اولین حال در اردو

1399/09/08

سلام اولش بگم که این داستان گی هست کاملا هم واقعی دوس ندارین نخونین که فحش بدین به خودتون بر میگرده
من آریا هستم ۱۷ سالمه لاغرم با قد ۱۶۵ وزنم ۵۵ پوستم سبزست.من تا قبل این داستان هیچ نوع سکسی نداشتم چه دختر چه پسر بیشترین خلافمم لب گرفتن از دوس دخترم بود
ما شمال تهران زندگی میکنیم و وضع مالیمون نسبتا خوبه
توی محل یه تور ۳ روزه شمال گذاشتن و قرار شد اولین سفر بدون خانوادمو با دوستم برم همه کار کردیم روز اخر دوستم نیومد در واقع باباش اجازه نداد…منم خورد تو حالم رفتم اونجا به مسوولش بگم نمیام دیدم یکی از بچه محلامون اونجاست اسمش پوریاست وقتی فهمید گفت بیا بریم بابا حال میده مهرابم قراره بیاد با اینکه زیاد ازشون زیاد خوشم نمیومد ولی چون میخاستم حال دوستمو بگیرم رفتم از طرفیم تنها نبودم…
خلاصه چند ساعت بعد وسایلمو برداشتم و رفتم یه مینی بوس وی ای پی بود با حدود ۱۲ نفر ادم رفتم ته نشستم اونام اومدن پیشم…
خلاصه راه افتادیم تو راه پوریا میگفت به نظرت اتاقامون چجوریه بیا صحبت کنیم با هم بیفتیم سه تایی گفتم حالا بذار ببینیم چی میشه
تو راه حرف میزدیم که پرسید تا حالا گی کردی گفتم نه اصلا خوشم نمیاد گفت ولی من مهرابو زیاد کردم الانم داریم واسه مکانش میریم…جا خوردم گفتم هر جور دوس دارین گفت تو چی دوس نداری اگه بخای مهرابم پایستا بهت میده گفتم نه علاقه ای به گی ندارم گفت باشه پس خودم میکنمش گفتم جلوی من مشکلی نداره خندید گفت نه بابا
از پوریا بگم یه پسر تپل که نمیشد بگی چاق وزنش حدودا ۹۰ کیلو با شکم گنده هم قد خودم تقریبا مهرابم مثل من سبزه ولی با کون گنده یه کمم توپر تر از من بود…
خلاصه رسیدیم مسوول تور گفت گروهای دونفری بشید برید تو سوییت پوریا گفت خانوم ما سه نفریم میشه تو یه سوییت بریم گفت دوتا تخت داره ولی رخت خواب هست اگه مشکلی ندارید برید…خلاصه رفتیم تو لباس راحتی پوشیدیم یه اتاق دو تخته داشت با یه حال کوچیک سوییت تمیزی بود…
من رفتم دسشویی برگشتم یهو جا خوردم دیدم پوریا لبه تخت نشسته و کیرش دست مهرابه حدودا کیر ۱۲ سانتی بدون پشم اونم کرده تو دهنش پوریا میگفت جون بعد کشیدش تو بغلش لباشو میخورد اصلا هنگ بودم که دوتا پسر چجوری اینکارو میکنن با دیدن این صحنه ها تحریک شده بودم چون تاحالا از نزدیک ندیده بودم…پوریادکمه های شلوار مهرابو باز کرد و کونشو لخت کرد چه کون فوق العاده ای داشت صاف و بدون مو گنده بود با رونای درشت حقیقتا زنی بود واسه خودش احداختش رو تخت به حالت سگی افتاد به جون کونش چه لیسی میزد منم واسه اینکه تابلو نباشه نشستم یه گوشه و با گوشی مثلا دارم ور میرم ولی همش نگاهم به اونا بود پوریا کون میخورد و میگفت جونم بخاطر کون گندش بهش میگفت جنیفر من…
بلند شدن لباساشونو در اوردن چاق بود پوریا ولی عجیب از شکم گندش خوشم اومده اصلا نمیدونم چم شده بود ولی واسم جذاب بود میخاستم ببینم چیکار میکنن بعد لباس در اوردن پوریا رفت از تو ساکش یه کارتن در اورد گفتم این چیه گفت خانومم بدون کاندوم بهم نمیده میترسه حامله شه واسه همون ۲۴ تا کاندوم اوردم گفتم کم نباشه خندیدم گفت اگه دلت میخاد بیا بکنش زنمو گفتم نه من کردن دوس ندارم نمیدونستم غیر مستقیم یه چیزیو بهش فهموندم گفت اهاااا
خلاصه کاندومو کشید سر کیرشو مهراب اومد رو کیرش تنظیم کرد و فرستاد تو کونش عجب کون سکسیی داشت لامصب اینو بالاپایینش میکرد حسابی لب و گردنشو میخورد شق شق بودم و هاج و واج نگاشون میکردم دست انداخته بود دور کمرشو خسابی با قدرت میکردش عاشق شکمش بودم ولی از این نما معلوم نبود حدودا دو دیقه ای کرد بعد همش اه میکشید میگفت جونم عشقم نفسم زن من تو جنده منی قربون اون کونت برم بعد وایسادن معلوم بود ارضا شده با یه لب ازش تشکر کرد بلند شد کاندومو در اوردو لباس خونگی پوشیدن بعد از یکی دو ساعت غذا اوردن شامو خوردیم و وقت خواب شدبه من گفتن رو یکی از تختا بخوابم اونا هم دوتایی رو یه تخت دیگه خوابیدن من پشتمو کردم بهشون ولی اونا یه بار دیگه سکس میکردن نفهمیدم چی شد خوابم برد…
نیمه های شب بود با احساس سنگینی از خواب بیدار شدم پشتمو نمیدیدم ولی حس میکردم کسی پشتمه دستش روی کونم بود حس عجیبی داشتم خوشم میومد خودمو زدم به خواب دستشو کرد تو شورتم کونمو میمالید خیلی شهوتی شده بودم اونم پرروتر میشد شلوارمو تا زانو داد پایین یهو کیرشو گذاشت وای چقدر داغ بود اولین بار بود حس میکردم ولی چقدر شیرین بود دوس داشتم شکمش بخوره به پشتم ولی هر دو لباس داشتیم مطمئن بود بیدار شدم صورتشو اورد نزدیک پوریا بود از لپم بوس کرد گفت دوس داری یه جوری شدم دلشوره گرفتم چیزی نگفتم گفت اریا با تو ام دوس داری گفتم ها گفتی دوس داری تو رو هم مثل مهراب بکنم گفتم نمیدونم میترسم دردم میاد گفت نه بابا اینقدر کردم حرفه ای شدم نترس گفتم نه الان نمیشه بیدار میشه ابروم میره گفت نترس بابا دهنش قرصه بین خودمون سه تا میمونه گفتم مطمئنی گفت اره بابا خودشم کون میده نمیره بگه که گفتم باشه کونم مو داره ها یه کم گفت ایرادی نداره تنوع میشه منو به شکم خوابوند اوند پشتم شلوار و شورتمو باهم داد پایین گفت تی شرتتو بده بالا منم دادم خودش در اورد لخت لخت زیرش بودم خودشم شلوارشو در اورد خوابید روم تاپ تنش بود گفتم اونم در بیار درش اورد دوباره خوابید روم یه کم بوی عرق میداد ولی اینقدر شهوتی بودم که هیچی نمیفهمیدم صورتمو لیس میزد گردنمو میخاست لبمو ببوسه گفتم دوس ندارم نکن از پشت گردنمو بوس کرد تا رسید به کونم گفت اخ جون چه کون تنگی زبونشو گذاشت میخاست ابم بیاد اینقدر رو ابرا بودم یهو یه صدایی اومد مهراب بود چراغ اتاقو روشن کرد اونم لخت لخت بود گفت به به چشمم روشن تنهایی خجالت کشیدم کلا حسم پرید پوریا گفت اروم بیا راش بندازیم اونم گفت چشم شوهر جونم پوریا گفت بیا یه ذره بخور برام ببینم چطوری میخوری گفتم بلد نیستم که گفت لیس بزن فقط سعی کن دندون نزنی اصلا از خجالت نگاشون نمیکردم پوریا نشسته بود تکیه داده بود به دیوار منم رفتم کیرشو گرفتم دستم بوسش میکردم با زبون لیس میزدم تو همون حال بودم که مهراب رفت پشتم زبونشو که گذاشت دم سوراخم رفتم رو ابرا منی که سکس نکرده بودم لای دو نفر بودم حالا دوباره داغ شده بودم
از یه طرف کونم لیسیده میشد از یه طرف ساک میزدم انگشتشو کرد توی کونم میسوخت یه کم هی تف میکرد خودم احساس میکردم گشاد شده بودم پوریا گفت بسه نوبت منه منو به حالت سگی کرد رفت پشتم مهراب یه کاندوم بهش داد کشید سر کیرش مهراب اومد جلوم گفت بیا کیر منو بخور منم میخوردم عین ژله بود خواب بود یهو سوراخم از درد سر شد سر کیرشو کرده بود تو ارو اروم فشار داد دور سوراخم تا بالای رونام از درد سر شد گفتم آیییی پوریا گفت جوووون نگه داشت یکم مهراب گفت صبر کن رفت زیرم خوابید رو در رو خجالت میکشیدم پوریا گفت لباشو نخور دوس نداره اونم بعد چند ثانیه نگه داشتن شروع کرد عقب جلو کردن از درد زیاد داشتم پاره میشد همش اه و ناله میکردم مهراب بغلم میکرد بوسم میکرد از لپ من همچنان درد داشتم یه کم با کیرم ور رفت و برام جق زد یواش یواش درده داشت یادم میرفت شهوتی شده بودم دوباره بعد از چند ثانیه ابم اوند ریخت رو شکم مهراب پوریام تلمبه میزد یه دیقه ای همچنان کرد من دوباره داشت دردم میگرفت که پوریا با چن تا اه بلند توی کونم داخل کاندوم ارضا شد بعد کیرشو در اورد و کاندومو در اورد خودمونو خشک کردیم من همچنان خجالت میکشیدم اون شب تموم شد حدود ساعتای دو و نیم بود
خوابیدیم صبحش یه تایی رفتیم حموم که اونم فرصت بشه مینویسم
اخر سر توی اون سه روز ۱۴تا کاندوم استفاده کرده بودیم هنوزم که هنوزه سه تایی حال میکنیم

نوشته: اریا


👍 21
👎 11
19201 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

779237
2020-11-29 00:12:45 +0330 +0330

اصن در مخیله ی من نمیگنجه
چی‌ بگم.باز خوبه اون نگفتی خانومی‌ که بهتون گفت برید تو اتاقو هم کردین

1 ❤️

779264
2020-11-29 02:21:40 +0330 +0330

از اتحادیه کاندوم فرشان هستم فقط کس کشا ما واسه ۱۲ سانتی جعبه ۲۴ تایی نداریم فک کنم کیسه فریزر کشیدی روش

0 ❤️

779273
2020-11-29 03:11:07 +0330 +0330

حالا خوبه گی دوست نداشتییی مثل بنزززز دادی

1 ❤️

779293
2020-11-29 09:14:28 +0330 +0330

د اخه کسکش با 12سانت کونتون گذاشته آگه بیست سانت داشت گی؟

0 ❤️

779331
2020-11-29 15:35:09 +0330 +0330

مرسی قشنگ بود

0 ❤️

779332
2020-11-29 15:36:23 +0330 +0330

منم دوس دارم تو و مهرابو بکنم …😌😌

0 ❤️

779438
2020-11-30 07:28:31 +0330 +0330

خونتون سمته اوین نیس ؟

0 ❤️

779486
2020-11-30 15:13:54 +0330 +0330

چشا پدرت روشن

0 ❤️

779522
2020-11-30 21:39:26 +0330 +0330

ادامه شم بنویس

0 ❤️

781350
2020-12-12 01:49:54 +0330 +0330

خیلی عالی بود منو خیلی حشری کرد ادامشم بنویس - به حرف بقیه هم اهمیت نده

0 ❤️

781488
2020-12-12 23:27:31 +0330 +0330

اصلا به حرفهای بیخود بقیه گوش نکن خیلی خوبه

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom