اولین باری که پا لیسیدم (۱)

    سلام اسم من مجتبی هست و این داستانی که میگم واسه دو سال پیشه که هیچوقت یادم نمیره.
    اون موقع من با دختری به اسم فهیمه دوست بودم.
    فهیمه چادری بود و توی خونواده‌ی خیلی مذهبی زندگی میکرد.
    منم اون موقع 18 سالم بود و دیوونه ی سکس بودم.
    بعد از 6 ماه پدر و مادرم توی تابستون رفتند مسافرت و من کاملا توی خونه تنها بودم.
    فهیمه هم سال کنکورش بود و 8 صبح تا 10 شب میرفت کتابخونه.
    خلاصه منم موقعیت رو خوب دونستم و ازش خواستم که بریم بیرون
    ظهر بود که رفتم دنبالش و رفتیم یه ناهاری خوردیم و بعد از اون قرار شد که بریم دور دور.
    توی ماشین بهش گفتم فهیمه جان من تنهام و بیا خونمون برای یه بار هم شده بتونم راحت و بدون ترس از پلیس و اینا بغلت کنم.
    همینجوری که انتظارش رو داشتم قبول نکرد و به شدت باهام تند برخورد کرد و دعوامون شد.
    منم باهاش قهر بودم تا شب که رفت خونه بهم پیام داد و منم سین میکردم و جوابشو نمیدادم.
    تا اینکه یهو قاطی کردم و گفتم تو اگه به من اعتماد نداذی چرا با من هستی و شروع کردم آسمون رو به ربسمون بافتن تا قبول کرد فردا 8 صبح برم دنبالش و بریم خونه ما و 9 هم برش گردونم.
    صبح رفتم دم کتابخونه و دیدم فهیمه خانوم یخورده آرایش کرده بود و اومد توی ماشینم نشست.
    یه مانتوی آبی که خیلی دوسش داشتم با کفش کتونی قرمزشو پوشیده بود.
    وقتی که دستشو گرفتم یه حالی شدم اصلا.
    کل تنم داغ شد و این اولین باری بود که همچین حسی بهش داشتم
    وقتی رسیدیم خونه در پارکینگو باز کردم و ماشینو زدم داخل و رفتم درو ببندم.
    وقای برگشتم یهو دیدم یجوری داره بهم نگاه میکنه.
    حس کردم داره به کیرم نگاه میکنه
    منم سریع گفتم عزیزم پیاده شو و وقتی پیاده شد بغلش کردم و باهاش یه لب مشتی گرفتم.
    بعد که جلو تر رفت دیدم کیرم که سیخ شده قشنگ از شلوار زده بیرون و شلوارم خیس شده بود از بس آب ازش اومده بود بیرون.
    رفتیم بالا و تو خونه من رفتم چایی دم کردم و نشستم روی صندلی مادربزرگ توی حال.
    اونم اوند نشست روی پاهام و منم دستامو حلقه کردم دور تنش
    اولین بار بود که اینقدر راحت بهش نزدیک شده بودم.
    فهیمه یهو یلند شد و رفت چایی بیاره.
    منم بلند شدم برم شلوارمو عوض کنم
    و دوباره برگشتم نشستم روی صندلی
    فهیمه هم گفت پس منم برم تو اتاق لباسمو عوض کنم و راحذ بشینیم چایی بخوریم.
    وقتی از اتاق اومد بیرون دیدم یه شلوارک کوتاه با یه تاپ تن کرده و پاهاشو لاک مشکی زده.
    یهو ناخداگاه گفتم الهی من قربون اون پاهای خشکلت برم.
    گفت حالا اینهمه چیزی چرا پاهام؟
    منم هول کردم گفتم میخواستم بگم حتی پاهاتم خشکله
    وقتی روبروم نشسته بود دائم نگاهم به پاهای خشکل و نازش بود
    با اینکه فهیمه خیلی لاغر بود اما پاهاش گوشتی بود و کوچولو. اصلا همونی که آرزوش رو داشتم
    چاییمون رو که خوردیم منم دلمو زدم به دریا
    چند لحظه تو چشاش خیره شدم گفت هان چیه؟ منم پریدم رو لباش و تا میتونستم لباشو خوردم
    بعد رفتم سمت گردنش و شروع کردم با زبونم لاله گوششو زبون زدم
    بعد از اون یه لیس محکم به گردنش زدم و شروع کردم کل گردنشو لیس زدم
    اونم یهو داغ شد بدنش و یخورده نفس زدناش تغییر کرد
    رفتم ازش لب بگیرم دیدم چشاش رفتم
    منم دستمو کردم تو لباسش و دست میکشیدم روی کمرش
    اونم هیچی نگفت
    دستمو آووردم جلو و روی شیکمش دست میکشیدم. هم زمان هم دسنمو در گوشش چسبونده بودم و چند ثانیه یه بار با زبونم با لاله گوشش بازی میکردم
    بعد دستمو آووردم بالاتر و انگشت شصتمو بردم زیر سوتینش
    هیچی نگفت
    منم دلو زدم به دریا و یهو دستمو بردن زیر سوتینش و ممشو فشار دادم
    داشتم از شهوت میمردم
    لباسشو زدم بالا و افتادم روی ممه هاش
    اونم نفس نفساش تند تر میشد
    منم دیگه نمیتونستم تحمل کنم یهو بهش گفتم فهیمه فقط هر کار کردم تکون نخور و خفه شو
    گفت چیکار میخوای بکنی؟
    منم ذفتم سمت پاهاش و شروع کردم بوس کردن
    یهو منو انداخت اونور و گفت چیکار میکنی؟
    گفتم برو پاهاتو بشور. گفت چرا؟ گفتم فضولی نکن سریع باش
    اونم رفت پاهاشو توی روشویی شست و اومد منم بغلش کردم و انداختمش روی تختم و شلوارمو در آووردم
    بعد برعکس کنارش خوابیدم و انگشت شصت پاشو کردم تو دهنم
    واااای باورم نمیشد بالاخره به چیزی که میخواستم رسیدم
    پاهاشو با ولع میخوردم. مخصوصا پایین انگشتاش
    اونایی که تجربه دارن میدونن جایی که انگشت پا تموم به بقیه پا وصله چقدددرررر لیسیدنش لذت بخشه
    اونم دستشو آوورد سمت تخمام و زیر تخمامو ماساژ میداد
    یهو حس کردم کیرم خیس شد و گرم شد
    بعد دیدم فهیمه کیرمو کرده توی دهنش
    وقتی دید دارم نگاه میکنم با پا سرمو آوورد پایین
    منم هیچی نگفتم و با ولع پاهاشو میخوردم اونم برام ساک میزد
    بعد گفتم سرشو بمک
    اونم سرشو لیس میزد و مک میرد تا یهو آبم با فشار ریخت تو دهنش
    اما دیدم ادن داره هنوز میک میزنه و دهنشو برنداشته
    بعد یهو افتاد روی تخت و گفت دوست داشتی عشقم
    منم که توان حرف زدن نداشتم گفتم آره خانومم
    بعد گفت حالا باید کسمو بخوری
    داستان ادامه دارد...
    نوشته: moji_1376

  • 12

  • 10




  • نظرات:
    •   Shonson
    • 4 ماه،1 هفته
      • 3

    • زرشک


    •   teen...wolf
    • 4 ماه،1 هفته
      • 6

    • امان از کس این خانواده های مذهبی نمای الکی مثلا تنگ....


    •   Ares.1
    • 4 ماه،1 هفته
      • 3

    • چیز جالبی نداشت
      نه خوب بود نه بد
      فتیش پا خوبه ، اما خوردن پا رو به هیچ عنوان قبول ندارم


    •   lovely_grl
    • 4 ماه،1 هفته
      • 4

    • ی کم این غلطا نگارشیتون رو تصحیح کنید بدک نیستا


    •   تخم هایش
    • 4 ماه،1 هفته
      • 5

    • اگه خدا میدونس اشرف مخلوقاتش قراره بشه این! که بره پالیس بشه..

      کیر شیطون میکرد تو کیونش منتها دست به گل گندیدت نمی‌زد.


    •   khodam2079
    • 4 ماه،1 هفته
      • 2

    • این دیگه چه کصشری بود من خوندم (dash)


    •   YAGUT
    • 4 ماه،1 هفته
      • 3

    • خاک تو‌سرت،اَه‌اَه اَه،به خوردن شصت پاش که رسیدی چندشم شد???


    •   royaei
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • خوب بود ؛ دوست داشتم داستانت رو ؛
      یکم تو نوشتن هول بودی ؛
      انگار دنبالت کرده بودن ؛
      بنظرم واقعی بود ؛
      بعضی جاهام اشنباه تایپ کردی که نشون میداد خوب ویرایش نکردی ؛
      موفق باشی


    •   Dariush_gh
    • 4 ماه،1 هفته
      • 1

    • تازه اخرش نوشته داستان ادامه دارد...


    •   yousef_021
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • فقط بهم بگو چطوری پاش تو دهنت بود و همزمان داشت زیر تخماتو نوازش میکرد و کیرشم توی دهنت بود؟؟؟فقط همینو بگو دیس رو بردارم


      واقعا دوس ندارم ادامشو بخونم


      راستی داشت یادم میرفت کیر جواد رضویان بهمراه سیخ داغ از پهنا تو کص و کون تو و فهیمه و ننت


    •   inner
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوب بود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو