اولین سکس بنیامین

    سلام


    این خاطره برای سالهای دوره و زیاد صحنه هاس سکسی نداره
    من بنیامین 30 سالمه و این خاطره برای سال 88 که من 20 سالم بود هستش
    اسم هاعوض شده بار اولمه که داستان منویسم ممنون میشم نظر بدین
    من اون زمان با دختری دوست بودم به اسم نگار واقعا عاشقانه دوستش داشتم
    من خیلی ساده بودم هم خجالتی و البته سرباز
    شبا ک میومدم خونه تا خود صبح با تلفن حرف زدن و از سکس تل میکردیم
    کارمون شده بود تو توهمات سکس کردن
    بلاخره این خانم دانشگاه قبول شد و به قول خودش آزاد شد از دست مادرش
    منم تو کونم عروسی
    شده بود کارم میرفتم دنبالش مترو تا دم خونشون راه رفتن
    شاید ی جای خلوت یه لب بازی کوتاه با استرس زیاد اما شیرین
    آخه تا اون موقع دوست دختر اینجورکی نداشتیم همه تجربیاتمم ماله فیلما بود
    تا اینکه بالاخره نوبت ماهم شد چسی بیاییم تو رفیقامون ک فردا زیدمون میاد خونمون و اومد چه اومدنی
    ما هم هول بودیما
    یادمه به بدبختی خونه رو خالی کردم ساعت 5 صبح پاشدم رفتم دنبالش هنوز در مترو باز نشده بود من از شوقم اونجا بودم
    برا ش کادو خریدم با حقوق سربازیم یه گوشی نوکیا ساده خردیدم فکر کنم شد 50تومن اون زمان پول کمی نبود
    سرتونو درد نیارم ساعت 7 صبح بهم رسدیم با شوق تمام ک بالاخره امروز فتح میشه
    تا رسیدیم محل ما یه بافت قدیمی همه همسایه ها فضول
    گفتم تو پشت من بیا با فاصله درو باز میزارم
    اومدم تو کوچه دیدم دو سه تا زن هستن دوتا فحش دادم تو دلم سلام علیک کردم رفتم و درو باز گذاشتم
    اومد تو عشقم وای وای من از 5 صبح راست بودم
    اتاق من طبقه وسط بود تا رسیدیم تو اتاق اَمون ندادم لب بازی بدون استرس بخور بخور زبون بازی اون حرفه ای بود خدایی
    دیدم که یه دوش بگیرم بهتره ک اونم گفت سوپرایز داره
    یه دوش سه سوته اومدم دیدم وای خدای من یه تاپ خفن تا سینه باز با دامن کوتاه و آرایش خفن آخه من از طعم رژ لب خوشم میومد
    شروع کردیم لب بازی منم سینه میمالیدم عین قحطی زده ها
    دیگه شروع کردم سینه خوردن گاز گرفتن که دیدم درد میکشه اما خوب زده بود بالا و میخوردم و سری بد اومد بعد دو هفته دیدم کبودن
    دیگه کندم تاپ و سوتینو دامنو شرت
    تصورتاتم از کس عین پورن استارا بود اما یکم تپلیش گوشتیش کرده بود اما کون خوبی داشت
    میلیسیدم می خورم گاز میگرفتم خلاصه قد کل زندگیم سینه خوردم
    اومدم پایین زبونو گذاشتم رو کسش دیدم اهههههههه اهههههههههه چه شوره دیگه راه برگشتی هم نبود روم نمیشد اونم هی میگفت بخور عشقم مال خودته
    منم با بدبختی هرچه تمام تر خوردم لیسیدم چشیدم
    نوبت اون شد نگم برات میخوردا خوب ساک میزد هنوز بعد این همه مدت رو دستش ندیدم
    تو فضا بودم رو ابرا که دیدم داره مغزم از کیرم میزنه بیرون گفتم داره میاد کشیدم بیرون ریختم رو سینه هاش
    دوباره شروع کرد ساک زدن تو عرض 5 دقیقه دوباره راست شد قوی
    حالت داگی شد یه وازلین از کیفش در آورد و مالید به کیرما و سوراخش ماهم چاشنی کار یه تف کردیم لیززززززز
    اصلا بلد نبودم یه هو فشار دارم بچه خوابید
    دوباره تلاش و خایه مالی آروم آرومممممم رفت جا سرش و تلاش برای تمامش ک 10 مین طول کشید
    شروع شد عقب جلو کردن تا ته میزدم در میاوردم
    اونم ناله میکرد قربون صدقه میرفت
    حالت عوض شد پاها بالا میزدم سینه میخوردم انگار دنیا تو دستام بود میزدم قدرتی سرعتی اونم فقط ناله
    یه 15 دقیقه طول کشید تا ارضا شد اون, آب کسش اومده بود تا سوراخ کونش لیز شد خفن
    منم تو اون حالت کردم تا ارضا شدم
    ریختم تو کونش بعد بغل هم یه لب بازی خفن یه چرت و نهار
    بهترین روز زندگیم بود با وجود گذشت 10 سال هنوزم مزش زیر دندونمه .
    وقتی میخواست بره گوشیشو و سیم کارتی ک برا ی خودم بود بهش دادم واون شد سر آغاز خیانتش به من
    اگه خوشتون اومد داستان خیانتش و سکس خداحافظی هم مینویسم.


    نوشته: ناشناس

  • 7

  • 9




  • نظرات:
    •   mahdidl698547
    • 5 روز،13 ساعت
      • 0

    • اول اول


    •   وب.گرد
    • 5 روز،13 ساعت
      • 2

    • داستان که نبود ولی چون خودمونی و بدون اغراق و ساده نوشته بودیش لایک.
      اون یکی رو هم همینجوری بنویس.


    •   mamadkaraji
    • 5 روز،12 ساعت
      • 2

    • به نظرم قشنگ بود داستانت
      ولی گوشی رو‌ خوب ارزون خریده بودی ها
      نوکیا بی خیال 70 تومن بود اون موقع
      ولی گوشی چینی از این تلویزیون دارها از 40 تومن شروع میشدن


    •   Mn13482000
    • 5 روز،11 ساعت
      • 1

    • ده سال پیش گوشی تو هوشمند بود؟که بتونی سکس تل کنی؟تلگراف نوشتی ؟این چه وضع نگارشه؟اصلا بلد نبودم یهو فشار دادم بچه خوابید؟با رسم شکل معنیش کن،میشه سکس خداحافظی رو ننویسی نگه داری برا خودت؟؟؟؟؟؟؟؟


    •   Artemisi
    • 5 روز،7 ساعت
      • 0

    • آخی نازی


    •   405ELX00
    • 5 روز،5 ساعت
      • 2

    • همش کصو شعر بود
      تا دیروز خروس هلی محلتون کانت می زاشتن تو سکس تل می کردی کسگم (rolling)
      فک کنم به قانون جاذبه ایمان ندارید شما
      آخه جقی چطور آب کص میاد میرسه به سوراخ کون تو حالت داگی (dash)
      در کل کیر تا جفت خایه تو کص ننت مادر به خطا


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 5 روز،1 ساعت
      • 1

    • داداش سکس تلو سال 88 از کجات اوردی بیرون؟


    •   bn1380
    • 5 روز
      • 0

    • این زیاد صحنه سکسی ندارع؟


    •   sarakospanbeh
    • 4 روز،20 ساعت
      • 1

    • یه گوشی گرفت کون داد خوبه خوش به حالش


    •   ناصر39
    • 4 روز،19 ساعت
      • 2

    • خاطره قشنگی بود به نظرم سکس تل هم همون لاسیدن با تلفن هست که کاملا منطقی هست
      روی هم رفته به عنوان خاطره قابل قبوله


    •   girl+angel
    • 4 روز،18 ساعت
      • 0

    • دیس ۶ نصیبت.چرت و پرت های یک جقی دبیرستانی هم خوندیم


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 4 روز،16 ساعت
      • 0

    • عاشق ی جندده شدی اوردی کصشو خوردی کیررم دهنت


    •   m...h...a...
    • 4 روز،15 ساعت
      • 0

    • ریدی با داستانت گلم...دفعه بعد خواستی داستان بفرستی خودت یبار بخونش اگه ریدنت نگرفت بعد بفرست..دیسلایک


    •   royaei
    • 4 روز،3 ساعت
      • 0

    • فکر کنم داستانت واقعی بود ؛
      فقط یکم درهم و برهم بود انگار هول هولکی نوشتی ؛
      بعضی جاها یه چیزایی نوشتی که پرت و پلا بود ؛
      ولی تقریبا تا حدودی خوب بود ؛
      موفق باشی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو