اولین تجربه ی چت مستی

    سلام می خوام ماجرای سکسم با برادر شوهرم رو براتون تعریف کنم
    من سانازم 37 سالمه دو ساله ازدواج کردم خاطره ای که می خوام بگم برمیگرده به سال اولی که ازدواج کردم
    خانواده ی شوهر خانواده ی ازادی هستن مشروبو شوخی های سکسیو از این حرفا اینجا یه سریا حرفمو خوب میفهمن(شوهرم بی کامل و واقعی هست)
    شوهرم اسمش علیه پسر بزرگ خانوادست دوتا داداش داره یکیشون تو ترکیه تو شرکت توریستیه و سالی یه ماه میاد ایران اون یکی هم 20 سالشه اسمش شهابه
    ماجرا از زمانی شروع شد که شهاب با دوست دخترش بهم زد شوهرم برای این که سر حالش بیاره دعوتش کرد خونمون
    شهاب که امد یکم حالش گرفته بود اول یکم سعی کردیم دلداریش بدیم خدایی دختره رو خیلی می خواست شوهرم برای این که جو عوض شه یه وودکا نفت آورد و سه تایی خوردیم
    برای اولین بارم بود وودکا این مدلی میخوردم خوب تکونم داده بود
    به علی گفتم من برم بخوابم؟؟گفت نه صبر کن کارت دارم دیدم از جیب کتش یه چیز شبیه سیگار درآورد ولی نازک بود و سرش و هم بسته بود درآورد که بعدا فهمیدم همون ماری جوواناس
    من که بار اولم بود بخاطر اینکه جو و خراب نکنم نشستم و شوهرم روشن کرد و و سه تا پوک پشت هم زد و نفسشو نگهداشت و داد به شهاب و اونم همین کار و کرد
    منم به اونا که نگاه کردم و نسبتا یاد گرفتم به علی گفتم همینجوری بکنم گفت آره
    من سیگار زیاد میکشیدم فکر نمیکردم انقدر گلومو اذیت کنه
    فکر کنم بیس دقیقه فقط صرفه کردم و بهم هی آب میدادن
    بعدش گفتم که سرم داره گیج میره میرم بخوابم که
    شوهرم گفت باشه تو برو تو اتاق من و شهابم یکم حرف بزنیم بعد میام گفتم باشه و رفتم تو اتاق دمر افتادم رو تخت یه 10 دقیقه ای گذشت داشت پلکام سنگین میشد که دو تا دست از پشتم شروع کردن به مالیدن رونام حتی جون نداشتم برگردم نگاه کنم با خودم گفتم علیه دیگه دوباره مست کرده کیرش بلندشده حسابی شل کردم تا کارشو بکنه
    دستش هی میومد بالا تا رسید به کونم با دوتا دستاش ساپورتمو تا زانو کشید پایین نا نداشتم گفتم علی خیلی خستم میشه بی خیال شی
    هیچی نگفت شروع کرد به بوسیدن کونم خیلی وقت بود این کارو نمی کرد معلوم بود بد راست کرده
    طبق تجربیات بعدش فهمیدم که این حالی که داشتم اثار چت مست کردن بوده کلا حافظه ی کوتاه مدتم از کار افتاده بود نمیتونستم تصمیم بگیرم
    دیدم چاره ای نیست شل کردم کارشو بکنه
    شرتمو که کشید پایین یهو شروع کرد به زبون کشیدن رو کص و کونم خیلی زود زود انجام میداد و خییییلی تحریکم کرد
    تاحالا علی برام نخورده بود از شهوت لبمو گاز گرفتم و نفس هام تند و تندتر میشد و ضربانم هم بالا میرفت یهو از روم بلند شد
    یه چند ثانیه بعد دستشو آورد موهامو گرفت کیرشوروی کونم حس می کردم کیرشو تنظیم کرد یهو تا ته کرد تو کسم
    وایی بدنم داشت اتیش می گرفت یه لحظه یادم اومد که شهاب خونه ی ماعه و با تمام وجود سرمو کردم رو بالش و گاز گرفتم تا صدام بیرون اتاق نره یکم صبر کرد بعد اروم اروم شروع کرد به تلمبه زدن و رفته رفته سرعتش بیشتر میشد
    با دستش موهامو میکشید و سرعت و بیشتر میکرد بعد از ده دقیقه یهو سرعتش کم شد ابشو تو کسم خالی کرد از پشت شروع کرد به بوسیدن کمرم کیرشو کشید بیرون بدون این که شلوارمو بکشه بالا کنارم دراز کشید
    پلکام اجازه نمی داد بیشتر بیدار بمونمو دیگه واضح نمیدیدم.توهمون حال خوابم برد
    صبح که بیدار شدم شورت و ساپورت شلوارکی کوتاهم از پام دراومده بود
    سرم هنوز گیج میرفت و احساس میکردم هنوز تاثیرات دیشب روم مونده بدنم خیلی درد می کرد بلند شدم ساعت 11 یود من عادت داشتم تا 7 بخوابم
    بلند شدم برم یه دوش بگیرم یاد سکس دیشب افتادم برگشتم دیدم کسی رو تخت نیست
    رفتم تو هال دیدم شوهرم جلوی تلویزون نشسته بود
    منو که دید یه لبخند گله گشاد زد بهم
    بهش گفتم معلومه دیشب باهام خیلی حال کردی ها
    گفت من که نه ولی شهاب چرا
    گفتم یعنی چی
    گفت دیشب که تو رفتی بهم گفت خیلی دوست داره و خیلی وقته روت نظر داره ازم خواست ترتیبتو بده منم گفتم یه تنوعی برات ایجاد شه شاید از کیره من خسته شدی.میخواستیم بهت نگیم که با خودم فکر کردم شاید خوشت بیاد و دوباره بخوای اونوقت من نمیتونم مثل شهاب بکنمت الانم تو حمومه
    اعصابم خورد بود اگه بهم میگفت قبول نمی کردم ولی این جوری از یه طرف هم خیلی بهتر از علی به کسم حال داده بود
    نمیدونستم واقعا چیکار باید بکنم و چی بگم
    ولی حس خوبی به واکنش شوهرم داشتم
    با خودم گفتم این که مشکلی نداره بذار منم حالمو بکنم دیگه و سعی کردم ریلکس نشون بدم خودمو داشتم میرفتم سمت اشپزخونه شهاب از حموم اومده بود بیرون فقط یه حوله تنش بود با یه حوله ی دیگه هم داشت موهاشو خشک می کرد تصمیم گرفتم باهاش اصلا حرف نزنم ببینم واکنش شهاب چیه اومدم شروع کنم به صبحانه خوردن دیدم پنیر و نون خالی رو میزه
    رفتم از یخچال خیار برداشتم شروع کردم به ریز ریز کردن اصلا حواسم به پشتم نبود یهو یکی از پشت بغلم کردکیرشو بین لپ های کونم حس می کردم شهاب بود اومد اروم در گوشم گفت خیلی خوش گذشت دیشب حالم جا امد خیلی به یادت جق زده بودم تو یه شب منو به آرزوم رسوندی
    از این به بعد باید جندگی منم بکنی دستشو برد زیر پیراهنم و سنه هامو گرفت تو دستش گفت پنجشنبه برمیگردم اماده باش این سری کونتو میگام علی هم دیشب خیلی حال کرد مخصوصا با چشم های خمارت.فهمیدم اون ماری جووانا کاره شهاب بوده یه تقه با کیرش بهم زد و گفت من دیگه میرم جنده
    رفت تو اتاق و لباساشو پوشید علی گفت نمی مونی شهاب گفت نه باید برم تو شرکت کار دارم بابت دیشبم ممنون خانم به این خوبی دیگه پیدا نمیشه از این به بعد دوست دختر نمی گیرم تا این جیگر هست دیگه کیرم برای کسی راست نمیشه علی هم خندید و من از خجالت گونه هام قرمز شد انتظار نداشتم جلو روم شوهرم اینجوری بگه و دستشو انداخت رو شونم و علی هم رفت


    اگه از داستانl خوشتون اومده نظر بدین تا ببینم اگه خوشتون اومده خاطرات بعدیمو بگم براتون


    نوشته: sanazporno

  • 13

  • 30




  • نظرات:
    •   mehdi14776
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ،


    •   teen...wolf
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • عقده ای ... شدیدا معلومه شهاب کسکش هستی و کیر بدی خوردی از داداشتینا.....فقط ی چیز به ذهنم میاد بهت بگم... خیلی بدبختی...


    •   Minow
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • وات د فاز


    •   saeedno15
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • این داستان هم برگرفته از فیلم های سایت پورن هاب بود و لاغیر
      آخه خانواده هر چقدر هم اوپن باشن دیگه این یه قلم توش نیست (dash)
      بقیشو دیگه نمیخواد بگی خودمون توی فیلم ها دیدیم (biggrin)


    •   کفتارپیر
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • نمیدونم والا چی بگم می سپارمت به اساتید بزرگ


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • نویسنده شهابه داداشش با یه مدت زنش قهر بوده داشته میترکیده با برنامه ریزی قبلی مواد بهش داده نئشه بشه کرده تو کونش!!! (biggrin)


    •   69amirarsalan69
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • ناموسا کس گوییت مادرزادیه یا آموزشگاهی، موسسه ای جایی بودی؟


    •   zanbory
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • من خوشم اومد قشنگ دادی


    •   Hooman.esf.59
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • آنقدر چرت بود که ارزش انتقاد یا تحسین نداشت
      فانتزی جنده شدن داری، خب برو هرغلطی دلت میخواد بکن فقط نیا اینجا تعریف کن
      غلط املایی هم زیاد داشتی
      سرفه اینطوریه چندتا دیگه هم بود که حوصله ندارم برم دوباره نگاه کنم


      فقط پنج دقیقه هنگ کردم تا معنی این جمله را بفهمم


      شوهرم اسمش علیه پسر بزرگ خانواده س


    •   Avvaaa
    • 1 ماه
      • 1

    • ۱.تو اگه تحفه بودی،تا ۳۵ سالگی رو دست بابات نمی موندی.
      ۲.کلمه " خانواده"مقدس هست ،لطفا برای ۴ تا کونی و لاشی و حروم زاده که یک جا جمع شدن،به کار نبر.
      ۳.کاش "جَو" رو خراب می کردی ،ولی خودتو " خرررررراب "نمی کردی......
      خواستی فضای یه خانواده پدلدار و با کلاس رو توصیف کنی،فقط متاسفانه یه زندگی سگی و کیری رو شرح دادی....
      ننویس صد پدر....


    •   Havigshoor
    • 1 ماه
      • 1

    • یه تقه با کیرش زد
      این بیشتر ادبیات یک مفعول خراب است
      تا یک جنده تازه کار


    •   _یوگی_
    • 1 ماه
      • 1

    • اوسگول همه را به کیر خود بسپارد! (cry) اشتباه گفتم؟ شما درستشو بخون، راستی جنده خانوم چت مستی واس کسیه که تجربه جفتشو بصورت جدا داشته باشه اونم نه یکی۲بار، باید هم بنگی باشی هم عرق‌خور که بتونی جفتشو باهم بزنی، یچی شنیدی ولی سعی کن امتحان نکنی ممکنه سنگکوب کنی


    •   ستار05
    • 1 ماه
      • 0

    • دروغ


    •   LMNOP7
    • 1 ماه
      • 2

    • هیچ نویسنده ای با درصد جاکشیت 100 درصد هم تا به حال چنین ایده کسکشانه ای به ذهنش نرسیده بود.یعنی خدا شما دوتا کسکش رو شناخت در و تخته رو بهم دیگه رسوند اون داشش هم که نقش میخ داشت و تو تخته فرو کرد!!


    •   parto_banoo
    • 1 ماه
      • 2

    • ظاهرا متوهمای شهوانی بیشتر از زنو شوهراشون با فک و فامیل خوابیدن


    •   saids1234567
    • 1 ماه
      • 0

    • چه کسشری


    •   Roya_khanom
    • 1 ماه
      • 0

    • عالی بود عزیزم


    •   Mehd10
    • 1 ماه
      • 0

    • خوب بود اما سریع رفتی سر اصل مطلب


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو