اولین سکس با نازنین

    سلام
    خاطره ای که میخوام واستون بنویسم واسه 2 سال پیشه. من مهردادم و22 سالمه یه دوست دختر دارم اسمش نازنینه 20 سالشه جسه ریزی داره. ما زیاد با هم سکس میکنیم. بار اولی که سکس کردیم خونه ما بود. داستان از اینجا شروع شد که من از نازنین خواستم بیاد خونمون.بهم گفت واسه سکس؟ گفتم آره. گفت با کمال میل. منو میگی انگار بهم تی تاب دادن. مامانم اینا رفته بودن مسافرت. با هم قرار گذاشتیمو من رفتم خونه و رفتم حمام یه صفایی به کیره نسبتا کلفتم دادم. یه 40 دقیقه ای تو حمام بودم. بگذریم.
    نازنین اومد خونمون. وایییییییییییییییی. چه آرایشی کرده بود. سینه های خوشگلی داره. وقتی اومد من فقط با یه شرت بودم. سریع بغلش کردم و خوابوندمش رو تخت. مانتوشو در آوردمو شروع کردم به مالیدنش. بعد تاپشو در آوردم و سینه هاش مثل هلو پرید بیرون.انگشتمو کردم تو دهنش تا بمکه منم سینه هاشو میمکیدم. داشت ناله میکرد می گفت آروووووووووووووووم. شلوارو شرتشم در آوردم. کسشو داشتم میمالیدم که یه هو خودشو جمع کرد نذاشت. گفت اول کیرتو بده بهم. منم که از خدا خواسته شرتمو در آوردم. یه لحضه که کیرمو دید شکه شد. گفت کونه من تنگه این توش جا نمیشه. خندیدمو گفتم جیگرم جاش میدم. یه لبخند زدو کیرمو گرفت دستش. رو تخت به حالت 69 خوابیدیم اون ساک میزد من کسشو میخوردم.یهو به زور کیرمو تا ته کردم تو دهنش. دست و پا زد. تا در آوردم دیدم اشکش در اومد. معذرت خواهی کردم. گفت مهردادم بیا بکنم. 4دست و پا نشست رو تخت و منم اسپری و خالی کردم رو کیرم. گفت کرم از تو کیفم بردار بمال به کیره قشنگت. برداشتم هم مالیدم به کونش هم مالیدم به کیرم. کیرمو گذاشتم لبه کونش یه فشار شدید دادم جیغ کشید. دستمو گذاشتم جلو دهنش گفتم نفسم تموم شد. سر کیرم رفته بود تو. انقدر تنگ بود که داشت قطع میکرد کیرمو. دیدم آرومتر شد دستمو برداشتم. گفتم اجازه میدی بیشتر بکنم تو. با ناله گفت آره عشقه من.منم آروم کردم تو. داشت میمرد اما دیگه جیغ نزد. کونش جا باز کرده بود دیگه. آروم شروع کردم تلمبه زدن. داشت ناله میکرد. با دستم داشتم کسشو میمالیدم. داغ داغ بود کسش. گفتم این کست ماله کیه؟ گفت ماله مهردادم!!!!!!!! گفتم اجازه دارم افتتاحش کنم؟ با ناز گفت بلهههههههههههههه. کیرمو کشیدم بیرون رو کمر خوابوندمش و یکم کسشو مالیدمو خوردم. گفت جرم بده. کیرمو گذاشتم دم کسش. گفتم جونه من جیغ نزنیا. گفت چشم نفسم. کیرمو کردم تو. بالشتو برداشت گاز زد اما جیغ نزد.خون اومد ازش.کیرمو تو نگه داشتمو خوابیدم روش لباشو خوردم. گفت بکن. شروع کردم به تلمبه زدن. دیدم داره ناله میکنه گفت آبم. فهمیدم داره ارضا میشه. تندتر کردم دیدم لرزیدو کیرم داغ شد. ارضا شد. در آوردم خون هارو پاک کردم. گفتم عشقم ساک میزنی؟ گفت اووووههوووووووم. گذاشتم دهنش. دیگه تا ته نکردم دهنش.دیدم پاهاشو آورد بالا و کونشو نشون داد. یعنی بکن تو کونم. منم پاهاشو بالا نگه داشتم و کردم تو کونش. دیگه کمتر درد میکشید.یه 2 دقیقه ای تلمبه زدمو گفت کسم. در آوردم کردم تو کسش. شروع کردم به تلمبه زدن. احساس کردم داره آبم میاد. تندتر کردمو گفتم آبم اومد. تا اومدم بکشم بیرون پاهاشو حلقه کرد دوره کمرم نذاشت بیارم بیرون. همشو ریختم تو کسش. زیاد اومد آبم.تا کیرمو کشیدم بیرون کلی آبم از کسش ریخت بیرون.دیدم دست کرد تو کیفش یه بسته قرص ال دی در آورد. واسه ضد بارداریه. دوتا خورد.دیدم سه تا از قرصا مصرف شده. گفتم اون یکیو کی خورده؟ گفت قبل اینکه بیام اینجا خوردم. با هم رفتیم حمامو غسل کردیم اومدیم خوابیدیم.
    الان 2 ساله که همش با هم سکس میکنیم و عاشق هم هستیم.


    نوشته: meri kir koloft

  • 6

  • 0




  • نظرات:
    •   marilyn saint
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • daset dard nakone vaghean kose shere ghashangi bod koli khandidam alan 2 sale asheghe baleshteti va dari bahash jagh mizani hey bichare baleshtet


    •   hediye
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • یعنی عمرا اگه واسه یه کم دور هم بودن دعوتش میکردی می اومدا! منم تو رویا هر روز کون احمدی میزارم با چوب انار! اونم همیشه استقبال میکنه اشکال نداره البته رویای من باحال تره!


    •  
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • دادا عوضش حال و هوای دیگه ای داره. من میرم داستان بعدی


    •  
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • :))


      نقد داستان قشنگتر از داستان بود.


    •   shayan dar ham
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • آفرین شما برنده جایزه ویژه کس شعر گویی از طرف انجمن شدید جایزه هم یک دستگاه کیر مصنوعیه که بکنی تو کونت و فردا بیای بگی باهاش خوار مادر نازنین و گاییدم
      جهت دریافت جیزه کون خود را مقبل مانیتور قمبل کنید


    •   102010
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • به نظر من این قشنگتر تا اون کس و شعرا


    •   kocholo0o0
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • نقد زیبای بود


    •   bahar joon
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • نقد خیلی زیبایی بود.
      داستانم ک اصلا قابل نظر دادن نیست


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو