اولین سکسم با فاطمه

    سلام به همگی
    من سعید هستم . 23 ساله . همیشه میومدم اینجا ولی عضو نشده بودم. ولی امروز خواستم عضو بشم تا داستان اولین سکسم رو بنویسم.
    من و دوست دخترم چندماهی بود که آشنا شده بودیم. اخلاق و خلق و خومون به هم میخورد و خیلی همو دوست داشتیم. من اونو به خونوادم معرفی کرده بودم و اوایل مخالفت از خودشون نشون میدادن ولی رفته رفته دست برداشتن ولی اون نمیتونست بگه چون میدونستم حتما ما رو از هم جدا میکنن. همه چی خوب بود تا چند هفته پیش که من با خونوادم حرفم شده بود. مادرم هم حرصشو سر اون خالی کرد و وقتی من بیرون بودم و فاطمه هم مدرسه بوده ، زنگ زده بود به گوشی اون و همه چیو به مامانش گفته بود.
    فاطمه وقتی اومده خونه و خبردار شده فوری از طریق دوستش به من خبر داد که خونوادش فهمیدن و منم بهش گفتم که نگران نباشه و حتما اونو از اون خونه میبرم. خلاصه یه روز قرار گذاشتیم و فرار کردیم.
    ماشینو جلو یه خونه نگه داشتم . بهم گفت اینجا کجاست. کلید خونه رو بهش دادم و گفتم : به خونه خودت خوش اومدی.
    رفتیم تو و منم حسابی داغ کرده بودم چون دوتامون تو خونه . تنها . بهش گفتم برو اتاق خواب مانتوتو دربیار راحت باش. من برم یه لحظه و بیام. رفت تو اتاق . یه دیقه ای برگشتم و شروع کردم باهاش حرف زدن. نگاهم افتاد به لباش نتونستم خودمو کنترل کنم و یهو دستشو کشیدم افتاد بغلم . لبامو گذاشتم رو لباش و بوسیدم. لبامون رو هم قفل شده بود و مک میزدم لباشو. گاز کوچیکی از لبش گرفتم که گفت آخ. پا شدم بلندش کردم و خوابوندم رو تخت. خودمم روش خیمه زدم. گفتم دوست داری بخورمت همه جات کبود بشه اونقدری درد بکشی زیرم خوابیده باشی جیغ بزنی. من مال توام تو هم مال منی ولی نه کامل. میخوای کاملش کنیم؟ واسه اینکه نشون بده جوابش مثبته لبامو بوسید و من هم اونو بوسیدم. لاله گوششو گردنشو. اونم باهام همکاری میکرد. کمک کردم لباسو درآوردم فقط شورتش تنش موند. اومدم پایین تر سینه هاشو بوسیدم. با اولین زبونی که به نوک سینش زدم آه کشید. گفتم جوووون خوشت میاد؟ صداش حشریم میکرد. سینه هاشو بهم نزدیک کردم و نوک هردوتاشو میخوردم. خیلی حال میداد. اونم زیرم داشت وول میخورد انگار خیلی حشری شده بود. اومدم پایین تر نافشو لیس زدم و زبونمو کردم تو نافش. همینطور داشتم کصشو میمالیدم. خیس شده بود. طوری شورتشو کشیدم که پاره شد. کص تر و تمیزی داشت . پاهاشو باز کردم و سرمو فرو کردم تو کصش. چوچولشو میخوردم و لیس میزدم . خیلی لذت میبرد. زبونمو میکردم تو کصش. آه میکشید . آبش میومد تموم آب کصشو خوردم . سه تا از انگشتامو کردم تو کصش و فرو میکردم و درمیاوردم. همینطور داشتم میخوردم. بدجوری داغ شده بود . صدام کرد . گفت بسه بکن. دیگه تحمل ندارم. با یه دستمو میمالیدمش با یه دستم هم زیپ شلوارمو کشیدم و شورتمو کشیدم پایین. سر کیرمو گذاشتم رو سوراخ کصش و یواش دادم تو. خیلی تنگ بود. دردش اومد. همشو دادم تو و بعد آروم درآوردم. بعدش تند تند تلمبه میزدم. کص تنگش خیلی بهم حال داد. یکم بعد با لرزش خفیفی ارضا شد. دردش دوباره شروع شده بود . منم کم کم داشتم ارضا میشدم. آبم اومد ریختم رو شکمش و سینه هاش. بعد اومدم کنارش خوابیدم اونم پا شد روم 69 خوابید. ساک میزد برام منم براش دوباره خوردم. دوباره حشرم زد چاره دیگه ای نداشتم دوباره کردمش اینبار از کون . گفتم حالت داگی موند منم از پشت کردمش و آخر سر هم آبشو ریختم تو کونش. بعد دوتایی رفتیم حموم و خوابیدیم.
    خیلی حال داد . امیدوارم لذت برده باشین.


    نوشته: saeed-shahvani

  • 1

  • 21




  • نظرات:
    •   reza1023
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • کوس خل این داستان بود کله کیری


    •   Annahita
    • 3 ماه،2 هفته
      • 10

    • دستمال کاغذی و پهن کردم با دست راست جق میزدم با دست راست سینه منو میمالوندم آبم اومد ریخت رو دستمال...... اینم داستان من :(


    •   zetroos
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • کسخل باش ازدواج نکن دوست دخترت جندس که پرده نداشته تو اولین بار کردیش


    •   دکتر_رادیکال
    • 3 ماه،2 هفته
      • 4

    • امشب همه کصتان نویسا باید زودی گوشیاشونا به مامانشون میدادن زدن تو کار خلاصه نویسی...


    •   Ratinebrahimiam
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • خب فیلم پورن دیگه ای نمونده که یه تیکشو بچسبونی به این داستانت


    •   teen...wolf
    • 3 ماه،2 هفته
      • 7

    • با عجله فرار کردین فک کنم پرده شو خونه جا گذاشته..... امان از حواس پرتیه این دخترا....


    •   kokarostam
    • 3 ماه،2 هفته
      • 8

    • خالی‌بندی


      چلمنگ، نگفتی اون خونه متعلق به کی بود؟ خجالت کشیدی که بگی مکان بوده که میاوردنت و کونت میذاشتن؟ فرار کردید؟ هرجا بری، کون کنا میان پیداد میکنن. زدی تو کُسش ولی خون نیومد؟ بعد هم از کون کردیش؟ کوچولو، جق زدن هم حد و حدودی داره که اگه رعایت نکنی، تمام آبت کشده میشه و مغزت به گا میره. شاشیدم توی مغزت با این اراجیفت. آبشو ریختی تو کونش؟ آب چه کسی رو؟ رفتید حمام خوابیدید؟ شاشیدم توی رخت‌خوابت.


      چو عباس آمد و ریخت تو را دید
      بشد زهره‌ترک یک‌هو به خود رید
      ولی دستی کشید بر کون نرمت
      یه ضرب کونت گذاشت، آنگاه بشاشید


      در این شعر، عباس آقا مربوط به داستان قبلی است که اومد سراغت.


      ها کـُکا


    •   ARYA52
    • 3 ماه،2 هفته
      • 9

    • شماها از کدوم جهنم دره فرار کردین؟
      با دختر مدرسه ای فرار کردی بردیش تو خونه با سر رفتی تو کسش بعد هم سه تا انگشت فرو کردی تو کسش کیرت رو هم کردی کس و کونش رو یکی کردی قبول، بین این مدت که ازت شکایت کردن رفتی زندان چند نفر جفت پا رفتن تو کونت؟ چند تا انگشت میکردن تو کونت؟


    •   mohamad3_shteh
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • دختره پرده نداشت راستی جقی کم بزن


    •   alifucker98
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • دختر نبود؟


    •   korush_malayer
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • خانم از ملایر تماس بگیره واس حضوری
      ۰۹۳۰۰۶۹۶۸۹۶


    •   Koondoost3492
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • خب دیگه چی کس مغز سه تا انگشت کردی تو کوسش بعدش خیلی تنگ بود ???


    •   Momoooam
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • خدایش قبل از فرستادن داستان یه بار خودت بخون ...حداقل به شعور خواننده احترام بزار دوست داری ملت بیان فوشت بدن ...


    •   mohammadaziizii42
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • چی نوشتی کس کش خودت هم نفهمیدی دختر مدرسه ای یعنی پرده نداشت ای کیرم تو سلول های مغزت با این داستانت کیر جانی سینز تو کونت کسخل


    •   سکس_69
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • ابشو ریختی تو کونش ؟؟مگه گی بود مادر ادم دروغگورو گاییدم فسیل پیر


    •   mariii_a
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • ماله هم بودين ولي نه كامل؟ پس بايد پرده داشته باشه اونوقت چجوري سه انگشت گرانقدر فرتي رفت توش
      بعدشم مدرسه ميرفته!!!!
      تازه فراريشم دادي :/
      خونه هم داشتي
      عجيبا غريبا


    •   مسیحی۰
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • یه مشت جقی سایتو قبضه کردند ،حاشا از دوتا مرد درست حسابی....
      همه ش جقی و پسرمامان.


    •   said004271
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • رویا تعریف کردی جقی ☻


    •   tonystark
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • اخه قسقش مادرت شماره مادرفاطمه روازکجااورده بود


    •   ملكه_قلابي٢
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • مرزهاي تخيل رو جابجا كردي!!!
      دختر مدرسه اي؟؟!!!مادرت ب مادرش زنگ زد؟!!؟تلفنشو از كجا اورد؟؟!!!برديش خونه و گفتي ب خونه ات خوش اومدي!!!؟؟؟؟ سه انگشتت رو فرو كردي؟؟؟؟


      الان كجايي در چ حالي؟؟؟!!!حتمن دوقلو حامله اس فاطمه جان!!!!؟؟؟


    •   کلنگوویچ
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • کلنگ آمون تو کونت


    •   Pedram900
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • اولن گه خوردی عضوشدی دومن ای جنده ای ک تو کردی پرده نداشت؟سومن آبشو ریختم توکونش؟؟؟ نشون دادی ک داشتن کونت میذاشتن و رفتی تو توهم. کیر آریا تو کونت آبشم میگم بریزه توکونت خوشت میاد


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • این لرزش خفیف حین ارضای خانمها هم شده پای ثابت داستانها، دیگه این قهرمانان پورن نمیشه خانم بکنن آخرش خانومه با یه لرزش ارضا نشه، این کسمشنگ هم در اون اولین سکس متوجه همه این ریزه‌کاری‌ها بوده


    •   v93114756
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • داستان سکسی کیری زیاد میخونی یا فانتزیات کیرین!!!؟؟


    •   blue_rose
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • کوصخول کونی! یه بار کردیش ارضا شدی ابتو ریختی رو شکمش! بعد دوباره شروع کرد برات ساک زدن و دوباره آبت اومد؟ کوصکش وقتی یه بار ارضا بشی تا 40 دقیقه اصلا حوصله نداری تکون بخوری, اصلا کیرت راست نمیشه و ادم اصلا حشرش خوابیده و تمایلی به سکس نداره! این نشون میده داشتی کون میدادی و یکی ابشو ریخت رو شکمت و تا اون ارضا شد سریع یکی دیگه اومد کونت گذاشت و ایندفعه ابشو ریخت تو کونت!!


    •   badboy2709
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • نظر شما چیه؟ادمین جان عزیز من قربونت بشم الهی آخه اینم شد داستان حیف اون نت و وقت وباطری که مصرف این کسشعرا میکنیم


    •   royaei
    • 3 ماه،1 هفته
      • 1


    • چرت ودروغ بود ؛
      ببین کلا به پرده و چوب پرده اعتقاد نداری؟
      نپرسیدی قبلا با کی بوده که الان انقدر راحت بوده ونگرانی و درد نداشته ؟
      یا زاییده تفکراتته ؟



    •   JimzZz
    • 3 ماه،1 هفته
      • 2

    • کیرم به صورت افقی تو زهنیتت:/
      زهن خلاقت تنهایی اینهمه کصشرو میسازع؟؟


    •   glassframe
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • کتاب خرس های تخم گذار ... فصل سوم


    •   Paria_1991
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • برای ارسال داستان نیازی نبود عضو بشی


    •   Amin.damavandi
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیرم تو داستانت نمیدوونم خدا مث این ماشین سازا اومده اپشن پرده رو از رو دخترا ور داشته هرکی میاد میکنه تو کس.خلاصه کیرم تو اون ذهنیتت


    •   Hooman.esf.60
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • جوک باحالی بود
      سه تا انگشت توش می‌رفت خیلی تنگ بود.
      تنگ ندیدی بچه جووون


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو