اولین سکسم تو ۸ سالگی

    سلام امیرحسینم و میخام اولین خاطره سکسمو تعریف کنم اون موقع ۸ سالم بود،وقتی ۶ سالم بود یه دختر خاله داشتم که ۱۳-۱۴ سالش بود، منو چند تا از بچه های کوچیک فالیمو جمع میکرد باهامون یه حالی میکرد مثلا دست یکیمونو میزاشت رو کوسش میگفت بمال و دست یکیرو رو سینش ماهم چیزی حالیمون نبود میمالیدیم بعدش بهمون لواشک میداد ، این شده بود عادت برامون ، این یه بار حشرش زیاد شده بود همه هم رفته بودن بازار خرید مارو نبرده بودن، این شلوار مارو کشید پایین بعد با کیرمون بازی میکرد ماهم حال میکردیم به من گفت اگه اینجارو بلیسی بهت بستنی میخرم منم قبول کردم ، بعد شروع به لیسیدن کردم یه خورده ترش بود لیسیدم یادم نمیاد ارضا شد یا نه ،ولی بقیه بچه هاهم خوردن یه دختره که دختر پسر دایی مامانم بود فقط نگاه میکرد و نخورد.
    این ماجرا گذشت تا ۲ سال دیگه دختر خالم دیگه چیزی نمیگفت فکر میکرد ما فراموش کردیم و چیزی یادمون نیست اما من بقیه پسرا فامیل میشنیم به یادش جق میزنیم .
    قبل عید چند روز مونده بود تا عید شه به خونه پسر دایی مامانم که یه دختر داشت(قبلا توضیح دادم) راه افتادیم خونشون تو قم بود ۲ ساعت طول کشید رسیدیم شام خوردیم بعدش خانواده نشتن سریال میدین منو دختره هم تو اتاق با کامپیوترشون بازی میکردیم یه بازی هست که کیک درست میکردیم مال خوده ویندوز بود،دختره که اسمش هلیا بود گفت بابام به بازی داره ترسناکه میخای بازی کنیم گفتم اره از بازی رفتیم بیرون
    رفتیم تو مای کامپیوتر دنبال بازیه گشتیم یکی یکی پوشه هارو میزدم بعدش میرفتیم بعدی یهو وارد یه پوشه شدیم پر فیلم بود بیشترشم mp4
    بود رفتیم تویه فیلمه دیدیم سوپره اونم چه سوپری مرده داشت برا دختره کوسشو میخورد ،
    هلیا گفت یادته تو برای فاطمه میخوردی منم گفتم اره گفت چه مزه ای بود گفتم یه خورده ترش بود ،
    نشستیم ادامه فیلمرو میدیدیم که مرده پاشود شلوارشو در آورد کیرشو داد بیرون به دختره اشاره کرد دختره هم براش ساک زد ،هر دوتامون حشری شده بودید گفت تا حالا شومبول خوردی گفتم نه تو چتور گفت نه گفت میای بازی کنیم من گفتم چی بازی گفت اول تو برای منو بخور بعد من برای تورو قبول کردم پاشدیم از فیلم رفتیم بیرون که یهو باباش اومد گفت وقت خوابه هر دوتامون ضدحال خوردیم جای منو اونو بقل هم انداخته بودن کنار بابا هامون زن هاهم رفتم تو اتاق خوابیدن ما هر دوتامون خوابیدیم، ساعت سه شب بود یهو یه صدای بلندی اومد مثل صدای بمب بود
    همه از خواب بیدار شده بودن ، صدای ترکیدن یه ترقه بود (چون نزدید چهارشنبه سوری بود) نگو یه پسر حروم زاده ای ساعت ۳ شب ترقه انداخته بود من اخرشم نفهمیدم چی بود که اینهمه صدا داشت ،همه گرفتن خابیدن ماهم خواستیم بخوابیم اما خوابمون نیومد یه نیم ساعت گذشته بود همه خوابیدن، بعدش هلیا گفت خوابم نمیبره پاشو بریم مجله بیارم منم گفتم باشه رفتیم تو راه پله نشستیم اون رفت بالا یه مجله شهوانی که پر عکس بود اورد باهم عکساشو میدیدیم هر دوتامون حشری شده بودیم لپمو بوس کرد منم لپشو بوسیدم همینتوری همدیگرو بوس میکردیم گفت پاشو بریم اتاق مخفیم گفتم مگه اتاق مخفی داری گفت اره مال داداشم بوده که الان نیستش از پله ها رفتیم بالا رسیدیم به یه انباری واردش شدیم شبیه یه اتاق بود یه تختم داشت رو تخته نشتیم داراز کشید شلوارشو داد پایین کوسش خیلی کوچلو بود مثل کلوچه بود آروم براش میلیسیدم اونم حال میکرد پاشد شلوارمو در آورد کیرم که سیخ شده بودو بوس میکرد بعدش مثل تو فیلمه برام ساک میزد نمیدونم چتوری ولی کیرمو تا ته کرده بود تو دهنش و میخورد ولی زیاد حال نمیداد یخورده قلقلکم میومد بعدش کیرمو گرفت تو دستس برام جق میزد دراز کشید گفت بیا بخور رفتم روش کیرمو گرفتم جلو دهنش خودم براش میخوردم مثل۶۹ اینبار خیلی خوب ساک میزد بعدش دیدم نفساش تند تند شده یه اه کشید بعدش بی حال دراز کشید (ارضا شده بود) پاشدم گفتم بخور دیگه پاشد برام ساک زد اینبار خیلی حال داد تا یه لرزش خفیفی احساس کردم بعدش گفتم ول کن(ارضا شده بودم ولی آب نداشتم خوب بچه بودم)
    دوتایی رو تخت دراز کشیدیم همون جا خوابمون برده بود بعدش ساعت ۷ صبح بیدار شده بود منم بیدار کرده بود گفت بریم سرجامون رفتیم همه خواب بودن رفتیم بخوابیم که همه بیدارشدن و صبحونه خوردیم بعدش ساعت ۹ بود پاشدیم رفتیم.(داستان تموم شد واقعیت بود البطه یه خورده تعقیرش دادم که جالب تر بشه البطه من راست یه دروغ بدودنشو به خود شما میسپارم چون شما هر طوری که فکر کنید همونه و من نمیتونم شمارو مجبور به باور کنم ببخشید چون اولین داستانمه شاید خوب نباشه)هلیا هم نزدیک ۲ سالی میشه ندیدمش چون اصلا با خانوادشون رفت و آمد نداریم ولی آخرین باری که دیدمش انگار همه چیز یادش رفته بود و هیچ چیزی نمیگفت ولی من چون بزرگ شدم از دخترا خجالت میکشم ونمیتونم نزدیکش بشم (لطفا فحش ندید)
    ممنون که خوندید.نظر بدید جواب میدم


    نوشته: amirax0936

  • 5

  • 27




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 3 هفته،2 روز
      • 22

    • 8 سالت بود سکس کردی؟؟ نکنه اون روزایی رو میگی که همش بستنی و لواشک دستت بود بقال محله هم هر وقت میدیدت لبخند میزد دست به سرت میکشید؟ میگن بچگیت نمره ورزشتم 20 بوده معلم ورزش خودش هر روز میرسوندتت خونه!! (biggrin)

      یعنی خود عمو جانی هم بیاد اینا رو راجع به بچگیش بگه همه میگن .... نخور!! (biggrin)


    •   بچه-ای-خوب
    • 3 هفته،2 روز
      • 18

    • خدایا من رو بکش راحتم کن!
      این کونی پلشت به من میگه داستانم رو باور کنید!
      چجوری یک مجلوق ده ساله به دودولش میگه کیر؟!
      چجوری با آب و تاب میگه توی ده سالگی با یک دختر 69 شدیم و هردو ارضا!
      آخه کونی این کسدان رو توی گوش یک خر هم بخونید از تخم میره و عقیم میشه از ما چجوری انتظار داری باور کنیم و فحش هم ندیم/؟!!!
      برو کونت رو بده پلشت


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 3 هفته،2 روز
      • 24

    • تو ۸ سالگی جق میزدین؟؟؟؟
      پشمام!!!
      من تا ۱۲ سالگی فک میکردم بچه رو لک لکا میارن
      تازه تهش نوشتی فحش ندین؟مردم چقد پر توقع شدن.


    •   جان.کوچولو
    • 3 هفته،2 روز
      • 11

    • معلوم نیست تو هشت سالگی چی به سرت آوردن
      واضحه که خیلی درد داشته.


    •   شب_گرد_تنها
    • 3 هفته،2 روز
      • 7

    • کیر بچه هشت ساله سیخ شده.. هیچی نمیگم ولی ولی الت سیخ شدم تو روح پدر پفیوزت


    •   وب.گرد
    • 3 هفته،2 روز
      • 15

    • بچه بودی؟
      ِیعنی میخوای بگی الان نیستی؟ باشه!
      البطه؟
      تعقیر؟
      مطمئنی بالای هیجدهی؟؟
      باشه حالا دیگه برو بگیر بخواب!


    •   Fe4rless
    • 3 هفته،2 روز
      • 8

    • و باز هم فانتزی های تخماتیک یک کسمغز
      تو ۸ سالگی سکس داشتی؟ کسشعر گفتن هم حدی داره
      تعقیر؟ کسخل خان "تغییر" رو درست نمیتونی بنویسی اومدی این اراجیف رو نوشتی!
      دیسلایک


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 3 هفته،2 روز
      • 5

    • خخخخ پوکیدم ازخنده


    •   lovely_grl
    • 3 هفته،2 روز
      • 18

    • اون دختر خالت یحتمل بچگیای الکسیس بوده بعد جاکش من ۸ سالگی ب سماور میگفتم آدم اهنی شاشو تو اونموقع سکس داشتی اصن چیزی لای پات داشتی؟


    •   R.Renger22
    • 3 هفته،2 روز
      • 6

    • از خنده رودهام اومدن تو حلقم خخخ تو هشت سالگی جق میزدین؟کیرت سیخ شد؟
      ببین ما با کیا شدیم ی ملت


    •   Navid1559
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • اون تو اون بچگی با این حرکاتش جنده بود، احتمالا الان بازیگر پورنو شده همون جا وپول میگیره ومیبره اتاق مخفیشون


    •   Keheyyy
    • 3 هفته،2 روز
      • 3

    • وسط داستان خوابم گرفت یعنی تو 8 سالگی لیسیدن و خوردن کص بهت حال میداد!


    •   he3tor
    • 3 هفته،2 روز
      • 5

    • چقدر بچه کم سن و سال جقی تو شهوانی زیاد شده ...؟؟؟


    •   boyhot22
    • 3 هفته،2 روز
      • 3

    • داستان که هیچ اون مجله شهوانی جریانش چیه??????


    •   sikir
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • به گنجیشکه گفتن برج میلاد تو کونت، گفت کسکش یه چیزی بگو بگنجه!!!
      اونوقت این دیوث میگه از ۶ تا ۸ سالگی بیاد دخترخالم جق میزدم!!!


    •   zzzzz525
    • 3 هفته،1 روز
      • 4

    • سخن بزرگان درباره 8 سالگیش : کیرمو دراورد سیخ شده بود ساک میزد . کلا اندازه انگشت کوچیکه راست نکرده بودی که تعریف میکنی از دولِت


    •   Naz10100
    • 3 هفته،1 روز
      • 3

    • دیدم دیس لایکات‌کم هستن خواستم بیشترسون کنم، میدونم بقیه کلا حالتو جا اوردن با لین داستان مسخرت


    •   allforsex
    • 3 هفته،1 روز
      • 4

    • دفتر مشق هرچی بچه هشت ساله تو کره زمینه لوله شده تو کونت.
      شنیده بودم جقی ها سنشون اومده پایین ولی لامذهب بدن انسان یه محدودیت هایی داره؟
      هشت سالگی تو رو کجای تخمم جاش کنم!
      میخوام فحش ندم نمیشه.


    •   Ice_flower
    • 3 هفته،1 روز
      • 4

    • یا اکثر امامزاده های رشت!!!
      سکس تو ۸ سالگی!!!
      اصلا چیزی لای پات بود اون موقع؟!
      تا اونجایی ک واس دختر فامیلتون تو اوج بچگی میخوردی قابل هضم هست ولی باقیش دیگه خیلی تخیلی بود.
      اگر قراره اینجوری بنویسی ننویس خواهشا.


    •   سعید تبریزی
    • 3 هفته،1 روز
      • 5

    • من تا ۱۶ سالگی فکر میکردم کاربرد دودول جیش کردنه


    •   ilyas1701
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • کوس گفتیا


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 3 هفته،1 روز
      • 7

    • کلا خانواده گاوی داشتین، یعنی یه طویله حیوان جمع شدین دور هم اسمش رو هم گذاشتین خانواده!! با نسبت های فامیلی که نتیجه اش هم میشه گوساله هایی مثل تو


      وقتی خر بزرگ شعور نداره که فیلم سکسی زنش رو ول میده تو رایانه ای!!!! که بچه میره باهاش بازی میکنه چه توقعی از تو بچه الاغ باید داشت ؟؟


    •   darklord79
    • 3 هفته،1 روز
      • 5

    • اخه مارو خرگیر اوردی هشت سالت بود 69 بلد بودی هیچ جق میزدی تو هشت سالگییییییییی هووففف (dash) (dash) (dash) (dash) (dash)


    •   kokarostam
    • 3 هفته،1 روز
      • 9

    • تخم حروم


      من به تخم حروم بودن مردم اعتقادی نداشتم، یعنی اعتقاد داشتم که انسان بی‌گناه و پاک و سالم به‌دنیا میاد و جامعه و موقعیت اجتماعی و محیط و شانس موجب تغییر شخص می‌شود. ولی با خوندن داستان تو عقیده‌ام عوض شد. الان فهمیدم که تو عصاره‌ی وجودت از تخم کثیف بابات درست شده که احتمالا توی فاضلاب داشته با مادرت نزدیکی میکرده. شاشیدم به روح کیریت.


      ای که جق‌ها میزدی در سالِ هشت
      دوستان می‌بردنت در کوه و دشت
      کون‌ها دادی و ساک‌ها می‌زدی
      حالیا تو گشته‌ای کونی، پلشت


      ها کـُ‌کا


    •   U1300
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • اون دختر خاله ای که کسی نمیکردش دست به خایه بچه شیش ساله ها بود دیگه جق زدن داره کصمنگ؟


    •   Amir__Parsa
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • الو؟
      سازمان جهانی گه؟
      اونی ک به انبارتون دستبرد زده بود رو پیدا کردیم.


    •   samanmohammadi66
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • ?


    •   blue_rose
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • کوص مادرت با این داستان کیریت. دیسلایک 21 تو کوص مادرت تا دیگه تو 8 ستلگی کون ندی!


    •   jalalmousavi123
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • کون گلابی من ۸ سالگیم عکسامو که نگاه میکنم‌فکر میکنم‌یکی دیگست اونوقت تو ۸ سالگی ابت اومده؟
      الا از مامانت اجازه گرفتی گوشیشو برداشتی؟؟؟


    •   Parsa_tu
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • کیر تو داستانت
      ننویس لطفا
      کون بچه
      خوار خیاری


    •   キング
    • 3 هفته
      • 1

    • خدا شفات بده


    •   ehsan9705
    • 3 هفته
      • 2

    • خدایی اگه من این کستانو برات تعریف کنم باور می‌کنی؟
      کیری پسر من 11 سالشه فکر میکنه بچه‌ها با گرده‌‌افشانی به وجود میان
      تعقیر؟ یا تغییر؟
      فحش ندیم
      کونتو می‌گاییم


    •   rastin2769
    • 3 هفته
      • 2

    • به نظر خودت کسشعر نبود


    •   m...h...a...
    • 3 هفته
      • 4

    • نه به سکس کودکان...نه به سکس بدون کاندوم...نه به غلط های املایی...نه به داستان های دروغین..جاکش اگه میخای فحش نخوری همچین داستانایی ننویس..دیسلایک


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو