اولین زن یزدی‌ که جلوی شوهرش باهم سکس کردیم

    سلام
    من یه پسر ۲۲ سالم که قراره برای اولین بار خاطره سکسی بنویسم
    اصلا برام مهم نیست باور کنید یا نه
    من خودمم باورم نمیشد
    تنها هدفم اینه که کسی که باهاش سکس کردم بخونه و بیاد دوباره رابطه داشته باشیم


    من اولین سکسم توی ۲۱ سالگی بود و قبل از این قضیه کلا سه چهار بار اونم فقط با یک نفر سکس داشتم


    من دانشجوی یزدم ، همیشه این فانتزی رو داشتم که با یک زوج رابطه داشته باشم ؛ خیلی وقتها هدفم واقعا هم سکس نبوده ، ولی هیچ موقع نمیشد
    یکبار توی همین شهوانی یک تاپیک دیدم که نوشته بود " زوج های یزدی برای ضربدری پیام بدن ، فقط افراد متاهل"
    منم گفتم سنگ مفت گنجشک مفت
    خیلی مودبانه پیام دادم و سلام کردم و گفتم که دوست دارم باهاشون آشنا بشم
    خیلی زود جواب داد ک خودمو معرفی کنم
    مشخصاتم رو فرستادم و گفت اوکیه ولی خانومش باید بپذیره
    با خودم گفتم اینم کس گیر اورده ما رو
    ایدی تلگرامم رو دادم
    چند روزی گذشت و خبری نشد
    دوباره پیام دادم
    گفت یادش رفته ایدیمو بده به زنش
    خلاصه خانومش پیام داد
    عکس پروفایلش فیک بود و خیلی لفظ قلم هم تایپ میکرد
    من از طرفی خیلی محتاط عمل میکردم ک از طرفی فکر میکردم سر کارم هنوز
    نه عکس میداد
    نه ویس
    نه شمارشو
    برای همون شب قرار گذاشتیم
    شوهرش تا ۱۲ سر کار بود
    ۱۲ قرار گذاشتیم بیان دنبالم
    خیابون خلوت بود
    از طرفی فکر میکردم ک سرکارم و کسی قرار نیست بیاد
    و از طرفی یخورده هم میترسیدم ک خفت گیری ای چیزی نباشه


    پیام دادم کجایی
    خود زنه گفت "بانوت توراهه"
    و خیلی اون موقع سکسی بود برام این جمله
    چند دقیقه بعد یه ماشین اونور خیابون وایساد بوق زد و پیام داد بیا سوار شو
    تا دیدم یه زن و مردن تمام ترسم ریخت
    سوار شدم
    دست دادیم باهم
    دستشو بوسیدم
    خیلی داغ بود دستاش
    اسمش شکوفه بود
    ۳۴ سالش
    اندامش خوب بود نسبتا
    یکم تپل
    سینه ها ۸۵
    یکم سبزه
    حجابش کامل
    خیلی خجالتی و خیلیییی تودلبرو


    رفتیم سمت یک پارک
    من کلا دیر یخم آب میشه
    یکم تو ماشین کس گفتیم ک یخمون آب شه
    رسیدیم
    درو براش باز کردم
    دستشو گرفتم و پیادش کردم
    رفتیم تو پارک نشستیم
    من سمت جپ
    شوهره وسط شکوفه سمت راست
    شروع کردم کم کم شوخی کردن و لاس زدن
    مرده بلند شد سیگار بکشه
    دستشو گرفتم
    یک ساعتی گذشت
    پاشدیم دست تو دستش راه رفتیم سه تایی
    این بار من وسط بودم
    قرار بود سکس باشه برای هفته بعدش ک برن سفر و برگردن
    پیشنهاد دادم بریم خونه من چایی بخوریم
    گفت شکوفه باید قبول کنه سوار ماشین شدیم تو راه تصمیم بگیریم
    با کلی منت کشی قبول کرد چند دقیقه برییم چایی بزنیم
    رفتیم بالا
    من چایی گذاشتم برگشتم
    دیدم لباسای بیرونشو در اورده و با تاپ و شلوار نشسته اونجا ( لباس برخلاف داستانای تخیلی اصلا سکسی نبود و یه تاپ کاملا معمولی بود) ولی برای من اون لحظه همچی سکسی بود
    من خیلی میترسیدم ک رفتاری داشته باشم ک ناراحت شن و همچی بهم بخوره
    خیلی محتاط رفتار میکردم
    نشستم کنارش روزمین
    شوهرش اونورتر رو صندلی نشسته بود
    قبلش گفته بود رقصش خوبه
    ی اهنگ بندری از معین گذاشتم
    دستای آتیشیش رو گرفتم و بلندش کردم برقصیم باهم
    با یک دستم دستشو گرفته بودم
    با یکی دیگه گردنشو
    کم کم رفتم پایین تر
    از کمر پایین تر ترسیدم ناراحت شه
    نشستیم بعدش چایی بخوریم چسبیده بهش نشستم
    بعد چایی دست انداختم دور گردنتش
    واکنش منفی نداشت
    شروع کردم شونه هاشو آروم مالیدن با دوتادستم
    یکم ک گذشت گفتم ماساژ دوست داری؟
    گفت خیلییی
    گفتم دوست داری بخوابی ماساژت بدم؟
    گفت آره
    باورم نمیشد
    شده بود مثل این فیلمای پورن
    باورم نمیشد که اینقدر ساده میشه به یک زوج رسید
    لحاف پهن کردم
    دمر خوابید
    شروع کردم اروم کتفاشو کمرشو ماساژ دادن
    زانوهام دور کونش ستون شده بودن اما هنوز نشسته بودم
    اروم اروم نشستم روی کون قلمبش خیلی داغ بود بدنش
    یخورده گذشت
    شوهرش نگاه میکرد و میگفت پاهاش رو خیلی دوست داره بمالی
    دستمو از زیر تاپش بردم و ادامه دادم
    کم کم تاپشو دادم بالا
    گفتم اجازه هس
    نشست تا درش بیارم براش
    سرمو سریع گذاشتم لای سینه هاش و شروع کردم لیسیدن
    سوتینشو باز کردم
    لبامون قفل شد
    خوابوندمش همونطور ک لبامون قفل بود خوابیدم روش
    دستمو کردم تو شرتش
    شروع کردم مالیدن
    شلوار و شورتشو در اوردم
    شوهرش یه کاندوم از تو کیفش در اورد
    اونجا فهمیدم که نه بابا ایناهم همین امشب سکس میخواستن
    کیرمو در اوردم
    کاندوم رو وصل کردم
    برام جالب بود ک ری اکشن شوهرش چیه
    میاد اونم میکنه یا فقط نگاه میکنه؟
    گفتم بخورش
    گفت نه
    باز ترسیدم چیزی بگم
    گفتم خب بچرخ من کون دوست دارم
    شوهرش گفت کونش فقط برای منه
    کیرمو اروم کردم تو
    این اولین بار بود ک کس میکردم
    قبلش سکسام فقط از کون بود
    بدنش داغ بود
    خیلی کم هم عرق کرده بود
    بوی فوق العاده شهوت ناکی گرفته بود
    رو به بالا خوابیده بود
    پاهاشو باز کردم دادم بالا و شروع کردم تلمبه زدن
    کسش تنگ نبود
    ولی برای من خیلی لذت بخش بود
    جوری تلمبه میزدم صدای شلپ شولوپ کل خونه رو برداشته بود
    یه ناله کوچیک هم نکرد از بس گشاد بود
    حدود بیست دقیقه ای توی همون پوزیشن تلمبه زدم
    شوهرش داشت کیرشو میمالید
    هرازگاهی ازش لب میگرفتم
    خلاصه آبم اومد و افتادم روش
    چند دقیقه همونطوری بودم
    شوهرش تعجب کرده بود از تلمبه هام
    گفت چند وقته سکس نداشتی مگه؟؟?
    چند دقیقه گذشت پاشدم کاندوم رو انداختم دور
    شروع کرد لباس پوشیدن
    حینش هی لب میگرفتیم
    لباساشو پوشید کامل
    نشسته بودیم
    دوباره خوابوندمش و شروع کردم لب گرفتن
    داشتم کم کم ندید پدید بازی در میوردم
    دستم رو بردم رو کسش دوباره
    دستمو برد کنار گفت برا امشب بسه
    باید با شوهرم هم سکس کنم خونه
    نشستن سیگار کشیدن موقع خدافظی
    دم در باز چند دقیقه داشتیم لب میگرفتیم
    بعد اون شب
    قرار بود برن سفر و بعد سفر باز همو ببینیم
    تا چند روز باهم در ارتباط بودیم
    یه روز
    من یکی از بزرگترین گندای زندگیم رو زدم و دستم خورد صفحه چتش پاک شد
    ایدیش پریده بود
    و بعد از اون هرچی به اکانت شهوانیشون پیام دادم جواب ندادن
    که احتمالا معنیش اینه که خوششون نیومده
    ولی خب چرا هنوز تا ایدیشو داشتم باهم در ارتباط بودیم و راضی بود؟!


    هرچی ک هست
    شکوفه (که حتی نمیدونم این اسم واقعیته یا نه) من واقعا عاشق اینم که باهم در رابطه باشیم و بازم باهم سکس داشته باشیم
    اگه این داستان رو میخونی ، بهم پیام بده


    این داستان مال اواخر شهریور امسال یعنی نود و هشته
    بعد از اون توی یزد تونستم با یک زوج دیگه هم سکس کنم ، اینبار نه کاکولد ، mfm
    شاید اگه خوشتون بیاد از این خاطره ،اون رو هم نوشتم


    نوشته: Hotboy_9898

  • 14

  • 30




  • نظرات:
    •   Mazy1221
    • 1 ماه،4 هفته
      • 2

    • کیرم تو داستانت/:


    •   کیرالدین
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • شعر نو نوشتی؟


    •   A....k
    • 1 ماه،4 هفته
      • 7

    • ببین من همینو خوندم فقط:
      سلام
      من یه پسر ۲۲ سالم که قراره برای اولین بار خاطره سکسی بنویسم
      اصلا برام مهم نیست باور کنید یا نه
      من خودمم باورم نمیشد
      تنها هدفم اینه که کسی که باهاش سکس کردم بخونه و بیاد دوباره رابطه داشته باشیم.


      و می‌دونی چیشد فهمیدم که تو یه جقی هستی که ترس از کرونا اینقدر روت فشار آورده که کصخل هم شدی.


      حالا یکم از وسط های داستانت هم خوندم نوشتارت بد نیست اما اسم داستان.
      آخه کونی مجبوری حتما بگی طرف یزدیه شرف هرچی یزدی رو بردی.تو اسم داستانت خودش یه داستانه چرا کصمشنگ بازی در میاری.
      آقا من از همه مردم یزد عذر خواهی میکنم و اینکه خواهر گلم دیگه به این پا نده.


    •   آقای-ماساژور61
    • 1 ماه،4 هفته
      • 1

    • دیگه سیریش نشو ، حتما دلشون نمیخواد ، این قضیه ماساژ هم دیگه عنشو درآوردین


    •   kakamoon
    • 1 ماه،4 هفته
      • 1

    • بد نبود و خوب نوشتی!
      واقعی


    •   Vahid_zd35
    • 1 ماه،4 هفته
      • 9

    • یه چیزی هست که من شنیدم یزدی‌ها مثل قزوینی‌ها کون پسر دوست دارن به زبون خودمون بچه باز هستن این کونی جلقی هم تو یزد کونش گذاشتن اومده اینجا کس و شعر گفته که سوزش کونش خوب بشه بیشعور وقت چهارتا اینجور میگیره ...


    •   kiakish
    • 1 ماه،4 هفته
      • 2

    • کاملا کصشعر .بابا چرا برای اینکه ملت رو ترغیب به بی غیرتی کنید چیزی مینوسید که خواننده رو گاو فرض میکنید . ولا به الله اگرهم کسی بی غیرت باشه نیاز نیست مرده کصکشی کنه خود زنه میره یکی رو پیدا میکنه اونم نه توفضای مجازی ندیده ونشناخته اونزنی که توفضای مجازی میاد دنبال کیر خواهر ومادرته برو شماره شکوفه خانم ازشون بگیر


    •   zanbory
    • 1 ماه،4 هفته
      • 1

    • خب تااینجا دوستان در کامنتهاشون گفتنیهاروگفتندوکردنیهاروکردند
      شما برو بدادنت ادامه بده
      اونجا که نوشته بودی شوهرشکوفه وسط نشسته بود و دستتون توی دست همدیگس متوجه گی بودن جناباعالی شدیم وازخواندن ادامه ماجرا صرفنظر نمودیم.نقطه


    •   75Yazdlove
    • 1 ماه،4 هفته
      • 3

    • والا ما ک یزدیم چیزی ندیدیم چجوری اونوقت تو دوتا دوتا


    •   serpico173
    • 1 ماه،4 هفته
      • 3

    • فقط اون لحظه که کاندوم رو وصل کردی


    •   niceboyy
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • شاید دوس دخترش بوده
      شوهر کجا بود


    •   Pesarkhoshform
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • دوستم ، هدفت رو دوست داشتم، منم تنها هدفم تو این سایت دوستمه


    •   Yavarfaaqer
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • درخواست ضربدری کردی ، پس تنها که نبودی ،نگفتی تو که کاندوم نداشتی شوهره خواهرتو حامله کرد؟ یا ازکون گائیدش .آخه کون دوس داشت


    •   mortezastranger
    • 1 ماه،4 هفته
      • 1

    • کیر تو صفر تا صد خودت و داستانت مخصوصا اونجا که کاندوم رو وصل کردی
      خوبه نصب نکردی


    •   general_bu
    • 1 ماه،4 هفته
      • 3

    • من شکوفه هستم تغییر جنسیت دادم الان کیرم 20 سانته کی همو ببینیم؟


    •   migankolofte
    • 1 ماه،4 هفته
      • 2

    • کاری به داستان ندارم
      من سال 79 توی یزد دانشحو بودم
      اون سالها که نت نبود و ازسال 81
      دیگه کافی نت ها وآنتی فیلترها گل کردن
      این وبلاگهای سکسی وسایت آویزون وایکسپرشیا خوراک ملت دانشجو بودن...
      اون سالها که خبری ازرسلیت شهوانی نبود ما میفهمیدیم
      یزدیها زناشونو عوض میکنن.
      بشدت برای من محرک بود این موضوع
      من چقدر خودم.زن یزدی خورد به تورم وسکس نکردم از خریت
      چون گفتم باید پاک بمونم تا ازدواجم


    •   موری.جون
    • 1 ماه،4 هفته
      • 1

    • انقدر حالم بد شد از داستان مسخره و تابلو و کسوشعرت که تا آخرم نخوندم یعنی ارزش خوندن هم نداشت لطف کن دیگه ننویس اینجا جای بچه ها نیست


    •   Cityzen
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • جالب بود برام ک ی رمو نیم خیز کرد ولی گفتی گشاد بود دوباره خوابید


    •   Behzadjafari
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • کون عرق کرده بوی گوه میده یا شهوتناکه؟
      لعنت به کون گوهی شکوفه
      لعنت به شوهر گوهی شکوفه
      لعنت به تعریف کننده از کون گوهی شکوفه


    •   haji_kir_gonde
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • گاییدیمون از بس گفتی از طرفی


    •   Mr_Robin.hood
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • بقیه زنایی که جلو شوهرشون باهاشون سکس کردی کجایی بودن؟!


    •   SCORPION75
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • هزار تا کثافت کاری بکن ولی بیغیرتی نکن تو کیس من نبود شمام دنبالش نرید بخدا موجودات چهار پام اینکارو نمیکنن


    •   HYPERMAN98
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • عمو جانی یزدی ندیده بودیم که دیدیم


    •   9820321
    • 1 ماه،4 هفته
      • 1

    • و می‌دونی چیشد فهمیدم که تو یه جقی هستی که ترس از کرونا اینقدر روت فشار آورده که کصخل هم شدی.


      حالا یکم از وسط های داستانت هم خوندم نوشتارت بد نیست اما اسم داستان.
      آخه کونی مجبوری حتما بگی طرف یزدیه شرف هرچی یزدی رو بردی.تو اسم داستانت خودش یه داستانه چرا کصمشنگ بازی در میاری.
      آقا من از همه مردم یزد عذر خواهی میکنم و اینکه خواهر گلم دیگه به این پا نده.


    •   rastin2769
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • گفت واس امشب بسه باید با شوهرشم سکس کنه؟...مشخص زن شهوتی و داغ و سکسی نبود . کشش واس سکس کم...اونا فقط واس تنوع اوندن سمتت بیشتر یک غلام میخاستن..نمیدونم ب نظر من ک هم سکس زن نچسب بود هم خانواده مضخرفی بودن.بگرد دنبال زن و شهر دیگ..


    •   Rbleipzig
    • 1 ماه،4 هفته
      • 2

    • يعنى از صب مثل گاو كار كردم دودقيقه اومدم خونه استراحت كنم داستانى كيرى تو بايد اولين كسعشر امشببمون ميشد
      معين و بندرى
      برو ساسى مانكنتو گوش بده حمال


    •   احسان با کون گنده
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • توهمات یک جقی


    •   Sara.mehdi
    • 1 ماه،4 هفته
      • 1

    • کم جق بزن بچه کونی


    •   AmirALI_553
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • لباتون قفل شد وشوهرش کلید رو از پشت انداخت به قفل در که...بقیه ماجرا


    •   Saede0089
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • خب خرفت بودی


    •   111111sss
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • این پسره افغانیها صاحب کارش که یزدی بوده کونش گذاشته


    •   shahvanii139797
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • میتون مادرتو بکنم ؟ بشین نگاه کن سکس یاد بگیر بچه کونی 15 ساله


    •   Mardimorde
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • کاندومو وصل‌کردی وسطش ارور نداد؟


    •   ark52
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • عاخه این چرندیات چیه مینویسی؟ تو شهر مذهبی یزد که همه همو میشناسن, یارو زنش را میاره که تو پسره نکبت, کیرتو بگیری دستت و بری زن یارو را بکنی؟ شاسکول یه چیزی بنویس یکم به شعور ادمیزاد که هچ, بع شغور خرمیزاد بخوره حداقل.... اما از رو نوشته هات لسادگی میشه فهمید با این ترفتد, یه زوج که دو تا کیر کلفت بودن تو رو نفر سوم کردن....خخخخ


    •   نارنگی
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • کاندوما وصل کردی بعد یادت اومد بهش بگی بخورش?ای ریدم تو مغز فراموشکارت اثرات جق زیاد


    •   arash1986m
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • کاندوم چجوری وصل میشه؟ یکی به منم یاد بده. به چی وصلش کردی؟ کسکش ریدی با این داستانت


    •   arman761
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • داستانت واقعی بود


    •   arman761
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • من قبلا با این زوجی که گفتی چت می کردم ولی یهو غیبش زد و قسمت تو شد مطمینم داستانت واقعیه


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • دارالعباد یزد و این حرفها؟ اصلأ باورم نمیشه من دوران دانشجویی چند رفیق یزدی داشتم تصور چنین چیزی غیر ممکنه


    •   Saeed4052
    • 1 ماه،4 هفته
      • 1

    • تو ک راست میگی ولی دنده 2 خاور تو کون دروغگو
      همینجوری شوهرش نشسته بود نگاه توی گوه میکرد پاهاشو بمالی، احتمالا کمرتم ب قنات های اونجا وصل بوده 20 دیقه، احیانا شوهرش ژل موی سر یا شامپو بچه فیروز باهش نبود تو کیفش


    •   Ata744
    • 1 ماه،4 هفته
      • 1

    • ابرو ما یزدی ها رو بردی دیوث


    •   شادوکس
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • ببین پسرجون ماکه متاهلیم بعداز چند سال همینکه به غریبه برسیم دفعه اول شاید حتی توش نکرده ابمون بیاد اونوقت توکه کوس ندیدی و نداشتی بیست دقیقه تلمبه میزدی ؟؟؟شنیدی یزد خبرایی هست ولی بدجورم کن کنن هااااا بنطر میاد رفتی جرخوردی


    •   مردتنها90
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • باورش خیلی خیلی خیلی سخته مگه میشه ؟ مگه داریم؟؟ فکر کنم طرف جنده بود واون آقا هم بادیگاردش


    •   Fael64
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • جق جق جق جق جق
      من خودم این کارم
      روزی ده نفر رو خم و راست و دولا میکنم
      چقدر جق میزنین که جرات میکنین بیاین برای ما هم بنویسین
      همه ی داستانهایی که تو سایت هست اغلب تجربه شده خیلی هم زیاد ولی هیچکدومش اینجوری که شما مینویسید نیست ، کلا خوندن داستان تو شهوانی مخصوصا ، حال به هم زن شده . اه


    •   رفیق_جان
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • کیرم دهنت کس کش کونی،میخوای کستانت بنویسی چرا اسم شهر میاری همه می دونن یزدی ها و بیشتر شهرهای ایران مردم نجیب و خوبی دارن دنبال کاکولد و این کسشرا نیستن داستان بعدیت بنویس دو تا کیر کلفت یزدی اومدن کونتو پاره کردن،بی ناموس


    •   EDI110
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • خودت گفتی که میخواهید باور کنید یا نه ...؟؟؟
      اونوقت خودت باور کردی ؟؟؟؟؟


    •   A.rm
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • این کابل کاندوم رو ب کجات وصل کردی ک کار کرد


    •   H.s.Pesarak
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • کیر تو وجودت با این نوشتنت با این داستان عنت


    •   Kunetang_ama_kuchak
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • کسکش فرانسه بودی یا یزد؟!
      درو باز کردی براش؟ دستشو بوسیدی؟ کسخلی؟


    •   حاج.دولدار
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • خيلي كيري عمل كردي


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو