اولین باز شدنم توسط خواهر

    سلام دوستان من اولین بارمه ک داستان مینویسم و میخواید باور کنیدمیخایید نکنید


    میخوام لز خودم و دوستی که از آبجی نزدیکتر بودو بگم بهتون فقط اسامی رو عوض کردم
    هیچوقت با کسی درمورد مسائل جنسی صحبت نمیکردم تا اینکه ی روز شیوا بهم گفت نامزد کردع و اینچیزا خیلی خوشحال شدم و واسش ارزوی خوشبختی کردم ی مدت بعد شد ک کم کم شوخی های سکسی میکرد باهام ک چیکار میکنی میگفت داری میدی گفتم اره به خودم گفت خودارضایی گفتم اره دگ کلیم خندیدیم کم کم رومون به هم باز شد و بهش گقتم خیلی حشری هستم زود داغ میکنم و ادم هاتی هستم اونم گفت منو نامزدمم همینجورییم
    قرار شد برم خونشون خودمو تمیز کردم سرتا پا عادت داشتم خونه دوستام همیشه تمیز میرفتم
    رفتیم تو اتاق داشتیم حرفای چرت و پرت میزدیم مامانش و خواهر کوچبکش خونه بودن ولی ما تو اتاق بودیم درم بسته بود گفت اجی خب چخبرا چیکارا میکنی اجی حشریم و دستشو گذاشت روی رونم گفتم همونکاری ک اجیم تو نامزد بازی میکنه برگشت سمتم و با ذوق گفت وای نفس نمیدونی چقد خوبههههه گفتم خوبه پس خوش میگذرونی بهتم ساخته کونت تپل شده و دستمو گذاشتم رو کونش خندید و گف اره دگ به اقامون کون میدم دگ چی فک کردی کم کم داشتم داغ میشدم گفتم شیوا برات کادو اوردممم گفت وای نفس عاشقتم چی هس حالا واسش شرت و سوتین ست توری گرفته بودم سایزش ۸۰ بود
    گفتم برگرد برگشت کونشو قمبل کرده بود سمتم چون نشسته بود ناخوداگا بود
    گفتم پاشو وایسا وقتی ک وایساد شلوارشو سریع کشیدم پایین وحشت زده برگشت نگام کرد منم بهش ی چشمک زدم گفتم جوووون چ تپله سریع شلوارشو کشید بالا گفت نکن نفس گفتم فقط میخواستم کادوتو بت بدم گفت کادوت ربط ب شلوارم داره گفتم اره گفتم برگرد بزار کارمو کنم به چشمام نگاه مرد و گفت باشه برگشت شلوارشو دادم پایین داشتم کونشو دید میزدم گفت بدو دگ گفتم چشمم شرت و گذاشتم رو کونش گفتم اجی انقد دادی ک این کونت نمیره توش برگشت و تو دستم شرت و دسد خندید و باهاش زد تو سرم گفت خاک تو سرت شرت اخه کادواه؟گفتم خیلیم مفیده تازه با سوتینش سته ها اونم از نوع توری خندیدم و بهش چشمک
    زدم همونجوری ک شلوارش پایین بود نشست جلوم نگام افتاد به کس باد کردش گفتم جوووون چ میکنه این بازیکن خندید گفت چشاتو درویش کن نکشیدک بالا یکم هوا بخورع گفتم خب اون زیری هم بده پایین راحت تر هوا بخوره منم ک چشمام پاکه
    گفت اره یکی تو چشمات پاکه یکی شوورم گفتم اذیت نکن دگ بده پایین پاشد وایساد بالا سرم بود شلوارشو کشید پایین شورتشو دراورد ولی با لباسش جلو کسشو گرفت و نشست کنارم پاشو رو پاش انداختک مشخص نباشه شرتشو برداشتم گفتم اجی قربون اون زیری بره گفت خاک تو سرت گفتم اجی رو پات بخوابم انکار یادش رفته بود شرت و شلوار پاش نیس گفت اره قربونت بشم رو پاش دراز کشیدم و با انگشتم رونشو میمالیدم دیدم چشماشو بسته گفتم اجی گفت نفس فقط همینجوری کن بیشتر نکن گفتم باشه یکم ک دیدم حالش داره خراب میشه با موهام دور کسشو کشیدم دستشو گذاشت رو دستم ک موهام دستم بود گفت بسه گفتم باشه ک
    نار سرم میشذ نزدیک کسش روی رونش و بوسیدم و پاشدم دستمو گذاشتم رو رونش و شرو کردیم حرف زدن گفتم اجی فیلم میبینی گفت اره دراز کشیدیم هنوز همه لباسام تنم بود و اون فقط پیرهنش سوتینم نبسته بود ی فیلم لز گذاشتم اولش ی نگاه بهم کرد گفتم عوض کنم گف نه خوبه دیدم کم کم هم پاهاشو میمالونه به هم و دستشو گذاشت روی رونم گفتم میای مام از اینکارا کنیم گفت نه و اینچیزا میدونستم میخواد با دستم چونشو گرفتم و لبمو چسبوندم به لبش و وحشیانه میخوردم اونم شروع کرد چسبیدم بهش و زبونشو میخورم و زبونمو دور لبش میکشیدم هم میترسیدم کسی بیاذ تو هم داشتم به ارزوم میرسیدم ی لحظه دس
    ت برداشتم پاشدم درو قفل کردم و انگشتمو با دهنم خیس کردم گفتم این چ انگشتیه جنده کوچولو گفت فاک فاک فاک بکنش توم گفتم ای به چششمممم کردم تو کسش حواسم بود پردشو نزنم دستمو اوردم بالا کردم تو دهنش دستشو از روی لباس گذاشته بود رو کونم یکم لب گرفتیم خواستم انگشت کنم تو کونش ک مامانش صدا زد هول شدیم سریع فقژ شلوارشو پوشیدو دور لبشو پاک کرد و درو باز کرد مامانش گفت داره میرع بیرون دو ساعت دگ میاد گت باشه شیوا اومد داشتم نگاش میکرد ک اومد لبمو بوسید گفت تا دوساعت واسه توام خندیدم و گفتم فدای اون چوچولت بشم یهو ی فکری اومد تو ذهنم گفتم شیوا بریم حموم گفت پس شهلا چی گفتم سر اونو گرم میکنیم گفت باشه رفتیم حموم

    گفت من واسه تورو ندیدما گفتم بیا بببن خب اومد جلو شلوار و شرتمو کشید پایین گفت وایی چ هوسناکه گفتم مال خودته عشقم خواست بخوره ک بلندش کردم و گفتم اول من پیرهنشو دراودم و انداختم اونطرف و اونم پیرهن منو جر داد و سوتینمو باز کرد گفت جوووووون و ی مک تو گردنم زد


    لب گرفتیم پشتم وایساده بود و با ی دستش سینه هامو میمالید یکی هم رو کسم بود منم دستم رو کونش بود گفت عاشقتم کسم
    گفتم منم


    نوشته: زهرا

  • 9

  • 15




  • نظرات:
    •   Jaq_And_Jones
    • 7 ماه،1 هفته
      • 1

    • آجی کص نکو


    •   Binamariai
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • لزها هم ریختن تو سایت یا ابر فرض


    •   مهتی_پاشنه_طلا
    • 7 ماه،1 هفته
      • 5

    • آجی بیا بکنم ، نه آجی تو بیا بکنم ، نه آجی اول تو ، آجی ...... ای کیر خر تو اون آجیت نکبت پلشت ، دختر جان تو که میخاری راههای بهتری برای آروم کردنت وجود داره دیگه نرین به آجی. انتر


    •   Faludehmalude
    • 7 ماه،1 هفته
      • 1

    • مهتی پاشنه طلا مگه کینه داری هرچی از دهنت دراومده بهش میگی بیچاره مگه چیکار کرده بهت بد کرده؟ یه قصه گفته


    •   MasterHunter
    • 7 ماه،1 هفته
      • 2

    • اندازه پرده رو چطور تشخیص دادی که حواست بود... (dash) (dash)


    •   amir81709792
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • دختر عزیز دفعه دیگه کونت خارید برو به یه پسر مجرد بده.هم اونو از کف بیرون میاری هم ثواب میکنی.
      تاکید میکنم پسر مجرررررددددد


    •   amintala78
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • تررررررهووووو


    •   parsatu
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • این داستان،آبجی های جقی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو