اولین سکس قشنگ من با دوست پسرم

    سلام به همه عزیزانی که این داستانو میخوان بخونن،من مرجانم25سالمه و اولین باره ک داستان مینویسم اینجا
    راستش یه چندوقتی هستش که میام اینجا و مطالب و داستان های بچه ها رو میخونم واسه همین تصمیم گرفتم داستان خودمم بنویسم داستان اولین سکسی که به طورجدی و خیلی باحال و شیرین داشتم.
    من همیشه دختره اجتماعی و گرمی بودم واسه همین خیلی زود افرادبه سمتم جذب میشدن و ارتباط برقرار میکردن دوست پسر زیادداشتم ولی خوشم نمیومدباهرکسی سکس کنم تو این مساله خیلی سخت گیر بودم و دلم میخواس باکسی که واقعا برام خواستنیه سکس کنم.
    سه سال پیش موقعی که من23سالم بودوسال آخردانشگاه ، یه روز بادوستم ازکلاس برمیگشتیم یه پسره گیر داد و بعد از کلی دنبالمون اومدن و اصرارکردن شمارشوداد و رفت
    چند روز گذشت و یه حسی مث کنجکاوی بم گفت بش اس بدم و اینکارم کردم اونم فوری حدس زد وگفت که خیلی منتظرم بوده و اینا. اسمش مجیدبود 30ساله با قد بلند و هیکل توپر چشم و ابروی مشکی و موهای پرپشت و حالت دار تا روی گردنش که من عاشقشون بودم.
    ارتباطمون شکل گرفت و باهم صمیمی شدیم چندبارباهم رفتیم بیرون خیلی خوشم میومدازش مودب و باااحساس بودهمیشه دستای کوچیکموتو دستاش محکم میگرفت و بوس میکرد ازگذشتش برام حرف میزدازینکه چقد تنها بوده تو زندگیش یه جورایی مث خودم بود،مجیدباپدرش یه شرکت تبلیغاتی داشتن که کارای ماموریتی رو پدرش انجام میدادو خودشم بیشترتوشرکت بود یه خواهر داشت ک ازدواج کرده بود پدرمادرشم اغلب مسافرت بودن واسه همین بیشتراوقات تنهابود


    خلاصه یه چندوقتی همینطوری گذشت تایه روزه سردزمستونی که برف شدیدی میومد من کلاس داشتم ولی چون استاد نیومد تشکیل نشدمنم ذوق کردم و به مجیدگفتم که بیاد بریم بیرون اونم گفت که هواسرده و نمیشه زیاد بیرون موندبیاخونمون من تنهام شرکت نرفتم
    اولش مخالفت کردم ولی باکلی اصرارش راضی شدم آدرسو بم داد تاکسی گرفتمورفتم سمت خونشون ،خونه قشنگی داشتن از در که واردشدم مجید محکم بغلم کرد و چرخوندم و گفت عاشششقتم مرجان خیلی خوشحالم که اینجایی بوسش کردمو گفتم منم دلم برات تنگ شده بود کمکم پالتومو درآورد و باهم رفتیم سمت پذیرایی نشستیم رو مبل دستاموگرفت بوس کردو گفت الان برات یه چایی داغ میارم تا گرمت بشه وسایل پذیرایی رو آورد و یه چنددقیقه ای باهم حرف زدیم همش قربون صدقم میرفت و یه جوری نگام میکرد انگارصد ساله ندیدم راستش اونروزمجید به چشمم جذابتر و سکسی تر میومد شایدچون اولین باربودبا لباس توخونگی میدیدمش موهاشو اوتوکشیده بود یه تی شرت تنگ مشکی پوشیده بود با شلوارک سفید احساس میکردم یه جوری شده چندبار ازروی شیطنت چشمم افتاد به کیرش انگاربزرگ شده بود از رو شلوارش میشد دید. یه لحظه ترس برم داشت گفتم نکنه حالاکه تنهاییم دیوونه بشه و یه بلایی سرم بیاره باهمین فکر یهو ازجام بلندشدم و گفتم مجیدمن دیگه بایدبرم شب مهمونیم کاردارم اونم باتعجب پاشد و گفت کجاحالا که زوده گفتم نه دیگه برم کیفمو برداشتم و رفتم سمت جا لباسی که یهو دستمو ازپشت گرفتو چسبوندم به دیوار خودشو بم نزدیک کرد وباصدای کمرنگی گفت آخه من هنوز ازعشق سکسی و جذابم سیر نشدم لباشوگذاشت رولباموشروع کردبه خوردن منم که جاخورده بودم فقط نگاش کردموگفتم مجیدمن من ... من بایدبرم چشاش یه جوری شده بود باهمون لحن گفت کجابری آخه کجا عزیزم دستاشومحکم ترحلقه کرد دورکمرم و باحرص بیشتری لباموخورد ، بوی ادکلنش گرمی بدنش و حرارت نفس هاش دیوونم میکرد انگشتامو بردم لای موهاش لباشوگرفتم تو دهنموخوردم دورلباشو لیس میزدم و براش نازمیکردم دلم میخواس بیفتم تو بغلش وفقط بخوریم همو اونم ک انگارذهنموخوند بغلم کردو بردم تواتاقش خوابوندم روتخت و خودشم اومد روم چه حس خوبی بم دست دادوقتی سنگینی وزنش روم بود دستاموحلقه کردم دورگردنشو دیووانه وار تر ادامه دادیم ب لب خوردن پاهاموبازکرده بودم تا کیرش بخوره ب کسم از رو لباسم بم حال میداد بعد مجید دستشو برد زیر بلیزم و سینه هاموفشار دادمنم ک کلا خیلی نازنازوام یه آخ طولانی کشیدموحشری ترش کردم بلیزمو درآورد و گفت آخخخخ مرجان چقدرنگ قرمز به پوست سفیدت میاد سکسی میشی چقد،سینه هاموبوس کرد دستشوبرد که سوتینموبازکنه انقدکه حشرش زده بود بالا طاقت نمی آورددسوتینمو دربیاره تامیخواست بندشو بازکنه از روسوتین سینه هامو گازمیگرفت و لیس میزد بالاخره بازش کرد و شروع کرد به خوردن سینه هام با لباش نوکشو فشارمیداد نفس نفس میزد و باصدای حشریش آروم میگف جووون کیرم تو این سینه هاتتتت اسم کیرشو که به زبون میاورد نمیدونم چرا حشری ترمیشدم توهمون حال شلوارمودادپایین دستشو برد سمت شورتم منم واسه اینکه براش نازکنم و بیشتر حریصش کنم شورتمو گرفتمو گفتم مجید نه !!!اونم با صدای هوس آلودش گفت مرجانم خواهش میکنم دارم میمیرم برات میخوام بخورمشو به اوج لذت برسونمت شورتموکشید پایین و سرش گذاشت روکسم چوچولموگرفت تودهنش انگار مردمو زنده شدم پر از حس و هوس بودم زبونشو کرد تو کسم و فشار داد یه جیغ کوچیک زدم و گفتم مجیییییید آآآآآی باجووون گفتناش آتیشی ترم میکرد اونروز مجید یه کم ته ریش داشت که صورتشو زبرکرده بود وقتی سرشو فشارمیدادبه کسم و لباشوزبونشو میکرد توش لذتش صدبرابرمیشد .زبونش تو کسم بود و مث دیوونه ها سرشو اینور اونر میکرد قلبم داشت ازجاکنده میشد دلم کیرمیخواست موهاشو کشیدم و سرشو آوردم بالا با چشای ازشهوت قرمزشدش بم نگاه میکرد منم بااون حالت سکسی و چشمای خمارم بش گفتم مجیدمیخوام بلندشد و ایستادجلوم تی شرتشو درآوردو شلوارکشوکشید پایین دستمویردم ب سمت شورتش اون سرپابود و من جلوش رو زانوهام بودم چشاموبستم لبموبردم به سمت کیرش بوس کوچولوکوچولوکردم ازش لبه شورتشو یه کم دادم پایین و زیر شکمشو بانوک زبونم لیس زدم کاملامیفهمیدم که داره دیوونه میشه شور تشودراوردم وااای چی میدیدم کیرمجید همونی بود که دلم میخواست بزرگ و کلفت تقریبا18سانت بود رگ هاش زده بوود بیرون و حسابی راست شده بود اولش سرشوگذاشتم تودهنموخیسش کردم زبون میکشیدم بش ازبالا تا پایین تخماشوزبون میزدم و با لبام فشارمیدادم نفساش به شمارش افتاده بود با صدای بریده بریده بم گفت مرجان بکنش تو دهنت همشو بخور کیرشو گذاشتم تودهنم البته چون خیلی بزرگ بود تودهنم جانمیشدهمش ولی میخوردم براش اساسی لباموکشیدم رو دندونام که دردش نیاد و اذیت نشه فقط حال کنه .تخماش تودستم بودوکیرش تودهنم روناشومحکم گرفته بودم مجیدم موهاموچند دور پیچونده دور دستاشو خودش تودهنم عقب جلومیکرد یه لحظه سرمومحکم گرفت و نگه داشت کیرشو تا ته فشار داد توحلقم چند ثانیه ای نگه داشت یه آه بلندکشید و دوباره عقب جلوکرد کیرش حسابی قرمزشده بود خودمم خیلی داغ شده بودم کیرشو ازدهنم درآوردم و رفتم سمت لباش دور تا دوره لبم خیس و پرازآب شهوتش بودباهمون حالت لباشوخوردموبغلش کردم اانداختم روی تخت و گفت به شیکم بخواب منم برگشتمو باسنای بزرگمو براش اینوراونور کردم مث دیوونه ها خوابید و محکم بغلم کرد گفت عزیزم پاهاتوبچسبون بهم کیرشوازوسط پام هل دادسمت کسم آآآآخخخخ چه حالی میدادکیرشوفشاردادتاسرش رسید به چوچولم منم دستموبردم کامل تنظیمش کردم وسط کسم،مجیدشروع کردبه عقب جلوکردن اصلانمیتونم براتون توصیف کنم که چقدبرام لذت بخش بود اینکارش کیرکلفت و داغش وسط کسم عقب جلو میشد دلم میخواس بش بگم مجیدبکن توش کیرتو تاته بکن ولی حیف ک نمیشد فقط حال میکردمو بش میگفتم دوستت دارم دوستت دارم اونم بایه حالت عجیب و یه کم خشن و حرص آلود بم میگفت مرجان اینجوری نگو میکنم تاته بره توش ها ، داشتم ازهوس میمردم همچین که از روم بلندمیشد یا یه لحظه میرفت عقب انگاردیوونه میشدم و سریع بش میگفتم مجید نه نری ها بذاربمونه وسطش حتی یه لحظه ام دلم نمیخواست کیرش ازکسم جدابشه قربون صدقم میرفت و کیرشو فشارمیدادبعد کیرشو کشید بیرون و گفت بیا لبه تخت رفتم پایین تخت زانوهام رو زمین بود و دستام روتخت براش قمبول کردم اونم رو زانوهاش پشتم واستاددلم پر میزد برای کیرش که فقط زودتر بمالش بم کیرشو گرفت دستشو کشیدش وسط باسنم از بالا تا پایین مالوندش آخخخ انگارنقطه ضعفمومیدونست منم که داشتم میمردمو دیگه طاقت نداشتم کیرشو گرفتم گذاشتم رو سوراخ کونم اونم دقیقاهمینو میخواست یه کم فشار داد کیرش خیلی کلفت تر شده بود و نمیرفت تو منم جیغ زدمو گفتم مجید دردم میاد نکن اصلا کمرمومحکم گرفتو کیرشو هل دادتو خیییلی دردم اومد ولی عطش خواستنش بیشتر از دردش بود سرکیرشو کرد تو کونم و صورتشو آورد سمت صورتم شروع کرد به خوردن لبام هی آروم آروم کیرشو فشار میدادولی خب تنگ بود و به سختی میرفت منم غرق درد و هوس و لذت بودم عرق کرده بودم و صدای آخ و اوخم بیشتر شده بودمجیدم قربون صدقم میرفت بعد کیرشو کامل فشار داد تا ته جیغم بلند شد و مجید با خوردن لبام آرومم کرد یواش یواش عقب جلو میکرد و باحرص تو گوشم میگفت کیرم تو کونته مرجان کیره کلفتم داره کونتو جرمیده سرعتشو بیشترکرد سینه هام تو دستاش بود و فشارمیداد ، کیرشو کامل درمیاورد بعد دوباره باضرب تاته میکرد انقد حرفاش و کاراش حشریم کرده بود که بعدش اصلا متوجه نمیشدم که داره تندتند میکنه موهامو میگرفتو محکم میکشید منم که عاشق سکس وحشی بودم دیوونه ترمیشدم دلم نمیخواست آبش بیاد حالا، کیرشو آورد بیرون گفت مرجان الانه که آبم بیادخوابوندمش رو تختو خودم نشستم رو زانوهاش کیرشو خوابوندم رو شیکمش بعد اومدم بالاتر لبه های کسمو گذاشتم رو کیرشو بالا پایین کردم صورتش قرمز شده بود و موهاش ازشدت عرق خیسه خیس ، رونامو محکم گرفته بود و اسممو صدا میکرد حالش انقد خراب بود که چشاش دیگه بازنمیشد یه کم رو کیرش نشستمو حسابی کسمو بش مالوندم انگشتشو کرده بود تو دهنمو منم ک انگار داشتم ارضا میشدم ازحرص گازش میگرفتم و میخوردم بعد بم گفت مرجان داره میاد بلندشدم و نشستم مجیدم سرپا روبروم ایستاد کیرشو گرفت تو دستشو یه کم مالوندش چنان آخ و اووووف میکرد که صداش تو اتاق میپیچید ، آبش که اومد پاشید رو صورتم خیلی داغ بود انقد زیاد بود که ریخت روی سینه هامو شیکمم، کیرشو آورد نزدیک لبمو سرشو فشار داد تودهنم من چشامو بسته بودمو سر کیرشو خوردم مجید ته آبشو ریخت تو دهنم کیرشو کامل کشیدم تو دهنمو آبشو مالوندم بش یه کم خوردمو بعد مجید کیرشو کشید بیرون و با یه خنده ی کوتاه گفت لامصب اینجوری که تو میخوری من دوباره راست میکنم ! باهم خندیدیمو اون رفت دستشویی بعدش من رفتم آب زدم سروصورتم وقتی اومدم بیرون دیدم مجید داره با لبخند نگام میکنه شورت و سوتینمو آورد برام پوشید لباسامم کمک کرد پوشیدم بعد بغلم کرد و نشوندم رو مبل گردنمو لبامو بوس کرد و گفت که امروز بهترین روز زندگیش بوده و ازین حرفا منم حرفاشو تایید کردمو گفتم ک چقد بم خوش گذشته . خلاصه دوستای قشنگم من اولین سکسم رو با مجید دوست پسرم تجربه کردم که واقعا عالی بود به نظرم سکس خیلی مهمه و هیچ لذتی بالاتر ازسکس نیس اونم باکسی که دوستش داری و نسبت بش احساس داری نه اینایی ک کارشون اینه ! به هر حال امیدوارم از داستانم و نحوه ی نوشتنش خوشتون باشه و اگه کم و کسری داشت ببخشید دیگه منتظره نظراتون هستم . دوستتون دارم .
    مرجان ، مهرماه 93

  • 9

  • 1




  • نظرات:
    •   saeed.24.karaj
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • یکم از توهماتت کم کنی بیشتر باورکردنی میشه.


    •   sancy tala
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • مرجان جان جونی کونی کوسی !!!!!? خیلی باهال تعریف کرده بودی و تمام زوایای کوس و کونتو به تصویر کشیده بودی !!! فقط یکم پیاز داغشو کم کن که حال خواننده بهم نخوره !!! امیدوارم همیشه در حال گاییده شدن باشی !!


    •   ali-joker
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • nea بد نبود


    •   امیرمهدی21
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • سلام ودرود
      مرجان خانم خوب وقشنگ وروان نوشتی وخوب هم صحنه هاروتوصیف کردی،فقط همونطورکه دوستان دیگه هم بهت گفتن احتیاجی نیست چاخان قاطی داستانت کنی وفکرکنی اینطوری قشنگتره،همیشه واقعیته که قشنگه،البته قبول دارم یکخورده بی قواره است ولی عوضش واقعیته وبخاطرراستیش خوب هم جلوه میکنه.
      درضمن یک تفکراشتباهی خیلی میون دوستان وهموطنانم رایج هست :اینکه فکرمیکنن توسکس اونی که بقول معروف میکنه ازاونیکه میده برتره!که این کاملااشتباهه!خوب همونطوری که مردتوسکس حال میکنه زن هم بایدحال کنه ومیکنه وحتی بیشترازمرد،بعدم همونطورکه نرده داره آلتشومیکنه توآلته زنه،خوب زنه هم همینکاروانجام میده یعنی زنه هم داره آلته مرده روبه نوعی توخودش میبلعه پس زنه هم داره مرده رو میکنه درواقع توی سکس البته یک سکس خوب وبرای دوطرف لذت بخش،هردوطرف دارن میکنن ولذت میبرن وکسی نسبت به دیگری برتری نمیتونه داشته باشه اگرهم ازنظرمقدارلذت بردن حساب کنیم که دراونصورت این زنه که داره بیشترلذت میبره ودرنتیجه ائنه که داره میکنه!


    •   mohammad.motallebi
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • کیر تو قدرت تفکرت و تخیلت


    •   Amir-jun
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • نه عافرین خوشم اومد بازم بنویس


    •   mostafa93Eskandarzadeh
    • 4 سال،8 ماه
      • None

    • مرجان جون ازاینکه شهامت داشتی،داستان سکستو نوشتی ممنونم،ازداستانت لذت بردم.ازنظردوستان هم ناراحت نشو.منتظر داستانهای زیبا،واقعی دیگه ات هستم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو