اولین سکس با زن شوهردار

    سلام اسم من فرهاده ۲۹سالمه اهل کرمانم ۱۹ ساله بودم خیلی با دوستام شوخی میکردم یه شب یه اس عاشقونه واسم اومد صبحش به همون شماره زنگیدم تا صدای خانمه رو شنیدم یجوری به دلم نشست ولی زود قطع کردم و شروع کردم اس های رومانتیک دادن اون جواب میداد تا اینکه ازش خواستم که اجازه بده هر روز در حد یه تماس کوچیک بزنگم و یکم بحرفیم اونم قبول کرد اونم اسمش فرزانه بود ۳۲ساله بود منم عاشق خانم های جا افتاده ولی نه اون منو دیده بود نه من اونو اخه مشهد زندگی میکرد بعد از ۳ماه قرار شد من برم مشهد همدیگرو ببینیم خلاصه قرار گذاشتیم فرزانه با ماشین اومد دنبالم یکم دور دور کردیم گفتش که چون متاهله میترسه یکی از اشناها ببینه دعوتم کرد روز بعد ساعت ۷ صبح برم خونش من تا اون موقع سکس نداشتم و فقط فیلم سکسی دیده بودم شب تا صبح از استرس و خوشحالی خواب نرفتم صبح که شد رفتم به آدرسی که داده بود بهش زنگ زدم در خونه رو زد من رفتم داخل وقتی در وردی رو باز کرد پشمام ریخت فرزانه یه لباس تور بلند پوشیده بود که لباس زیر قرمزش کاملا معلوم بود فرزانه۸۶کیلو وزنش بود قدشم۱۷۵ پوست سفید عین برف موهای بلند تا بالای باسن ساق پا و رون های تپل و خوش فرم ممه های سایز ۹۵ خلاصه خیلی اندام سکسی داشت همدیگرو بوسیدیم و من رفتم داخل ازم پذیرائی کرد بعد گفت بیا بریم کنار کامپیوتر عکس های خانوادگیم رو نشونت بدم و معرفیشون کنم کامپیوترش توی اتاق خوابش بود تا ساعت ۹نیم ۱۰عکس نشونم میداد بعد شروع کرد به دردو دل و اینکه از زندگی زناشوییش راضی نیست اشک هاش رو که دیدم طاقت نیاوردم گرفتمش توی بغلم و بوسیدمش نتزش کردم دست کشیدم توی موهاش و قوربون صدقش رفتم تا اینکه اروم شد ولی هیچی نمیگفت فقط سرش رو محکم فشار میداد روی سینم منم سرس رو اوردم بالا در گوشش گفتم فرزانه خیلی دوستت دارم خوشکلم محکم بوسیدمش خوابوندمش کنارم روی تخت لاله ی گوشش رو بوسیدم یکم زبون زدم بهش یهو گفت آه ه ه منم پرو تر شدم گردنش رو بوسیدم دست گرفتم به ممه های بزرگش و مالیدمش فرزانه تند تند نفس میزد و اروم میگفت آه ه ه بند لباس تورش رو باز کردم سوتینش رو زدم بالا یکی از ممه هاش رو میمالیدم نوک یکی رو هم میلیسیدم اومدم پایین تر دور نافش رو لیسیدم شرتش خیس شده بود کشیدم شرتش رو پایین بیشتر کف کردم کس بدون مو تپل سفید که ناجور خیس شده بود با ولع شروع کردم به لیسیدن کسش سوراخ کونش و کسش رو میلیسیدم همزمان دوتا ممه هاش رو هم میمالیدم فرزانه دیگه داشت جیغ میکشید و آخرش گفت فرهاد تو رو خدا بکن توش جرم بده دارم میمیرم تورو خدا فرهادگفتم ساک بزن واسم کیر من ۱۷سانت بود با رگ های بزرگ کیرم رو که دید گفت جوووون با ولع واسم ساک میزد منم ناجور حال میکردم بعد خوتبید منو کشید روی خودش کیرم رو گرفت بکنه توش ولی من نمیکردم کیرم رو گرفتم میمالیدم روی کسش یهو تا ته همشو کردم توی کسش چنان جیغی کشید شهوتم ۱۰۰۰برابر شد پاهاش رو گذاشتم روی شونه هام محکم تلمبه میزدم و ممه هاش رو میلیسیدم اونپ هی میگفت آه ه ه ه اووووف جوووون فرهاد چه کیر داغی داری تو عزیزم بعد داگ استایل شد منم دوباره شروع کردم تند تند تلمبه زدن اونم ملاحفه رو چنگ میزد و حال میکرد و حرفای سکسی میزد گفت دارم میشم چرخید دستش رو قلاب کرد دور گردنم گفت بکن بکن فقط بکن جرم بدم تند تند بکن صدای تالاپ تلوپ کل اتاق رو گرفته بود یهو محکم بغلم کردو شروع کرد به چپ و راست تکون خوردن و جیغ کشیدن بعد ریلکس تر شد قوربون صدقش شدم همینطور کردم توی کسش تا یهو نزدیک ارضاع شدن شدم گفتم چکار کنم آبمو گفتش که همشو بریز توی کسم عزیزدلم وای خدا بهترین حس زندگیم بود وقتی ارضاع شدم اون روز تا عصر ۵دفعه ارضاع شدم اون بیشتر از من ارضاع شد گفت بعد از ۱۵ سال امروز جیگرم به حال اومد تا متاهل شدم ماهی ۳ چهار روز میرفتم پیش فرزانه مشهد کلی حال کردم کس کون همه‌پوزیشن هایی که توی فیلم ها دیده بودم روی فرزانه امتحان کردم بهترین دوران زندگیم بود هنوزم وقتی میرم مشهد با هم حال میکنیم.


    نوشته: کیر داغم

  • 3

  • 30




  • نظرات:
    •   boyboy36
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • همه این تماس های شانسی فقط تو داستان های شهوانی اتفاق میفته (inlove)


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • یه سری هم به اقا میزدی!! (biggrin)


    •   Phoniix
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • هیچی بهت نمیگم چون کس مغز تر از تو ندیدم امیدوارم دوستان از خجالتت در بیان (erection)


    •   Hysterical_man
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • نقطه و ویرگول کو؟بحرفیم؟مگه داریsms میدی؟


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • من به عنوان یه کرمانی شرم میکنم از وجود این عنـ ـاصر ناپاک.


    •   Meisam65
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • شمارت همون قبلیه؟زنگ‌ زدی قطع کردی؟بعد اجازه گرفتی؟عجله داشتی بری مشهد هول هولکی نوشتیا.بعد این خانم داغ تو مشهد کیر گیرش نمیومد میس زد به تو


    •   jaanii
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • کرمان کجا مشهد کجا
      مسلمون حداقل میگفتی 4 ماه یبار قابل قبول تر بود
      این همه مشهد رفتن خیر بوده؟کسی نمیگفت کجا میری؟
      بعدش توهین نشه اما مشهدی سفید پوست تا حالا ندیدم
      وزن سینه 95 و رون های تپل به تنهایی بیشتر از 90 کیلو میشه ها
      دم در فرستادیش روی باسکول که وزن دقیق 86 کیلوییش دستت اومد؟
      از صبح تا عصر شوهرش پشت در توی کوچا منتظر بود شما تشریف ببری؟
      وای خدا من نمیدونم اون معلم انشاء تو رو کی بهش مدرک داده آخه


    •   Nasr7070
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • زیارت قبول


    •   Lucky.man
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • نحوه ارضاء شدن طرف را قشنگ گفته بودی. من رو یاد کسی انداختی.


    •   Gozaran
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • تا حالا برات اتفاق نیفتاده. سقف بشکافه فرشتو بیفته تو اتاق ؟


    •   zanbory
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • والا چی بگم بهت
      دختره ازترسش باهات دور نمیزده که کسی یا دوست و آشنایی باهم نبیننتون.بعد تورو برده خونه خودشون
      یعنی درو همسایه ها آشنا نبودن .ایشون و نمیشناختن
      اگه میگفتی یه سوئیتی چیزی یجا گرفتید باز میشد بکی ممکنه درست باشه
      کمتر بزن .


    •   Irish..GuNNer
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • میخواستم کامنت نذارم و با یه دیس رد شم از داستان ولی یه سوال واسم پیش اومد. این جمله خیلی با رفیقام شوخی میکردم دقیقا چه خاصیتی داشت تو متن؟! الان این جمله با اینکه یکی اس داده بهش رابطه داره؟ جقی بیچاره میشه یکم شفاف‌سازی کنی چطوری یه جنده شماره‌‌تو پیدا کرده و شروع به سکس چت؟ اصلا ریدی احمق. البته وقتی یکی کیر داغش داستان مینویسه بایدم یه چیز کیری درآد.


    •   armankir@
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ملاحفه؟؟ ۵بار ارضا؟؟؟خوارکسه فیل هم نمیتونه انقدر بکنه. از روی فیلم اای برازرس جلق زدی کونی


    •   آرشام.آریایی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • قربون صدقه اش شدی!؟چجوری یعنی؟


    •   Kos69mos
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ٥ باز گوزيدي


    •   atdazizi@gmail.com
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • چقدر جالب
      اخه کلی تخمی
      شفتالو
      یک نفر زنگ زد و از شانست زن بود و اونم نه یک دل بلکه صد دل وابستت شد و توام با کون گشاد رفتی و کردیش


      اخه پشمک داستان انقد ابکی


    •   Vashkin
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ۸۶ کیلو بود؟!
      دمت گرم انقدر میزون وزنکشی میکنی


    •   Hajit_bokon
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • بعد میگن مشهد رفتن رو امام رضا میطلبه
      کس بیبیت


    •   Mn13482000
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • قووتو زیاد خوردی مخت گوزیده ،پشمهای تراشیده ننه صدام حسین تو دهنت خیالبافی هم یک حد و مرزی داره ،تو بیشعور عملا به شعور خواننده توهین میکنی،زنه تو مشهد انقدر مرد ندیده بود که تو را از کرمان پیدا کرد کشید روی خودش ،من نمیدونستم این همه بکن داریم،بابا کم تر بزنین


    •   Sh112288
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ۸۶ کیلو وزن ۱۷۵ قد ؟؟ کصکش این چیزی که تو میگی باید خمره گوهی باشه


    •   amir81709792
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • داداش آبروی ما کرمانی ها رو بردی با این کسشعرات


    •   saeed7989
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خدا وکیلی چی میزنین؟؟؟؟


    •   padeshahe_velgard16
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • آدرس و شمارشم بده منم برم بهش سر بزنم توکه زیاد نمیای مشهد .گناه داره بی میری میکشه


    •   دانیال.کیرکلفت.مشهد
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کسمغز


    •   محمدایلبیگی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خیلی ابکی وبی مقدمه اس


    •   ماساژور.عشق.بیوه
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوب بگو ماهم بریم بکنیمش
      همشهرشیم ناسلامتی


    •   Ali_568
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • ی دونه از این داستانا واقعیشو میخوام داشته باشم متاهل مجرد فرق نداره زن سن بالا باشه بهتر پسر زیر بیست باشه بهتر تلali0651@


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو