زنانه ای که داشتم خیلی خوشم میامد. بعد از چند دقیقه لب های خیسش را ابتدا روی پوست گردنم و سپس شانه ها و پشتم احساس کردم. لبانش داغ بودند وقتی پوست لخت شانه هایم را میلیسید مور مور میشدم. پیراهنم را به همان حالت که تا نیمه پایین آمده بود محکم گره زدم شلوارم را کندم و لخت شدم. حالا فقط پیراهنم بود که قسمت پایین پشتم و شکمم را میپوشاند. از درون ساکم شیشه روغن ضد آفتاب را برداشتم و به دستش دادم. خودش بدون حرف فهمید. شلوارش را کند و کیر داغش را که آغشته به روغن کرده بود را به کون من چسباند. باسنم را دایره وار حرکت میدادم و کیرش روی پوستم لیز میخورد
    حالادستانش روغن ضد آفتاب را روی گردن، قسمت بالای پشت و سینه ام و شانه هایم را میمالیدند. از لذت بی اختیار ناله خفیفی کردم . هر دو نفس نفس میزدیم.
    برگشتم و رو به روی او دو زانو نشستم و، مثل تشنه ای که به آب برسد، شروع کردم به مالیدن سر و صورتم به کیرش. خیلی دوام نیاورد و کیرش را در دستش گرفت خیلی سریع شروع کرد به جلق زدن. در همان حالت نشسته خودم را تا حد امکان به او نزدیک کردم. چند ثانیه بعد آبش آمد و من قطره های آب منی را که روی پوست گردن و سینه ام فرود میامدند حس کردم. قطره هایی که به طور لذت بخشی داغ بودند و تمامی نداشتند. به نظرم به اندازه یک نیمه استکان آب منی ریخت روی پوست لخت من. از خود بیخود شده بودم . او پشتش را به در کابین تکیه داده بود بدنش تحت تاثیر توفان لذتی بود که چند لحظه پیش زیر و رویش کرده بود. من روبروی او روی سکوی کوچک کابین نشستم و با ولع آب منی او را به روی صورت، گردن، شانه ها و سینه هایم مالیدم. سپس با دست آغشته به آب منی جلق زدم. سریعا آبم آمد، تمام بدنم به لرزه افتاد، بی اختیار ناله ای خفه از دهانم رها شد و لذتی غیر قابل توصیف تمام وجودم را فرا گرفت.
    هر دو، هنوز سرشار از لذتی که برده بودیم دو باره مایو هایمان را به تن کردیم و به سوی دوش ها رفتیم. بدون یک کلمه حرف.


    نوشته: Mirilop

  • 0

  • 8




  • نظرات:
    •   ماینر
    • 4 هفته
      • 2

    • سه قسمت تا الان برا مالیدن یه کیر!دیگه چرا مثل سریالای هالیودی چندفصلیش میکنین.امشبم داستان خوب گیرمون نیومد.


    •   ARYA52
    • 4 هفته
      • 1

    • من قسمت های قبلی رو نخوندم اینم چند خط اول رو خوندم دیدم اراجیف نوشتی
      عنوان بود اولین بار که از مالیدن کیر لذت بردی؟
      الان سه قسمت داری کسشعر تف میدی تو همین چند خط هم دو سه بار کیر خوردی
      خب عنوان داستان رو بزار
      ز گهواره تا گور کیر میخورم


    •   A.r.h.7.
    • 4 هفته
      • 3

    • میخواستم بخونما ولی تا میرسیدم به ویلیام یاد شکسپیر میفتادم دفعه بعدی با یه اسم دیگه کون کونک بازی کنید بی زحمت


    •   blue_rose
    • 4 هفته
      • 1

    • کون بچه شکسپیر برامون تعریف میکنی؟!! نکنه میکل آنژ هم توشه! به جایه نوشتن و گرفتنه وقته ما, واقعی برو کون بده بچه اوبی!


    •   قائم_مقام_حشری
    • 4 هفته
      • 1

    • خاک بر سرت که سه قسمت فقط درباره لذت کیرمالیدن صحبت کردی. آخه کونی به خودت نگفتی مالیدن کیر مردم توسط تو به ما چه ربطی داره؟ خاک برسرت تو رو به کیرم امامزاده بیژن میسپارمت پسرم.


    •   1122focker
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • دو الی سه سطر از کسشعر هایت را مطالعه نمودم، لذا برآن شدم آلت ختنه شده ام را راهی مقعدت نمایم، یرگه کصمیخ


    •   Yaseshoon
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • یه حس قوی بهم میگه اینا خاطرات واقعی هستن ممنون بابت داستانت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو