اولین سکس مصطفی با زن عمو

    سلام . مصطفی هستم 17 سالمه و این تجربه اولین سکسم هست و شاید دوستان پس از خوندن فکر کنن دروغه ولی اینطور نیستش و واقعا اتفاق افتاده . خوب من به یه پسری تو خانواده شناخته میشم که همش سرم تو کامپیوتره و منو کل فامیل یه جورایی آدم حساب نمی کنن ولی منم بیشتر وقتا واسم مهم نیست و کارمو میکنم ولی آدمی ام که همیشه حواسم به دوروبرم هست که چه اتفاقایی میوفته ، از اونجایی که تا حالا قبل از این اتفاق سکس نداشتم ، کلن خیلی تو کفم ولی نه تا اون حد که بخواب جلق بزنم و اصلا هم جلقی نیستم ، چیزی که منو بیشتر از همه چیز تحت تاثیر قرار میده کون گندس ، کلا خیلی حال میکنم با کون گنده و تقریبا متاسفانه یا خوشبختانه بیشتر اطرافیانم کون گندن ( اعم از : مامانم ، خاله هام ، دوستای مامانم ، همسایه ها و -زن عموم- ) که رو مورد آخر من خیلی حساس ام ، زن عموم یه خانوم 39 ، 40 ساله هستش و تقریبی که بگم قدش 180 ، وزن 75 کیلو رو داره و خیلی هیکل خوبی داره مخصوصا کونش که خیلی عالیه ، چهره اش ام متوسطه یعنی نه بنده خدا نه زشته نه خیلی خوشگل ، ولی مسلمونه و پایبنده ولی چادر سر نمیکنه و با مانتو میره ولی بی حجاب اونطوری نیستش . من خودم طی این چند باری که خونه عموم اینا رفتم اینو فهمیدم که با شوهرش که عموم بشه زیاد نمی سازه و خیلی با هم گرم نیستم و همین به من این امید رو میداد که امکان داره به یکی که بش اعتماد کنه پا بده . خوب امیدوارم تا اینجا خسته نشده باشید ، یه شب که کل فامیل پدریم مردا همه مجردی رفته بودن مسافرت 2،3 روزه و من ام موقعی که اینا میخواستن برن اردو بودم و با اینا نبودم . تو اون 2 روز خونه ی ما همش زنونه شده بود و همه ی دوستای مامانم میومدن و می رفتم ولی زن عموم و دختر عموم که 10 سالشه شبا میموندن خونمون . شب اول که شام رو خوردیم سر سفره متوجه گردن سفید و چاک سینه زن عموم که اسمس مریم باشه شدم که این منو به شدت حشری کرد ، زن عموم جلو من تو خونه با یه پیراهن مردونه که زیرش تاب پوشیده و یه شلوار که از مامانم بود و من اغلب با اون شلوار تنهایی حال میکردم رو تنش داشت و همین شهوت منو خیلی تشدید کرده بود و با خودم قول دادم که تو این دو شب مریم رو بکنم ، شب اول چون تابستون بود تو حیاط تو پشه بند میخوابیدیم ، طریقه ی خوابیدنم این طوری بود که من گوشه ی آخر پشه بند بودم ، مامانم کنارم و زن عموم کنار مامانم ، خواهر و دختر عموم زیر پامون میخوابیدن ، شب اول که ساعتای 2 اینا بود دیدم مامانم پشتش به منه و زن عموم ام پشتش به مامانمه ، 2 تا کون گنده جلو چشام بودن ، من خیلی رو مامانم حس غیرت ندارم و بعضی وقتا با شرتاش حال میکنم و اون شب ام که این اوضاع رو دیدم خیلی آهسته خودمو به مامانم میچسبوندم که تو این قصه جاش نیست که توضیح بدم ولی وقتی میچسبیدم به مامانم تو فکر کون مریم بودم که جلوم اینطوری قد عَلم کرده بود ، شب اول رو به به سختی اینکه نشد مریم رو بکنم گذروندم ، ظهر روز بعد که مامانم رفته بود بیرون کار داشت منو زن عموم و خواهر و دختر عموم تو خونه تنها بودیم ، مامانم زنگ زد خونه و گفت که من ظهر پیش دوستم میمونم به زن عموت بگو یه چیزی درست کنه بخورین ، من دیدم فرصت خوبیه و باید خیلی خوب ازش استفاده کرد ، بعد ناهار همه رفتن خوابیدن و زن عموم ام طوری که وسط حال خوابیده بود و دخترش و خواهرم ام کنارش خوابیده بودن و کنارش خالی بود من فک کنم 5 دقیقه همینطوری داشتم نگا میکردم که کی زن عموم روشو کنه اونور یعنی پشت کنه به سمتی که خالیه که من برم دراز بکشم به بهونه ی خواب کنارش ... بعد از 5 ، 6 دقیقه همین اتفاق افتاد و زن عموم پشت کرد ، منم خیلی آروم یه بالش کنارش گذاشتم و دقیقا کنارش دراز کشیدم ، می تونستم بوی بدنشو احساس کنم ، همش به کونش نگا میکردم ، یه نگا کردم دیدم هر سه تاشون خیلی عمیق خوابیدن ( میشه از روی حالت چشما و سرعت تنفس فهمید ) من خیلی آروم اومدم رو بالش زن عمو مریمم و سینمو چسبوندم به پشتش ، از شدت شهوت نزدیک بود آبم بیاد ولی به سختی خودمو کنترل می کردم ، داغی بدنش منو خیلی حشری کرده بود همش نگام رو چشماش بود که یه موقع بیدار نشه ، خیلی آروم و کم سر صدا کیرمو چسبوندم دره کونش . یه لحظه یه حسه عجیب بم دست داد ، تا حالا این حس رو تجربه نکرده بودم ، احساس خارق العاده ی شهوت خالص ، به قدری کونش نرم و داغ بود که کیرم بی حس شده بود ، هی میخواستم فشار بدم کیرمو ولی باز میترسیدم ، هر از چند گاهی بیشتر فشار میدادم ، حسابی حشری شده بودم میدونستم که شرت ام خیسه ولی اصلا از حس شهوت ام کم نشده بود ، بعد از 1 دقیقه یهو دیدم تکون خورد و یه کم خودشو انداخت رو من ( تو حالت خواب متوجه حضور من نشده بود و بدنش مثلا به پشت رو زمین خوابیده بود ) ، کاملا کونشو که رو کیرم پخش شده بود رو داشتم احساس میکردم ، خیلی حشری تر شده بودم ، ولی خیلی میترسیدم اگه چشماشو باز میکرد دقیقا بینی ایم روبه روی چشماش بود ، نمیدونستم چیکار کنم ، دستمو آروم گذاشتم رو رونش ، آروم روناشو میمالوندم ، دیدم عکس العملی نداره دستمو خیلی آروم گذاشتم رو سینش ، سینه هاش خیلی بزرگ بودن ، ولی چون سوتین داشت بعد رو سوتین تاب و پیراهن ، خیلی نمیشد سینه هاشو گرفت ، داشتم از شهوت میمردم ، زد به سرم که یه بوس بخورم از لپش ، یه 10 ثانیه ای شد تو این فکر بودم که آخرش تصمیم امو گرفتم و یه بوس آروم خوردم از لبش ، یهو چشماشو باز کرد و خیره شد بم ، خشک شده بودم ، برای 5 ثانیه همو نگاه میکردیم ، انگار داشت هوشیاری شو کم کم بدست می آورد ، یه نگا کرد به کونش که چجوری رو کیرم پهن شده ، تعجب کرده بود ، نشست رو زمین و یه اخم کرد بم و با صدای نه خیلی بلند گفت : داشتی چیکار میکردی اینجا ؛ من خشک شده بودم فقط نگاه میکردم ، یه لحظه نگاه کرد به ساعت دید هنوز 2:30 ـه ، یه کم فکر کرد و یه کم نزدیک شد بم گفت چرا این کارو کردی ، زبونم باز شد ، بش گفتم : خوب من تاحالا تجربه نداشتم و نیاز دارم به سکس . دیدم یه جوری نگام کرد که انگار واقعا درک ام میکنه ، دستشو آروم رو گونم کشید ، یه کم نوازش کرد ، دستشو برداشت . معلوم بود تو دوراهی گیر کرده که پا بده یا نه تصمیمش سخت بود ، بعد از 5و6 ثانیه دراز کشید دوباره و چشماشو بست ، من همینطوری بی حرکت مونده بودمو فقط نگاش میکردم ، دیدم همینطوری چشماش بستس ، دراز کشیدم دوباره کنارش ، بعد از 10 دقیقه دیدم دوباره پشتشو به من کرد ، دیگه این واسه من تاییدیه بود که برم باش بخوابم ، منم خیلی آروم و بی وقفه کنارش دراز کشیدم و دوباره کیرمو به فشار چسبوندم به کونش ، یه آه کشید ، خیلی حال داد بم اون حالش ، دستمو گذاشتم رو سینه هاش و میمالوندم ، سینه هاشو میتونستم حس کنم که دارن سفت میشن ، خودمو کندم چادرو دادم بالا و رفتم زیر چادر و چسبیدم بش ، خیلی آروم دکمه های پیرهنشو باز کردم و در آوردم واسش ، اون تابش خیلی واسم سکسی بود ، چاک سینه هاش داشت دیوونم می کرد با یه اشاره ی من تابشو خیلی آروم و نسبتا طولانی در آورد ، وای ! بدنش خیلی سفید بود ، تاحالا متوجه نشده بودم ، چادرو زدم کنار از رو جفتمون و شروع کردم به مالوندن سینه هاش ، دستمو میکردم لا سینه هاش از زیر سوتین و میمالوندم ، دیدم داره لباشو میخوره ، خیلی حال میکردم ، نگا کردم به کونش دیدم کیرم از رو شلوار کاملا رفته لا کونش این صحنه خیلی واسم سکسی بود ، در گوشش گفتم بیا بریم تو حموم ، چشاشو باز کرد و تایید کرد ، لباساشو برداشتمو رفتیم تو حموم ، اول یادمه یه کم لباشو میخوردم و سینه هاشو میمالوندم ، بعد از مدتی بردمش وسط حموم و چسبوندمش به دیوار ، نگاش که کردم دیدم استایل بدن 20 ـه قسمت پشت سینه هاش چاق ، کمرش باریک ، به کونش که میرسید دوباره چاق ، به عجله چسبیدم بش و گردنشو میلیسیدم و سینه هاشو میمالوندم یه چند دقیقه ای همین کارو ادامه دادم ، زانو زدم رو زمین ، صورتمو کردم تو کونش ، خیلی نرم بود بینی ایم رفته بود لا کونش ، با دستم کون و رونشو میمالوندم ، یه کم که مالوندم اون شلوار سکسی که من خیلی تاحلا تو پای مامانم باش شق میکردمو آروم کشیدم پایین ، اولین باری بود چنین چیزی میدیدم از نزدیک ، یه بوی کاملا سکسی ـه حشری کننده ، یه شرت زنونه ی صورتی که با سوتین اش ست شده بود یعنی سفید بود ، داشتم میمردم از رو شرت ام یه کم لیسیدم و مالوندم ، شرت و با شلوار با هم کشیدم پایین ، وای کونش یه تار مو هم نداشت ، وسطش ام همینطوری بود با یه سوراخ کون قرمز مایل به صورتی و یه کس خیلی شیک اون پایین ، کونشو باز کردمو با زبونم کسشو میلیسیدم ، خیلی داغ و خوشمزه بود ، دیدم داره از شدت لذت سینه هاشو میماله ، چشماشو بسته بود و لباشو گاز میزد ، به لیسیدنم ادامه دادم ، گفتم بش واسم میخوریش ، دیدم تایید کرد ، ایستادم رو پام ، خیلی مظلومانه و شهوت انگیز جلوم زانو زد ، شرت و شلوارمو داد پایین و کیرم که کاملا راست شده بود و میمالید ، دستاش خیلی گرم بودن ، خیلی خوب واسم میمالید کیرمو ، چشامو بسته بودم که دیدم کیرم بی حس شد ، تا وسط کرد تو دهنش ، خیلی تو دهنش آب بود دیدم همینطوری داره از کیرم آب دهن میچکه ، خیلی خوب میخورد واسم ، داشتم دیوونه میشدم دستمو گذاشتم رو سرش و یه خورده بیشتر فشار می آوردم که کیرمو بخوره ، تقریبا با زور تا ته کیرمو میخورد دیدم داره اذیت میشه ، سرشو رها کردم ، آوردمش قسمت رختکن و نشوندمش رو سنگ به طوری که کاملا پشتش به من بود ، خیلی آروم فشار دادم کیرمو رو کسش ، دیدم یه جیغ آروم کشید ، کیرم از شدت داغی و تنگش داشت میسوخت و فشار می اومد بش ، یه کم تلمبه زدم رو کسش ، داشت میمرد از لذت ، من همش کنترل میکردم خودمو که آبم نیاد ، میدونستم که وقت دارم و کسی نه بیدار میشه نه میاد خونه ، سرعت امو بیشتر کردم ، سوتین اشو باز کردم ، سینه هاش به شکل خیلی سکسی ای عقب جلو میرفت ، داشتم بهترین لحظات عمرمو تجربه میکردم ، کیرمو در آوردم گذاشتم رو سوراخ کونش ، دیدم یه لحظه کشید جلو خودشو به نشانه اعتراض ، بش گفتم نترس نمیذارم دردت بیاد ، رو کیرو یه تف انداختمو خیلی آروم کیرمو فشار میدادم ، داد و بیداد میکرد ، من اهمیت نمیدادم و فشار میدادم ، همینجوری کیرم داشت میرفت تو اون سوراخ تنگ صورتیش ، با یه فشار آخر کیرم کاملا تو کونش بود ، دستمو گذاشتم رو کمرش و خیلی آروم شروع کردم به تلمبه زدن ، هی خودشو میکشید جلو ، ولی من هی اصرار داشتم ، کم کم هر دومون عادت کردیم ، سوراخش گشاد شده بود ، سرعت تلمبه امو زیاد تر کردم ، مثه این فیلمای سکسی که وقتی زنرو میکنه یارو این کونش با هر تلمبه هی میخواره به رونایه پات شده بود ، منو خیلی حشری کرده بود ، دیدم داره آبم میاد بش گفتم : بریزم تو ؟ با سر تایید کرد ، تموم آبمو خالی کردم تو کونش . یه 20 ثانیه روش خودمو انداختم ، کیرمو در آوردم از تو کونش ، با هم یه دوش گرفتیم ، وقتی اومدیم بیرون گفت که این باره اول و آخری بود که بت اجازه دادم که اینطوری کنی . منم گفتم : دستت درد نکنه زن عمو . خیلی حال دادی . از اون به بعد من کلا دیدم عوض شد نسبت به سکس . امیدوارم از این که داستان طولانی شد دوستان خسته نشده باشن ، من فکر کنم چند صد بار این خاطر رو تو یه ذهن ام مرور کردم و تموم جزئیات تو ذهنم مونده واسه همینه که طولانی شد .


    نوشته : مصطفی

  • 9

  • 0




  • نظرات:
    •   Leobash
    • 5 سال،1 ماه
      • None


      1. "کلن خیلی تو کفم ولی نه تا اون حد که بخواب جلق بزنم و اصلا هم جلقی نیستم" الان گفتی جقی نیستی آره؟! من که میگم به کس و کون ارواحت خندیدی.

      2. "زن عموم جلو من تو خونه با یه پیراهن مردونه که زیرش تاب پوشیده و یه شلوار که از مامانم بود و من اغلب با اون شلوار تنهایی حال میکردم رو تنش داشت" خوب الان گفته بودی جق نمی زدی نه؟!! کس کش بی ناموس جقی تو با شلوار ننت حال می کردی بی ناموس بعد میگی جقی نیستی؟!!

      3. "من خیلی رو مامانم حس غیرت ندارم و بعضی وقتا با شرتاش حال میکنم و اون شب ام که این اوضاع رو دیدم خیلی آهسته خودمو به مامانم میچسبوندم" اینجا دیدم که باز یه نویسنده بی ناموس بی غیرت لاشی بی بابا ننه این داستان و نوشته، پس دیگه ادامه ندادم. ننویس دیگه کیری خان، کیرم تو اجدادت، ننویس.


    •   JAMSHID_SE7EN
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • در جقی بودنت که شکی نی. و همچنین داستان تخماتیکت.
      اما فقط بگو چجورکیاس که از پشت سینتو چسبوندی بهش نزدیک بود آبت بیاد بعد دولتو میچسبونی به کونش بی حس میشه؟
      یا موقعی که داحل حموم دولتو کرد دهنش بازم بی حس شد
      شما برعکس همه ملتی؟موقعی که فرو میکنی جایی دولت بی حس میشه؟
      یا اینکه کون زن عموت و دهنش ماده بی حس کننده تولید میکنه؟
      یعنی فقط برو بمیر دیگم ننویس.کمترم جقول باش به فاک میری
      لشو لوووووووووووووووووووووش دوزاری


    •   مهرداد کیانی
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • لاشی مجلوق


    •   آموزگار عشق
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • یکی بمن بگه چطوری وقتی زن عموش خوابیده بوده و کونش رو کیر این طفل مجلوق پخش شده بوده،نوک دماغش دقیقا روبروی چشمای اوشون بوده ؟؟؟!!مگه دماغ زن عموجان پشتش دراومده بودن و یاکونش جلوی تن ایشون بوده؟پسرجان باشورت مامانی جلق زدن وبه فکر زن عمو کیرمالوندن و جق زدن فراوان کلا مختو فرستاده تعطیلات تابستانی


    •   sad but true
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • نمیدونم چراهمه نویسنده ها،بیل گیتس تشریف دارن و خدای کامپیوتراماهمه شون دوکلمه مث آدم نمیتونن تایپ کنن


    •   f_k_koloft
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • دست دوستان کامنت نویس درد نکنه خوب از خجالتش در اومدین "من دیگه حرفی ندارم" good


    •   جاكش آفريقايي
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • حالا هي ما كون خودمونو پاره ميكنيم كه سكس با محارم ننويسيد ... ميان سكس با زن عمو و زن دايي مينويسن ... خوشا به كيرتون كه شهوتش چشاتونو كور كرده


    •   محسن كاردرست
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • قد ١٨٠ ؟
      كير تو دهن، يه چيزى بهت ميگم ها!


    •   mehrdad2012
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • یه شرت زنونه ی صورتی که با سوتین اش ست شده بود یعنی سفید بود

      شما نظر بدید که جقی هست یا نه؟
      از کی تا حالا صورتی با سفید ست است؟


    •   sina.to78
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • آخه جقی اینقدر جق زدی تخیلاتتم کیری شده کیرم دهنت با این داستانت diablo


    •   mikemaclain
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • کیرم توی زن عموی دروغینت و مادرتو و خواهر و دختر عموت...... آخه کس کش خواهرت شبی که توی پشه بند خوابیدید کجا بود ..... حتما رفته بود به بقال سر کوچتون کس بده.... مادر جنده ملجوق چرا دروغ مینویسی ..... چرا کس میگی ..... بر جلقتو بزن .....کونی بچه قرتی ...... تا داستان تخمیت رو نوشتی از بس جلق زدی کمر درد گرفتی !!!!!!!!!!!!!!!!!! اصلا کس عمت ... خواهر مادر جنده new_russian aggressive ریدی..... خیلی بدم ریدی ..... کس کش


    •   پارسـا
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • [QUOTE]منو کل فامیل یه جورایی آدم حساب نمی کنن[/QUOTE]آخه نکبت گوزو فامیل آدم حسابت نمیکنن ولی زن عموت اومد بهت داد؟
      بعدشم اونهمه سر و صدا کردین دخترش و خواهرت بیدار نشدن؟
      مگه اصحاب کهف بودن؟
      [QUOTE]مامانم زنگ زد خونه و گفت که من ظهر پیش دوستم میمونم[/QUOTE]مادرتم حتما رفته بود پیش دوس پسرش
      ننویس جقی


    •   22tehran
    • 3 سال،6 ماه
      • 0

    • بوس خوردی؟چرا انقد با سر تایید میکرد!لال هستش زن عموی خرابت؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو