اولین سکس علیرضا با امیر

    1396/2/13

    من علیرضا هستم البته اسم مستعارمه و۱۸ سالمه با اندام گوشتی و صورت بیضی شکل و خدارو شکر بد قیافه هم نیستم و از قیافه ام راضیم
    خب بگذریم...
    یه روز که داشتم از خیابون رد میشدم به یه مغازه رفتم و یه چیزی که لازمم بود رو خریدم وقتی که داشتم میومرم بیرون یه مشتری ای که اونم تو مغازه بود باهام اومد بیرون و تو کوچه که تنها شدیم (لنگ ظهربود کسی نبود)صدام کردو خواست که باهام دوست بشه منم یه نگاهی انداختم به تیپ و قیافه و اندامش که خیلی خوب بود و منم خلاصه قبول کردم و گفتم که خودتو معرفی کن
    اونم گفت که اسمش امیره و ۲۰سالشه
    منم قبول کردمو ای دی مو بهش دادم و رفتم ...
    بعد از ظهر که نهار خورده بودم و کمی هم سنگین بودم بهم پیام داد و کلی باهام حرف زد خیلی راحت و جدی و البته پوست کنده حرف میزد بهم گفت که دنبال یه نفری هستش که منو اتفاقی پیدا کرده و ازم خوشش اومده و اگه باهاش موافق باشم میتونم باهاش باشم
    بهم گفت که دنبال یه نفریه که زنش بشه و گاهی هم ارباب و برده و بیرون هم دوستش باشه منم گفتم که بعدا جوابتو میدم اخه یه ذره هیجان زده بودم چون تاحالا نداده بودم
    بعدا بهش پیام دادم که زنت بشم ینی دقیقا میخوام باهام چی کارا بکنی؟
    گفتش که خب باید کاملا مثل یه زن باشی برام باید لباسای زنونه بپوشی..عطر بزنی که اونم من برات انتخاب میکنم ارایش کنی کلاه گیس(موی مصنوعی زنانه)بزاری و توی ارباب و برده هم که هر گاری که بهت بگم رو مثل یه برده باید انجام بدی و سگ من میشی یکم بیشتر توضیح داد و منم گفتم که قبول ولی من هیچکدوم اینکارا رو بلد نیستم که ...
    اونم گفت که خودم تربیتت میکنم(یادت میدم)
    منم گفتم باشه و قبول کردم ادرسو گرفتم و رفتم خونشون
    وقتی رفتم تو باهاش دست دادم و اونم گفت که برو تو حموم و خودتو تمیز کن منم رفتم و خودمو حسابی تمیز کردم وقتی خواستم بیام بیرون گفت که اون لباسای کثیفتو بپوش خودم برات لباس میارم
    منتظر بودم تا این که چند تا لباس خوشگل و قشنگ و زیبا بهم داد خودم که خوشم میومد لباسای زنونه ی خوبی و قشنگی بودن برام یه پیراهن که جلوش باز بود ک یه دامن ابی و سفید کوتاه که خودم عاشقش بودم و جوراب شیشه ای با یه سوتین قرمز و شورت لاکونی..
    به به عالی بودن از پیراهن و دامن خیلی خوشم اومد
    اول شورت لاکونیمو پوشیدمو بعد دامن ابی و سفیدمو و بعد هم جوراب و سوتین قرمزو پیراهنم که سفید بود..
    اومدم بیرون و خودمو تو اینه دیدم
    خیلی قشنگ و خوشگل شده بودم
    عالی بود
    محشر بود
    وستمو گرفت و منو برد اتاق و منو نشوند سر میز ارایش و حسابی و همه جامو ارایش کرد..رژ لب ارایش چشم و ابرو و صودت و مژه و گونه ها و حتی بدنمو بعد همشونم موی مصنوعیمو گذاشت سرم و خودم برا خودم راست کرده بودم
    عین یه دختر سکسی شده بودم حتی بهتر
    اومد ازم لب گرفت و گفت که خب از اون جایی که زن منی باید یه اسم زنونه هم داشته باشی منم گفتم خب انتخاب کن
    منیژه
    مینا
    مبینا
    محسا
    گفت که از بین اینا انتخاب کن و منم گفتم که خب محسا از همشون بهتره لبامو بوسید و گفت خب محسا جونم تو دیگه از الان زن منی و هرکاری که بگم رو باید انجام بدی منم گفتم باشه سریع گفت که از الام باید بگی چشم..چون دیگه یه دختری نه یه پسر
    منم گفتم چشم...
    گفتش که خب محسا جون برو رو تخت بخواب که دارم میام به خدمت کونت برسم
    رفتم دراز کشدم که اومد و لخت دراز کشید جلوم و منو بر گردونو .. دامنم که خودش کوتاه بود شورتمو زد کنار و کیرشو مالید بهش تا سیخ شد بهم گفت که زود باش ساکش بزن منم براش ساک زدم با اون بی تجربه گیم و بعد یه تف انداخت رو سوراخمو کیرشو کرد تو کونم...کونم داشت میسوخت بیچاره کونم که داشت پاره میشد
    اروم اروم میکرد تو کونم و اروم تلنبه میزد منم که کلی درد داشتم هی جیغ میزدم و بهش میگفتم کس کش اروم مادرجنده اروم بکن کونم سوخت!!!
    واقعا خیلی درد داشتم
    بالا خره کونم بیحس شد کم کم بهم لذت میداد تا این که هرچه قدر میکرد تو و تلنبه میزد منم حال میکردم
    منو حالت سگی خوابوند و کیرشو کرد تو کونم و بهم گفت کون منی کوس منی تو فقط یه سوراخی مادر جنده!!
    منم داشتم با فوحش هاش کیف میردم عالی بودن
    اونفدر کرد تا ابش اومد
    ابشم رفت رو کمرم و بعد تمیزش کردو ازم لب گرفت
    من کلی حال کرده بودم تو سکس حتی لباستی زنونه هم خیلی بهم حال میداد
    بعد بهم گفت که بشین زمین منم نشستم و گفت مثل سگ باش تو الان دیگه سگ منی پس مثل یه سگ بشین و چههردست و پا برو دستشویی منم همونطوری رفتم دستشوییش و اونم اومد و یه سیلی زد به کونم و گفت سرتو بگیر جلو و منم گرفتم کیرشو در اوردو مالید به صورتمو اارار کرد رو صورتم که از داغیش خیلی حال کردم کلا روز باحالی بود برای من!!!
    از اون روز به بعد من برده و زن امیر جون بودم که داستاناشو براتون مینویسم اگه استقبالتون خوب باشه..
    این اولین داستانمه اگه بد بود به بزرگواری خودتون ببخشید!!!


    نوشته: علیرضا

  • 4

  • 12




  • نظرات:
    •   shadow69
    • 1 سال،2 ماه
      • 0

    • ﺭﻓﺘﻲ ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺩﻳﻠﺪﻭ ﺧﺮﻳﺪﻱ ﻳﺤﺘﻤﻞ ﻏﻴﺮﻩ ﺍﻳﻨﻪ؟
      ﺧﻮﺏ ﺗﻮ ﻗﺒﻠﺶ ﺑﺎ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻛﻮﻧﺖ ﻭﺭ ﻣﻴﺮﻓﺘﻲ ﭘﺲ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﻛﻴﻮﻧﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﺘﻪ
      ﺷﺎﺵ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﻩ ﺑﻮ ﮔﻨﺪﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﺎﭘﻴﻚ ﺯﺩ ﺗﻮ ﺳﺮ ﺻﻮﺭﺗﺖ
      ﺭﺍﺳﺘﻲ ﻣﻬﺴﺎ ﻧﻪ ﻣﺤﺴﺎ


    •   jaghnavard
    • 1 سال،2 ماه
      • 9

    • واااااای اومده نوشته :بهم گفت کلاه گیس بذارهم...بعدش جلوش پرانتز باز کرده توضیح داده که یعنی همون مو مصنوعی !!! (dash)
      آخه عن کون آقا دیگه کلاه گیس هم توضیح داره؟؟؟
      یعنی فکر کردی ما مثل خودت انقدر خریم که ندونیم کلاه گیس چیه ؟؟؟
      پاشو جمع کن لاشی خان ... به جان خودم خیلی بهم برخورد وقتی دیدم واسه کلا گیس پرانتز باز کرده توضیح داده !!!
      .
      .
      .
      میخواستم کیرمو(منظورم همون آلت تناسلیم)بکنم وسط داستان تخیلیت(یعنی همون جق نوشتت)اما دیدم فهمت(یعنی همون عقل و درکت) کمه(یعنی به حد کافی نیست)دیگه بیخیالش شدم(یعنی ازش گذشتم) <<<<فکر کنم توی خونه باهاش اینجوری صحبت میکنن (rolling)


    •   shadow69
    • 1 سال،2 ماه
      • 1

    • jaghnavard ﻛﺎﻣﻨﺘﺖ ﻋﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩ
      (rolling)


    •   Horny.girl
    • 1 سال،2 ماه
      • 1

    • چه راحت !« بیا با هم دوست شیم »
      شانس آوردی دختر نبودی! مگه ۶ ساله این؟!


    •   siminof
    • 1 سال،2 ماه
      • 0

    • محسا ......محسا.....بی سواد جقی ....کیر نامزدای انتخاباتی تو کون گشادت....


    •   farhad_farhd
    • 1 سال،2 ماه
      • 0

    • کمتربزن تا هزیون نگی


    •   ____SEXIRO____
    • 1 سال،2 ماه
      • 0

    • آخه کص میخ
      کله تخمی
      کص کله
      بهت گف میخوام بکنمت توام هیجان زده بودی که میخواستی بهش بدی ؟!
      ملت چه روشن فکر شدن


    •   hidden2000
    • 1 سال،2 ماه
      • 0


    • مادر جفتتون رو گاییدم دیوث ها (biggrin)



    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو