اولین سکس در ۲۴سالگی با خانم بیوه

    سلام اسم من فریبرزه.31سالمه.این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعیه و مربوط به اولین سکس تو سن24سالگیمه.
    تیرماه 91 تویکی شبای تابستون که مثل هرسال عادت داشتم پشت بوم بخوابم ساعت نزدیک12شب بود که گوشیم زنگ خورد.جواب دادم.صدای یه خانم بود درحالی که گریه میکرد گفت آقای فلانی..گفتم که نه اشتباه گرفتین.قطع کرد.بدجوری ذهنم درگیرشده بود که 5دیقه بعد گوشم دوباره زنگ خورد.همون خانم بود که تا اومدم بگم اشتباه گرفتین خودش گفت که ببخشین بدجوری دلم گرفته بود که فقط گفتم یه شماره بگیرم باهاش دردودل کنم.منم اولش یکم شک کردم بعدش که باهام کلی حرف زدیم ودلداریش دادم مطمئن شدم که راست میگه.آخرمکالمش ازم پرسید که میشه هروقت دلم گرفت بهت زنگ بزنم؟منم گفتم چراکه نه،حتما..فرداشبش که دوباره زنگ زد حس کنجکاویم داشت منومیکشت که این کیه دیگه چکارس و...اسمش فاطمه بود31سالش بود.2تابچه داشت که باهمسرسابقش زندگی میکردند.بعدش فهمیدم که شوهرش بهش خیانت کرده بوداینم بچه هارو بهش داده بود ومهرش روبخشیده بود.بچه همدان بود.دختر یه پاسدارشهید بود که وضع مالیشون بدک نبود.
    بعد ازچندشب و چندهفته که بدجوری بهم وابسته شده بود ازم خواست که به دیدنش برم.منم که تهران زندگی میکردم وسرباز ارتش تو بلوارمینی سیتی تهران بودم هی به بهونه ای بی پولی ونداشتن مرخصی طفره میرفتم که بعدحدودا 2ماه بزور شماره کارتمو ازم گرفت 200تومان برام فرستاد و مجبورم کردکه برم همدان ببینمش. منم با کلی اصرار و منت قبول کردم. شبش رفتم میدون آزادی و اتوبوس سوارشدم ساعت6صبح همدان بودم. بهش زنگ زدم گفت ساعت7صب ازخونه به بهونه دکتر رفتن ازخونه میزنه بیرون.آخه بامادرش و داداشش زندگی میکردو خیلی بهش گیرمیدادن.
    ساعت 7صبح اومد پیشم وبرای اولین بارهمدیگرو دیدیم.یه خانم قدبلند (170)برنزه تو پر صورت گرد،چشمای سیاهو درشت وچادری که خیلی نازبود.اول صب منو برد یه حلیمی که صبونه بخوریم.رفتیم تو منو برد طبقه بالا که هیچکس نبود.بعدازاولین لقمه بهم گفت که میخوام سورپرایزت کنم چشاتو ببند.منم که گیج ومبهوت بودم چشمو بستم دیدم گرمای نفسش رودارم حس میکنم.آروم لباشو گذاشت رولبام ویکم اولش آروم بوس میزد بعدش حسابی میخوردبطوری که بزورنفس میکشیدم.زبونشو تا ته حلقم کرده بودتو.منم همینجوری ماتم زده بودوازاسترس وشق دردداشتم میمردم.چشاموکه بازکردم گفت دوسداشتی؟؟گفتم آره خیلی زیاد.دیدم دستمو بردتو شرتش که کسش حسابی داغوخیس شده بود.منم دیگه داشتم ازشق دردمیمردم.با اون حال خودمو کنترل کردم دستمو کشیدم بیرون گفتم فاطمه بیخیال شواینجا جاش نیس میفهمن آبرومون میره.خلاصه ازاونجازدیم بیرون وبعدش رفتیم باغ رستوران وبستی خوری که مثل حلیمی همون کارارو کردیم.غروبش رفتیم سینما یجای تاریک نشستیم که رفتیم تو کارلب بازی ومالیدن همدیگه که خیلی حال جفتمون بدشد اما چون شهرغریب بود جایی نداشتیم بریم سکس کنیم شبش ازش خدافظی کردم وبرگشتم خونه.بعد یه هفته دیدم فاطمه همش زنگ میزنه که دوباره بیاو...منم بدم نمیاومد اما چون جا نبود برای سکس همش تفره میرفتم.تا اینکه بهم گفت ازیکی شنیده غارعلیصرخونه بدون شناسنامه و مدارک اجاره میدن.منم خوشحال شدم رفتم همدان.
    بعد از اینکه همدیگرو دیدیم کلی خوش وبش کردیم بعدش مینی بوس سوارشدیم رفتیم. تا رسیدیم روستای علیصدر دیدیم آدمای محلی بهمون پیشنهاد خونه اجاره ای میدادن. ما هم خداخواسته رفتیم باطرف که یه مرد روستایی ساده بود حرف زدیم که ما2سه ساعت بیشتر خونه رو نمیخوایم.کارت سربازیمو نشونش دادم گفتم نظامی ام تا بترسه و دردسری برامون درست نکنه. اونم ما رو به خونشون برد که همه وسایلاش کامل بودبعدش کلیدو بهم دادو رفت.منو فاطمه که ذوق مرگ شده بودیم رفتیم تو خونه و فاطمه منو هل داد افتادم زمین خودشم افتاد روم.خیلی آتیشی شده بود وحشرش زده بود بالا.که به گفته خودش 2سه سال بود که سکس نداشته.راست میگفت. اول منو لخت کرد بعد لباساشو دراورد لخت مادرزاد شدیم.چه سینه های گردوخوش فرمی داشت(یادش بخیر)من که تا24سالگی سکس نداشتم (فقط تو فیلما دیده بودم)نمیدونستم چکارکنم که فاطمه همه چیو بهم یاد میداد.شروع کرد به خوردن کیرم.2سه دیقه نگذشته بود که آبم بافشار اومد منم درش اوردم ریختم روممه هاش.اووووووووووی..خیلی حس خوبی بود که نمیتونم با کلمه توصیفش کنم.بعدش گفت حالا تو کس منو بخور.واییییییی..چه کس تنگی داشت.میگفت توبچه گی ازارتفاع افتاده پایین پردش پاره شده که دکترا براش دوختنش.راست میگفت کسش خیلی تنگ بود.بعدش به حالت 69 شدیم حسابی مال همدیگرو خوردیم.بعدش که آروم آروم کیرمو کردم تو کسش باورتون نمیشه کیرم درد گرفته بود از بس که تنگ بود.
    خلاصه چندسری توهمون 2سه ساعت باهم سکس کردیم که بهترین سکس زندگیم بود.آخرش یه دوش 2نفری گرفتیم بعد زنگ زدیم صابخونه اومد کلیدو بهش دادیم ازش تشکر کردیم و رفتیم.
    اینم از داستان اولین وبهترین سکس عمرم..
    امیدوارم لذت برده باشین...


    نوشته: فریبرز

  • 4

  • 33




  • نظرات:
    •   ali.goli33
    • 3 هفته،2 روز
      • 9

    • مخ زنی با دلداری تلفنی هم اومد به بازار. آآآهااااااااای زن و بچه دار.... زنبیلو وردار و بیااار.... دلداری میدم و کصتون میزارررم (rolling)


    •   Clay0098
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • به نظرم واقعی اومد(تا حدی)
      کاش طولانی بود و ویرایش میشد
      در کل دستت درد نکنه زحمت کشیدی و همین که خاطرت رو ارسال کردی حال دادی
      مخلصم


    •   shahx-1
    • 3 هفته،2 روز
      • 6

    • حیف اسم فریبرز روی مجلوقی مثل تو!!
      کارت سربازی؟؟ اگر منظورت کارت پایان خدمته که تا اخر سربازی نمیدن در حال خدمت هم که تا اونجا که خبر دارم سربازا کارت شناسایی ندارن مد جدیده؟؟ دفعه اول که رفتین عار علیصدر و خونه های اطرافش تو همدان نبودن؟ رفته بودن مرخصی؟ حالا تو شوت بودی اون زنه که مال همونجا بود!! دویست هزار تومن ریخت به کارتت که بری انگشتش کنی؟ اینا همه هیچ اولش گفتی دوتا بچه داشت اخش گفتی تو بچگی پردش پاره شده بود دکتر دوخته بود الان این چه ربطی به جریان داشت؟ کسی که دوبار زاییده باشه تنگ میشه؟ دکتر با نخ گونی دوخته که بعد از دو تا زایمان هنوزپاره نشده؟ شایدم نخ تموم کرده بوده کش سوزن کرده باهاش دوخته!! (biggrin)


    •   hamid30gari
    • 3 هفته،2 روز
      • 6

    • نه والا دروغ چرا خوشمون نیومد که هیچ حالمونم به هم خورد.
      یجا نوشتی طفره بعد یجا دیگه نوشتی تفره تا هرکدوم اشتباه بود بچه ها نرینن بهت ولی با اون کاری ندارم خاک تو سرت که بابت یه کس از تهران با اتوبوس رفتی همدان.اونم دو بار
      خاک تو سرت
      دیسلاک
      موفق باشی


    •   mehdi.98
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • الآن انتظار داری بگیم عجب داستانی.برو عمو


    •   Clay0098
    • 3 هفته،2 روز
      • 3

    • راستی منم مثل نویسنده خوبمون(اقا سعید) دیسلایک نمیدم یا اگه از داستانی خوشم نیاد یه خط زیرش تشکر مینویسم و نه لایک و نه دیس میدم اما مجبور شدم بهتون منفی بدم
      (شرمنده)
      مخلصم


    •   Kosdat
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • جوری میگه یادش بخیر انگار بعد اون ماجرا هفته ای یه کس میزده زمین جمع کن کونی تو بکن بودی همون 24 سال میکردی در ادامه پرده چه ربطی به کس تنگ داره اوسکول کون کش


    •   saradavoodi
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • mardom bade talaqM ada tanga mian... un khanume k nadade bud bachehasho lak laka vasash ovorde budan


    •   Erzaeel
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • جای تقدیر و تشکر داره که سایز و قد وزنت رو ننوشتی
      ممنونم ازت


      داستانت به نظر واقعی میاد
      ولی انگار دنبالت کرده بودن و عجله عجله نوشتی!


    •   sexybala
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی.جلقی کوس نادیده


    •   Sexohich
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • این یه روستائیه که از تهران فقط اسم مینی سیتی و میدون آزادی رو هم ولایتیاش بهش یاد دادن


    •   boy.wolf
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • و دوباره یه جقول دیگه


    •   royaei
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • کاش اولش مینوشتی تخیلی ؛
      چون بیشتر به تخیلی میخورد تا واقعی ؛
      یه چیزایی نوشتی که با هم ضد و نقیض هستن ؛
      که دوستان اشاره کردن ؛
      موفق باشی


    •   h.s.t
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • من نفهمیدم جدا شده دوتا بچه داشته پردش دوخته کلا ملجوق برو همون جق زنی


    •   m...h...a...
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • یاد چن سال پیش افتادم ی جنده شماره منو پیدا کرده بود هی میومد میگفت بیا منو بکن کصم مال تو..کیرت تو کونم..بهش گفتم بابا ولمون کن من گی ام..هی میگفت نه بیا منو بکن..آخر سر انقدر فحشش دادم که دیگه زنگ نزد..در مورد شما هم بگم دیسلایک..


    •   کیر_مشکی
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • اینکه صاحب خونه بیاد و تورو یه دست از کون بکنه و ابشو بریزه رو مغز گوزیده ت بیشتر به واقیت میخوره تا داستان کسشعریت


    •   Arazgh
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • عه یادت رفت شربت بخوری عجب دوره زمونه ای شده والا


    •   sepehr.sy1
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • داداش اخه بیوه .... (dash) اونم توی همدان (dash) تو خونه های غار علیصدر (dash) داداش خب تو که میگی وضعیت مالیش خوبه خب یه دونه پراید 50 میلیونی نداشته که کارشو همون تو انجام بده؟؟؟ (biggrin)


    •   Hooman.esf.59
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • شاید خانمه سزارین شده بوده خوب میشه مگه نمیشه
      اون که تنگ بوده هم درسته چون دوختنش تنگ شده بوده
      خیلی عجیب غریب نیست.


    •   Nikolfidas
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • دیرین دیرین این داستان فری و موبایل سحر آمیز (الهام گرفته از خاله ریزه و قاشق سحر آمیز)
      کسسسسسسسس کشششششششششش هرچی آنتن مخابرات تو دنیا هست از پهنا تو کسسسسسس ننت تو از کدوم فاضلابی در امدی که انقدر کسسسسسخلی


    •   LustLove
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • کارت سربازیمو نشونش دادم گفتم نظامی ام تا بترسه و دردسری برامون درست نکنه
      کارت سربازی؟؟؟!
      کاااااارررررت؟؟؟!
      کارت سربازیتو نشون دادی گفتی بترسه ؟؟؟!
      بترسه؟؟؟! از چی؟؟؟! از کی؟؟؟!
      ⁦ʕಠ_ಠʔ⁩
      خعلی گوراخی باووو ⁦:-|


    •   samanhothashari
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • کمتر کوس بگو


    •   abolfazl1367
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • داداش کارت سربازی؟ سرباز فقط دفترچه داره. تا حالا سربازی رفتی؟


      بعدشم اولش داری میگی شوهر سابق داشته و دو تا بچه بعد آخرش میگی پرده شو تو افتادن از ارتفاع از دست داده؟


    •   saberzed
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • کارت سربازی؟والا منم الان سربازم فقط دفترچه بیمه داره و کارت مرخصی،کارت سربازی چه کس شعریه دیگه؟
      کمتر جلق بزن داداش سلول های خاکستری مغزت نابود شده


    •   behnam32
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • کیر همون مرد روستایی که از کارت سربازیت ترسیده تو کون خودت و هفت جد و آبادت


    •   sinta67
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • كس شعر تلاوت ميكني
      فك ميكني همه مث خودت خرن؟
      يعني هيچكس تو شهرشون نبود
      توروگير اورد وپول داد و گفت بيا منو بكن!!?
      كسمغز هي خودت ميخوني خندت نميگيره


    •   Ice_flower
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • هیچی نمیتونم بگم.
      بیشتر تلاش کن واس داستان نوشتن.
      دیس با عشششق (rolling)


    •   محمدرضا212
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • تمام کیرهای همدانیا به 145روش سامورایی تو کونت


    •   Aamirzaa
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • عجب حکایتی بود کل علی


    •   Mobin18836
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • عادت داشتی پشت بوم بخوابی؟
      سرباز مگه پشت بوم میخوابه
      ساعت ۷ صبح دکتر کجا بوده که اون به بهونه دکتر زده بیرون
      و اینکه خونه های علیصدر درسته روستایین ولی از تو بیشتر قانون رو میدونن و بدون مدرک و به مدت دوسه ساعت خونه نمیدن چون معلومه میخای جق بزنی
      تو که دستت به کوس نمیرسه فقط برا جق زدن خونه رو اجاره کردی تو تصوراتت یه کوسم بوده


    •   Kos_Namak
    • 3 هفته
      • 0

    • گه نخوردی
      اسهال خونی سگ. هار رو خوردی و باقیش تو قبر ننه بابا و جد و آبادت کس. کش مادر. جند.ه ان تیلیت


    •   amadimahdi
    • 3 هفته
      • 1

    • فکر کنم کل ایران یا چنده تشریف دارن یا کونی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو