داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

اولین سکس احسان

1399/05/15

سلام من احسان ۲۲ این داستان گی هست هر کی میخاد نخونه این مال پارساله.
من تا ۲۱ سالگی هیچ رابطه ای نداشتم با هیچکی همش هم جلق میزدم شب و روز و میگفتم تا کی اینجوری .و راستش رابطه با دخترا رو دوس دارم اما همیشه موقع جلق زدن دوس داشتم آبم با پسر های خوشگل نوجوون بیاد.
شهر ما زیاد بزرگ نیس و میشه خیلی هارو شناخت چن بار بود یه پسر دیگه بودم خیلی تو کفش بودم صورتش خیلی صاف بود از اونا که یه تار مو تو صورتش و بدنش نیست وقتی مییدیدمش دوس داشتم فقط نگاش میکنم اما خوب میکشد چون فقط رهگذری میییدمش وقتی میخندید من میترکیدم از شق درد
قدش ۱۷۰ وزن ۶۶ اینارو بعدا فهمیدم ) کونش یه جورایی یکم بزرگتر از کمرش بود شاید چون کمرش باریک بود اما میگم بدنش فیت بود منم هی می دیدمش میکردم جق میزدم به یادش به یاد کردنش میزدم با خندش میزدم و فک میکردم چجوری میشه باهاش دوست شد واقعا چرا با من اصن دوست بسه مگه همسنیم؟ ولی من باید باهاش دوس میشدم. خوب من یه ۲۰۶ دارم میرفتم خیابون میگشتم بی هدف ماشینو پارک کردم برم دور بزنم بازار که دیدمش از روبرو تنها میومد باز قلبم شروع کرد زدن نمیدونستم چیکار کنم از کنارم رد شد من افتادم دنبالش تا رفت تو یه پارک نشست تنهایی منم دیگه گفتم باید برم پیشش رفتم کنارش گفتم میشه اینجا بشینم با لبخند قبول کرد نشستم یکم حرف الکی زدیم در مورد اینکه درس رو دوس نداره میگفت و میخواد همیشه خوش باشه میخواست بره که گفتم اگه بخواد میرسنمش سوار شد یکم دور زدیم اما خوب اون روم نمی شد و نمیخواستم چیزی خراب بشه که بخوام چیزی بگم پس خدافظی کرد و رفت البته شمارشو گرفتم بهش گفتم گوشیم خرابه یه زنگ میزنی به گوشیم ببینم بلندگوش خوبه اونم خندید فهمید اما قبول کرد.
دیگه من همیشه چت میکردم باهاش عکسش پروفایل بود هر روز صفحه گوشی رو میبوسیدم و میزدم.
تا این که بهترین روز زندگی من رسید قبلش هم چن باری مییدیم همو. یه روز صبح که رفتیم بیرون و رسیدیم در خونش میخواست بره قبلش گفت که پدر مادرش خونه نیستن تا عصر هم نمیان رفتیم داخل لباسش عوض کرد اومد وای
یه پیراهن سفید پوشیده بود با شلوار خوشگل سرمه ای نرم که انگار پنبه بود اومد نشست گفتم چقد خوشتیپ شدی البته بودی بیشتر شدی خندید باز خنده جادویش خدادادی یه دونه مو هم نداشت ینی سوراخش هم مو نداشت بعدا وقتی لیس میزدم کونشو .یه ps4 داشت رفتیم بازی کردن واقعا باورم‌نمیشد دارم باهاش بازی میکنم ولی خوب باید یکم تلاش کرد کاری که قبلا نکرده بودم ولی خوب هیچ وقت دیر نیست. اون بازش عالی بود دراز کشیده بود و شکمش به زمین و اون کون جادوییش رو شلوار نرمش منو دیوونه میکرد یه قرار گذاشتم گفتم هر کی باخت باید به اون یکی سواری بده که دیگه جونمو گذاشتم که ببرم البته فک کنم خودش بد بازی کرد بیشتر .
وای وقتی بازی تموم شد گفتم خوب چیکار باید بکنم همون جوری که خوابیده بود گفتم تکون نخور رفتم پشتش کامل دیگه نمی تونستم تحمل کنم کیر شق شدم رو کونش بود و اون حسش میکرد میخندید یه لحظه ضربان قلبم تند زد نمیدونستم واکنشش چیه یا چیکار کنم بلند شم یا ادامه بدم که یه بوس از لپش کردم چقد اون بوس کیف داشت چقد.وقتی یواش بودم و بوسش کردن بهش گفتم زیباترین آدمی هست که دیدم گفت تازه فهمیدی گفتم نه از بار اول که دیدمت. دیگه حشرم زد بالا چن بار هی بوسش میکردم دستشو میبوسیدم رفتم پشتش اون هم تو همون حالت وایساده بود اون کونشو انگشت میکردم و میمالوندم چقد نرم شلوارش از رو شلوار کونشو بوس میکردم یه دفعه شلوارشو درآوردم چقد کونش تمیز بود صاف براق یه شرت صورتی پوشیده بود که کیرمو عین یخ کرده بود پوستش بی مو و کونش و رونش که هر چی میرفت سوم کونش پهن تر میشد از کف پا تا کونش رو بوس کردم در کونش و کونش میبوسیدم یه دفعه بلند شد اومد بغلم روبروم نشست دستش و تو گردنم انداخت و پاهاشو تو کمرم حلقه کرد کامل اومد تو بغلم اولین بار لبای یه نفر رو لبم بود اون صورت نازو میبوسیدم فقط دستای نرمشو ماچ میکردم شرتش درآورد و دوباره همون حالت نشست اما کون تنگش مگه تو میرفت کیرم لای پاش عقب جلو‌میکردم همزمان پاهاشو تو کمرم حلقه کرده بود و دستاش رو‌گردنم چقد دوس داشتم این پورن صورتش روبروم دقیقا نمیدونم چقد تو این حالت موندیم که بلند شدیم کونش اکبند بود حالت داگی خوابید یه انگشت فا تا نصفه تو کونش کردم اما نمی رفت پس بی خیال شدم بهش گفتم به مرور خودم بازت میکنم اون روز فقط میبوسیدمش و آخرش به شکم خوبید و کیرم لا پای سفید و نازش گذاشتم و میبوسیدمش و ابم ریختم لای پاش
دفعای بعدی که میکردم توش کم کم کونش جا باز کرده بود وقتی اون لحظه که کیرم بار اول تا ته تو سوراخش رفت
اون کونی که خودم بازش کردم وقتی بار اول ابمو تو سوراخش کونش خالی کردم همزمان که صورت ماهش روبروم بود چقد لذت بخش بود الان دیگه با هم ازدواج کردیم و من هیچوقت ازدواج نمیکنم چون وقتی اونو با دختر مقایسه میکنم اون خیلی سرتره و هرگز به خودم اجازه نمیدم با کسی باشم چون همیشه اولین رابطه و عشق زندگی بهترین و فراموش نشدنیه .

نوشته: رضا


👍 7
👎 5
12200 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

905878
2020-08-05 00:46:24 +0430 +0430

باید میگفتی از اون پسرا که یه تار مو رو صورتش قاچاقه
جرقی،جقی،جلقی 😏

1 ❤️

905883
2020-08-05 00:54:15 +0430 +0430

من دارم به حرف زینب ایمان میارم☹بیاید جمع کنیم و از ایران بریم🚶🏻‍♂️

5 ❤️

905894
2020-08-05 01:08:05 +0430 +0430

توی اون شهر کوچیکتون همه فهمیدن که کونی تشریف دارید؟؟؟

4 ❤️

905934
2020-08-05 04:41:37 +0430 +0430

ازدواج همجنسگرایان در ایران آزاد و قانونی شده ؟؟؟ چطوری ازدواج کردید ؟ 😏

2 ❤️

905957
2020-08-05 06:47:43 +0430 +0430

کیرم تو املا و انشات و دهن هردوتون

4 ❤️

905964
2020-08-05 07:10:31 +0430 +0430

کیرم دهنت

0 ❤️

905965
2020-08-05 07:11:45 +0430 +0430

بازم گی بازم کونی عجبا

0 ❤️

906008
2020-08-05 10:03:15 +0430 +0430

به عنوان یه داستان و بعنوان راوی داستان ریدی داداچ
ولی فضای کلیشو دوس داشتم

0 ❤️

906010
2020-08-05 10:15:35 +0430 +0430

سکس بدون کاندوم و ریختن آب توی سوراخ، خطر انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.

5 ❤️

906024
2020-08-05 11:31:18 +0430 +0430

انقلاب شده مگه ؟ چجوری با هم ازدواج کردین ؟ کسشر ننویسین اینقد . بعضیا انگار شاتگان گذاشتن در کونشون و گفتن یا بنویس یا شلیک میکنم . جمع کنین این کسشرا رو

3 ❤️

906038
2020-08-05 14:01:54 +0430 +0430

بهت قول می‌دم هنوزم جق‌ می‌زنی کون خوشگله.

0 ❤️

906064
2020-08-05 16:13:53 +0430 +0430

داداش چیزی از علائم نگارشی میدونی؟
بیست و خورده ای سنته مثلا،خجالت بکش با این طرز نوشتنت
و این جملت یه اضافه ی تشبیهی به غایت کسشر بود:این پورن صورتش دقیقا روبروم…
چنان میگی هرگزززز به خودم اجازه نمیدم با کس دیگه ای باشم
که ادم فک میکنه تا قبل اون از چهارده سالگی هر روز رو یه نفر بودی.بابا چاقال بعد بیس سال یه نفرو تور کردن(با صرف نظر کردن از واقعیت یا عدم واقعیت)که دیگه اینقد بار حماسی نمیخواد.

1 ❤️

906101
2020-08-05 21:20:08 +0430 +0430

خدایش نیومدم داستانت رو بخونم ، آخه کامنت های داستان ها واسم باحال تره تا خود داستان 😂 😂 😂

0 ❤️

906269
2020-08-06 09:20:34 +0430 +0430

ازدواجتون دعوت میکردید میومدیم😁ایشاللا کیک سالگرد ازدواجتون و بخوریم🥴

0 ❤️

906311
2020-08-06 14:28:44 +0430 +0430

چشات روشن

0 ❤️

906430
2020-08-07 01:14:56 +0430 +0430

کیرم تو نگارشت ،جقیه اسکول ،تو هنوز باید بری از دبستان دوباره شروع کنی املا کار کنی و انشا بنویسی ،اونوقت ps4بازی میکنی؟بابا کیر تو دهن باور کُنِش

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom