اولین رابطه من و خانومم

    سلام دوستان خوب شهوانی.
    داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به سال ۹۵ که شروع رابطه من با بهترین فرد زندگیم و خانوم الانم که خیلی دوسش دارم.بریم سراغ اصل داستان و شروع رابطم با خانومم.
    اول از اونجا شروع شد که من و خانومم بعد از دوماه صحبت کردم باهم تو تلگرام و تماس و پیام به قولی وابسته ی همدیگه شدن و دوست داشتنی که بینمون پیدا شده بود ازش خواستم که ی روز همدیگرو ببینیم و یجوری بهم خودمونو متعهد بهم دیگه کنیم که خانوم منم چون دوست داشت منو ببینه بعد دوماه و دلگرمی ایی که از طرف من دیده بود قبول کرد.اینم بگم که خانوم من ی دختر سفید و خوشگل و جذاب با اندام خوشگل سایز سینه تقریبا ۷۰ و کون که بزرگتر از جسه و خوشفرم و قد ۱۶۰ و من هم ی پسر معمولی با قد ۱۷۸ و هیکل رو فرم و کیر ۱۴ سانتی
    خانوم من تو شهر اصفهان زندگی میکرد و من هم تو تهران و قرارمون این بود من خونه ی دوستم و بگیرم و برم دنبالش بیارمش تو خونه و راحت کنار هم باشیم.صبح روز دیدنمون فرا رسید که من رفته بودم اصفهان پیشش که بارون شدیدی میومد من تا رسیدم پیشش دست دادم و یواشی بوسی از رو لباش گرفتم که کسی نبینه و با قدم زدن زیر بارون عاشقانه هامون رغم خورد و حرکت کردیم با اتوبوس سمت تهران تو راه خیلی خوش گذشت کنار همدیگه که رسیدیم تهران و ما تو راه رسیدن به خونه ی دوستم که کلیدش دستم بود میرفتیم.
    تو راه رفتن بهش گفتم عشقم تو راضی ایی که اینکارو بکنیم و اونم با ترس و استرس و دستای یخ زده و لرزونش با تکون دادن سرش تایید کرد و رفتیم سمت خونه کلید و انداختم رفتیم داخل من قبلش کاندوم گرفته بودم که چون بار اولم بود اگر بلد نبودم گرفتاری درس نکنم واس رابطمون.
    تو خونه نشستیم رو مبل چون وقت کم بود و باید قبل تاریکی خانومم میرسید خونه بهش گفتم عزیزدلم تو راضی نباشی من حتی دست هم بهت نمیزنم که شروع کرد بغضش ترکیدن و گریه کردن که من سرشو گذاشتم رو شونم و ارومش کردم که مشکلی نیست عشقم گریه نداره اصلا امروز کاری نمیکنیم که دیدم اروم شد و خودش با چشمای اشک الود دکمه های پیرهنم رو یکی یکی باز کرد و من هم با دیدن اینکارش صورتش و بوس کردم و موهاشو تو دستام نوازش میکردم و شروع کردم خوردن لباش و باز کردن دکمه هاش و مانتوش که در اووردم و اونم لباس منو در اوورد و بغلش کردم بند سوتینش و باز کردم و ممه های خوشفرمش و تو دستام گرفتم و باهاشون بازی میکردم و شروع کردم از گردن تا رو ممه هاشو خوردن و اونم دست میکشید رو تنم و من اروم اروم از رو سینش رسیدم به شکمش و با دستام اول شلوارش رو در اووردم و بعد شروع کردم خوردن رونای پاهاش که خیلی بزرگ بود و اون کون بزرگ و خوشفرمش و با دستام چنگ میزدم و از رو شرت ی بوسه ریز رو کصش زدم و رفتم بالا و لبامو گذاشتم رو لباش و اون شروع کرد خوردن بدن من و همونکارایی که من کرده بودم و انجام داد ولی شورتم رو در نیاوورد و اومد بالا ی حس خجالتی بینمون بود که من برشگردوندن از پشت بغلش کردم که چشمامون تو چشم هم نباشه و راحتتر بتونیم این خجالت و از بینمون دور کنیم که من با دستام شورتش رو در اووردم و اونم دستاشو از پشت اوورد و شرت منو کشید پایین و همزمان کامل از پام در اوورد و نشست رو زمین و من بعد اون سکوت زبون چرخوندم و گفتم عشقم بریم که تایید کرد و من بلندش کردم و نشوندمش رو تخت و بهش گفتم میخوری و اونم با حالت اینکه بدش میاد قبول کرد با خوردن شاید ۵ یا ۱۰ ثانیه با دندون زدم گفتم کافیه من خوابوندمش رو تخت و جلوش زانو زدم و برای اولین بار بود که میخواستم کص بهترین انتخاب زندگیم رو بخورم درسته ادم اولین بار حس بدی داره ولی چون طرفش و دوسداره انجامش میده بگذریم.
    شروع کردم با ناواردی خوردن کص عشقم و گاز زدن از اون چوچول نازش و خوردن کصش که واقعا ندیده بودم حتی تو فیلما و همزمان دستاشو گرفتم بودم که محکم فشار میداد و من هم وقتی کامل خوردم اومدم بالا و به خانومم گفتم کاندوم رو باز کنه که نه من بلد بودم چطوره و چجوری باید انداخت نه خانومم که من یادم اومد رفیقم گفته بود که سر کیرو باید کرد داخلش و فشار داد که کامل رو کیر رو بگیره که من گفتم و خانومم اینکارو کرد.
    و با مالیدن کیرم رو کص خانومم به صورت بالا و پایین کردن حاضرش کردم که و حواسش و پرت کردم و باز دساشو محکم فشار دادم و کیرمو تا ته فشار دادم داخل که نفسش بند اومده بود و چاشو بست و دست منو محکمتر فشار میداد و منم همونطور که تو فیلم دیده بودم نگه داشتم تا احساس درد بیشتر نکنه.
    بعد چند ثانیه ایی که حالش جا اومد و از شدت درد به خودش میپیچید و خونی که رو کیر من به جا مونده بود تو چشام نگاه کرد و منم بهش گفتم که عاشقتم همیشه کنارت میمونم تا وقت مردن و اونم با تکون دادن سر و گفتن اینکه همیشه کنارم بمون و ترکم نکن جمله منو کامل کرد و منم با بوسیدنش و تشکر ازش که ممنون که هستی رابطرو ادامه دادم.


    و این شروع رابطه ی من و خانومم شد
    دمتون گرم که لطف میکنید و میخونید و نظر میدید دوستان امیدوارم خوشتون اومده باشه اگه داستانم بد بود بزارید پای اولین بار نوشتنم
    پایان.


    نوشته: Mr.sin71.mrs.shin74

  • 4

  • 21




  • نظرات:
    •   As-pikc
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • واقعا من نفهمیدم
      رفتی اصفهان با اتوبوس بیاریش تهران که بکنیش و بعدش با اتوبوس بره اصفهان اونم قبل از تاریکی هوااااااا


      بار اول اونم


      پردشو زدیییییی
      فابریک بود????????????


    •   مردسکسی.....
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • خوشبحالت
      ما که با هر کسی آشنا شدیم و قرار ملاقات گذاشتیم زشت بود ولی دخترای خوبی بودن تحصیل کرده استاد دانشگاه بودن ولی خب منم یه معیارهایی واسه ازدواج داشتم اول اینه که لااقل یکم برو رو داشته باشه اه اینم شانس من دارم


    •   Mr_pouya
    • 3 هفته،5 روز
      • 3

    • یعنی هستن همچین دخترایی ک تو قرار اول بزارن پردشونو بزنی؟اونم پسر از ی شهر دیگه دختر از ی شهر دیگه؟
      شگفتااااا بنظرم اینا تو اون ایرانی ک روحانی میگه زندگی میکنن


    •   Naz10100
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • چه مسخره بود واقعا اون بار اولش بود و به راحتی راضی شد؟!!!!


    •   فوهات
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • اااا اینا چقدر برای هم و برای ما عدا تنگا رو در اوردن.خالام بهم خورد


    •   Soroush_Khi
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • پردشو زدی؟!
      به همین راحتی؟!
      به همین خوشمزگی؟!
      تو اولین دیدار؟!
      عججببب!!


    •   Danial_x2
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • ار این تربیون بنده اعلام میکنم کیر خر تو کیونت لاشو سال ۹۵ اصفهان کلا بارون نداشت جهت اطلاعت گوزیدم تو اون مغز فندقیت امسال و پارسال کلا بارون اومد تو اصفهان اونم شدید سال های گذاشته نمه بارونم نزد جهت اطلاعت گفتم واس کص و شعر بعدی که مینوسی سوتی ندی بقیشم میدم دست دوستان ارشادت کنن


    •   rezahot1981
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • تارزانم که توی جنگل بزرگ شده بود، زبون ادم بلد نبود ولی طرز استفاده از کانوما بلد بود، طرز استفاده کاندوما بلد نبودید؟ واقعا؟ حالا قبول برا هم نقش بازی میکردید، برا ما چرا اخه، بابا بیخیال،


    •   shahx-1
    • 3 هفته،5 روز
      • 4

    • بعد از دوماه صحبت کردم باهم تو تلگرام و تماس و پیام به قولی وابسته ی همدیگه شدن و دوست داشتنی که بینمون پیدا شده بود ازش خواستم که ی روز همدیگرو ببینیم و یجوری بهم خودمونو متعهد بهم دیگه کنیم....................


      داداش اول دبستانو تموم میکردی خوندن نوشتن یاد میگرفتی بعد میزدی تو کار نوشتن!!


      کس حساس ترین جای بدن دختراس بعد تو کسشو گاز میگرفتی حواسشو به یه جای دیگه پرت کنی؟؟ کجا مثلا؟ بناگوش؟؟!!


      ببینم عرب محلتون کیرشو تا ته کرده بود تو کونت داد میزد اگه داستان ننویسی ابشم باید بخوری؟؟؟ مجبوری مگه؟؟؟ (biggrin)


    •   Ordibeheshiii
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • هلاک اون عاشقونه هاتونم که رغم خورد


    •   kooos.topol
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • اها ینی اگ میرفتی خاستگاریش میگفتن نمیدیم ؟
      اخه کسکش برو خاستگاری شاید بهت دادن این جندرووووو
      گاییدین ما رو با ای داستانای الکی


    •   ملكه_قلابي٢
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • عالي بود!!! دارم بلند بلند ميخندم
      يعني تو قرن ٢١ ادمهايي پيدا ميشن ك تا اصفهان برن و بيارنش و بكننش و استفاده از كاندوم رو هم ندونن و دوباره برگرده ك شب خونه شون باشه


      چ دهاتيهايي هستيد شماها ديگه!!! باورم نميشه


      خخخخ


    •   ناصر39
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • اخه !!!!! حداقل کرج - قم - ورامین - آخرش دیگه قزوین !! اونم با اتوبوس و نه ماشین شخصی !!! فکر کنم نمی دونی اصفهان کجاست ! ضمنا از ساعت حرکت اتوبوس ها هم بی خبری !! وقتی گاف تو داستان اینقدر بزرگه - همون دو خط اول برای دیسکلایک کافیه !!!


    •   Mr.Holmes
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • یکجور میگی اصفهان و تهران انگار از میدون خراسان میخواستی بری میدون فوزیه! دوستان توجه بکنید این عملیات پرده‌ زدن برای دوستمون با سفرهای درون شهریش ۲۰۰۰ کیلومتر حداقل آب خورده!!! بعد ترامپ میگه گرم شدن کره زمین واقعیت نداره!!!


      واقعی یا غیرواقعیش هم اصلا مهم نیست، مهم اینه که زبونت فارسیه ولی به این سن رسیدی و هنوز بلد نیستی از افعال زبان فارسی تو نگارشت درست استفاده بکنی! تو اتوبوس اصفهان به تهران حداقل یکمی مطالعه بکنید بابا! در مجموع عینک جلال آل احمد تو کوس خانمت....


    •   Younes07
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • کسشعر


    •   Mard_irani
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • پر از گاف...


      از اصفهان تا تهران 7-8 ساعت راهه!


      بنده ساعت 9.5 صب از پایانه کاوه حرکت کردم ساعت 4 رسیدم پایانه رجایی شهر بعد جنابالی چطو آوردیش و تا قبل از تاریکی هوا برش گردوندی؟!


      اصن ساعتا اتوبوس دستته همیطو کس تفت میدی؟!


      تنها چیزی که درست بود همون اندازه کیرت بود!


      ی کلاس آموزش بهره گیری از کاندوم هم پیش عمو طوسی برو!


    •   yedostebad
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • خیلی دلم میخواد بدونم اون چند نفری که لایک کردن داستان رو دقیقا فازشون چیه...


    •   who_am_i
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • از جمله (اینم بگم) حالم بهم میخوره (dash)


    •   Jalalhatami
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • خوش باشین باهم عزیزم


    •   shiraz-m-m
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • خیلی دوست دارم بدونم چه فکری کردی که این فانتزی آبکی رو با ما به اشتراک گذاشتی!!!دیس لایک شانزدهم مال منه


    •   Zhazha
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • جدای از همه مسائلی که علما فرمودن سعی کن از کلمه هایی که دیکته شو بلد نیستی استفاده نکنی. به جای "جسه" که درستش جثه ست مینوشتی بدن. هر چه قدر هم بی سواد باشی، بدن رو هیج جور نمیتونی غلط بنویسی.اونم "رغم خوردن" نیست، رقم خوردنه. اصلا ولش کن، همونی که شاه ایکس گفت.


    •   Amooo.janiii
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • کسشر محض?????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????


    •   iman.imani
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • ??


    •   Jamshid.Bokon
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • همش دروغ بود یه دختر با کره از اصفهان بیاد به تهران به یه کونی مثل تو بده و تو هم پردشو بزنی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو