اولین تجربه ی سکس رویا

    من رویا هستم و سال آخر دبیرستانم و حدودا ۲ ساله با یه پسر ۲۴ ساله به اسم ارسام دوستم...چهره ی من معمولیه و هیکل معمولی ای دارم و سایز سینه هام ۷۵، قدم ۱۶۵، وزنم ۵۷، ارسام هم کااااملا چهره ی معمولی ای داره و قدش هم حدودا ۱۷۳، هیکل معمولی ای داره، مااز اول هم تو فازه سکسو این چیزا نبودیم تا اینکه یه شب زنگ زدم بهش و متوجه شدم تو حال خودش نیست و انگار خیلی حشریه، اولش فکر کردم شاید مسته، شروع کرد به زدن حرفای سکسی و منم کم کم از خود بیخود شدمو خلاصه تا چند دقیقه حرف زدیمو جفتمون ارضا شدیم. سه روز بعد وقتی دیدمش مثل همیشه محکم بغلم کرد و شروع کرد ناشیانه از من لب گرفت و منم بعد از چند ثانیه از شوک درومدمو همراهیش کردم اما کاملا حس میکردم که از شدت خجالت چقدر داغ شدم...رفتیم سوار ماشین شدیم که پیشنهاد داد بریم خونشون، خب من زیاد رفتم خونشون، وقتی رسیدیم یه چیزی توجهمو جلب کرد اونم دستپاچگی ارسام بود که برام عجیب بود، من کلا بدن کم مویی دارمو موهای بدنم بور و خیلی خیلی کمه و کلا هیچوقت کسمو شیو نمیکنم، برای اولین بار تو این دو سال دلم خواست بهش یه حالی بدم، بعد از حدود نیم ساعت حرف زدنو مسخره بازی های همیشگیمون رفتم رو پاش نشستم و خودمو همش بهش میمالیدم، با شوخی گفت راست کنم خودت باید بخوابونیشا، من زیاد روی پاش میشینم ولی هیچوقت اینو بهم نگفته بود البته دفعه های قبلی اینجوری خودمو بهش نمیمالیدم، کم کم جفتمون حشری شدیمو سفت شدن کیرشو حس میکردم، برگشتمو کامل تو بغلش قرار گرفتمو آرومو ناشیانه شروع کردم به لب گرفتن و اونم منو وحشیانه میبوسید، پرتم کرد رو مبلو دستشو برد زیر لباسمو شروع کرد به مالیدن سینه هامو کم کم لباسامو دروردو لباس های خودشم از تنش دروردو پرت کرد یه گوشه و خودشو به من میمالیدو تنمو میبوسید و سینه هامو گاز میگرفتو میخورد، از خوردن سینه هام لذتی نمیبردم، سرشو هدایت کردم به سمت پایین، شرتمو کشید پایین و با کمی مکث شروع کرد به زبون کشیدن لای کسم،اونجا بود که حس کردم قلبم از شدت لذت فرو ریخت، آهو ناله هام بلندو بلندو بلند تر میشدو حرفای سکسی میزدم، کشیدمش بالا و همینطور که میبوسیدمش کیرشو میمالیدم، کیرش بلند بود اما زیاد کلفت نبود، اونم ناله میکرد، گفت میخوری؟ گفتم نه فقط میخوام بکنی توش، گفت مگه دختر نیستی؟ گفتم دیگه نمیخوام باشم، یکم دیگه همو بوسیدیمو با کمک اون به اتاقش رفتیم، با ملاحضه کیرشو روی سوراخ کسم تنظیم کردو فشارش داد به سمت داخل، درد داشت اما دردش اونجایی شدت گرفت که با زور بیشتر کیرشو کرد تو کسم، زیر دلم میسوختو درد وحشتناکی تو تنم پیچید و خون از لای پاهام ریخت رو تخت، با ترس نگاهش کردمو گفتم بکش بیرون دارم از درد میمیرم، دوباره شروع کرد به بوسیدنمو آروم آروم بیشتر کرد تو و شروع کرد به تلمبه زدن های آروم و کم کم تندش کردو درد و لذت با هم قاطی شد و از لذت زیاد جیغ میکشیدمو کم کم آهو ناله هامون بلند و بلند تر شدو تلمبه های اون عمیق تر و سریع ترو با جیغ من تمام تنم لرزید و جیغ آرومی کشیدمو تنشو چنگ زدم، اون همچنان داشت تلمبه میزدو با صدای من انگار بیشتر تحریک شدو کشید بیرونو تمام آبشو ریخت رو شکمم، دستمال آوردو خودشو شکممو پاک کردو بغلم کرد، بوسه های ریزی به گوشم و پشت گوشم زدو کم کم چشمامون گرم شدو خوابمون برد...


    نوشته: گلِ سنگم

  • 2

  • 20




  • نظرات:
    •   mirzam
    • 3 ماه،3 هفته
      • 2

    • مغزت رو به 29 روش ناشناخته 11 روش آنگولایی و 27 روش سانسکریتی گاییدم جقی !


    •   Abnabatam
    • 3 ماه،3 هفته
      • 7

    • 2سال باهم بودین حتی نبوسیده بودیش
      یروزه بهش دادی :/


      انقدر رو معمولی بودنتون مصری که باور کنیم داستانت فیک نیست؟
      کصخل مصخلی چیزی هستی؟


    •   Neshane21
    • 3 ماه،3 هفته
      • 3

    • ببین گلِ سنگِت! دوره این داستانا که اولش با مشخصات کارت واکسن شروع میشه گذشته.. قد دومتر وزن پنجاه نمیدونم فلان فلان.. خلاقیت بزن بذار فحش نخوری آره


    •   DON_BEEN
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • آرزو های فانتزی خودتون رو در قابل داستان به دیگران فرو نکنید


      نمیدونم چرا ادمین محترم داستان ها و بدون در نظر گرفتن کیفیت و نگارش اجازه انتشار میکنه


      سایت کمتر از انگشتان دست نویسنده خوب داشت اونها هم دیگه نمی نویسن و من به شخصه وقتی مجبورم اراجیف بخونم کمتر داستان ها رو دنبال میکنیم.


      دستت درد نکنه ادمین جان شمام ید طولایی ور کور کردن ذوق نویسنده ها داری برادر


      خدا قوت پهلوون


    •   Neshane21
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • آبنباتم ، کامنتت عااااااولی بود


    •   ssonna
    • 3 ماه،3 هفته
      • 2

    • بعداز دوسال شرم و حیا و رعایت شئونات اسلامی یهویی اینجوری که ترتیب همو دادین یاد یارو افتادم که بی مقدمه میره کنار خانومه میشینه "میگه جیندا پیسته بخور" (preved)


    •   sadeqqq9525
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • تا حالا به هیچ وجه پرده دختری رو.نزدم حتی با اینکه بهم گفته ، هیچوقتت به حرف دخترا گوش ندید حشری میشن نمیدونن جی میگن.پردشو میزنی بیچاره میشه


    •   Pariskocholo1
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • برین دعا کنین زنی ک تو آینده گیرمون میاد فقط از عقب داده باشه?


    •   ali80xx
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • خیلی قشنگ بود.خوشبحال دوس پسر که همچین زید دلسوزی داره


    •   Mahsasadr
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • هیچ دختر باکره ای نمیاد بگه پردمو بزن بکن تو کسم اسکول انگار تو اروپا داره زندگی میکنه دیس دهم


    •   Naz10100
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • باور نمیکنم


    •   Annahita
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • فقط میخوام اینو بگم که اولین تجربه ی سکس رویا ، تو رویا


    •   kokarostam
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • پرده


      نمیدونم، شاید فکر کردی پرده بکارت شبیه پرده اتاق خوابه که گفتی دوست دارم پرده‌مو بزنی و اون هم زد و خونین و مالین کرد. نه عزیزم پرده زدن مراحل خاص خودشو داره، چوب پرده میخواد، میخ و سیخ و چکش میخواد. اونجوری که توصیف کردی طرز کارت خوب نبود و بزودی خراب میشه و میشی یک جنده خیابونی. شاشیدم به داستان تخمیت.


      ها کـُکا


    •   kokarostam
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • شعر


      با آهنگ ستار
      گل سنگم، گل سنگم
      چی بگم از کـُس تنگم
      شب روزم، توی رویا
      برای کیر تو دلتنگم


      ها کـُکا


    •   ملكه_قلابي٢
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • چرا اكثر مرداي اينجا اينقد حساسن روي بكارت!!! خيل جالبه !! اصن بكارت چ ارزش خاصي داره!!! ؟؟
      بهرحال اگه دختري ك با شماست چ همسرتون و چ پارتنرتون ،، بالاي ٢٥ ساله و هنوز ويرجين است قطعن رابطه انال داشته!!!يا خود ارضايي داشته!


      همچين اعصابشون خورد ميشه از از دست دادن بكارت ك آدم حس ميكنه انگار دختره دستش يا پاشو از دست داده !!!ول كنيد اين افكار متحجرانه رو ،،


    •   Arsene lupin
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • ای جان از این قصه عشقولیا دو فنچ عاشق که هنوز فکر میکنن عشق با سکس خراب میشه فکر میکنن بنگ و بساط اون و دم دستگاه این کلا واسه جیش کردنه.تا اینکه در یک مکان مناسب چوب سیگار اون راهی درز این میشه و حالا اون میخواد همه رو بگا اینم میخواد به همه بده


    •   Saharashki
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • چجوری دیس لایک بدم


    •   Aamirhosn@gmail.com
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • بازم یه جغی از مجغولاتش گفت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو