اولین تجربه لز

    سلام این تجربه واقعی و شروع رابطه لز من هستش. من سحر 32 ساله و مطلقه هستم قد 165 وزن 90 رون و باسن دستای تپلی دارم. زندگی مستقل و نسبتا خوب و ساکن یکی از شهرهای جنوبی هستم . ماجرا از جایی شرو شد که دیگه سکس با جنس مخالف عادی شده بود جنده نیستم ولی تجربه سکس رو زیاد داشتم از کیر کوچیک تا بزرگ ولی دیگه تکراری شده بود . حقیقتش به لز علاقه داشتم ولی از ترس قضاوت دیگران بروزندادم و همیشه در تنهایی فیلمهای لز رو دانلود میکردم و نگا میکردم و در آخر خودارضایی . دیگه میخواستم هر طوری شده حتی برای یه بار امتحان کنم ببینم چطوره . از دوستای صمیمیم میترسیدم که بخوان آبرو ر
    یزی کنن برا همین حرکتی نمیکردم تا یه روز که یه جمع دورهمی خونه یکی از دوستام بود همه جور تفریحی هم بود مشروب قلیون سیگار ماری جمع دخترونه و مجردی و همه دوستان پایه . تو مهمونی خانمی امده بود به اسم مونا که خیلی نظرمو جلب کرد پایه صمیمی سبزه و خونگرمو مهربون با همه شوخی میکرد هم قد خودم بود و تپل . تو مهمونی خیلی صمیمی شدیم و من چون نقشه داشتم حسابی براش سنگ تموم گذاشتم و در آخر شماره برا ارتباط بیشتر رد و بدل شد کم کم رابطه بالا گرفت اولش برا هم پیامهای عارفانه و فلسفی ارسال میکردیم ولی در آخر به متن های سکسی و کلیپهای سکسی ختم شد طبق نقشه داشت همه چی پیش
    میرفت چند تا قرار بیرونم داشتیم 2 بار هم به اتفاق دوستام امد خونه من . دیگه وقت عملی کردن نقشه بود نمیتونستم تحمل کنم تصمیم خودمو گرفتمو بهش زنگ زدم که بریم بیرون دلم گرفته اونم گفت باشه . یکم از مونا بگم اونم مطلقه کارمند 35 ساله و تپلی بود یه پسرم داشت که خونه پدرش بود و خودش با خانوادش زندگی میکرد . رفتم دنبالش دیدم حسابی آرایش کرده یه دوری تو خیابون زدیم و بهش گفتم هوس مشروب کردم میخوری اونم قبول کرد و رفتیم خونه . مانتو و شالشو در آورد و با تاپ و شلوار . امد کمک منو همه چیو آوردیم اولم ماهواره رو گذاشتم رو کانال pmc فقط موزیک باشه خودمم برا اینکه یخ مون
    ا کامل باز بشه یه تاپ چسبون و شورت لی کوتاه پوشیدمو امدم پیشش دیگه کاملا کلافه شده بودم برا همین حرف رو رسوندم به سکس و رابطه جنسی که چیکار میکنی تنهایی و از این حرفا هر دوتامون گرم شده بودیم و تو حال و هوای خودمون نبودیم که مونا حرفی زد که من اصلا توقع نداشتم و خیلی خوشحال شدم البته ظاهر رو حفظ کردم بله مونا از وقتی جدا شده بود بخاطر فشار روانی و مشکلاتی که داشته دیگه رابطه با جنس مخالف رو کنار گذاشته و یه لزبین شده خیلی جالب بود شنیدن این حرفا دیگه هر دوتامون حسابی مست شده بودیم . در حال زدن حرفای سکسی بودیم که بهش گفتم من لباسای زیر فانتزی زیادی دارم
    و برا سکس میپوشم میخوای بپوشم تو نظر بده که کدوم بهم بیشتر میاد که یهو چشم مونا برق خاصی خورد و با یه کلمه بپوش گلم تا آخرشو خوندم بلند شدم و رفتم تو اتاق خواب و در رو بستم یه لباس توری مشکی نازک بدون سوتین که کاملا بدنم مشخص بود و شورت لامبدا پوشیدم خیلی دیگه حالم بد بود شهوت تمام وجودمو گرفته بودچون در بسته بود یکم آرایشمو بیشتر کردم و در رو باز کردم صداش کردم امد تو تا منو دید حسابی ازم تعریف کرد حسابی براندازم کردو گفت خیلی سکسی شدی مونا امد دورم چرخید و جلوم وایستاد خیلی مست بودیم دست چپش رو گذاشت رو باسنم و دست راستش رو دور کمرم و یدفعه کشید طرف خ
    ودش و شروع کرد به لب گرفتن وای چه حالی میداد لب لب لب خیلی حرفه ای بود تاپ و شلوارشو در آورد با یه سوتین مشکی و شورت مشکی جلوم وایستاده بود با لحن خیلی شهوتناکی گفت میدونی چقد منتظر این لحظه بودم کثافت هرزه تو جنده منی با شنیدن این حرفا دیگه دست خودم نبود تو آسمون بودم یه سره ترشح داشتم اونم همینطوره افتادیم به جون هم از لب گرفتن رسیده بودیم به خوردن زبون و هم زمان دستمون تو شورت هم بود و کس همو میمالیدیم خیس خیس شده بودیم مونا خیلی حرفه ای و هات بود از بس محکم لب گرفتیم و زبون هم رو خوردیم فکم درد گرفته بود مونا کم کم امد پایین با یه دست سینمو چپمو فشار
    میداد و با اون دستش سینه راستم رو گرفته بود تو دهنش حسابی میخورد سیر که شد شورتم رو در آورد افتاد به جون کسم خیلی حرفه ای بود بعد بلند شد شورتش رو در آورد بهم گفت تو مال منی دفعه بعد با یه دیلدو کلفت جرت میدم امد نشست رو دهنم منم کسش رو حسابی خوردم اونم همش فحش میداد و منم در حال لذت بردن خلاصه هر چی تو فیلما دیده بودم روش اجرا کردم و اونم حسابی بهم حال داد و همو ارضا کردیم بعلت تحریک زیاد باصدای بلند . یه حال دوطرفه حسابی . اون شب پیشم خوابید و تا صبح 2 بار دیگه هم لز کردیم و حسابی حال کردیم ساعت 1 ظهر تو بغل هم بیدار شدیم . و حسابی از رابطمون تعریف کردیم و
    این بود شروع رابطه من
    نوشته: سحر

  • 9

  • 6




  • نظرات:
    •   Amirnskh
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • اییی :(


    •   happysex
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • مونا کارمند بود
      ساعت ۱ هم بلند شدین
      رسما ریدین به کار
      قشنگ بود سحر
      باز هم برامون از تخیلاتت بگو


    •   Siavvashhhhhhh
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • اما قبول کن هیچ چیزی کیر برات نمیشه


    •   ناصر39
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • نگارش داستان به قدری وحشیانه بود که برایم قابل باور نیست که نویسنده خانوم باشه ! نه لطافت و نه طبع زنانه داشت و نه جذابیتی - اما فکر می کنم که لز رو به درستی تعریف کرد


    •   kavehjahany
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • محشر بود وای جای من خالی پیش شما.هم لز هم تپلی که من عاشق همچین چیزایی هستم


    •   Booba_bomb
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • عالیییییی


    •   emin3m_mmss
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • چرا اول همه داستانها حتماً تاكيد ميكنيد كه واقعي هستن؟


    •   مهرانعاشق
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • با اینکه مرد هستم اما عاشق لز هستم همیشه فیلم لز نگاه میکنم خانمی پایه لز بود خصوصی پیام بده متاهل هستم دوس دارم با خانمم لز کنه منم نگاه کنم جووون


    •   ali37667
    • 2 ماه،1 هفته
      • 3

    • کیر کوچیک و بزرگ دیدی و تجربه سکس هم زیاد داشتی ولی جنده نیستی؟؟
      عجب اعتماد به نفسی


    •   FOMORIAN
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • تو دور همی بودین گل کشیدین مشروب خوردین
      بعد شمارشو گرفتی
      بعددددد بهم پیام های عارفانه مودبانه میدادین
      کس کش مگه دختررو تو حوضه علمیه پیدا کردی چونی


    •   milad7344
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • یعنی های بچ کسخول انتر میگه همه جور کیر باهاش حال کردم ولی جنده نیستم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو