داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

اولین سکس با سارا

1399/03/11

خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به سال 93
خاطره اولین سکسم با دختر ناز و خوشگلی به اسم سارا
قبلش بگم که خاطره کاملا واقعیه
اسمم جاویده سال 93 تازه رفته بودم خدمت و قبل از آون هیچ تجربه سکسی نداشتم فیلم سوپر زیاد دیده بودما ولی تو کف ی کوس و کون بودم اخه شهرمون کوچیک بود و نمیشد زیاد کاری کرد.
البته ی چند بار دختر خاله خوشگلم به اسم زهره رو دستمالی کرده بودم ولی در حد دید زدن و تو خواب دست زدن بهش نه بیشتر ی بارم خالمو تو خواب دستمالی کردم یبارم زن دایی کون گندمو این بود کل کاری که من کرده بودم .
ولی آون سالی که رفتم خدمت 19 سالم بود و ی جای دوری افتادیم و غریب بودیم اونجا خلاصه کسایی که رفتن میدونن پسرا تو آموزشی همش از دوست دختر و سکس های قبلیشون میگفتن و دل ما رو آب میکردن دیگه تو خدمت تصمیم گرفتم برگشتم حتما ی کوسی جور کنم و بزنم توش تا از این ناکامی در بیام چند روز مرخصی خورد بهم و اومدم شهرمون ی روز عصر با موتور رفتم همین طور دور دور سراغ سوژه اخه نمیدونستم از کجا برم ی دختر بلند کنم همینجوری که میرفتم چشم افتاد به سه تا دختر خوشگل و ناز با کلی آرایش و قر و فر یکیشون قدش از آون دو تا کوتاه بود و خوشگلتر گفتم باید اینا رو جور کنم یکیش باید زیرم بخوابه حتما القصه من بعد تعقیب و شناختن خونشون ی فکری به سرم زد و فوری پریدم ی کاغذ آ4 گرفتم و ی نامه فدایت شوم و با کلی حرف عاشقانه و دوست دارم و از این چیزا نوشتم و خلاصه گفتم من شما رو خیلی وقته زیر نظر دارم و میخوام باهات آشنا بشم ی شماره زیرش نوشتم و کاملا با ترس و حماقت کاغذ رو انداختم حیاط خونشون همش میگفتم نکنه پدرش یا برادرش نامه رو برداره و شمارمو ببینه ولی خوب روم نبود خودم رو در رو شماره بدم گفتم هر چه بادا باد آون شب گذشت اومدم تو فکر و خیال خوابیدم و تقریبا مطمان بودم هیچ اتفاقی نمیفته و عمرا من بتونم ی دختری مخشو اینجوری بزنم عصر بود حدود ساعت پنج بعد از ظهر دراز کشیده بودم دیدم گوشیم زنگ خورد و تا گوشی برداشتم دیدم ی دختری سلام داد یهو گوشی قطع کردم اصلا باورم نمیشد ماهی به قلاب گیر کرد سریع رفتم خیابون و زنگ زدم و خیلی با خجالت باهاش سلام علیک کردم و بعد گفت شما نامه انداخته بودین خونمون گفته اره و بالاخره اروم اروم مخشو تیلیت کردم بعد کاشف بعمل آومد که سه دختر دو تا خواهر بودن با هم یکی هم دوستشون بود که مال شهر همجوار ما هستن و برا درس و دانشگاه اومدن و تنها تو آون خونه زندگی میکنن البته تو کوچه فامیل داشتن و صاحب خونشون هم فامیل بود .
خلاصه من گفتم ازت خوشم میاد و خیلی وقته دنبالتم و دختره کنجکاو شد و اسمشو پرسیدم گفت سارا
سارا جان ی دختر با قد متوسط حدودا 160 بود و سبزه و اندامش لاغر طوری بود و دختر لاکچری طور تقریبا ولی ممه و کون نسبتا کوچیکی داشت ولی خوب برا منی که اولین تجربم بود این چیزا مهم نبود فقط میخواستم باهاش باشم.
همون شب بهم گفت دوستش و خواهرشم نامه رو خوندن و چون من تو نامه اشاره کرده بودم کدوم دخترو میخوام نامه رو داده بودن به سارا آون شب گفت دخترا میگن به جاوید بگو یکم برامون خوراکی چیزی بخره منم که مشتاق گفتم چشم حتما تو دلم گفتم این دو تا رو هم رام میکنم و کویت میشه با ی تیر سه نشون، خلاصه شب من با دست پر خوراکی و میوه رفتم سر کوچه زنگ زدم آومد و رفتم در خونه دیدم ی دختر با چادر آومد سارا بود چشاش واقعا به قول معروف سگ داشت برق چشاش و ناز و عشوه حالت صورتش منو کشت من دستپاچه بودم فقط سلام دادمو نایلون و میوه ها رو دادم و گفتم خدا حافظ رفتم سارا خوشگله هم جواب سلام داد و ی نگاهی کرد و گفت وای ببخشید چرا آنقدر زحمت کشیدین من دیگه برگشتم خونه شب پیامک داد که وای ببخشید چرا آنقدر زحمت کشیدی و از این تعارف ها منم گفتم خواهش میکنم و این حرفا چیه گفت ما شوخی کردیم ببینیم تو میآی جلو فقط خواستیم ببینیمت و خلاصه اولین قدمم خوب برداشته شد من با سارا در ارتباط بودم و تلفنی حرف میدیم و اس میدادیم خونشونم تقریبا دور بود از ما ی روز که روز دختر بود و منم ده روزی مرخصی داشتم رفته بودم مغازه خودمون سر کار جوشکاری که بهم زنگ زد گفت امروز روز دختره و هوس بستنی کردیم گفتم ای بروی چشم من هنوز باهاش بیرون نرفته بودم شب بستنی بردم در خونه این بار آومد از ماشین بگیره بستنی یکم چادر شل کرد دیدم ای جان انگوری باغت آباد چه سینه هایی ی لبخند لوندی بهم زد و با تشکر و دلبری بستنی گرفت ازم و رفت خونه هنوزم داشتم دون میپاشیدم برا همین بهش دست ندادم خدا حافظی کردم و اومدم ولی از کیر شقی داشتم میمردم شب باز اس بازی کردیم و قرار شد ی قرار بزاریم بریم بیرون با هم عصر ساعت چهار قرار شد برم از جلو دانشگاه برش دارم چون سر کار بودم ی ربع تاخیر کردم که یکم ناراحت شده بود چون میگفت ایستاده کنار خیابون معذب شده خلاصه معذرت خواهی کردم و سلام علیک و خوش و بش کردیم و دیدم نه آون دوبار دیدار و این شبا حرف زدنا کار خودشو کرده و بهم اعتماد داره تا حدودی اخه رفتار سکسی بهش نشون نمیدادم بیشتر دوس داشتم باهاش باشم تا زودی بکنمش .
دیدم ناهار نخورده ی دست کباب سلطانی مشدی چهار سیخ گرفتیم که دو سیخش اضافه موند آنقدر بزرگ بودن رفتیم پارک و ناهار رو زدیم و بعد یکم از خودمون گفتیم و حرف طول کشید و ولی من همچنان رعایت میکردم و حتی رو نیمکت پارک با فاصله ازش بودم که فک نکنه میخوام کاری کنم باهاش اخه اولین قرارمون بود ی جوری احتیاط میکردم که ی جا دیگه به زبون آومد گفت چرا آنقدر جدا نشستی تابلو میشیم ها یکم نزدیک بیا .
القصه سارا جونو سوار ماشین کردم و یکمی هم آون نشست پشت رول و تا غروب دور دور کردیم هوا تاریک شده بود بردمش سر کوچه و خدا حافظی کرد و دست دادیم و رفت اولین بار بود دستم به دختری میخورد خیلی از خود بی خود شدم دستاش خیلی نرم بود .
ی چند روز بعد مرخصیم داشت تموم میشد گفتم پس فردا باید برگردم و اگه بشه فردا همو ببینیم دلم میخواست قبل برگشتن ی صفایی بکنم باهاش اونم گفت باشه چون میری فردا حتما باهات هماهنگ میکنم بریم بیرون شب شد و با ماشین رفتم دنبالش و رفتیم شام خریدیم و رفتیم تو ی فلکه بزرگ که فضایی سبز بود نشستیم شام خوردیم دیدم معذبه گفت بریم تو ماشین یهو آشنایی نبینه منم که همینو میخواستم جمع کردیم رفتیم تو ماشین و یکم حرف زدیم و از خودش گفت میگفت دلش میخواد ازدواج کنه و ازم خوشش اومده و این حرفا گفتم بریم عقب گفت چرا گفتم دراز بکشم رو پاهات اگه بشه گفت باشه تا من از در جلو پیاده بشم بیام عقب سارا خوشگله از همون جلو جستی زد بدون پیاده شدن دیدم اومده عقب اخه هیکلش زیاد درشت نبود تا نشستم صندلی پشت دیدم سرشو گذاشت رو پام و دراز کشید منم دیدم خودشم دلش میخواد رفتم تو لب گیری و خوردن لبای خوشمزش که واقعا خوش طعم بودن اروم اروم مانتوشو باز کردم و تاب سبز خوشگلی تنش بود دیگه یخمون باز شده بود داغ داغ بودیم همونجوری که لباشو میخوردم تابشو دادم بالا و سوتین صورتی خوشگلشو زدم بالا و سینه هاشو گرفتم تو دستم و مالش دادم خیلی حس خوبی داشت باورم نمیشد به این راحتی دارم سینه های دختر خوشگل و نازی رو میخورم اروم اروم دستم بردم از زیر شلوارش که کوسشو لمس کنم دیدم خودشو عقب کشید نگاش کردم اروم در گوشم گفت مریضم روش نشد بگه پریودم گفتم باشه پس بزار باسنتو بمالم چشاشو به نشانه رضایت اروم بست و منم کونشو حسابی دستمالی کردم از زیر شورت و شلوارش،
کیرم واقعا به نقطه فوران رسیده بود طوری دراز کشیده بود که باسنش رو کیرم بود ولی از رو لباس من همچنان در حال خوردن سینش و انگشت کردن کونش بودم و سارا هم همش آه و ناله میکرد و گاهی ی جیغ بنفشی میزد وقتی انگشتش میکردم ،
سکس دهانی و سینه خوری ادامه داشت تا یهو دیدیم وقت نصف شبه و دیر وقته خواهر سارا هم همش زنگ میزد و نگرانش بود آماده شدیم برگردیم بردم سارا رو رساندم ی لب حسابی گرفتیم و خدا حافظی کردم و چون فردا صبح قرار بود راهی بشم ولی خوش گذشت بهم چون اولین بار بود دختری لمس کردم درسته سکس نکردیم ولی حال داد.ولی از کیر شقی داشتم به زور راه میرفتم تا رسیدم خونه خودمو خالی کردم ولی تخمام هنوز درد میکرد اخه زیاد جلو خودمو گرفتم تا صبح درد تخم داشتم .
من فردا صبح رفتم پادگان و حدودا ی هفته دیگه برگشتم چون اسمم برا دانشگاه اومده بود و منم ایست خدمت گرفتم و اومدم تو این ی هفته ده روزی هم که نبودم دوباری با تلفن حرف زده بودم باهاش خلاصه اومدم و تو راه گفتم که دارم میام و شب قرار گذاشتیم و رفتم تا دیدمش پرید بغلم و گریه کرد و گفت خیلی دلتنگت بودم منم واقعا دلتنگش بودم مخصوصا که شب آخر طعم سینه هاش موند تو دلم .
پیتزا خریده بودم و ی مکان توپ ردیف کرده بودم با سارا رفتیم اونجا و قبلش گفته بودم بریم ی جا تو ماشین راحت نیست قبول کرده بود رسیدیم و شام خوردیم و کم کم لباساشو در آوردم و موند با تاب و شلوار لی ی فیلم سکسی نشونش دادم داغش کنم پا شد برام کمی رقصید و اومد کنارم دراز کشید رفتم روش و لب گرفتن ازش بعد اروم اروم تابشو درآوردم سوتین نپوشیده بود انگار آماده سکس بود شلوارو شورتشو با احساس و سکسی و اروم از تنش سر دادم پایین و شروع کردم از لاله گوشش تا سینه و ناف و لباش و زیر گردنش خوردن ولی اون موقع نمیدونستم میشه کوس دختر رو خورد میگفتم کثیفه همه جاشو خوردم جز کوس و پاهاش ،زیاد نمیزاشت گردن و لباشو بخورم اخه میگفت آون بار زیاده روی کردم بیچاره مجبور شده ی هفته با ماسک و شال بره سر کلاس آنقدر تابلو کبود شده بود لب و گردنش منم رعایت کردم و بیشتر سینه هاشو میخوردم اروم اروم با انگشتم با کوسش ور رفتم که دیدم غرق شهوت شده و بهم گفت توام لخت شو دیگه گفتم باشه با کمکش منم کیرمو که آون موقع زیاد بزرگ و کلفت نبود حدودا 13 سانت بود رو در آوردم و یهو دیدم ی آبی از کوسش سوزنی زد بیرون ارضا نشده بود ولی قشنگ خیس بود دیگه به زبون آومد و با دیدن کیرم گفت بکن توش خیلی تعجب کردم اخه دختری که کمتر از یک ماهه منو میشناسه تو اولین سکس خودش پیشنهاد جلو میده یکم ترسیدم راستش که مثلا بیفته گردنم و اینا گفتم نه از جلو نه گفت چرا گفتم اخه حامله میشی ها کاندوم نیاوردم گفت اشکال نداره بکن بیشتر مطمان شدم اوپنه و گفتم نه برگرد به شکم بخواب از پشت بکنمت بهش برخورد خیلی که چرا کوسشو پس زدم با یکم تعلل برگشت و منم اروم آون کون بلوری و منحنی سارا جونمو لمس کردم کیرمو مالیدم روش با دستم باز کردم لپای کونشو که دیدم انگار از پشت اصلا نداده خیلی تنگ و بدون چروک بود سوراخش اروم خیس کردم کونشو و سرشو گذاشتم توش دیدم تنگه نمیره تو یبار دیگه خیس کردم کیرمو یکمی هم دم کونشو چرب کردم اینبار تا سرش رفت یهو کیرمو تا دسته کردم تو کونش ی جیغی کشید باور کنین کیرم از ترس خوابید گفتم الان همسایه ها میان چند دقیقه از ترس نفس نمیکشیدم و کیرم پژمرده از کونش افتاد بیرون دیدم وضعیت ارومه گفتم اروم چرا جیغ میزنی گفت آخ مامان جونم پارم کردی خیلی درد داشت بیا از جلو گفتم الان جا باز میکنه گلم نترس اروم دوباره کیرمو کردم تو کونش اینبار اروم اروم تلمبه زدم که زود آبم آومد اخه خیلی سکسی آه و ناله میکرد و میگفت آخ مامان جونم آخ کونم ابمو ریختم تو کونش و بی حال افتادم روش آومد بالا گفت حالا نوبت منه حال کنم کیرمو گرفت دستش خوابید روم فک کردم میخواد بشینه روش گفتم نه نکن تو کوست گفت نترس وقتی خودت نمیخوای منم نمیخوام ،گفت میخوام بمالم رو کوسم منم حال کنم گفتم باشه ی ده دقیقه لا پایی زدبا کیرم منم حالم جا آومد پا شدم دوباره گذاشتم کونش آبم این بار سر ریز شد گفت پاکش کن نره تو کوسم حساسه دیگه مطمان شدم اوپنه ولی چون برا سکس میخواستمش زیاد پا پیچش نشدم و کنجکاو نشدم چون به آرزوم رسیده بودم دیگه خلاصه تا ساعت دو نصف شب دو دست کون حسابی از دختر خوشگل و باربی گاییدم و کم کم حاضر شدیم برگردیم خودم شورتشو پاش کردم لباساشو پوشید سوار موتور شدیم پشت موتور تا خونه بهم چسبیده بود رسیدیم ی لب حسابی گرفتیم و خدا حافظی کردم فردا شب ازم ناراحت بود که چرا بعد کردن تو کونش چرا بغلش نکردم گفتم دفعه بعد جبران میکنم ولی انگار چون نذاشتم تو کوسش خیلی خوشش آمده بود برا همین صمیمی تر شدیم گفتم از جلو فقط بعد ازدواج اونم قبول کرد گفتم شاید زن من نشدی پس کوست حق شوهرته یبار دیگه هم بردمش تو مکان و بازم مفصل از کون کردمش دختری خوبی بود ولی چند تا مورد دیده بودم یکم بهش شک کردم نکنه جنده باشه برا همین بعد آخرین سکس کم کم سرد شدم و گفتم ما بدرد هم نمیخوریم خیلی اصرار کرد ولی من گفتم نه راستش ترسیدم چون صدی نود و نه جلو باز بود سنش هم ازم دو سالی بزرگتر بود دیدم هیچ رقمه جور در نمیاد از طرفی هم شهر کوچیک بود زود حرف در می آومد برا همین کات کردیم این شد رویایی ترین و آخرین سکسم تا امروز.
بار اولم بود نوشتم اگه اشکالی داشت پوزش ممنون از وقتی که گذاشتین.

نوشته: جاوید


👍 3
👎 22
34683 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

884446
2020-05-31 19:49:40 +0430 +0430

مگه فامیلای شما می خوابن دیگه می میرن؟!؟

تا مچ کردی تو زن دایو خالتو دختر خالت نفهمیدن؟!!

پ.ن: مغزتو از طرف بصالنخاع نمودم!!! جق بچه اینا چیه نوشتی ؟! جق نامه بود؟!!!


884454
2020-05-31 19:53:40 +0430 +0430

مجبور نیستی انقد چرت بنویسی
تو خودت برازرزی لعنتی:/

1 ❤️

884457
2020-05-31 19:54:42 +0430 +0430

کلا چرت و پرت بود .حالا بریم سراغ فحش اخه کیرمغز خاک بر سر بدبخت جقی کمتر جق بزن

1 ❤️

884475
2020-05-31 20:09:10 +0430 +0430

جقی تو کل زنای فامیل رو که دست مالی کردی
نامه فدایت شوم براش نوشتی؟؟؟
یه کفتر هم میگرفتی نامه رو میبستی به پاهاش
خب پس اونا هم یکی رو پیدا کرده بودن که بتیغنش
کونی دختره به کل دانشگاه داده بوده که همون اول بهت گفته بکن توش
ما موتور میری با ماشین برمیگردی با ماشین میبریش بیرون با موتور برش میگردونی چه خبره؟ می دونی فرق موتور و ماشین چیه؟

راستی با دود هم می تونستی براش پیام بفرستی

4 ❤️

884484
2020-05-31 20:20:57 +0430 +0430

ما که نفهمیدیم نامه رو صاحبخونه برداشته ایشالا بقیه هم نفهمن!!!


884491
2020-05-31 20:23:42 +0430 +0430

از خاطرات کون دادنت تو سربازی هم بنویس
بی ناموس تو به محارمتم رحم نکردی اونم تو خواب
یه ازمایش ژنتیک بده ببینم کار کی هستی، بقالی ، قصابی ،بچهای شهوانی ،زندونی های بی ملاقاتی
راستی خیلی کسکشی که بخاطر سکس با احساس دختر مردم بازی کردی
یعنی خاک تو سر کس لیست

5 ❤️

884513
2020-05-31 21:03:53 +0430 +0430

اخه چرا زر میزنی؟؟
از خدمت برگشتی تو ماشین راحت نبودین
رفتین خونه
از خونه با موتور بردیش
ماشینو کردی تو کونت؟؟
میگن جقی ها کم حواس میشن همینه

6 ❤️

884539
2020-05-31 22:10:58 +0430 +0430

دیشب اشنایی با سارا داشتیم، امشب سکس با سارا داشتیم، فردا داستان بابای سارارو داریم که کونه نویسنده میخواد بذاره

3 ❤️

884547
2020-05-31 22:42:27 +0430 +0430

جاوید خان
جنده تویی که دختر رو بردی حال و حول کردی میترسی جنده باشه؟ تو چی هستی؟ چرا به خودت اجازه میدی هر عشق و حالی دلت خواست بکنی ولی اون اگه حال کنه میشه جنده؟

خیلی بی مرامی. خوشم نیومد.


884577
2020-06-01 04:11:27 +0430 +0430

زیاد آوننوشته بودی…
فکر کنم زن های فامیل شما،قطع نخاعی هستن که متوجه نمی شدن…

5 ❤️

884580
2020-06-01 04:15:26 +0430 +0430

اینا همش اثرات فیلم حریم سلطانه مگه حرمسرا داری ک همه رو تو خاب دس مالی کردی و همسایه هارو ناراضی
نکنه تو گوش سرهنگ زدی

از دادنتات بنویسی بهتره

3 ❤️

884589
2020-06-01 04:59:30 +0430 +0430

زیبا ریدی

واقعا تخمی نوشتی. آون کلمه “آون” خیلی روی اعصاب بود. گاهی آدم زبونش نمیچرخه که یک کلمه رو درست تلفظ کنه، ولی تو دستت چلاقه که نمیتونی بنویسی اون که مینویسی آون؟ افغانی هستی مگه؟ این همه از کون کردی ولی میمردی سوال کنی که اوپنه یا خیر؟ اصولا چرا بهت کون داد؟

ها کـُ‌کا

6 ❤️

884600
2020-06-01 06:05:35 +0430 +0430

درهمین حد میتونم بگم خیله پست فطرتی ک دختررو ب خاطر سکس میخواستی فقط

0 ❤️

884613
2020-06-01 07:24:32 +0430 +0430

کیرم تو لهجت کیرم تو آون سال گفتنت تو اسمت کیرم تو فیس تخمیت که کسی از ترسش بهت نزدیک نمیشده کیرم تو شرفت بیشرف بیا این دیس و بکن تو کونت از پهنا جر بخوری ننویسی بیناموس!!

2 ❤️

884618
2020-06-01 07:35:44 +0430 +0430
NA

کسخل کس مشنگ
واسه منم سلطانی بگیری تا عمر دارم بهت کون میدم 😁

0 ❤️

884620
2020-06-01 07:37:31 +0430 +0430

الان خوندم کستانتپ دیدم چقد کوسکشی چقد جا داری برا فحش البته که هرچی بگم یکی میاد بش برمیخوره آخه نمیدونم افغانی هستی کونی هستی دهاتی هستی چی هستی خلاصه از بس کون دادی مغزت ریده ننویس پلشت اینسری ببینم نوشتی میام از دهن و کون انقد میگامت که به سگای خیابونی بگی بابا

3 ❤️

884632
2020-06-01 08:55:15 +0430 +0430

بازم یه دروغگو با اهدافی که ما نمی‌دونیم اومد کوصشر گفت… اینقدر دروغ پشت دروغ میگن آدم نمیدونه چی بگه…

ننویس یابو الدنگ

1 ❤️

884636
2020-06-01 09:19:11 +0430 +0430

بیجا کردی زن های فامیل رو دستمالی کردی .محرم نامحرم هم که حالیت نیست تخم سگ.
لطف کن و دیگه ننویس.
در ضمن اگه دوست دختر خودتو نگیری،مجبوری دوست دختر مردم رو بگیری

1 ❤️

884639
2020-06-01 09:39:44 +0430 +0430

بابا مخ تیلیت کن :) :) :)

0 ❤️

884672
2020-06-01 14:03:43 +0430 +0430

از داستانی که یه دستی تایپ میشه اصن خوشم نمیاد
دیس

1 ❤️

884687
2020-06-01 17:40:55 +0430 +0430

تنها وقتی که سوار موتور شدی وقتی بوده که ترک موتور نشوندنت و بردن کونت گذاشتن بچه کونی

1 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom